هنر سوزن دوزی

هنرهاي دستي تجلي زيبايهايي نشاًت گرفته از ذوق وسليقه مردمان هردياري نشاندهنده توجه آنان به پيرامون هزاررنگ ودنياي اطرافشان مي باشد . كه گاهي سرخوردگيهاي روزنده ، گاهي سرخوشيهاي حال وگذشه را با آفرينش آثارجاوداني به نمايش گذاشته اند . هنرسوزندوزي نيز ازاين هنرها جدانيست .سوزن‌دوزي هنر نقش‌آفريني با سوزن است. هنرمند سوزن‌دوز در سايه عشق و علاقه خاصخود باحوصله‌اي كافي طرح‌هاي افسون‌گر و خيال‌پرور خود را با وسايلي كه در اختيار دارد بر روي پارچه نقش مي‌زند و عاشقانه هنر خود را در اقلب رويه لحاف، روبالشي، روتختي، بقچه، كيف، جاي نماز، سجاده وقاب قرآن و بسياري از وسايل زندگاني مي‌آرايد و زيبايي تن‌پوش را نيز صدچندان مي‌كند و ان را به درجه عالي شكوهمند مي‌رساند.
اما آنچه كه دراين ميان حائز اهميت است جنبه اقتصادي و اشتغال زائي وهمچنين منبع درآمدي براي خانواده ها مي باشد اين مقاله نگاهي دارد به نوع فعاليت سوزندوزان بلوچ وآثار مرتبط به آن .
زمان رواج آن بعنوان يك هنر اصيل بطور كلي مشخص نيست اما از آنجايكه سوزن دوزي با طبيعت رابطه اي تنگاتنگ دارد پس مي توان آن را درنهاد وسرشت آنها يافت .
هرچند ممكن است دربرهه اي از زمان به علت عدم وجود امكانات ونداشتن توانائي لازم براي بروز دادن نتوان آن راديد اما اين دليل عدم انكار اين هنر درآن زمان نمي تواندباشد .
سوزن دوزي هنري است كه برگرفته از ذوق وقريحه فرد هنرمند مي باشد وهمان طور كه بسياري از شاهكارها ازسرشت ناخود آگاه فرد سرچشمه مي گيرد مانند فكر كردن ، انديشيدن ، ميل به كمال رسيدن و... كه از همان ابتدا دروجود آدمي مي توان يافت سوزن دوزي را نيز بايد چيزي مثل اينها دانست اگردرمورد سوزن دوزي به قدري تعمل كنيم آنرا همان فكر ذهنيات مي يابيم كه زن بلوچ با بهره گيري از روحيه بي غل وغش خود كه مي توان آن را به دور از همه ناخالصي هاي جامعه دانست به خوبي وبه زيبايي آن جاذبه ها وآن سنبلها را كه به ذهنش خطور مي كند و آنها رادردل طبيعت به خوبي حس مي كند به عنوان هنر خود به اطرافيان نمايان مي كند . سوزن دوزي اين هنر پرجذبه رانمي توان به زمان خاصي اختصاص داد اما اگر بخواهيم زمان به فعليت رسيدن آن را بررسي كنيم شايد درحدود 100 يا 200 سال پيش از ظهور اسلام و آمدن اسلام به ايران مربوط باشد كه قومي به نام اسلاوها به ناحيه اي ازبلوچستان آمده ودرآنجا سكني گزيدند .
اين گروه از اسلاوها از طريق جاده ابريشم به اين منطقه آمده بودند ( اين منطقه درحال حاضر جز خاك پاكستان است ودرمرزافغانستان وپاكستان قراردارد ) اين ناحيه را كه اين گروه براي سكونت خويش برگزيده بودند بعلت اينكه مسيحي بودند وآئين اسلام را قبول نداشتند كافرستان مي گفتند كه اين قوم پرورش كرم ابريشم وبدست آوردن نخ از پيله هاي ابريشم و استفاده از آن را درپارچه بافي و سوزن دوزي به زنان بلوچ آموختند .
قبل ازرواج پارچه خارجي اين منطقه از نظر تامين لباس وپارچه خود كفا بود كه به افراد متخصص اين كار جولاهك مي گفتند كه زنان بلوچ با ظرافت كاريهاي خاص خود هنر سوزن دوزي را رواج مي دادند كه دركنار زنان مردان نيز به نوبه خود دراين امر ياري مي رساندند .
كارهاي سخت وخشن اين هنر را مردان وكارهاي ظريف را زنان بر عهده داشتند .
پنبه رستن از زنان وبافتن از مردان ، اجراي نقشه ها برروي پارچه از زنان وفروش برعهده مردان بود . سوزن دوزي آنچنان با زندگي زنان بلوچ آميخته كه درهرجــــاي دنيـــا سوزن دوزي را با زن بلوچ وزن بلوچ را با سـوزن دوزي مي شناسند .
سوزن دوزي اين هنر پرمباهات بلوچ بعلت زيبايي وشهرتي كه پيدا كرده است خوشبختانه فقط محصوربه اين منطقه نمي باشد بلكه آوازه آن فرسنگها فراتر از اينجانيز رسيده است وخودرا به صورتهاي متفاوتي نشان داده است . بطوريكه حتي در بين افرادي كه قدرت آن را نداشته باشند تا پي به آن رموزي كه در تار و پود آن وجود دارد ببرند اما از همان ظاهر زيبا و جذاب آن نهايت استفاده را خواهند برد.
سوزن دوزي (سوچن دوزي) يا بلوچ دوزي در ميان اقوام بلوچ هنري اصيل و ريشه دار است كه با طبيعت لطيف و صميمي زن بلوچ آميخته شده است كه تلفيقي است از رنگهاي خالص و طبيعي و نقش آرام طبيعت كه ميتوان آن را در ميان زنان و دختران بلوچ به عنوان هنري ظريف و پر سابقه ديد كه براي تامين ما يحتاج زندگي ودرواقع سروسامان دادن وضع اقتصادي خانواده هاي كم درآمد نقش به سزايي مي توان داشته باشد
سوزن دوزي هنر بسيار سخت و در عين حال جالب و ظريفي است كه در كنار مزايا و برجستگي هاي زيادي كه مي توان براي آن برشمرد معايبي را نيز ذكر كرد .
كه بعلت ظرافت خاصي كه دارد با عث ضعيف شدن چشم سردرد كمر درد وغيره مي شود كه هنرمندمي تواند وتنظيم كردن وقت خود وپرداختن به ا ين كار درساعاتي مشخص ازبسياري مشكلات جلوگيري كند كه متاسفانه عده اي زيادي از زنان كه دروضعيت بد اقتصادي قرارگرفتند تمام وقت خود را صرف سوزن دوزي مي كنند كه اين كار باعث اثرات زيان باري مي شو د . سوزن دوزي جزآن دسته ازهنرهاي معدودي است كه با همان ابزار اوليه واصيل وتوسط دست وسوزن صورت مي گيرد وبه همين علت از بسياري از هزينه هاكه براثر گرايش به صنايع وتكنولوژي ايجاد مي شود جلوگيري مي كند و چون تكنولوژي مدرن جديد نياز به هزينه ها ي بالا وهمچنين افراد متخصص داردنمي تواند جوابگوي تمام نيروي كاربيكار باشد و سوزن دوزي دررفع اين معضل مي تواند بسيار موثر واقع شود .
پس اين هنر نه تنهارقيب ومانعي برسر راه استفاده صحيح ومناسب از تكنولوژي نيست بلكه به عنوان عامل مكمل دراقتصاد كشورهاي توسعه نيافته محسوب مي شود .
تمام آنهايي كه دراين هنر نقش ايفا مي كنند زنان هستند زنان بخوبي ارزش آن را درك كرده واز همان سنين پايين ( 4 و7سالگي ) با اين حرفه آشنا مي شوند . وبه وضوح سهم آن را درزندگي خود مي يابند وبه درستي مي بينند كه چگونه با زندگي آنها عجين شده است نمونه اي ازآن چيزي را كه زن بلوچ به عنوان هنر خود معرفي مي كند را مي توان درلباس زيبا با وقار وبلند بلوچ كه با نهايت صبرو ظـرافت سوزن دوزي شده است ديد كه قسمتهايي از آن لباس به نامهاي پيش سينه ، جيب و سرآستين بطوريكه از گذشته برايش ماند ه با تكه هاي سوزندوزي شده آراسته مي شود بيشتر هنرمندان اين هنر را مي توان درمناطق ايرانشهر وبيشتر درنواحي چانف ، اسپكه ، فنوج ،مورميج ، شهريانج ، گوانگ ، مته سنگ ، نگوچ ،پيپ ،هريدوك ، كويچ ، بزمان درسراوان درناحيه اي سيب وسوران درخاش درنواحي ايرندگان ومارندگان ودربسياري از مناطق ديگر بلوچستان بخصوص مناطق روستا نشين ديد .
سوزن دوزي هنري است كه هنر مند براي خلق اثر خود به ابزار كم وابتدايي نياز دارد كه مي تواند به راحتي آنان رافراهم كند كه درهر خانه اي يافت مي شود . وزن بلوچ با حداقل امكانات يكي از برجسته ترين هنرهاي ايران را به نمايش مي گذارد .
1- سوزن
2- قيچي
3- انگشتانه
سوزن كه از گويش محلي به آن سوچن مي گويند نقش آن درسوزن دوزي بسيار مهم است واندازه و نوع آن به نوع كار ، دوخت وپارچه مورد نظر بستگي دارد واز آنجا كه نقشها باهم تفاوت دارند سوزندوز سعي مي كند ابزاركار با نوع كار هماهنگي لازم را داشته باشد . وبراي انواع دوختها از انواع سوزنهاي نازك و كلفت استفاده مي كنند كه بستگي به ظرافت ، نوع دوخت ونقشي كه مي خواهد پياده كند دارد بطوريكه هرچه سوزن نازك تر باشد مي تواندبه ظرافت كار كمك كند .
قيچي كه به آن مقراض گفته مي شود يكي ديگر از ابزارهاي بكار رفته درسوزن دوزي است ونقشي كه مي تواند داشته باشد اين است كه به وسيله آن پارچه هارا به اندازه هاي مناسب كار درمي آورد . وهمچنين براي برش نخ نيز از آن استفاده مي شود .
انگشتانه يا شستي كه آنرا به عنوان محافظ انگشت بكار مي برند مي تواندخيلي موثر باشد كه سوزن دوزان خبره بيشتر از آن استفاده مي كنند وافرادي كه تازه مي خواهند سوزن دوزي را فراگيرند زياد وابستگي به آن ندارند . وشايد دليل اين باشد كه افرادخبره به دليل تبحر وتجربه اي كه دارند خيلي سريع عمل مي كنند وهمين سرعت باعث مي شود كه سوزن با شتاب بيشتر ي با دست آنان برخورد كنداما در افراد تازه كار به علت تمركز ودقت زياد باعث مي شود كند پيش روند كمتر نياز به انگشتانه پيدا مي كنند .

از آنجاكه براي ايجاد هرهنري نياز به مواد اوليه ايست سوزن دوزي نيز به عنوان يك هنر به موا د اوليه اي نياز دارد . براي طرح سوزن دوزي از پارچه ونخهاي رنگي كه مواد اوليه را تشكيل مي دهند استفاده مي شود . نخهاي مورد استفاده از جنس ابريشم وپنبه است كه بيشترين نخ مورد استفاده نخ پنبه اي مي باشد كه به راحتي مي توان آنرا دربازار از واسطه ها دريافت كرد نخ پنبه انواع مختلف داردكه به علت همجواري با پاكستان بيشترين استفاده از نخهاي پنبه اي وارداتي پاكستان مي باشد . وعلاوه برآن از نخهاي مرقوب دمسه نيز استفاده مي شود . از نخ ابريشم بيشتر درگذشته استفاده مي شد كه امروزه به علت كميابي آن وگران قيمت بودنش كمتر مورد استفاده قرارمي گيرد . وهمچنين كارگاههاي تحت پوشش سازمان صنايع دستي از نخ ويسكوز دولا كه درمركز استان رنگ آميزي مي شود استفاده مي كنند . نخهاي بكار رفته درسوزن دوزي بصورت مختلف ومتنوع انتخاب مي شوند كه بيشتر از نخ هاي برنگ تيره استفاده مي شود . 80% آنهارا رنگها ي قرمز تشكيل مي دهد .
سوزن دوز علاوه بر نوع نخ ورنگ انتخابي آن براي خلق اثر خود به ماده اوليه ديگري كه پارچه است نيز نياز دارد .
واز آنجائيكه پارچه نقش مهمي درايجاد طرح ونقش دارد هنرمند بايد دقت لازم براي انتخاب پارچه موردنظرراداشته باشد چون براي هر نوع دوختي از پارچه مخصوص به آن دوخت استفاده مي شود . مبني اين پارچه ها غالبا كتان وپنبه است كه جنبه واردات داشته و از خارج ( پاكستان ) به استان وارد مي شوند . از آنجائيكه كه درسوزن دوزي بلوچ ، نقشها براساس شمارش تاروپود انجام مي گيرد وهيچ طرح اوليه اي برروي پارچه پياده نمي شود وهمه طرحها ذهني است پارچه انتخابي بايد داراي تاروپودي منظم وكاملا عمود برهم باشدوبراين اساس پارچه ها به دونوع درشت بافت وريز بافت تقسيم مي شوند .
چون همه نقشها از لحاظ ظرافت ودرشتي به يك اندازه نيستند .بيشتر براي دوختهاي ظريف وپركار از پارچه هاي نخي گاندي با عرض 120استفاده مي شود كه بعلت بافت ريزي كه دارند نوع دوخت برروي آنها ظريف تر مي شود .
استفاده از پارچه هاي ريز بافت درگذشته بيشتر بودكه امروزه جاي آنها را پارچه هاي نامرغوبي كه كارهنرمند را راحت تركرده است گرفته كه اين پارچه ها تور مانند بوده ونقشي كه برروي آنها بكار برده مي شود به ارزشمندي گذشته نيست واز ارزش كمتري برخوردار است پس نوع بافت پارچه عامل اصلي قيمت گذاري آن محصول محسوب مي شود اگرپارچه ريز بافت ونخ بكار رفته ابريشم ( نازك) باشد ارزش آن به مراتب بيشتر از محصولات نامرغوب ودرشت بافت است .
سوزندوزپس از آماده كردن مواد اوليه وابزار كار پارچه را كه بعنوان ماده اوليه اي محسوب مي شود را به اندازه هاي مناسب درآورده ونقش مورد نظر را برروي آن مي دوزد .
ابتدا طرح كلي را با يك رنگ برروي آن پياده مي كند سپس فواصل بوجود آمده را براساس نقش مورد نظر با نخ هاي متفاوت رنگي پر مي كند . ميان كار وكم كار كه نوع كار محسوب مي شوند دراين مرحله مشخص مي شود اما نحوه دوخت همه نقشها به اين صورت نيست مثلا بال مدك كه نوعي نقش است بدون اينكه اول طرح را با يك رنگ مشخص كنند سپس آنرا با رنگهاي ديگر شكل دهند بترتيب رنگها بصورت كامل دوخته مي شود نوع سوزندوزي مانند نوع نقش درهر منطقه اي متفاوت است بطوري كه دربرخي مناطق انفرادي ودرجاهايي مانند ايرندگان بصورت گروهي ودسته جمعي عمل شود .
درنوع گروهي كه بصورت هاي متفاوتي مي تواند باشد ممكن است هرزن يك قطعه از پارچه را انتخاب كند وبدوزد ويا هرنقش ورنگي برعهده يكي قراربگيرد كه درگويش محلي به اين عمل دسته جمعي حشرگفته مي شود .
منظور از پركار ، كم كاروميان كار كه گفته شد اين است كه اگرتمام پارچه موردنظر سوزندوزي شود پركاراست ولي اگر بيشتر قسمتهاي پارچه سوزندوزي شود اما فواصلي هرچند كم هم باقي بماند نوع دوخت ميان كار است ولي اگر فواصل باقي مانده زياد باشد نوع كم كار را تشكيل مي دهد .
از آنجائيكه سوزن دوزي هنري است كه تنهابوسيله دست انجام مي گيرد وبراي توليد آن از هيچ وسيله ياتجهيزات ديگري استفاده نمي شود مسلما براي توليد آن مدت زمان زيادي لازم است كه البته به نوع دوخت ، نوع طرح ، مهارت فرد ، توليد انفرادي يا گروهي بستگي دارد .
نوع دوخت: سوزندوز براي هريك از انواع پركار ،ميان كاروكم كار زمان يكساني را صرف نميكند وهمه دير يا زود انجام نمي گيرند پس درتعيين مدت زمان لازم هر يك از انواع آنها موثر است .
با توجه به طرح اجرايي زماني كه بكار مي رود بستگي به سادگي يا سختي آن طرح دارد كه براي برخي از طرحها زمان كم وبراي برخي ديگر زماني زيادي لازم است .طرحها همچنين براساس كوچك يا بزرگ بودنشان مدت زمان خاصي را به خود اختصاص مي دهند .
مهارت فردكه تند يا كند عمل كند بسيار مهم است هرچه فرد مهارت بيشتري داشته باشد به همان اندازه مي تواند با سرعت بيشتري عمل كند .
توليدانفرادي و گروهي قطعا به لحاظ زماني متفاوت خواهند بود بطوري كه هرچه تعداد افرادي كه مي خواهند با هم كار كنند بيشترباشد به ميزان توليد نيز زودتر انجام خواهدشد .
جنس پارچه ونخ نيز موثر است بطوري كه هرچه پارچه ريز بافت ترباشد ونخ بكار رفته نيز ابريشم ونازك باشد براي دوخت آنزمان بيشتري لازم است تا اينكه پارچه ونخ از جنس كلفت ونامرغوب انتخاب شوند. يك سوزندوز دريك ساعت براي هر يك از انواع پركار ميان كاروكم كار مي تواندبترتيب 10 سانتيمتر مربع پركار ،35 سانتيمتر مربع ميان كارو50 سانتيمتر مربع كم كار بدوزد .

شايد بتوان گفت كه سوزندوزي بعنوان يك هنر آنطور كه بايد وشايد ارز ش وجايگاه خودرا نيافته است بطوري كه تا چند سال پيش بعنوان يك نوع فعاليت نوعي بشمار مي رفت واز اهميت ناچيزي برخوردار بود براي رفع اين مشكل مي توان با يك مديريت صحيح امكانات ومنابع بيكاري را تاحد زيادي ميان زنان ومردان كاهش داد.
همچنين بازاريابي آن دركشورهاي اروپايي – آسيايي وآفريقايي مهم ترين بخشي است كه درتوليد فراورده هاي سوزندوزي بايد به آن توجه كرد كه متاسفانه عدم گسترش توليدات سوزندوزي به بقيه نقاط ايران وجهان از ضعفهاي قابل توجه اين هنر به حساب مي آيد .
درحال حاضر بيشترين بازار براي پوشاك محلي مي باشد كه بعلت عرضه زياد ارزش آن پايين آمده وقيمت ناچيزي براي آن پرداخت مي شود .
درجاهايي هم كه تقاضا ها غير بومي است واسطه ها بخاطر عدم اطلاع سوزن روزان از ارزش واقعي آنها قيمت بسيار كمي به توليد كننده ها مي پردازند وبيشترين سود نصيب خودشان مي شود با ايجاد شركتهاي سهامي كه سهامد اران از خود توليد گان باشند مي توان به صادرات گسترده پرداخت وبا پرداشتن سود بطور عادلانه بين عرضه كنندگان انگيزه بيشتري درآنها براي عرضه بيشتر ايجاد نمود .
دريك تقسيم بندي كلي مي توان مراكز زيررا براي فروش توليدات سوزندوزي نام برد .
1- فروش درمحل :
فروش درمحل مختص فراورده هاي محلي كه زينت بخش لباس زنان بلوچ است مانند جيب ، سرآستين وپيش سينه مي باشد كه فروش درمحل ممكن است بصورت مبادلات با كالاهاي ديگر يا مواد غذايي صورت گيرد كه مسلما به اررشي خيلي كمتر از ارزش واقعي آن فروخته مي شود كه اين به وضعيت بد اقتصادي واجتماعي استان مربوط مي شود وتا زماني كه نارساي هايي از اين قبيل ول نگردد نوسانات قيمت تابع عرضه تقاضا نخواهد شد
2- فروش درمراكز شهري :
فروش درمراكز شهري ،توليداتي همچون سجاده ، دستمالهاي تزئين شده ، نوارهاي مانتو و... را شامل مي شود كه از آن حالت محلي بيرون آمده وفراورده هاي محلي كمتر مورد نقاضاست
3- فروش درشهرستانهاي مختلف كشور:
شهــرستانهايي كه همچون مراكز فروشي داشته باشند بسيار اند كه كه فروشگاهها ي سازمان صنايع دستي مهم ترين اين مراكز به شمار مي روند .
4- فروش درخارج از كشور :
همانطور كه گفته شد سوزندوزي هنري است كه درساير كشورها جايي براي خود باز نكرده است سازمان صنايع دستي هم بعلت عدم تقاضا ي بازاردرخارج از كشور اقدام قابل توجهي دراي زمينه انجام نداده است با اين حال كشورهاي حوزه خليج فارس ، پاكستان وهندوستان و كشورهاي اروپايي را مي توان محل فروش نام برد .
نقوش سوزن دوزی
نقش وطرح كه ركن اساسي درسوزندوزي به شمارمي آيد براي هر دوره سند هويتي است كه معمولا از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود .زنان بلوچ ممكن است براساس نوع سليقه وتجربيات خود درنقوش تغييراتي بوجود آورند ونقوش را كم وزياد كنند اما اصل آن ودرواقع هويت آن نقش هرگز از بين نمي رود.
سوزن دوز نقوشي را كه بكار مي برد بدون اينكه قبلا طرحي براي آنان ايجاد كند با نهايت ظرافت برروي پارچه مي آورد كه براي ايجاد نقش بيشتر سعي مي شود از عناصر بي جان طبيعت استفاده شود تا نقشهايي مانند نقش انسان وحيوان واين شايد بعلت ايمان واعتقاداتي استكه مردم بلوچ به آنها پايبند هستند اعتقاداتي كه آنها را بيشتر براي تعيين نقش به سوي اشكالي سوق مي دهد كه با فرهنگ ومذهب آنها منافات نداشته باشد . تا حد امكان سعي مي شود از نقوش هندسي استفاده شود اما با وجود همه اينها باز هم نقوشي كه بيانگر نقش انسان حيوان وگياه باشد را مي توان درآثار هنر برخي از هنرمندان مشاهده كرد.
بطور كلي نقوشي كه بكارگرفته مي شوند عبارتند از :
1- نقوش انساني :
از اين نقوش درهنرسوزندوزي كمتر استفاده مي شود واين نوع نقش برروي قاليچه ها كاربرد بشتري دارد .
نقوش انساني ممكن است كاملا به شكل انسان نباشد امابخاطر برخي از نشانهايي كه به انسان يا هرشي ء ديگري دارد نام آنرااقتباس مي كنند
2- نقوش حيواني:
كه برگرفته از نام انواع حيوانات است كه اين حيوانات ممكن است دراطراف وخودمنطقه وجود داشته باشد يا مانند نقش حيوانات مثل طاووس برگرفته از آن ذهنيات فرد باشد كه بخاطر زيبايي آنرا بكار مي برند .
3- نقوش گياهي :
عدم وجود گل دربلوچستان ذهن سوزندوزرا برآن داشته تا به نقش آفريني آن بپردازد ويا كنارهم قراردادن چند مربع ، لوزي ، مثلث يا مستطيل انواع گل ها ونقش رامي آفريند .
4- نقوش هندسي :
نقش ها ي هندسي بيشترين كاربردرا نه تنهادرسوزن دوزي بلكه درانواع فعاليت ها مانند سفال ، زرگري و... مي تواند داشته باشد
نقشهاي هندسي متنوع تراز ديگر نقوش است ودرعين سادگي مي تواند بسيارزيبا و جذاب باشد . پس نوع طبيعت ، آب وهوا ،ذهنيات ، روحيات ، آداب ورسوم درتعيين نوع نقش بسيار موثر است وبه همين علت است كه دوخت ونقش درهر منطقه اي با منطقه ديگر تفاوت دارد . ومعمولا يك نوع دوخت دريك منطقه نسبت به ديگر نقشها ارجعيت مي يابد وبعنوان دوخت همان منطقه شناخته مي شود كه مسلما افراد آن منطقه از تبحر بيشتري نسبت به ديگران برخوردارند مثلا چوطل دوزي بشتر درمنطقه گشتوسراوان رواج دارد . يا بالمدك را مي توان جزء دوختهاي يكي از روستاهاي سراوان ( ناهوك) دانست .
نقشها درروستاها وشهرهاي دورافتاده از اصالت بيشتري برخوردارند بطوري كه هرچه به طرف شهر پيش برويم آن اصالت كمتر به چشم مي خورد .
سوزندوزي هاي اطراف كوههاي آهوران بهترين سوزندوزي ها هستند .
نقشها را مي توان همان دنياي عشق ، صداقت ، يكرنگي ، صفا وصميميت زنهاي بلوچ دانست كه با زندگي آنها آميخته است .
سوزندوزي وطرح نقش براساس شمارش تاروپود ها ايجاد مي شود . ونوع كار با هم متفاوت است نقشهايي كه بصورت ظريف وبامهارت خاصي دوخته مي شوند را خود كار مي گويند وبه آنهايي كه درشت هستند ومرغوبيت نوع اول را ندارند توئي گفته مي شود كه اين نوع تقسيم بندي درميان بلوچ ها مكران رواج دارد كه مي توان درعامل قيمت گذاري بسيار مهم باشد . همانطور كه گفته شد طرحهاي هرمنطقه اصالت خاص خود را دارند وسوزن دوزي مناطق شمالي ( بلوچهاي سرحدي ) با بلوچهاي مكران ( بلوچهاي مناطق جنوبي استان ) با هم متفاوتند .
درقسمتهاي جنوبي رنگهاي تيره با نقوش ريز وپر مورد استفاده است .اما درمنطقه سرحد ازرنگ روشن ونقوش ساده بيشترين استفاده مي شود .
درنقاط مرزي نقوش تحت تاثير سوزندوزي پاكستان قرار مي گيرد وبه آن آئينه ، پولك و ... اضافه شود مهم ترين محدوديت درهنر سوزن روزي بلوچ استفاده از نقوش هندسي است كه براساس تاروپود منظم وعمود برهم دوخته مي شود .
تنــوعي كـــه درنقــوش بكار مي رود كنار هم قرار گرفتن نقشها است كه عموما قرينه اند
1- ذهني بودن
2- برگرفته از ديده ها . شنيده ها وآرزوي افراد
3- نقش ونگارهاي عاميانه
4- نقوش برگرفته از طبيعت كه به همان نام مشهورند .
5- بسياري از نقوش داراي نام مشخص نيستند .
تنوع نقوش تا آنجاست كه به يكي ازنقوش قديمي سوزن دوزي بكالو(Bakalu ) اگر اشاره شود پي به آن خواهيم برد . بكالو كه معني آن «هندي» است اين را مي رساند كه درگذشته بلوچ وهند درگذشته با هم قرابت داشته اند .
انواع طرحها
1- طرح هاي تاري : سه تاري ، چهارتاري ، شش تاري، هفت تاري وده تاري
2- طرح هاي گل
3- طرح هاي حاشيه يا اطراف گل
4- طرح هاي چشم
5- ابزار كار ووسايل زندگي
6- عناصر طبيعت مانند ماه وخورشيد
7- حيوانات اهلي و وحشي مانند اسب ، شتر،مرغ ، خروس، بز و پلنگ كه بنامهاي اسب گوش ، مرغ پر، مرغ وخروس ، صبرلو، اشتر، بزاست .
8- پرندگان
9- خزندگان (مار)
طرح هاي گل عبارتند از :
گل دانه دار. گل سرخ ، چهاردانگ ، گل بيلوار ، گل گندمي ، گل گنبدي ، گل تنك ، پرگاش ، تك ، كيسه دوز ، كويج ، تند روك ، تلمل سراوان و...
طرح هاي حاشيه يا اطراف گل عبارتند از : چپ وراست ، كش ،بن ، موسم ،سفيدسر، سوزي كشي،اگواركش،(گوهركش) سرطاووس و ...
گور چشم . چشم ماهي ، چشم گوساله ، چشم سورمه اي
انواع فراورده هاي سوزن دوزي
توليدات سوزن دوزي كه قبلا منحصر به سوزن دوزي برروي لباسهاي محلي بود گسترش يافته و امروزبا نفوذ سازمان صنايع دستي باخلق آثار وفراورده هاي ديگري همچون سجاده، سفره، پرده ، كوسن و... از هنرمندان روبروئيم .
1- قطعات تزئيني جامه زنان
2- قريشي ( كريشي )
3- محصولات جديد
4- نوارهاي سوزن دوزي شده

1- پيش سينه :
كه نامهاي آن درگويش محلي عبارتند از « زيح » ( zin ) « زيگ » (zig )ياجيگ (Gig ) وهمچنين به نامهاي « كريك » وبرنك هم باز شناخته مي شود كه جهت تزئين قسمت بالاي پيراهن بكار مي رود .
2- گوامتان (Ga-am tan ) كه درزير پيش سينه قرارمي گيرد وتا نزديك دامن ادامه دارد . طول آن تقريبا 65 سانتيمتر است كه قسمت بالاي آن كه مقداركمي را به خوداختصاص مي دهد بصورت مثلث وبيشترين مقدار آن به شكل مستطيل است .
3- سرآستين يا آستينگ ( Astinag )
كه آستانك وآستونگ نام هاي ديگر آن است دردوقطعه فراهم مي شود كه زينت بخش سر آستين زنان بلوچ است
4- پاچك يا پانچك كه همانند سرآستين است اما تفاوتي كه با هم دارند اين است كه نقشها درسرآستين بيشتر از پاچك كه سرشلوار است مي باشند .
نوع دوخت ونقش هاي بكاررفته درهمه به يك صورت است واز نقوش يكسان استفاده مي شود مثلا اگر نقش موردنظر چوطل است درپيش سينه ، گوامتان ، سرآستين وپاچك از چوطل استفاده مي شود وطوري نيست كه درهريك از آنها نقش متفاوتي بكار برده شود .
از ديگر فراورده هاي سوزن دوزي بلوچي قريشي ( كريشي ) است كه همان كناره روزي است كه براي تزئين روسري ، كناره هاي چادر ، لبه گوامتان و... قريشي را بكارمي برند .
نخ مورداستفاده از جنس كاموا ، ابريشم يا سوف پاكستان است كه اين كار بوسيله ابزاري بنام كريشي كه همان قلاب است صورت مي گيرد .
محصولات جديد وانواع فراورده هاي ديگري كه باعث شده اند سوزن دوزي به لحاظ كميت وطرح وارد عرصه جديدي گردد عبارتند از : روميزي ، كوسن ، سفره ، آباژور ، پرده ونوارهاي مانتو و...
اين محصولات جديد با تطبيق نقشهاي سنتي باسليقه هاي فردي وجديد بوجود آمده اند كه انواع ديگر آن مي توان به كروات ،كيف پول ، جلد آينه وآلبوم ،جلد قرآن ، قاب عكس ، قوطي سيگار ، جا كليدي ، گوشواره و... اشاره كرد .
اين عمل كه نوعي فن آوري محسوب مي شود بعلت تقاضاي آن ها دربسياري از شهرها وانگيزه افراد به اين نوع توليدات دروضعيت اقتصادي افراد مي تواند بسيار موًثر باشد . اما با اين وجود هنرمند دراينصورت كمتراز نقوش قديمي واصيل استفاده مي كنند وبيشتر تقاضاي بازاررا درنوع نقش درنظر مي گيرند كه اين كار باعث به فراموشي سپردن نقوش اصيل وجايگزيني نقش وطرحهاي جديدكه بدورازآن آمال وآرزوهاي گذشتگان است مي شود كه مي توان آنرا به فراموشي هويت تعبير كرد .
نوارهاي سوزن دوزي شده كه يكي ديگراز انواع فراورده هاي سوزن دوزي بلوچي است بيشتر براي تزئين لبه چادر لبه پايين دامن و... بكار برده مي شود .
همانطور كه بيشتر اشاره شد درميان بلوچهاي مكران ( جنوب استان ) دونوع كارسوزن دوزي بلوچ دارد .
1-خردكار
2- توئي
خردكار همان ظريف دوزي است سخت است و زمان زيادي بايد براي آن صرف شود و نقشها درآن ريز وظريف هستند
در كه نقوش درشت و نامرغوب هستند مـدت زمان كمتري را نسبت به خرد كار مي برد .
براي آن زحمت زيـادي نياز نيست وشايد براي همه قابل ياد گيري باشد كه اين نوع كار در سوزن دوزي را شايد بتوان مهمترين عامل در قيمت گزاري دانست
براي خرد كار وتويي عاملي كه بسيار مهم است جنس پارچه مي باشد چون براي هر نوع خرد كار وتوئي از پارچه مخصوص به آن استفاده مي شود
1- نوع دوخت
2- نوع طرح
3- سطح كار
نوع دوخت: در سوزن دوزي بسيار مهم است ويكي از شاخصهاي مهم قيمت گزاري محسوب مي شود هر يك از انواع دوختهاي پر كار ميان كار قيمتهاي دارند كه سوزندوز به لحاظ نوع كار و زحمتي كه متحمل مي شود آن تعيين مي كند
هر طرح ونقشي كه سوزن دوز بكار مي برد ارزش خاص خود را دارد مثلا اگربالمدك وچوطل را كه هردو از نقشهاي مطرح وجذاب هستند را در نظر بگيريم نقش بالمدك بعلت زيبايي بيشتر ودرعين حال زحمتي كه داردقيمت بيشتري رادربر مي گيرد .
سوزندوز بادونرخ ثابت ومتغيير روبروست . اگر مواد اوليه توسط سوزندوز ياتوليدكننده تهيه شودقيمت آنها درقيمت نهايي محاسبه مي شود وبه نرخ ثابت افزوده مي گردند .
اما با همه اين تفاسيرتوليد كننده آن دستمزدي را كه حقش است دريافت نمي كند وبيشترين استفاده نصيب واسطه ها مي گردد .
از آنجائيكه بيشترتوليدات سوزن دوزي مصرف شخصي دارند يك زن سوزندوز درماه بيشتر از 5000 تا 10000 تومان دريافت نمي كند .
همچنين مي توان گفت كه ارزش فراورده هاي امروزي هنرمند را پارچه هاي نامرغوب ونخ هاي كلفت بكار گرفته شده تا حد زيادي كاهش داده است .
دوخت درهر منطقه اي با منطقه ديگر تفاوت دارد ودرهر منطقه اي نيز نام مخصوص بخودرا دارد بــه اين ترتيب نمي توان براي آن تعريف خاصي لحاظ كرد .
از انواع دوختهامي توان به چوطل دوزي ،آسان تانكه ، بالمدك ، كپ وجلت ، محسم سندكي ، چكن وپركار لاهاري وپركار و... اشاره اي داشت .
چوطل دوزي بيشتر درسراوان وگشت رواج دارد ودوختي است از بخيه زدن كه با ظرافت فوق العاده اي انجام مي گيرد و دررديفهاي مختلفي دوخته مي شود كه كمترين آن 6رديف مي باشد كـــه بايـــد رديفها جفت وبسته به نظر فرد انتخاب مي شوند 6،8،10،12،14و...
درچوطل دوزي ممكن است تنها نقش بكار رفته چوطل باشد كه به آن تمام چوطل مي گويندويا دركنار چوطل از نقشهاي حاشيه اي منند لاهاري ، چكن، پرايز و... استفاده شود كه در اين صورت با توجه به حاشيه به كار رفته اسم و قيمت آن انتخاب مي شود.
بيشترين رواج را در سراوان دارد و براي دوخت فراورده هاي تز ئيني جامه زنان از آن استفاده مي شود كه شبيه شماره دوزي است كه با كم و زياد شدن و روي هم قرار گرفتن نقش بوجود مي ‍آيد.
بيشتر در روستايي از سراوان به نام ناهوك از اين نقش استفاده مي شود كه دوختي است مشكل و وقت گير كه قيمتش نيز بالاست.
دوخت جلت بيشتر در منطقه سوران به كار برده مي شود و يكي ديگر از انواع نقشهايي است كه جذابيت خاص خود را دارد ،جلت از كنار هم قرار گرفتن خطهاي موازي كه از وسط به دو قسمت تقسيم مي شوند بوجود مي آيد كه بيشتر براي دوخت آن از دو رنگ قرمز و قهوه اي استفاده مي شود به طوري كه چند خط موازي به ترتيبي كه گفته شد با يك رنگ و به همان اندازه با رنگ ديگر دوخته مي شود خطهاي موازي به كار رفته در هر رنگ 3 الي 5 عدد است اگر جلت را بصورت هفت و هشت هاي منظم در آورند به اين نوع دوخت كپ و جلت گفته مي شود كه از آن بيشتر در پايين لباس يا دامن استفاده مي شودكه ممكن است براي جذابيت بيشتر در آن از آئينه استفاده شود ،جلت در قسمتهاي وسط پيش سينه ووسط گوام تان بصورت لوزي دوخته مي شود كه دروسط آئينه اي قرارميدهند ودورتا دور آن را بصورت لوزي با جلت مي دوزند .
ديگرنقوش نيز به همين ترتيب وبه آن صورت كه فرا گرفته وهنرمند خود مهارت دارد دوخته مي شوند.
براي نقشهاي حاشيه اي ممكن است از پيت (نوار) نيز استفاده شود . كه بيشتراز اين نوع درگذشته استفاده مي شده وامروزه كاربرد چنداني ندارند نشان دادن نقش جلت و همچنين ترتيب بكار رفتن رنگها گوامتان چوتل دوزي در مرحله‌ي اوليه دوخت با يكرنگ بوسيله بخيه زدن و ايجاد لوزي ها بوجود مي آيد.
در بلوچستان رنگها تحت تاثير اصول قبيله اي تاريخي حماسي مظلوميت و محروميت مردمان آن و ايستادگي در مقابل بسياري از نابرابريهاي جامعه مانند استثمار، فقر، تبعيض و شبيخونهاي داخلي و خارجي قرار گرفته است.
زن صبور بلوچ در كار خود بيشتر از رنگهايي استفاده مي كند كه بنوعي بيانگر صورتهايي از عدم امنيت و آرامش و به تصوير كشيدن طبيعت بي قرار او باشد . قرمز،بنفش،زرشكي،نارنجي،قهوه اي وبطوكلي انواع رنگهاي قرمز 80% انتخاب رنگ را تشكيل مي دهند .
رنگ نيز از بسياري از تحولات جامعه به دورنمانده وآن خالصيت و تركيب خودرا از دست داده و مي دهند اصولا رنگهايي كه درروستاها از آنها استفاده مي شودبا نوع رنگي كه درشهرهاي بزرگ مورداستفاده قرار مي گيرند از اصالت بيشتري برخوردار است .
درروستا ها از همان رنگ دست نخورده اي استفاده مي شود كه زائيده ذهن خلاق هنرمنداست اما درشهر به علت فرهنگ واردات كه بر آنها تاثير گذار است رونگهانيز بايد براساس آن نوع فرهنگ تغيير يابند. ورنگها را بدون درنظر گرفتن نوع تلفيق آنها وبا توجه به نياز بازارهاي داخلي وخارجي تغيير مي دهند وبيشتر از رنگهاي جذاب وگيرا كه مشتري به سمت آنها جذب مي شود استفاده مي شود كه دراين صورت بيشتراز رنگهاي دارچيني، كرم ، انواع سبزوآبي استفاده مي شود . همچنين سوزندوزگاهي براساس رنگ پارچه نخ را انتخاب مي كند مثلاپارچه اي كه قرمز است بجاي استفاده از نخ قهوه اي براي دوخت لاهاري ( كلاء) از نخ سبز استفاده مي شود .
تلفيق رنگهامي تواندبيانگر آن احساس نابي باشد كه زن بلوچ با كنار هم قرار دادن آنها آن را به تصوير مي كشد درگذشته بيشتر از رنگهاي روشن استفاده مي شداماامروزه رنگهاي تيره تربيشتر مورداستفاده قرار مي گيرند . در گذشته نخ هاي مورداستفاده بيشتر رنگهاي سبز كمرنگ ،نارنجي ، صورتي ، پسته اي ، قرمز كم رنگ ( تيتك ) بودكه امروزه براي دوخت انواع قطعه هاي جامه زنان از نخ هاي تيره استفاده مي شود .
ترتيب قرارگرفتن رنگها كه عبارتند از قهوه اي ،سبز، آبي، قرمز، سفيد، مشكي.
سوزن دوزي شايد تنها هنري است كه به حوزه جغرافيايي خاصي اختصاص دارد كه از گذشته هاي دور به ارث رسيده است كه بيشتر توليدات به علت عدم وجود با زارهاي جهاني درخود منطقه به فروش مي رسند كه شايد علت آن نبود راههاي ارتباطي ، دوري از شهرها ومراكز استان ورواج آن بيشتر درروستاها باشد مهمترين مشكلات ر چنين مي توان برشمرد :
1- بي سوادي اكثريت توليد كنندگان كه اين باعث مي شود اطلاعاتي درمورد فروش ، چگونگي فروش ، توليد انواع فراورده ها و... وجود نداشته باشد.
2- رواج آن بيشتر درروستاها ومناطق دورافتاده كه بعلت عدم وجود راهها ي مناسب نمي توان مواد اوليه بخوبي دراختيار توليد كنندگان قرارگيرد .
3- دستمزد پايين كه علت اصلي آن واسطه ها مي باشند . واسطه ها كه رابطه بين توليد كننده ومصرف كننده هستند از فقر اقتصادي توليد كنندگان سوء استفاده مي كنند وتوليدات با ارزش آنها را ب قيمتهاي بسيار پايين خريداري مي كنند .
4- نبود امكانات بهداشتي ودرمان دردفع برخي از عوارض
5- همكاري نكردن سازمان صنايع دستي براي تهيه مواد اوليه براي آنان كه تحت پوشش اين سازمان هستند
6- كمبودكارشناس وعدم مديريت
7- محدوديت امكانات وبودجه سازمان صنايع دستي وعدم حمايت دولت درفراهم آوردن مواد اوليه ، ايجاد كارگاههاي آموزشي وحمايت بيمه اي
8- وجود وسايل جايگزيني مانند چرخهاي گلدوزي درشهرهاي زاهدان ، سراوان ، ايرانشهرو...
9- عدم آگاهي از بازارخارجي توليدات
10- عدم توازن بازاريابي دربازارهاي خارجي بعلت فقرمادي وبي سوادي
دولت بايد براي رفع انواع مشكلاتي كه سرراه اين هنر قرارگرفته اقداماتي انجام دهد و ضمن فراهم كردن مواد اوليه ارزان وايجاد شركت هاي تعاوني روستايي به ايجاد كارگاههاي آموزشي وحمايت بيمه اي افراد وايجاد نمايشگاههايي جهت عرضه مستقيم محصولات به مردم رواج وگسترش آن را بلامانع كند .
بطور كلي ميتوان آنها راچنين برشمرد :
1- سعي درشناساندن اين هنر
2- حمايت از هنرمندان وتامين نيازهايي كه درتوليد دارند .
3- تضمين خريد توليدات به قيمت عادلانه
4- ايجاد نمايشگاه هاي داخلي وخارجي براي شناساندن اين هنر
5- معرفي فراورده ها از طريق مختلف
6- ايجاد فروشگاههاي دائمي درشهرها ومراكزآن براي عرضه محصولات
7- ايجاد انواع كارگاههاي توليدي
8- بيرون آوردن جامعه از شكل بسته وايجاد امكانات رفاهي وزيربنايي
9- قراردادن امكانات واعتبارات به حد كافي دراختيار سوزندوزان
10- انتقال محصولات به كارگاهها براي ايجاد ارزش افزوده
هميشه بايد اين مطالب را درنظر داشت كه تكنولوژي مدين نمي تواندكشورهاي عقب مانده را بسوي پيشرفتهاي اقتصادي سوق دهد . هريك از اين كشورها بايد با توجه به موقعيت جغرافيايي ، اوضاع جمعيتي امكانات ، شرايط موجود واستعدادهاي بالقوه وبالفعل خودبايد شيوه هاي مناسب را انتخاب كند چرا كه دراين كشورها بعلت جمعيت زياد امكان ايجاد اشتغال به ميزان موردنياز دركوتاه مدت وجودندارد وعلاوه بر اين استفاده از ماشين آلات نيز افزايش بيكاري را باعث مي شود براي همين صنايع دستي از جمله توجه به هنر سوزن دوزي از جمله راهكارهايي است كه مي تواند نيروي بيكار را جذب كند .وهمچنين با ارائه طرحهاي جديد توسط كارشناسان سازمان صنايع دستي متناسب با علايق ، آمال وفرهنگ بلوچ موجبات هرچه بيشتر خلاقيت فرد هنرمند را فراهم كنند.
1. ناصح ، ذبيح ا... بلوچستان – تهران انتشارات كتابخانه سينا –1344 ص 11تا 14

 

منبع www.dpp.irib.ir