مترجم: فریبا نوید
منبع:راسخون
 


✦ مدل بیوسایکوسوشیال، می انگارد که تمام بیماری های روانی، در واقع زیستی ـ روانی ـ اجتماعی می باشند. منتقدان احساس می کنند که تصور این که هر گونه اختلال روانی، بیوسایکوسوشیال می باشد، در واقع به جای این که این لکه ننگ را کاهش دهد، آن را به این اختلالات متصل می کند. تصور این که آسیب فیزیکی، یا تأثیرات جامعه به هر نوع بیماری روانی منجر می گردد، عملی نیست، و اگر این گونه تصور شود، می تواند به درمان اشتباه که عواقب وخیمی را نیز به دنبال دارد، منجر گردد. برخی اختلالات روانی را می توان با مدل بیوسایکوسوشیال توضیح داد، اما این اشتباه است که تصور شود این مدل برای هر بیماری قابل اجرا می باشد.
✦ برخی از منتقدان احساس می کنند از آن جا که به ندرت انجام عوامل بیولوژیکی نقش مهمی در القای آن ایفا می-کنند، رفتار نادرست، به عنوان مثال، یک رفتار ضد اجتماعی نمی تواند وضعیت پزشکی را درمان کند. منتقدان احساس می کنند با فرض چنین رفتاری می توان بیماری را کاهش داد، به نظر می رسد برای طبقه بندی یک بیماری واقعی مانند اسکیزوفرنی بر روی همان مسیر به عنوان یک رفتار ضد اجتماعی، اعتبار حوزه روانپزشکی را کاهش دهد.
✦ بر اساس نظریه برخی از منتقدان، معایب دیگر این مدل این است که علی رغم تلاش های فراوان، تدریس این مدل به دانش آموزان روان پزشکی در یک محیط علمی، کاری بسیار دشوار می باشد. همه دانش آموزان با روش سه گانه این مدل، متقاعد نمی شوند، و در مورد اعتبار یا مفید بودن این مدل قانع نمی گردند. منتقدان احساس می کنند که ابهام این مدل، و اهمیت دادن به عوامل سه گانه در هر موقعیتی، می تواند از همان ابتدا موجب دلسردی دانشجویان روان پزشکی آینده نگر باشد، در نتیجه تعدادی از دانش آموزانی را که تمایل دارند به یک روان شناس تبدیل گردند را به مخاطره می افکند.
✦ یکی از بیش ترین عیوب این مدل، همان طور که توسط منتقدان اشاره شد این است که برای یک کاربر جدید استفاده از این مدل به طور صحیح و مناسب، می تواند گیج کننده و گمراه کننده باشد. مدل مبهم تمایل دارد نشان دهد که زیست شناسی و روان شناسی، دو حوزه جداگانه در علم پزشکی می باشند. این امر برای یک کاربر جدید، در بخش هایی به سوء تفاهم منجر می گردد که ممکن اسـت کاربرد متوجه نشود چه نشانه ای از یک بیمار را بایـد در چـه فاکتوری طبقه بندی کند.
✦ مدل بیوسایکوسوشیال تأثیرات اجتماعی بر روی فرد، از جمله اعتقادات مذهبی وی، ارتباطات اولیه و ثانویه، سابقه کار، حوادث گذشته و غیره را در نظر می گیرد. با این حال، به نظر می رسد زمانی که برای تجزیه و تحلیل مشکل بیمار، تلاش می شود، در بسیاری از عوامل اجتماعی بسیار غیر عملی در نظر گرفته می شود. برای متخصصان، این امر می تواند دشوار باشد که تصمیم بگیرند که چه عوامل اجتماعی باید همراه با عوامل روانی و بیولوژیکی در نظر گرفته شوند. از این رو، منتقـدان احساس می کنند که به دلیل در نظر گرفتـن چیزهای بسیاری، درمان می تواند با تأخیر مواجه شده و یا گیج کننده باشد.
همان طور که قبلاً گفته شد، مانند هر نظریه دیگری، مدل بیوسایکوسوشیال نیز سهم خود را از مزایا و معایب به همراه دارد. از هر آن چه که ممکن است امروزه مورد پذیرش این مدل قرار گیرد، می توان نتیجه گرفت که مدل بیوسایکوسوشیال برای سلامتی و مراقبت های بهداشتی در موقعیت های مختلف و نه در موارد دیگر، می تواند بسیار مفید واقع شود.