نوآوري و شكوفايي در قرآن و حديث

نويسنده:دكتر محمدرضا جواهري(استاديار دانشگاه فردوسي مشهد)
سال 1387 با نام زيباي « نوآوري وشكوفايي » آراسته شده است هميشه به ويژه در اين سال بايد در پرتو هدايت رهبر فرزانه انقلاب همه مديران كشور و مجموعه كارگزاران دولت و ملت در راه نوآوري و شكوفايي گام بردارند. حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي در پيام نوروزي خويش فرمودند : من براي اين سال دو چيز راانتظار مي برم . يكي اين كه در همه بخش هايي كه گفتيم بايد نوآوري به وجود بيايد مسئولان دولتي در روش هاي اقتصادي در روش هاي سياسي و ديپلماسي در پيشبرد كشور به سمت علم و تحقيق در گسترش فرهنگ مطلوب در ميان كشور در ارائه خدمات به همه قشرها بخصوص قشرهاي محروم و مظلوم در آباداني كشور آحاد مردم در دانشگاه ها در بنگاه هاي اقتصادي در دستگاه هاي گوناگون اجتماعي و خدماتي هركدام نياز دارند در كار خود و در عرصه فعاليت خود « نوآوري » كنند. اين نقطه اولي است كه مورد انتظار ماست در اين سال بايد « نوآوري » فضاي كشور را فرا بگيرد و همه خود را موظف بدانند كه كارهاي نو وابتكاري را در سايه مديريت صحيح و تدبير درست در فعاليت كشور وارد كنند. انتظار دوم اين است كه فعاليت هايي كه درسال هاي گذشته انجام گرفته است كارهايي كه دولت كرده است سرمايه گذاري هاي بزرگي كه مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخش هاي مختلف چه سرمايه گذاري مادي چه سرمايه گذاري معنوي انجام داده اند اينها به شكوفايي برسد و مردم نتايج آن را در زندگي خود حس كنند...لذا من امسال را سال « نوآوري » و « شكوفايي » مي نامم و انتظار دارم كه ان شا الله هم در زمينه هاي نوآوري و هم در زمينه هاي شكوفايي ملت ما شاهد نتايج شيريني باشند و سال را ان شا الله به بهترين وجهي با عزت با موفقيت با كاميابي و شادابي و با توان بيشتر به پايان ببرند . (1)
آفرينش تاسيس تجديد خلاقيت و نوآوري در جهان بشري از اهميت فراواني برخوردار است . پرورش و فراهم نمودن شرايط براي رويش و شكوفايي استعدادها نيز در راه رستگاري و سعادت مردم نقش فوق العاده اي دارد. هرگونه نوآوري سودمند براي رفاه و امنيت مردم در جهت تكامل اخلاقي و معنوي و تقرب به سوي پروردگار وابسته به شرايط و عواملي است كه بدون آنها تحقق نمي يابد. رشد و شكوفايي سرمايه مادي و معنوي انسان ها در راه رسيدن به وضع مطلوب الهي نيز مستلزم بايدها و نبايدهاي اساسي و حساس و ظريف است .
ماهيت وارزش شكوفايي و نواوري وابسته به انگيزه وهدف آن است . شكوفايي و نوآوري با جهت گيري غير ديني و ضد ديني كه در راستاي سست كردن ايمان به خدا و پيامبر و قرآن و امامان و نفي باورهاي مذهبي و تخريب اعتقادات ديني و گسترش فساد و فحشا و شهوت راني و فراهم نمودن زمينه براي تهاجم فرهنگي ليبرال دموكراسي فاسد غربي و الحاد و ماركسيسم باشد صددرصد محكوم و بي ارزش است و بايد روياروي آن ايستاد و عوامل آن را از بين برد. بدترين نوآوري درميان نوآوري هاي در جهان نوآوري در تهاجم به اسلام و احكام اسلامي و در ياري دشمنان اسلام و در رواج كفر شرك نفاق شر باطل بي ديني و لامذهبي است . « نوآوري » و « شكوفايي » در جامعه اسلامي بايد در راه احياي دين و سنت هاي پيامبراسلام و اهل بيت عليهم السلام و تحقق آرمان هاي بلندانقلاب اسلامي و اهداف مقدس شهيدان وكسب رضايت خداي عزوجل و پيامبراكرم صلي الله عليه وآله وسلم و امامان عليهم السلام به ويژه خشنودي ولي عصرامام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد. انقلاب اسلامي ايران بزرگ ترين نوآوري در تاريخ سياسي معاصر ايران و جهان بود. و با شكوفايي سرمايه هاي معنوي مردم مسلمان ايران تحقق يافت .
تداوم انقلاب اسلامي و نشان دادن كارآمدي و توانايي نظام و حكومت اسلامي شيعي و رسيدن به استقلال اقتصادي و فرهنگي و برطرف نمودن مشكلات اقتصادي كشور و صدور انقلاب اسلامي به جهان تشنه اسلام ناب محمدي صلي الله عليه وآله وسلم نيز با نوآوري و شكوفايي امكان پذيراست .
نوآوري در ترويج دين و تقويت گرايش هاي مذهبي و حاكميت فرهنگ اسلامي و احكام قرآني و قوانين الهي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و امامان عليهم السلام بهترين نوآوري است .
نوآوري در عرصه توليد علم در علوم انساني و فني و مهندسي و كشاورزي و دامداري و نوآوري دراقتصاد و صنعت و در دستگاه هاي اجرايي كشور و در مصرف انرژي براي رسيدن به استقلال و خودكفايي علمي و صنعتي و اقتصادي در جامعه اسلامي و حكومت اسلامي نقش برجسته اي در نشان دادن حقانيت حكومت ديني و مقبوليت جهاني آن دارد و به الگو شدن آن كمك مي نمايد و عبادت و ارزش است .
برخي از شرايط و عوامل « نوآوري » و « شكوفايي » عمومي و مشترك است نوآوري و شكوفايي مقدس و سازنده داراي پايه هاي مشتركي است كه در هر دو موثر است . شناسايي ملزومات و بايستگي هاي نوآوري و شكوفايي براي دولت و ملت ضروري است . آگاهي از اين بايدها مي تواند در سال نوآوري و شكوفايي به نوآوري و شكوفايي سرعت و جهش بدهد و در حقيقت در سال نوآوري و شكوفايي در نوآوري و شكوفايي نيز نوآوري و شكوفايي روي دهد. نوآوري و شكوفايي اختصاص به افراد خاصي ندارد تمام انسان ها مي توانند بابه كارگيري شرايط خلاقيت و نوآوري و رعايت عوامل شكوفايي در جهت آن كوشش كنند.
مهم ترين ضرورت ها و لوازم « نوآوري » و « شكوفايي » مقدس كه در منطق ديني عبادت باشد و از اجرو ثواب الهي برخوردار گردد اركان و عوامل اساسي است كه درپي مي آيد.
ايمان الهي در رشد و شكوفايي استعدادهاي مومنان و نوآوري هاي مقدس شگفت انگيزنقش اساسي دارد. حقيقت ايمان چيست پيامبر خدا فرمود : الايمان معرفه بالقلب وقول باللسان وعمل بالاركان 2 ايمان شناخت با قلب و گفتار با زبان و عمل با اركان بدن است . امام علي عليه السلام نيز فرمود : الايمان قول باللسان وعمل بالاركان .3 ايمان گفتن به زبان و عمل با اركان بدن است . امام باقر عليه السلام هم فرمود : الايمان اقرار و عمل والاسلام اقراربلا عمل .4 ايمان اقرار است و عمل و اسلام اقراري است بي عمل . روشن است كه اين چنين ايماني داراي آثار بزرگ و بي پايان است و چنان مومني از فرشتگان الهي برتر است . پيامبر خدا فرمود : المومن اكرم علي الله من ملائكته المقربين .5 مومن نزد خدا گرامي تر از فرشتگان مقرب اوست . احترام او نيز از كعبه بيشتراست . امام صادق عليه السلام فرمود : المومن اعظم حرمه من الكعبه .6 حرمت مومن از كعبه بيشتر است . بنابر اين ايمان قدرت بي نظيري است و مومن از قدرت برتر برخوردار بوده و بر جهان هستي تاثيرگذار است . امام صادق عليه السلام فرمود : ان المومن يخشع له كل شي حتي هو ام الارض وسباعها وطيرالسما.7 همه چيز حتي حشرات و خزندگان و درندگان زمين و پرندگان آسمان در برابر مومن تسليمند . مومن كامل و خالص و راستين مي تواند كارهاي بزرگ نو انجام بدهد و در نوگرايي پيشگام باشد همانطور كه استعدادهاي بي نهايت او نيز بيشتر از ديگران شكوفا مي گردد . امام علي عليه السلام در نقش پايدار ايمان فرمودند : الايمان شهاب لايخبو.8 ايمان شعله آتشي است كه خاموش نمي گردد . يكي از آثار ايمان توسعه و عمران علم و دانش است كه امام علي السلام پيرامون آن فرمودند : بالايمان يعمرالعلم .9 با ايمان علم آباد مي گردد . امام صادق عليه السلام نيز فرمودند : راي المومن وروياه جز من سبعين جزا من النبوه .10 راي وروياي مومن يك جز از هفتاد جز نبوت و پيامبري است .
ايمان راه رسيدن به خوشبختي و خوشحالي نهايي است امام علي عليه السلام در اين باره فرمودند : بالايمان يرتقي الي ذروه السعاده و نهايه الحبور.11 با ايمان مي توان به مرتبه بالاي سعادت و اوج خوشبختي و نهايت سرور و شادماني رسيد . نوآوري و شكوفايي ابزار سعادت و سرور است و ايمان عامل وصول به نهايت سعادت و شادماني در دنيا و آخرت است .
شكوفايي استعدادها و نوآوري از لغزشگاه هاي بشري است . اگر انسان جهت شكوفايي و نوآوري اش را براساس قواعد الهي و حد و مرزهاي ديني و قرآني تعيين ننمايد به سوي هواي نفس و وسوسه هاي شيطاني كشانده مي شود ولي مومن از اين لغزش ها پاك است و امام علي عليه السلام فرمود : المومن منزه عن الزيغ والشقاق .12 مومن از لغزش و روي برگرداندن از حق و خصومت و دشمني پاكيزه است .
آنجا كه نوآوري و شكوفايي در راه نجات سرافرازي پيروزي و رستگاري باشد با ايمان به بهترين وجه تحقق مي يابد. امام علي عليه السلام فرمود : لاوسيله انجح من الايمان .13 هيچ وسيله اي براي پيروزي بهتر از ايمان نيست . همچنين فرمود : لايفوز بالنجاه الا من قام بشرائطط الايمان .14 به نجات و پيروزي نمي رسد مگر كسي كه شرايط ايمان را بر پاي دارد . در جاي ديگر نيز فرمود : لانجاه لمن لاايمان له .15 نجات و رستگاري براي كسي كه ايماني در او نباشد نيست .
در حضور خدابودن و ذكرلفظي و قلبي روشنايي بخش راه انسان در جهت نوآوري و شكوفايي است . امام علي عليه السلام فرمود : الذكر نور و رشد.16 يادآوري خدا نور و روشنايي و مايه رشد و ترقي و راه يافتن است . درجاي ديگر فرمودند : الذكر جلا البصائر ونور السرائر.17 ياد خدا پردازش و جلاي بصيرت ها و روشنايي سرائر و رازهاست . مطابق اين حديث علوي ذكر خدا نور پردازي برپنهان ها است و با ياد خداپشت پرده ها آشكار مي گردد و در پرتو آن استعدادها شكوفا مي گردد و نوآوري تحقق مي يابد. امام علي عليه السلام فرمود : الذكر يشرح الصدر.18 ياد خدا تنگي و گرفتگي سينه را از بين برده و عامل گشايش سينه و شرح صدر است .
امام علي عليه السلام در رهنمود ديگر فرمود : الذكر هدايه العقول وتبصره النفوس .19 ياد خدا راهنمايي و هدايت عقل هابه سوي مطلوب و بينايي نفس هاست . براساس اين حديث علوي ذكر الهي سبب راه يافتن به هدف هاي مقدس و رسيدن به مطلوب است . در حديث ديگر فرمود : الذكر مفتاح الانس .20 ياد خدا كليد انس و آرامش است . بنابر اين با ذكر خداست كه انسان با او انس و آرام مي گيرد و بي اضطراب و بدون نگراني و افسردگي به شكوفايي مي رسد و نوآوري و اختراع و ابتكار پديد مي آيد.
در جاي ديگر فرمود : في الذكر حياه القلوب .21 در ياد خدا زندگاني دل هاست . نكته اي كه در اين حديث علوي نهفته است ارتباط حيات قلب با ذكر خداست . قلب و دل انسان يك منبع بزرگ شناخت است . زنده بودن قلب انسان باعث شكوفايي توانايي هاي انسان و نوآوري هاي بزرگ است . ذكر خدا موتور پرقدرت حركت قلب در راه شكوفايي و نوآوري است .
كار براي خدا و پاكي نيت انسان آثار و منافع فراوان بي نظيري دارد. اخلاص وانگيزه الهي موجب شكوفايي فوق العاده و نهايي استعدادها و تكامل و تعالي انسان صيقل يافتن روح و رسيدن به آرامش روحي و سعادت مي شود. موفقيت انسان در كارها رستگاري و پيروزي رسيدن به اهداف بلند و بزرگ و نوآوري هاي سودمند و سازنده براي نزول امدادهاي غيبي و نجات از تنگناها و مشكلات همه در گرو اخلاص است . اخلاص در سخنان امام علي عليه السلام از جايگاه مهم و عالي برخوردار است . امام علي عليه السلام اخلاص و پاك ساختن نيت و عمل را « غايت » و علت غائي و هدف اعمال انسان و پايان و نهايت فضيلت و كمال 22 و « خيرالعمل » و بهترين كار 23 و « اعلي فوز » و برترين پيروزي 24 و « شيمه افاضل الناس » وصفت و خصلت بهترين مردم 25 و « غايه الدين » و هدف نهايي دين 26 و « اشرف نهايه » و شريف ترين نهايت 27 و « ملاك العباده » واصل بناي عبادت 28 و « اعلي الايمان » و بلندترين ايمان 29 و « افضل الايمان » و برترين ايمان 30 و « افضل العباده » و برترين عبادت 31 و « زينه القلوب » و زينت دلها32 و « غايه اليقين » پايان ونهايت يقين 33 دانسته و مخلصان را سادات و سروران اهل بهشت 34 ناميده اند .
اخلاص پايه و اساس توفيقات الهي انسان در شكوفايي استعدادهاي او و نوآوري هاي شگفت انگيز و حيرت آور در راه رشد و كمال بشريت و خدمت به جهان اسلام و بندگان خداست . رهنمودهاي معصومين عليهم السلام در تبيين آثار اخلاص روشنگر نقش اساسي اخلاص در پيشرفت هاي جامعه اسلامي و اختراعات و ابتكارات مخلصان درساختن تمدن ديني است .
رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمود : مااخلص عبد لله اربعين صباحا الا جرت ينابيع الحكمه من قلبه علي لسانه .35 هيچ بنده اي چهل بامداد براي خدا اخلاص نورزيد مگر آن كه چشمه هاي حكمت از دلش بر زبانش جاري شد. اين حديث نبوي شكوفايي دروني مخلص و نوآوري زباني وي را به روشني گزارش مي نمايد.
پيامبر خدا در حديث قدسي مي فرمايد : قال الله تعالي : لا اطلع علي قلب عبدج فاعلم منه حب الاخلاص لطاعتي لوجهي وابتغا مرضاتي الا توليت تقويمه وسياسته 36 خداي متعال فرمود : هرگاه دل بنده ام را بنگرم و دريابم كه از روي اخلاص و براي خشنودي من طاعتم را به جا مي آورد قوام و راستگرداني و تدبير او را خود به عهده گيرم . بنابر اين حديث قدسي ذات حق متولي تقويم و تدبير مخلص است از اين رو مخلص راه درست را در شكوفايي و نوآوري مي پيمايد.
امام علي عليه السلام آثار اخلاص را در احاديث خويش گزارش نموده اند در حديثي فرموده اند : الاخلاص فوز.37 اخلاص عامل پيروزي و رسيدن به درجات و مراتب بلند و ارزشمند است . در حديث ديگر فرموده اند : الاخلاص اعلي فوز.38 اخلاص بالاترين پيروزي است . در سخن ديگر فرمودند : المخلص حري بالاجابه 39 مخلص سزاوار اجابت است . براساس اين حديث مخلص كه هرچه خدا از او خواسته براي خدا انجام مي دهد هرچه از خدا بخواهد شايسته اجابت مي باشد و دعاي مخلص مستجاب مي گردد.
در رهنمود ديگر فرمودند : امارات السعاده اخلاص العمل .40 علامت ها و نشانه هاي سعادت و نيكبختي اخلاص در عمل است . در جاي ديگر فرمودند : فاز بالسعاده من اخلص العباده 41 به پيروزي سعادت رسيده است هر كس عبادت را خالص گردانيده است . در حديث ديگر فرمودند : اخلصوا اعمالكم تسعدوا.42 عمل هاي تان را خالص گردانيد تا سعادتمند شويد . مطابق اين احاديث علوي نجات و خوشبختي در دنيا و آخرت با اخلاص است آن جا كه در شكوفايي و نوآوري سعادت و خوشبختي باشد معلول اخلاص است و اخلاص سبب نوآوري و شكوفايي خوشبختي آفرين است .
در رهنمود ديگر فرمودند : اخلص تنل .43 اخلاص داشته باش تا نائل گردي و رسي .
در جاي ديگر فرمودند : ان تخلص تفز.44 اگراخلاص داشته باشي پيروز مي شوي .
در حديث ديگر فرمودند : بالاخلاص ترفع الاعمال 45 بااخلاص كارها بالا برده مي شود و پذيرفته مي گردد .
در روايت ديگر فرمودند : بالاخلاص يتفاضل العمال .46 با اخلاص كارگزاران بر يكديگر فضيلت و برتري يابند . مطابق اين سخن امام علي عليه السلام برتري يافتن كارگزاران با اخلاص است كار كننده اي كه اخلاص دارد بر بي اخلاص برتري مي يابد و كارگزار مخلص پركار قطعا در نوآوري و شكوفايي بر همكار بي اخلاص خويش برتري مي يابد و پيشگام در نوآوري و شكوفايي خواهد بود.
در حديث ديگر فرمودند : عند تحقق الاخلاص تستنير البصائر.47 با تحقق اخلاص پنهاني ها و بصيرت ها نوراني و روشن مي شود و نيروي ادراك شكوفا مي گردد.
در حديث ديگر فرمودند : غايه الاخلاص الخلاص .48 پايان و نهايت اخلاص رهايي و خلاص شدن از عذاب الهي و زندان دنياست . در سخن ديگر فرمودند : في اخلاص الاعمال تنافس اولي النهي والالباب .49 در اخلاص اعمال است كه صاحبان عقل و خردها رقابت مي كنند. بنابر اين اخلاص عمل آن قدر سازنده و سودمند است كه خردمندان با توجه به آثار بي نظير اخلاص در آن تعارض و رقابت دارند . در رهنمود علوي ديگر آمده است : في اخلاص النيات نجاح الامور50 در اخلاص نيت ها پيروزي در كارهاست . بنابر اين براي وصول به هر هدف مقدس اخلاص در نيت نقش بنيادي دارد پس اخلاص در عمل موجب نوآوري و شكوفايي مقدس مي گردد.
در روايت ديگر فرمودند : من اخلص بلغ الآمال .51 هركس اخلاص داشته باشد به اميد و آرزوها مي رسد . بنابر اين هر انساني در آرزو و اميد نوآوري هاي بزرگ و شكوفايي است بايد با انگيزه الهي اقدام كند و نيت خود را پاك گرداند تا به هدف بلند خويش برسد.
در حديث ديگر نقش اخلاص در معاش و معاد چنين بيان شده است : من اخلص لله استظهر لمعاشه ومعاده .52 هر كس عملش را براي خدا خالص گرداند براي معاش و معادش پشت گرمي و نيرو گرفته است . براساس اين رهنمود علوي اخلاص هم در معاش و هم در معاد موثراست و انسان را در معاش دنيوي و زندگاني مناسب و مطلوب اقتصادي و در معاد روز قيامت و آخرت نيرومند و قوي مي گرداند.
در حديث ديگر علوي نقش اخلاص در پاكسازي انسان از پستي ها و بدي هابيان شده است . من اخلص النيه تنزه عن الدنيه .53 هركس نيتش را خالص گرداند از پستي پاك گردد. بنابر اين با اخلاص در نيت است كه شكوفايي و نوآوي از پستي و ضررها پاكيزه مي شود.
در حديث ديگر فرمودند : لوخلصت النيات لزكت الاعمال .54 اگر نيت ها خالص شود عمل ها افزايش مي يابد و كارها شكوفا مي گردد و نوآوري روي مي دهد.
در روايت ديگر فرمودند : من اخلص العمل لم يعدم المامول .55 هركس عملش را خالص كند آرزو و اميدش رامعدوم نمي گرداند . بنابر اين آرزومندان و اميدواران شكوفايي و نوآوري حقيقي بايد عمل را براي خدا پاك كنند تا آرزو و اميدشان تباه نگردد.
« تقوي » پرهيزكاري پرواپيشگي خداترسي و فرمانبرداري از خدا « ورع » پارسايي و دوري گزيدن از گناهان نيزيكي از پايه هاي شكوفايي ديني و نوآوري مقدس است . تقوي و ورع شناخت احكام الهي و حركت در راه آراستگي به انجام واجبات و مستحبات و پيراستگي از محرمات و مكروهات و شبهات است .
به حكم قرآن كريم فتح و گشايش بركات آسماني و زميني الهي بستگي به تقواي ساكنان و اهل هر سرزمين دارد 56 و با تقوا خداوند به انسان فرقان و نيروي تشخيص حق ازباطل مي دهد57 و راه بيرون رفتن از تنگناها و مشكلات و بحران ها و روزي فوق العاده ارزاني مي دارد .58 در احاديث امام عليه السلام « تقوي » راس و سراخلاق 59 و سر حسنات و نيكي ها60 شريف ترين لباس ها61 اخلاق انبيا 62 شريف ترين نسب ها 63 حصن حصين و دژ مستحكم 64 ناميده شده است .
تقوي آثار و منافع بسيار زيادي دارد عامل شكوفايي استعدادها در راه حق و نوآوري هاي راهگشا و سودمند است و به تعبير امام علي عليه السلام كليد شكوفايي و نوآوري هاي صالح است . امام علي عليه السلام فرمود : التقوي مفتاح الصلاح .65 تقوي كليد صلاح است . بنابر اين با تقوي صلاح و آخرت به دست مي آيد و متقي به وضع مطلوب شرعي مي رسد.
در حديث ديگر فرمودند : ان تقوي الله عماره الدين وعماداليقين وانهالمفتاح صلاح ومصباح نجاح .66 تقواي الهي آباد نمودن دين و ستون يقين و كليد درستي و صلاح كار و چراغ پيروزي است . مطابق اين حديث علوي تقوي چراغ راهنماي پيروزي است هر كس اراده كند در شكوفايي و نوآوري هاي درست پيشگام باشد بايد به زيور تقوي آراسته گردد.
در حديث ديگر فرمودند : التقوي ظاهره شرف الدنيا وباطنه شرف الآخره .67 ظاهر تقوي شرف دنيا و باطن آن شرف آخرت است . در سخن ديگر فرمودند : اوقي جنه التقوي .68 نگاهدارنده ترين سپر تقوي است .
در احاديث ديگر علوي « تقوي » ريسماني كه دستگيرنده آن مطمئن و پناهگاهي كه بازدارنده از بدي است 69 و عامل تزكيه و افزايش عمل ها 70 و محور هدايت و رشد و دوري از فساد و حرص در اصلاح معاد71 شناخته شده است كه خداوند نگاهدار و حافظ باتقوي 72 است ومتقي پيروز و بي نياز خواهد بود .73 در گفتار امام علي عليه السلام براي « ورع » نيز آثار و منافع بسياري بيان شده است . به بيان امام عليه السلام « ورع » و پارسايي « جنه » سپر بزرگ دفاعي مومن 74 و « مصباح نجاح » و چراغ پيروزي 75 و مصونيت بخش بزرگ و نگاهدارنده از آفات دنيوي و اخروي 76 است .
قرائت و حفظ قرآن و تدبر در قرآن و استشفاي به قرآن و عمل به قرآن و بهره مندي از تعاليم قرآني در همه تقسيم گيري ها و برنامه ها در زندگاني فردي و اجتماعي مورد تاكيد و سفارش قرآن و معصومين عليهم السلام است . قرآن بزرگ ترين راهنماي شكوفايي و نوآوري مقدس است . به اعتقاد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم قرآن هميشه در تاريكي ها و شبهات راهنماست . ايشان فرموده اند : اذا التبست عليكم الامور كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن 77 هرگاه امور همچون پاره هاي شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد به قرآن روي آوريد.
امام علي عليه السلام در پيرامون آثار انس با قرآن رهنمودهاي روشنگر جاويداني دارند. در حديثي فرموده اند : احسنوا تلاوه القرآن فانه انفع القصص واستشفوا به فانه شفا الصدور .78 قرآن رانيكو و زيبا تلاوت كنيد كه سودمندترين داستان هاست و از آن شفا بجوئيد كه شفاي سينه هاست .
در جاي ديگر فرمودند : اتبعوا النور الذي لايطفا والوجه الذي لايبلي واستسلموا وسلموا لامره فانكم لن تضلوا مع التسليم .79 از آن نوري كه خاموش نمي شود و رويي كه كهنه نمي گردد پيروي كنيد و تسليم شويد و اطاعت كنيد و فرمان آن را بپذيريد كه با فرمانبرداري از آن هرگز گمراه نمي شويد. براساس اين رهنمودهاي علوي شفاي دل ها و سينه و شكوفايي استعدادهاي دروني و نوآوري در انس با قرآن و بهره برداري از اين نور جاويدان الهي است .
در حديث ديگر فرموده اند : افضل الذكرالقرآن به تشرح الصدور و تستنيرالسرائر.80 برترين ذكر و ياد خدا قرآن است با آن سينه ها گشوده مي شود و رازها و پوشيده ها روشن مي گردد . در روايت ديگر فرمودند : تدبروا آيات القرآن واعتبروا به فانه ابلغ العبر.81 در آيات قرآن بيانديشيد و از آن عبرت بگيريد كه رساترين عبرت هاست . قطعا تدبر در عبرت هاي بي پايان قرآن راهنماي بشريت براي شكوفايي استعدادها و نوآوري هاي مشكل گشاست . در روايت ديگر فرمودند : من اتخذ قول الله دليلا هدي الي التي هي اقوم .82 هركس سخن خدارا دليل و راهنما بگيرد به محكمترين راه هدايت گردد.
در جاي ديگر در وصف قرآن فرمود : لاتفني عجائبه ولاتنقضي غرائبه ولاتنجلي الشبهات الا به .83 شگفتي هاي قرآن تمام نمي شود و غرائب آن به پايان نمي رسد و شبهه ها جز با آن گشوده نمي گردد. مطابق اين حديث علوي قرآن همواره شگفتي ساز است و عجايبش هرگز پايان نمي پذيرد و هركس با قرآن باشد مي تواند با نوآوري هاي بزرگ قرآني در جهان شگفتي ساز گردد. استعدادهاي حاملان قرآن آن چنان شكوفا مي شود كه مي توانند برخي عجايب و غرايب پايان ناپذير كلام خدا را به جهانيان برسانند و در پاسخ گويي به شبهه هاي بزرگ گمراه كننده نو آوري هاي نجات بخش و سودمند داشته باشند.
از امام صادق عليه السلام سئوال شد : مابال القرآن لايزداد علي النشر والدرس الاغضاضه چه سري است كه قرآن هرچه بيشتر خوانده و بحث شود بر تازگي و طراوت آن افزوده مي شود امام فرمود : لان الله تبارك وتعالي لم يجعله لزمان ج دون زمان ولالناس دون ناس فهوفي كل جديد وعند كل قوم ج غض الي يوم القيامه .84 چون خداي تبارك و تعالي آن را تنها براي زماني خاص و مردمي خاص قرار نداده است . از اين رو قرآن در هر زماني و براي هر قومي تا روز قيامت تازه و با طراوت است . براساس اين سخن امام صادق عليه السلام قرآن كلام جهاني و جاويدان الهي است و تا روز قيامت پاسخگوي همه نيازهاي حقيقي بشريت بوده و همواره باطراوت و تازه است و در هر زمان امكان دارد با شكوفايي حقايق قرآني و نوآوري هاي قرآني پيروان قرآن طراوت و تازگي قرآن آشكار و ثابت گردد.
« جهاد » وسعي و كوشش با همه قدرت در راه خدا در ابعاد و بخش هاي مختلف اجرو ثواب بي پايان اخروي و آثار و لوازم فراوان دنيوي دارد. جهاد با كفار و مشركان و منافقان با روحيه عالي و نشاط معنوي در نبرد و مبارزه دائمي با آنان نقش اساسي در پيشرفت و ترقي مسلمانان جهان دارد. جهاد نظامي در برابر تهاجم نظامي دشمنان اسلام و جهاد فرهنگي و اخلاقي در قبال تهاجم فرهنگي و اخلاقي آنان و جهاد هنري و روياروي با تهاجم هنري دشمنان و جهاد اقتصادي در مهار تهاجم اقتصادي آنان و جهاد قلمي در نبرد با تهاجم قلم به دستان فاسد غربي و غرب زدگان و جهاد سياسي در برخورد با توطئه هاي سياسي بيگانگان و جهاد اعتقادي روياروي تهاجم اعتقادي مبلغان منحرف مسيحي و يهودي و پيروان اديان ساختگي همگي از اقسام جهاد با دشمنان بيروني است و از مظاهر « جهاداصغر » مي باشد.
جهاد با هواهاي نفساني و وسوسه هاي شيطاني و شهوت و غضب و تمايلات حيواني و رذايل اخلاقي نيز از اقسام جهاد دروني است و « جهاداكبر » ناميده شده است . تقسيم جهاد به دو قسم اصلي جهاد اصغر و جهاد اكبر ريشه در سخنان پيامبر اعظم دارد. پيامبر خدا صلي الله عليه وآله وسلم سپاهي رابه جنگ اعزام نمود. هنگامي كه بازگشتند فرمود : مرحبا بقوم قضو ا الجهاد الاصغروبقي عليهم الجهاد الاكبر. خوشامد مي گويم به مردمي كه جهاد اصغر را گذراندند و جهاداكبر بر آنان باقي است . عرض شد : اي رسول خدا! جهاد اكبر چيست پيامبر فرمود : جهاد با نفس .85 مجاهدان در ميدان جهاد اصغر و اكبر بر قاعدان برتري دارند و آنان كه در صف مجاهدان درراه خدا قرار گيرند به دليل انجام وظايف شرعي و تكاليف الهي خويش قطعا از امدادهاي غيبي و كمك هاي الهي برخوردار شده و توانايي هاي آنان شكوفا مي گردد و بانوآوري هاي گوناگون مسير رشد و كمال و پيروزي را با آرامش مي پيمايند. به حكم قرآن خداوند مجاهدان في سبيل الله را بر قاعدان با « اجرعظيم » برتري داده 86 وآنان بااميد به رحمت الهي 87 گام برمي دارند . قرآن وعده الهي درباره جهادگران درراه خدا را چنين گزارش مي كند : والذين جاهدوا فينالنهدينهم سبلنا وان الله لمع المحسنين 88 كساني كه درراه ما جهاد كنند قطعا راه هاي خود را به آنان نشان مي دهيم و آنان را به راه هايمان مي رسانيم و خدا حتما با نيكوكاران است . براساس اين وعده قرآني براي مجاهدان در راه خدا بي ترديد خداوند مجاهدان را ياري نموده و به سوي راه هاي خويش رهبري و راهنمايي مي كند. بنابر اين شكوفايي استعدادهاي انسان ها و نوآوري در كسب و درك راه هاي الهي محصول جهاد در راه خداست .
جهاد با دشمنان خدا و دشمنان انقلاب اسلامي ايران در ابعاد و انواع و اشكال گوناگون آن بسيار با ارزش و مقدس است . شكوفايي استعدادها و نوآوري در راه هاي نبرد با دشمنان خدا نيز از آثار جهاد الهي مومنان است .
به بيان امام علي عليه السلام خداوند جهاد را براي پيروزي و اقتدار و عزت اسلام واجب نموده است .89 و جهاد زكات بدن 90 و ستون و عماد دين 91 است . آن حضرت درباره ثواب جهاد فرموده اند : ثواب الجهاد اعظم الثواب .92 ثواب جهاد در راه خدابزرگ ترين ثواب و پاداش است . درباره كمك هاي الهي و آسماني به آنان نيز فرموده اند : المجاهدون تفتح لهم ابواب السما .93 براي مجاهدان درهاي آسمان گشوده مي شود.
درباره ابزارهاي جهاد فرمودند : الله الله في الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم في سبيل الله .94 خدا را خدا را در جهاد كردن با مال ها و جان ها و زبان هاي تان در راه خدا.
در فرهنگ اسلامي نبرد با هواي نفس و خودخواهي و رياست طلبي و قدرت طلبي و دنياگرايي و ثروت اندوزي و سرمايه سالاري و شهرت طلبي و خودپسندي و غرور و تكبر و طغيان به دليل آثار فراوان آن جهاد اكبر شناخته شده است . امام علي عليه السلام براي جهاد با نفس امتيازات « افضل الجهاد » و برترين جهاد95 و مهريه و بهاي بهشت 96 و « خيرالجهاد » و بهترين جهاد97 و « شيمه النبلا » و خوي انسان هاي هوشيار و بلند مرتبه 98 را بيان نموده اند و در پيرامون آثار جهاد فرموده اند : من لم يجاهدنفسه لم ينل الفوز.99 هركس با نفسش جهاد نكند به رستگاري و پيروزي نمي رسد. بنابراين پيروزي و نجات در مسابقه خير در شكوفايي و نوآوري با مجاهدان با هواي نفس است . مجاهده با نفس به انسان صفاي باطن و طراوت و پاكي دروني مي دهد و قدرت برتر و توانايي هاي فراوان در شكوفايي و نوآوري دروني دارد . درجاي ديگر فرموده اند : ذروه الغايات لاينالها الا ذوو التهذيب والمجاهدات .100 جزصاحبان تهذيب ومجاهدت ها به پايان كارهاي بلند وبزرگ واوج مراتب و درجات نمي رسد. بنابر اين بالاترين شكوفايي و نوآوري مقدس در پرتو جهاد با نفس روي مي دهد.
در بيان ديگر فرموده اند : ان مجاهده النفس لتزمها عن المعاصي وتعصمها عن الردي .101 نبرد با نفس انسان را از نافرماني ها بازمي دارد و گناهان او را مهار مي كند و از هلاكت و پستي دنيوي و اخروي نگاه مي دارد. شكوفايي و نوآوري هاي بشري امكان دارد در راه تحقق نافرماني خدا و افتادن در هلاكت و نابودي دنيوي و اخروي قرار گيرد اما جهاد با نفس شكوفايي و نوآوري رابه سوي فرمان برداري خدا و آزادي و عزت و اقتدار و تكامل معنوي بشريت راهنمايي مي كند.

پاورقي :
1 ـ روزنامه جمهوري اسلامي شماره 8300 سال بيست ونهم چهارشنبه 14 فروردين 25 1387 ربيع الاول 1429 ه ق ص 3 وص 4
2 ـ كنزالعمال في سنن الاقوال والافعال علاالدين متقي هندي تحقيق محمود عمرالدمياطي دارالكتب العلميه لبنان ـ بيروت چاپ اول 1419 ه ق ـ 1998 م ج 1 ص 27
3 ـ غررالحكم و در رالكلم عبدالواحدبن تميمي آمدي شرح جمال الدين محمد خوانساري با مقدمه و تصحيح ميرجلال الدين حسيني ارموي انتشارات دانشگاه تهران چاپ چهارم 1366 دوره هفت جلدي ج 2 ص 40
4 ـ تحف العقول عن آل الرسول ابومحمدحسن بن علي بن حسين بن شعبه حراني ترجمه احمد جنتي عطايي انتشارات علميه اسلاميه چاپ اول بي تا ص 341
5 ـ كنزالعمال في سنن الاقوال والافعال ج 1 ص 96
6 ـ الخصال ابوجعفرمحمدبن علي بن حسين ابن بابويه قمي شيخ صدوق ترجمه احمدفهري زنجاني انتشارات علميه اسلاميه چاپ اول بي تا ص .32 باب الاواحد حديث 95
7 ـ بحارالانوار الجامعه لدرراخبارالائمه الاطهارعليهم السلام محمدباقر مجلسي موسسه الوفا لبنان ـ بيروت چاپ سوم 1403 ه ق 1983 م ج 67 ص 305
8 ـ غررالحكم و دررالكلم ج 1 ص 235 حديث 948
9 ـ بحارالانوار ج 67 ص 67
10 ـ بحارالانوار ج 67 ص 66
11 ـ غررالحكم و دررالكلم ج 3 ص 234 حديث 4323
12 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 326 حديث 1245
13 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 384 حديث 10662
14 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 398 حديث 10757
15 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 402 حديث 10780
16 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 159 حديث 602
17 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 210 حديث 835
18 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 362 حديث 1377
19 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 369 حديث 1403
20 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 145 حديث 541
21 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 394 حديث 6445
22 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 27 حديث 74
23 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 81 حديث 305 وج 3 ص 425 حديث 4971
24 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 164 حديث 621
25 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 157 حديث 597
26 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 189 حديث 727
27 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 213 حديث 851
28 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 215 حديث 859
29 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 215 حديث 860
30 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 466 حديث 3316 و3317
31 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 466 حديث 3315
32 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 117 حديث 5501
33 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 369 حديث 6347
34 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 135 حديث 5591
35 ـ بحارالانوار ج 85 ص 136
36 ـ بحارالانوار ج 85 ص 136
37 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 65 حديث 209
38 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 164 حديث 621
39 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 201 حديث 793
40 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 323 حديث 1231
41 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 430 حديث 6584
42 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 508 حديث 6779
43 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 172 حديث 2246
44 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 25 حديث 3757
45 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 213 حديث 4242
46 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 217 حديث 4259
47 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 323 حديث 6211
48 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 369 حديث 6347
49 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 402 حديث 6494
50 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 407 حديث 6910
51 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 141 حديث 7675
52 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 260 حديث 8255
53 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 296 حديث 8447
54 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 112 حديث 7578
55- غررالحكم ودررالكلم ج 5
56 ـ اعراف 96
57 ـ انفال 29
58 طلاق 2 و3
59 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 194 حديث 751
60 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 188 حديث 718
61 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 247 حديث 4686
62 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 285 حديث 6086
63 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 287 حديث 6097
64 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 194 حديث 754
65 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 233 حديث 941
66 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 596 حديث 3623
67 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 106 حديث 1990
68 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 378 حديث 2892
69 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 592 حديث 3619
70 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 235 حديث 4327
70 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 40 حديث 7357
72 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 171 حديث 7824
73 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 291 حديث 8415
74 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 188 حديث 722
75 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 194 حديث 750
76 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 402 حديث 10782
77 ـ نوادرراوندي ص 21
78 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 256 حديث 2543
79 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 256 حديث 2544
80 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 450 حديث 3255
81 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 285 حديث 4493
82 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 374 حديث 8814
83 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 408 حديث 10810
84 ـ بحارالانوار ج 92 ص 15
85 ـ معاني الاخبار ابوجعفرمحمدبن علي بن حسين بن ابن بابويه قمي شيخ صدوق تصحيح علي اكبرغفاري انتشارات وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم چاپ دوم 1361 ه ش ص 160
86 ـ نسا 95
87 ـ بقره 218
88 ـ عنكبوت 69
89 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 451 حديث 6608
90 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 106 حديث 5452
91 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 354 حديث 1346
92 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 348 حديث 4695
93 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 1 ص 355 حديث 1347
94 ـ نهج البلاغه نامه 47
95 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 389 حديث 2943 وج 3 ص 364 حديث 4757 وج 6 ص 135 حديث 6816
96 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 364 حديث 4755 و4756
97 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 3 ص 420 حديث 4950
98 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 6 ص 124 حديث 9756
99 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 5 ص 250 حديث 8207
100 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 4 ص 34 حديث 5190
101 ـ غررالحكم ودررالكلم ج 2 ص 520 حديث 3488


منبع: روزنامه جمهوری اسلامی