نویسنده: مرضیه چغانه

 


امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی تلاش بسیاری در جهت تشکیل حکومت اسلامی نمودند. قبل از تشکیل حکومت اسلامی ایران کشوری ضعیف و وابسته به استعمار و تحت سلطه بود. حرکت عظیم امام خمینی و انقلاب اسلامی ما را به کشوری قدرتمند و پرتحرک و مستقل تبدیل نمود. از این رو ادامه این حرکت منوط به آشنایی با سیره و روش امام خمینی است. رهبر معظم انقلاب هر ساله در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) به بیان حرکت عظیم امام و سیره و روش ایشان اشاره داشته اند. از این رو در این نوشته سعی شده است اصول امام در کلام رهبری تبیین شود.

شخصیت ها هم به مانند متون تحریف می شوند. مجهول ماندن، غلط معنا شدن و یا انحرافی و سطحی معنا شدن ارکان اصلی شخصیت یک انسان بزرگ موارد تحریف شخصیت ها می باشد. شخصیتی مثل امام که الگو است اگر درست به نسلهای بعدی منتقل نشود، زیان بزرگی به وجود خواهد آورد. لذا حضرت امام خمینی را نباید صرفاً به عنوان یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجه قرار دارد. بلکه امام باید به عنوان بنیان گذار یک مکتب فکری، سیاسی و اجتماعی که حرکت عظیمی را به وجود آورد و مردم این مکتب را پذیرفتند؛ مورد توجه قرار گیرد. به عبارت دیگر ادامه این مکتب در گرو شناسایی صحیح و بدون تحریف راه امام می باشد.
«... آیا شخصیت ‌ها هم قابل تحریفند؟ معمولاً عنوان تحریف را و اصطلاح تحریف را درباره‌ تحریف متون به کار می بریم؛ آیا شخصیت‌ ها را هم می شود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیت ‌ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به ‌صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه‌ اینها برمی گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگو است، امام و پیشوا است، رفتار او، گفتار او برای نسلهای بعد از خود او راهنما و رهنمود است، اگر تحریف شود زیان بزرگی به‌ وجود خواهد آمد. امام را نباید به‌ عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجه قرار داد؛ بعضی این‌ جور می خواهند: امام یک شخصیت محترمی است در تاریخ این کشور که روزگاری بود، فعال بود، مفید بود، بعد هم از میان جمعیت رفت و روزگار او تمام شد؛ احترامش می کنیم، نامش را با تجلیل می ‌آوریم، صرفاً همین؛ بعضی می خواهند امام را این‌ جور بشناسند و بشناسانند و این ‌جور تلقی کنند؛ این غلط است.
امام مظهر عینی حرکت عظیمی است که ملت ایران آغاز کرد و تاریخ خود را متحول کرد؛ امام بنیان ‌گذار یک مکتب فکری و سیاسی و اجتماعی است. ملت ایران این مکتب را، این راه را، این نقشه را پذیرفت و در آن مشغول حرکت شد؛ ادامه‌ این راه بستگی دارد به اینکه این نقشه‌ راه، درست شناخته بشود؛ بدون اینکه امام را درست بشناسیم -به ‌معنای شناخت اصول امام - این نقشه‌ راه، شناخته نخواهد شد. بدیهی است بحث ما بر مبانی فکری امام است؛ بحث بر سر تصمیم‌ های مقطعی و مربوط به زمان یا مکان نیست؛ بحث بر سرِ آن شاکله‌ اصلی تفکر امام بزرگوار ما است؛ این را می خواهیم درست بشناسیم.
امام البته یک فقیه بزرگ بود؛ هم یک فقیه برجسته و بزرگ بود، هم فیلسوف بود، هم صاحب ‌نظر در عرفان نظری بود، در این مسائل [و] بخشهای فنی و علمی یک سرآمد به‌ حساب می ‌آمد لکن شخصیت برجسته‌ امام به هیچ‌ کدام از اینها وابسته نیست؛ بلکه شخصیت اصلی امام در تحقق مضمون آیه‌ «وَ جهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه»1 [بود]؛ امام بزرگوار با داشتن آن زمینه ‌های برجسته‌ علمی، وارد میدان مجاهدت فی‌سبیل‌الله شد و این مجاهدت را تا آخر عمر خود ادامه داد و حرکت عظیمی را به‌ وجود آورد؛ نه فقط در کشور خود بلکه در همه‌ منطقه ما و در همه‌ دنیای اسلام و به یک اعتبار در همه‌ جهان. محصول این حرکت، یک محصول بی ‌نظیر بود».2

دو کار بزرگ و بی سابقه امام خمینی

الف- برانداختن بنای سلطنت موروثی ظالمانه و غیرعاقلانه

«دو کار بزرگ و بی ‌سابقه‌ در تاریخ کشور به‌ وسیله‌ امام تحقق پیدا کرد؛ یکی برانداختن بنای سلطنت موروثی ظالمانه و غیرعاقلانه که چند هزار سال در کشور ما سابقه داشت. این بنای پوسیده‌ کهنه‌ غلط که حکومت کشور به دست انسانهایی باشد و به ‌صورت موروثی از کسی به کسی برسد، یا با شمشیر و زور نظامی حکومت به دست بیاید و بعد نسل به نسل از یکی به دیگری به ارث برسد، یک سنت غلط و بی‌ منطق در طول چند هزار سال در کشور ما بود؛ کار اول امام این بود که این بنای غلط را برانداخت و کار را به دست مردم کشور سپرد».3

ب- ایجاد یک حکومت و نظامی براساس اسلام

«کار بزرگ دومی که امام بزرگوار انجام داد، ایجاد یک حکومت و نظامی براساس اسلام بود که این هم در تاریخ کشور ما بلکه بعد از صدر اسلام در تاریخ کل اسلام بی ‌سابقه بود. این جهاد بزرگ امام بزرگوار ما یک چنین محصول ارزشمندی داشت و لذا جا دارد واقعاً گفته بشود که «جاهَدَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه»؛4 همچنان ‌که در قرآن هست: وَ جهِدوا فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه؛5 و همچنان‌ که درباره‌ اولیای دین گفته می شود، این مرد بزرگ هم مصداق «جاهَدَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِه» است».6

1- مبتنی و متکی بر یک جهان بینی توحیدی

«منظومه‌ فکری امام دارای خصوصیات کامل یک مکتب فکری و اجتماعی و سیاسی است. اولاً متکی و مبتنی بر یک جهان‌ بینی است که این جهان ‌بینی عبارت است از توحید. همه‌ فعالیت او، همه‌ منطق او مبتنی بود بر توحید که زیربنای اصلی همه‌ تفکرات اسلامی است».7

2- به روز بودن و طرح مسائل مورد ابتلای جوامع بشری و جامعه ایرانی

«خصوصیت دیگر این منظومه‌ فکری که آن را به‌ صورت یک مکتب به معنای واقعی کلمه درمی‌آورد، این است که منظومه‌ فکری امام به‌ روز بود؛ مسائل مورد ابتلای جوامع بشری و جامعه‌ ایرانی را مطرح می کرد و مخاطبان، آن را حس می کردند. در مکتب فکری امام، ضدیت با استبداد و ضدیت با استکبار حرف اول را می زند؛ این آن چیزی است که ملت ایران هم آن را حس می کرد، ملتهای مسلمان دیگر بلکه ملتهای غیرمسلمان [هم‌] آن را حس کردند؛ برای همین این دعوت گسترش پیدا کرد».8

3- زنده، پویا و پرتحرک و عملیاتی

«خصوصیت دیگر این مکتب فکری این بود که زنده و پویا و پرتحرک و عملیاتی بود؛ مثل بعضی از اندیشه ‌پردازی ‌ها و تئوری ‌سازی‌ های روشنفکرانه نبود که در محفل بحث، حرفهای زیبا و قشنگی است اما در میدان عمل کارایی ندارد؛ منطق امام، فکر امام، راه امام، عملیاتی بود؛ قابل تحقق در میدان عمل بود؛ به همین دلیل هم به پیروزی رسید و پیش رفت؛ این حرکت، مسیر تاریخ کشور ما را عوض کرد».9

ملت ایران برای دست یابی به اهداف متعالی نیازمند این است که راه امام و اصول حضرت امام را بشناسد و نگذازد شخصیت امام بزرگوار تحریف شود. چرا که در این صورت مسیر مستقیم ملت ایران منحرف خواهد شد و دشمنان به اهداف خود خواهند رسید. لذا باید تمامی مسئولان و شاگردان قدیمی امام در شناسایی صحیح شخصیت و راه امام به نسل های جوان بکوشند.
«اگر ملت ایران بخواهد به آن هدفها برسد، بخواهد این راه را ادامه بدهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسد، اصول او را درست بشناسد، نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند، که تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد. همه باید بدانند که هاضمه‌ سیری ‌ناپذیر استکبار جهانی چشم از کشورشان برنداشته است؛ یک کشور بزرگ، یک کشور ثروتمند، یک کشور واقع‌ شده‌ در یک چهارراه حساس جهانی، برای قدرتمندان دغل ‌باز عالم خیلی مهم است. اینها دست از طمع خود برنداشته ‌اند، چشم برنداشته ‌اند؛ فقط آن‌ وقتی عقب خواهند نشست که شما ملت ایران آن ‌چنان قدرتی پیدا کنید، آن‌ چنان پیشرفتی پیدا کنید که امید آنها قطع بشود. اینجا است که خطر تحریف امام اهمیت پیدا می کند؛ اگر شخصیت امام تحریف شد، بد معرفی شد، غلط معرفی شد، همه‌ این خطرات بزرگ متوجه ملت ایران خواهد شد؛ اینجا است که خطر تحریف امام به‌ عنوان یک هشدار باید در گوش و چشم مسئولان کشور، صاحب‌ نظران فکری انقلاب، شاگردان قدیمی امام، کسانی که علاقه‌ به این راه دارند و عموم جوانان، فرزانگان، دانشگاهیان، حوزویان تلقی بشود».10

در زمان زندگی امام خمینی شخصیت ایشان از یک طرف از سوی دشمن تحریف می شد. دشمن در تبلیغات خود سعی می کرد امام را به صورت یک انقلابی خشک و خشن مانند سایر انقلاب های دیگر معرفی کند. از طرف دیگر برخی هم در داخل دانسته یا نداسته شخصیت امام را تحریف می کردند و نظرات خود را به امام نسبت می دادند. بعد از رحلت امام برخی سعی کردند امام را به گونه ای لیبرال معرفی کنند. امروز هم برخی امام را مطابق میل خود معرفی می کنند. لذا تحریف شخصیت ایشان خطر بزرگی محسوب می شود.
«در زمان حیات امام هم برای تحریف شخصیت امام کار می شد؛ از یک ‌طرف دشمن بود که از اول انقلاب سعی کرد در تبلیغات جهانی خود امام را به ‌صورت یک انقلابی خشک و خشن -از نوع آنچه در تاریخ انقلابهای بزرگ و معروف عالم مثل انقلاب فرانسه، انقلاب مارکسیستی شوروی و بعضی از انقلابهای دیگر می‌ شناسیم - معرفی کند؛ یک انسانی که خشک است و خشن است و گره ابروی او باز نمی شود و صرفاً نگاه می کند به مقابله‌ با دشمن و هیچ عاطفه ‌ای، هیچ انعطافی در او نیست؛ امام را این ‌جوری معرفی می کردند که این غلط بود. بله، امام قاطع بود، غیر متزلزل بود، در تصمیم خود -همان ‌طور که حالا عرض خواهم کرد - انسانی راسخ بود لکن مظهر عاطفه بود، مظهر لطافت بود، مظهر محبت بود، مظهر دلداری و دلدادگی در مقابل خدا و در مقابل خلق خدا، بخصوص نسبت به قشرهای مظلوم و مستضعف جامعه بود؛ این کاری بود که دشمن از روز اول در انقلاب ما، در تبلیغات جهانی نسبت به امام انجام می داد.
در داخل هم بعضی ندانسته، بعضی هم دانسته [شخصیت امام را] تحریف می کردند؛ حتی زمان حیات خود امام. هر حرفی را که به ‌نظرشان پسندیده بود، به امام نسبت می دادند؛ درحالی ‌که ارتباطی به امام نداشت. بعد از رحلت امام هم همین جریان ادامه داشته است؛ حتی تا آنجایی که بعضی حرفها و بعضی اظهارات، امام را به ‌صورت یک آدم لیبرال که هیچ قید و شرطی در رفتار او در زمینه‌ های سیاسی، حتی در زمینه‌ های فکری و فرهنگی وجود ندارد معرفی می کنند؛ این هم بشدت غلط و خلاف واقع است. ما اگر بخواهیم شخصیت امام را به معنای واقعی کلمه پیدا کنیم، این راه دارد؛ اگر ما این راه را -که عرض خواهم کرد - رفتیم، مطلب حل خواهد شد والا امروز کسانی می ‌آیند طبق میل خود و سلیقه‌ خود یک‌ جور امام را معرفی می کنند، ممکن است در فرداها کسان دیگری بیایند و بر طبق سلایق دیگری، بر طبق حوادث دیگری که در دنیا پیش می ‌آید، مصلحت بدانند که امام را جور دیگری معرفی کنند؛ این نمی شود. محبوبیت امام در بین مردم یک چیز ماندگار است؛ این را نتوانست دشمن از بین ببرد؛ برای همین، مسأله‌ تحریف شخصیت امامِ نافذ در دلهای مردمان زیادی -در کشور و بیرون از کشور - خطر بزرگی محسوب می شود».11

حضرت امام خمینی در طول سالیان متمادی (قبل از تشکیل حکومت و در دوران تشکیل حکومت) اصول و مبانی ای داشته اند که می شود این اصول را در بیانات ایشان پیدا کرد. بازخوانی این اصول در بیانات ایشان راهی است که مانع از تحریف ایشان می گردد.
«آن راهی که می تواند مانع از این تحریف بشود، بازخوانی اصول امام است. امام یک اصولی دارد، یک مبانی‌ ای دارد؛ این مبانی در طول ده سال دوران حاکمیت اسلامی و پیش از آن در طول پانزده سال دوران نهضت، در بیانات گوناگون بیان شده است؛ اصول امام را در این بیانات می شود پیدا کرد؛ این اصول را، این خطوط را کنار هم که بگذاریم، یک شاکله ‌ای از امام بزرگوار تشکیل خواهد شد؛ شخصیت امام این است. نمی گویم به هر مطلب فرعی توجه کنید؛ زندگی امام مثل همه‌ انسانهای دیگر فراز و نشیب‌هایی دارد؛ حوادثی در آن اتفاق افتاده است و هر حادثه‌ ای اقتضائی داشته است؛ مطالب اصولی را عرض می کنیم، آن چیزهایی که قابل انکار نیست، جزو بینات امام است، در طول سالهای متمادی، چه قبل از تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران تشکیل حکومت اسلامی، چه در دوران جنگ تحمیلی هشت ‌ساله، چه قبل از آن و چه بعد از آن، این اصول را امام در بیانات خود تکرار کرده است؛ این اصول را گزینشی هم نبایستی انتخاب کرد. من البته امروز پنج شش مورد از اینها را عرض می کنم اما همین ‌جا هم می گویم اصول امام ممکن است فقط اینها نباشد، صاحب ‌نظران و افرادی که می توانند و توانایی این کار را دارند، بروند دنبال کنند، بیانات امام را نگاه کنند -بحمدالله تدوین ‌شده است، موجود است، در اختیار همه است - و این اصول را استخراج‌ کنند. من امروز همه‌ اصول قابل استخراج از بیانات امام را نمی توانم عرض بکنم، پنج، شش مورد را امروز عرض می کنم، نمی خواهم گزینشی باشد، لذا می گویم افراد بروند نگاه کنند، مواردی را پیدا کنند؛ اما آنچه را من امروز عرض می کنم جزو مسلماتِ منطق امام و مکتب امام و راه امام و خط امام است».12

1- اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی

امام اسلام ناب محمدی را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی در همه زمانها شامل اسلام سکولار (دین، جامعه، رفتار انسانها را جدای از اسلام می خواستند) و اسلام متحجر (نگاه متحجرانه به دین داشتند) می گردد. امروز هر دو نمونه اسلام مورد حمایت قدرتهای مستکبر از جمله آمریکا و اسرائیل است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار اسلام متکی به کتاب و سنت است. پیرو امام باید مرز اسلام ناب با اسلام سکولار و متحجر را شناسایی کند.
«اولین مطلبی که در [مکتب‌] امام وجود دارد، اثباتِ اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی است. امام، اسلام ناب را در مقابل اسلام آمریکایی قرار داد. اسلام آمریکایی چیست؟ اسلام آمریکایی در زمان ما و در زمان امام و در همه‌ زمانها -تا آنجایی که ما می ‌شناسیم، ممکن است در آینده هم همین‌ جور باشد - دو شاخه بیشتر ندارد: یکی اسلام سکولار، یکی اسلام متحجر؛ لذا امام، آن ‌کسانی را که تفکر سکولاری داشتند -یعنی دین را، جامعه را، رفتار اجتماعی انسانها را، جدای از اسلام می خواستند - همواره در ردیف کسانی گذاشت که نگاه متحجرانه‌ به دین داشتند؛ یعنی نگاه عقب ‌افتاده‌ غیرقابل فهم برای انسانهای نواندیش و متعصبانه‌ بر روی مبانی غلط، تحجر؛ هر دوی اینها را امام در کنار هم همواره ذکر کرده است. امروز که شما نگاه می کنید، می ‌بینید هر دو نمونه‌ اسلام، در دنیای اسلام وجود دارد، هر دو هم مورد حمایتِ قدرتهای قلدر دنیا و مورد حمایت آمریکا است. امروز، هم جریان منحرف داعش و القاعده و امثال اینها مورد حمایت آمریکا و اسرائیلند، هم بعضی از جریانهای به نام اسلام و بیگانه‌ از عمل اسلامی و فقه اسلامی و شریعت اسلامی، مورد حمایت آمریکا است. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار، آن اسلام متکی به کتاب و سنت است که با فکر روشن، با آشنایی با زمان و مکان، با شیوه و مِتُد علمیِ جاافتاده و تکمیل ‌شده‌ در حوزه ‌های علمیه، استنباط می شود و به دست می ‌آید. این‌ جور نیست که روش استنباط مورد توجه نباشد و هر کسی بتواند قرآن را باز کند و اصول حرکت اجتماعی را استنباط بکند؛ نه، این یک مِتُد دارد، این یک روش دارد؛ این روش علمی است، کار شده است، کسانی هستند که می توانند این روش را دنبال کنند. اسلام ناب از نظر امام بزرگوار این است. البته هر کسی هم که آن مِتُد را بلد است، آن روش را بلد است، قادر نیست؛ باید فکر روشن داشته باشد، باید آشنا با زمان و مکان باشد، باید نیازهای بالفعل جوامع بشری و جوامع اسلامی را بشناسد، باید دشمن را بشناسد، نحوه‌ دشمنی ‌های او را بداند، آن‌ وقت می تواند اسلام ناب را مشخص کند و بشناسد و بشناساند. اسلام آخوندهای درباری -که امام مکرر با همین تعبیر از آنها اسم می ‌آوردند - اسلام داعشی؛ از آن طرف، اسلامِ بی ‌تفاوت در مقابل جنایات صهیونیستی، در مقابل جنایات آمریکا، اسلامِ چشم‌ دوخته‌ به آمریکا و قدرتهای بزرگ و به اشاره‌ آمریکا، اینها همه سر در یک آخور دارند؛ در یک جا اینها همه به هم می رسند؛ از نظر امام اینها همه مردودند. اسلامی که امام معرفی می کند، در مقابل همه‌ اینها است. پیرو امام، آن کسی که دنباله ‌رو امام است، باید مرزبندی داشته باشد؛ هم با اسلام متحجر، هم با اسلام سکولار؛ اسلام ناب را شناسایی کند و دنبال کند. یکی از اصول امام این است. این چیزی نیست که امام یک‌ بار گفته باشد؛ در سرتاسر آثار امام، بیانات امام، گسترده است».13

2- اعتماد به وعده الهی و بی اعتمادی به قدرتهای مستکبر جهانی

یکی دیگر از اصول مکتب امام اتکال و اعتماد به وعده الهی و بی اعتمادی به دشمنان و مستکبران و قدرتهای جهانی است. ارتباط امام با دیگر کشورها، در حد معمول، مؤدبانه و محترمانه بود اما هیچ گونه اعتمادی به مستکبرین و قلدران و تبعه و دنباله‌ روان آنها وجود نداشت.
«دوم: یکی از اصول امام اتکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ الهی، و نقطه‌ مقابل، بی ‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده ‌اند: وَ لَعنَهُمُ الله،14 وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم،15 آن کسانی که «اَلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا».16 اعتقاد به وعده‌ الهی، به صدق وعده‌ الهی -که فرموده است «اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم»17 - یکی از ارکان تفکر امام بزرگوار ما است؛ باید به این وعده اعتماد و اتکال کرد. نقطه‌ مقابل، به دل‌ خوش‌کُنَک ‌های دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام به ‌طور کامل مشهود است. این اتکال به قدرت پروردگار و اعتماد به او، موجب می شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد. امام با صراحت صحبت می کرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صریح بیان می کرد، چون اتکاء به خدا داشت، نه اینکه نمی دانست قدرتها بدشان می ‌آید، نه اینکه نمی دانست آنها عصبانی می شوند، می دانست اما به قدرت الهی، به کمک الهی، به نصرت الهی باور داشت. در برابر حوادث، دچار رودربایستی نشد؛ به یکی از نامه‌ ها -امام شاید به دو نامه از نامه ‌های سران مستکبر دنیا یا وابستگان به مستکبر، - که به او نوشته بودند جواب داد، امام به آن نامه، با صراحت تمام، مطلب را جواب داد که همان‌ وقت در صدا و سیمای جمهوری‌ اسلامی پخش شد. البته امام مؤدبانه حرف می زد اما مواضع قاطع و روشن خود را در آن نامه‌ ها بیان کرد و این توکل خود را امام مثل خونی در شریان ملت جاری کرد؛ ملت هم اهل توکل به خدای متعال شد، به نصرت الهی معتقد شد، و در این راه وارد شد. اینکه امام به مستکبرین هیچ اعتمادی و هیچ اعتقادی نداشت، موجب می شد که به وعده‌ های آنها اعتنائی نکند. رئیس ‌جمهور آمریکا -ریگان، که رئیس ‌جمهور مقتدری هم بود - به امام نامه نوشت و پیغام فرستاد و آدم فرستاد، امام به او اعتنائی نکرد، پاسخی به او نداد و اعتنائی نکرد و وعده ‌ای را که او داده بود، امام به هیچ گرفت.
در یک مورد دیگر، یک وعده ‌ای در مورد پایان جنگ تحمیلی، یکی از دولتهای وابسته‌ به آمریکا داده بود، بحث صدها میلیارد یا هزار میلیارد در میان بود، امام اعتنائی به آن نکردند، اعتماد نکردند. ما حالا در قضایای گوناگون جاری خودمان داریم همین معنا را لمس می کنیم، می ‌بینیم که چطور نمی شود به وعده‌ مستکبرین اعتماد کرد، به حرفهایی که در جلسه‌ خصوصی می زنند نمی شود اعتماد کرد، این را داریم لمس می کنیم. امام آن را جزوِ خطوط اصلیِ کار خود قرار داد، اعتماد به خدا، بی اعتمادی به مستکبران. این البته به معنای قطع رابطه‌ با دنیا نبود، [چون‌] سران کشورها به مناسبتهای مختلف برای امام پیام تبریک می فرستادند، امام هم به پیام تبریک آنها جواب می داد. ارتباط این‌ جوری، در حد معمول، مؤدبانه و محترمانه وجود داشت اما هیچ گونه اعتمادی به مستکبرین و قلدران و تبعه و دنباله‌ روان آنها وجود نداشت».18

3- اعتقاد به اراده مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی

اعتماد و تکیه به مردم در مسائل مختلف کشور و سپردن امور به مردم یکی دیگر از اصول مهم مکتب امام خمینی است.
«سوم؛ اعتقاد به اراده‌ مردم و نیروی مردم، و مخالفت با تمرکزهای دولتی؛ این از جمله‌ خطوط اصلیِ حرکت امام است. در آن‌روزها سعی می شد به‌ خاطر یک برداشت نادرست، همه‌ کارهای اقتصادی کشور به دولت موکول و وابسته شود؛ امام بارها و بارها هشدار می داد -و این هشدارها در بیانات ایشان به‌ طور واضح منعکس است - که این مسائل را به مردم بسپارید؛ اعتماد به مردم داشت در مسائل اقتصادی، اعتماد به مردم داشت در مسائل نظامی. این را توجه کنند: امام از اول پشتیبان ارتش بود؛ کسی که مانع از انحلال ارتش در کشور شد، شخص امام بود، با وجود این، نیروی سپاه را به ‌وجود آورد، بعد هم نهاد بسیج را به ‌وجود آورد؛ حرکت نظامی را یک جریان مردمی قرار داد. در مسائل اقتصادی، تکیه‌ به مردم؛ در مسائل نظامی، تکیه‌ به مردم؛ در مسائل سازندگیِ کشور، تکیه به مردم، که جهاد سازندگی را به راه انداخت؛ در مسائل تبلیغات، تکیه‌ به مردم؛ و بالاتر از همه مسأله‌ انتخابات کشور و آراء مردم در مدیریت کشور و تشکیلات نظام سیاسی کشور. در تمام طول این مدت -دوران حاکمیت امام بزرگوار ما ده سال است؛ از این ده سال، هشت سال در این کشور جنگ بود؛ شهرها بمباران می شد؛ جبهه‌ ها مشغول جنگ بودند - که شاید در حدود ده انتخابات در کشور انجام گرفت، انتخاباتهای گوناگون یک روز از تاریخ مقرر خودش عقب نیفتاد؛ در همه‌ مراحل، در همه‌ احوال، در همه‌ شرایط، امام بزرگوار اصرار داشت که انتخابات در وقت مقرر خود انجام بگیرد. اینکه در بعضی از کشورها معمول است حالت فوق ‌العاده اعلام می کنند، امام یک روز حالت فوق‌ العاده اعلام نکرد، به انتخابات اهمیت می داد. در روز انتخابات جزو اولین کسانی که پای صندوق رأی حاضر می شد، شخص امام بزرگوار بود؛ اعتقاد به مردم، و به معنای حقیقی کلمه احترام برای آراء مردم و افکار مردم و تشخیص مردم قائل بود؛ ممکن بود آن چیزی را که مردم انتخاب می کنند، مورد نظر امام در یک موردی هم نباشد اما درعین ‌حال برای آراء مردم احترام قائل بود، آنها را محترم می شمرد، آنها را معتبر می شمرد، این هم یکی از چیزها است. امام در مورد مردم به اینها هم اکتفا نکرد، مردم را ولی ‌نعمت مسئولان معرفی کرد؛ مکرر امام ذکر کردند که این مردم ولی ‌نعمت ما هستند؛ مواردی خود را خادم ملت معرفی کرد؛ می گفت: اگر به من خادم ملت بگویند بهتر از این است که رهبر بگویند؛ این حرف بزرگی است، نشان‌ دهنده‌ جایگاه برجسته‌ مردم و افکار مردم و آراء مردم و حضور مردم در نظر امام است؛ مردم هم پاسخ مناسب دادند؛ در صحنه حضور پیدا کردند؛ آنجایی که انگشت اشاره‌ او بود، مردم با جان ‌و دل در آنجا حاضر شدند. این متقابل بود؛ امام به مردم اعتماد داشت، مردم به امام اعتماد داشتند؛ امام مردم را دوست داشت، مردم امام را دوست داشتند؛ این رابطه‌ متقابل، یک امر طبیعی است».19

4- طرفدار حمایت از محرومان و مستضعفان و رد نابرابری اقتصادی و اشرافی‌گری

یکی از اصول قطعی امام این بود که باید فقر را ریشه کن نمود و به محرومان کمک نمود. ایشان در بعد مسائل داخلی کشور؛ حامی محرومان و برقراری عدالت اجتماعی و مخالف کاخ نشینی و اشرافی گری و نابرابری اقتصادی بود.
«نکته‌ چهارم در بُعد مسائل داخلی کشور؛ امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود؛ امام نابرابری اقتصادی را با شدت و حدت رد می کرد؛ اشرافی گری را با تلخی رد می کرد؛ به معنای واقعی کلمه امام طرفدار عدالت اجتماعی بود؛ طرفداری از مستضعفان شاید یکی از پر تکرارترین مطالبی است که امام بزرگوار ما در بیاناتشان گفتند؛ این یکی از خطوط روشن امام است؛ این یکی از اصول قطعی امام است، همه باید تلاش کنند که فقر را ریشه ‌کن کنند؛ همه تلاش کنند که محرومان را از محرومیت بیرون بیاورند و تا آنجایی که در توان کشور است، به محرومان کمک کنند. از آن طرف به مسئولان کشور هشدار می داد درباره‌ خوی کاخ ‌نشینی -این نکته ‌ای که در قرآن هم آمده است: وَ سَکَنتُم فی مسکِنِ الَّذینَ ظَلَموا20 - و همه را از خوی کاخ‌ نشینی برحذر می داشت، تأکید مکرر می کرد بر اینکه به وفاداری طبقات ضعیف اعتماد کنید؛ این را امام مکرر می گفت که این کوخ ‌نشینانند، این فقرایند، این محرومانند که این صحنه ‌ها را با وجود محرومیتها پر کرده‌ اند، اعتراض هم نمی کنند، در میدانهای خطر هم حاضر می شوند؛ [اما] آن کسانی که برخورداری‌ های بیشتری داشتند، در موارد مختلف اگر مشکلی پیش می ‌آمد، اتفاقاً آنها بیشتر ابراز نارضایی می کردند. این وفاداری طبقات متوسط مردم و طبقات محروم مردم، از نظر امام یک امر برجسته بود و این را تأکید می کرد. بر مصرف درست بیت‌ المال تأکید می کرد، بر پرهیز کردن از اسراف تأکید می کرد. این هم یکی از خطوط اساسی است. مسأله‌ عدالت اجتماعی، طرفداری از محرومان و دوری از خوی اشرافی گری و خوی تجمل ‌گرایی و عمل در این جهت».21

5- مخالفت صریح با قلدران بین المللی و مستکبران

مخالفت امام خمینی با زورگویان و مستکبران و طرفداری از مظلومان در بعد خارجی یکی دیگر از اصول امام خمینی بود. لذا ایشان تا روز آخر مخالف مستکبران و زورگویان و حامی مظلومان بودند. موضع جمهوری اسلامی نسبت به مردم مظلوم فلسطین، لبنان، غزه، پاکستان، افغانستان، یمن، بحرین، سوریه، عراق و تمامی ملتهای مظلوم همان موضع امام نسبت به فلسطین و افغانستان و ملتهای مظلوم است.
«نکته‌ پنجم در بُعد خارجی [است‌]. امام صریحاً در جبهه‌ مخالف قلدران بین‌ المللی و مستکبران قرار داشت، هیچ ملاحظه ‌ای نمی کرد. این است که امام در مقابله‌ میان قلدران و مستکبران و قدرتهای زورگوی عالم با مظلومان، در جبهه‌ مظلومان بود؛ صریح و بدون ملاحظه و بی ‌تقیه این را بیان می کرد. طرفدار جدی مظلومان جهان بود. امام با مستکبرین سرِ آشتی نداشت. واژه‌ «شیطان بزرگ» برای آمریکا، یک ابداع عجیبی از سوی امام بود. امتداد معرفتی و عملی این تعبیر شیطان بزرگ خیلی زیاد است. وقتی شما یک کسی را، یک دستگاهی را شیطان دانستید، معلوم است که باید رفتار شما در مقابل او چگونه باشد، باید احساسات شما نسبت به او چگونه باشد؛ امام تا روز آخر، نسبت به آمریکا همین احساس را داشت؛ عنوان شیطان بزرگ را، هم به کار می برد، هم از بن دندان اعتقاد به این معنا داشت. در مقابل از اول انقلاب کسانی بودند که توجه نمی کردند که آمریکا عقبه‌ تغذیه کننده‌ رژیم طاغوتی است که به‌ وسیله‌ ملت ایران برافتاد. ملت ایران رژیم طاغوت را ساقط کردند، اما کسانی بودند آن روز که با حضور آمریکایی ‌ها، با فعالیت آنها -حتی فعالیت برخی از نهادهای آمریکایی - در داخل کشور موافق بودند! اختلاف عمده دولت موقت با امام بزرگوار سر این قضیه بود؛ ما از نزدیک می دیدیم. آنها توجه نمی کردند که آمریکا تغذیه‌ کننده‌ رژیم طاغوت بود؛ این رژیم حالا برافتاده است اما آن دستگاه تغذیه‌ کننده هنوز باقی است، فعال است، اگر به او میدان داده شود، مجال داده شود، دوباره مشغول خواهد شد و ضربه خواهد زد و نقاط ضعف را جستجو خواهد کرد و از آن نقاط ضعف وارد خواهد شد؛ این را توجه نمی کردند. امام این را می دید، لذا موضع‌ گیری امام در زمینه‌ مسأله‌ لانه‌ جاسوسی ناشی از همین نگاه و همین دیدگاه بود. در دنیا کسانی به این نقطه توجه نکردند و ضربه ‌اش را خوردند که حالا نمی خواهیم کسانی را شماتت و ملامت کنیم؛ اما این ضربه ‌ای است که بعضی خوردند، به‌ خاطر اینکه رژیم‌ های مرتجع و مستکبر را ساقط کردند، [ولی‌] عقبه‌ آنها را نادیده گرفتند. امام این عقبه را از روز اول دید، با آن مقابله کرد؛ لذا تا آخر، امام علیه آمریکا و دستگاه سیاسی و امنیتی آمریکا موضع داشت.
متقابلاً امام بزرگوار در طول این سالیان دراز از فلسطین حمایت کرد، دفاع کرد. از فلسطین دفاع کرد، از افغانستان دفاع کرد. آن روزی که شوروی‌ ها وارد افغانستان شدند، با اینکه ما گرفتار دشمنی آمریکا بودیم -دولتها معمولاً در این مواقع که با یک طرف گرفتاری دارند، با طرف دیگر می سازند - امام بزرگوار در همان حال در مقابل شوروی موضع قاطع گرفت، که این موضع قاطع را حتی بعضی از دولتهایی که گرایش غربی داشتند هم نگرفتند اما امام بزرگوار بدون هیچ ملاحظه‌ ای از ملت افغانستان حمایت کرد، از ملت لبنان حمایت کرد، فلسطینی‌ ها را با کمال صمیمیت مورد حمایت خودش قرار داد. این منطق امام است در مورد مقابله‌ با استکبار. با این منطق امروز می شود قضایای دنیا را شناسایی کرد، موضع درست را می شود فهمید. امروز ما به همان اندازه ای که با رفتار وحشیانه و ظالمانه‌ جریان داعش در عراق و در سوریه مخالفیم، به همان اندازه با رفتار ظالمانه‌ پلیس فدرال آمریکا در داخل کشورشان مخالفیم -اینها هر دو مثل هم هستند - به همان اندازه با محاصره‌ غزه که محاصره‌ ظالمانه ‌ای است علیه مردم مظلوم غزه مخالفیم، به همان اندازه با بمباران مردم مظلوم و بی ‌پناه یمن مخالفیم، به همان اندازه با سخت ‌گیری ‌هایی که علیه مردم بحرین به‌ وجود می‌ آید مخالفیم، به همان اندازه با حمله‌ هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا به مردم در افغانستان و در پاکستان مخالفیم. این منطق، منطق امام است. هرجا ظلم هست دو طرف وجود دارد: ظالم و مظلوم؛ ما طرفدار مظلومیم، مخالف با ظالمیم؛ این موضع‌ گیری‌ای است که امام بصراحت انجام می داد و این یکی از خطوط اصلی است. امروز هم به همین دلیل مسأله‌ فلسطین برای ما یک مسأله‌ اصلی است؛ این را همه بدانند. مسأله‌ فلسطین از دستور کار نظام جمهوری اسلامی خارج نخواهد شد. مسأله‌ فلسطین، عرصه‌ یک مجاهدتِ واجب و لازم اسلامی است، هیچ حادثه‌ ای ما را از مسأله‌ فلسطین جدا نمی کند. ممکن است کسانی در صحنه‌ فلسطین باشند که به وظایفشان عمل نکنند، حساب آنها جدا است اما مردم فلسطین، ملت فلسطین، مجاهدان فلسطینی مورد تأیید و حمایت ما هستند».22

6- مسأله استقلال کشور و رد سلطه پذیری

اعتقاد به استقلال کشور در برابر اجانب و رد سلطه بر کشور یکی از اصول مهم مکتب امام خمینی به حساب می آید.
«یکی دیگر از نقاط اصلی و خطوط اصلی تفکر امام، مسأله‌ استقلال کشور، رد سلطه ‌پذیری [است‌]؛ این هم یکی از سرفصل‌ های مهم است. من سال گذشته در همین جلسه به مستمعین آن سال عرض کردم، استقلال یعنی آزادی در مقیاس یک ملت؛ این معنای استقلال است. اینکه بعضی در زبان یا در شعار دنبال آزادی‌ های فردی باشند اما علیه استقلال کشور حرف بزنند، این یک تناقض است. چطور ممکن است آزادی فردیِ اشخاص محترم باشد اما آزادی یک ملت، آزادی در مقیاس یک کشور، در مقابل تحریمهای مخالفان و بیگانگان، محترم نباشد! این اصلاً قابل فهم نیست، قابل قبول نیست. متأسفانه کسانی هستند که تئوری ‌سازی می کنند برای نفی استقلال کشور، استقلال را گاهی به انزوا معنا می کنند، گاهی به این عنوان که امروز استقلال کشورها یک ارزش به حساب نمی ‌آید، قلم‌ زنی می کنند و حرف می زنند؛ این حرفها هم در بین جامعه پخش می شود. کسانی این‌ جوری حرکت می کنند. این یک غلط بزرگ، یک خطای بسیار مهم و خطرناک است. امام معتقد به استقلال کشور بود، معتقد به رد سلطه‌ [بر] کشور بود. دشمن ما در طول این سالها، بسیاری از فعالیتهایی که علیه کشور ما و ملت ما کرده است برای این بود که خدشه‌ در استقلال به‌ وجود بیاورد؛ چه با تحریم، چه با تهدید، اینها استقلال را هدف گرفته ‌اند. باید همه هوشیار باشند، بدانند که هدفهای دشمن چیست. این هم یکی از خطوط اصلی است».23

7- تکیه بر وحدت ملی و توجه به توطئه های تفرقه افکن

یکی از اصول مهم مکتب امام اصل وحدت بین مردم و مسئولان و دوری از اختلاف و تفرقه است. امروز یکی از سیاست های اصلی استکبار اختلاف افکنی و تفرقه است.
«یکی دیگر از خطوط اصلی تفکر امام و راه امام و خط امام -این مطلب آخری است که عرض می کنم - مسأله‌ وحدت ملی است و توجه به توطئه ‌های تفرقه ‌افکن؛ چه تفرقه‌ براساس مذهب، شیعه و سنی؛ چه تفرقه‌ براساس قومیتها، فارس و عرب و ترک و کرد و لر و بلوچ و امثال اینها. تفرقه افکنی یکی از سیاستهای قطعی دشمن بود و امام بزرگوار ما از اول بر روی وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت، یک تکیه‌ کم ‌نظیر داشت که این یکی از خطوط است. امروز ما این خط را هم باید دنبال بکنیم. امروز شما می ‌بینید در دنیا مسأله‌ تفرقه‌ دنیای اسلام یکی از سیاستهای اصلی استکبار است. آمریکایی‌ ها کارشان به آنجا رسیده است که حالا دیگر اسم شیعه و سنی می ‌آورند؛ اسلام شیعه، اسلام سنی؛ از یکی حمایت می کنند، به یکی حمله می کنند. در حالی که جمهوری اسلامی ایران از اول نسبت به این مسأله‌ اختلاف مذهبی یک نگاه کاملاً یکسانی داشت. ما با برادران فلسطینی ‌مان که سنی‌ اند همان جور عمل کردیم که با برادران حزب ‌الله لبنان که شیعه هستند عمل کردیم. همه جا یک جور عمل کردیم. نگاه امام بزرگوار ما در داخل کشور این بود، در دنیای اسلام نگاه جمهوری اسلامی نگاه امت ‌ساز است، امت اسلامی مورد نظر است. اینکه نوکرهای دست دوم آمریکا می ‌آیند مسأله‌ هلال شیعی را مطرح می کنند، این نشان‌ دهنده‌ سیاستهای تفرقه ‌افکن است. اینکه آمریکایی ‌ها علی ‌رغم تبلیغات فراوان، نسبت به همین گروه‌ های تفرقه ‌افکن تکفیری در عراق و سوریه مماشات می کنند -احیاناً در مواردی هم به آنها به‌ صورت بی ‌خبر و مخفیانه کمک می کنند، عواملشان که به‌ صورت صریح از آنها حمایت می کنند -این نشان ‌دهنده‌ این است که نقش تفرقه ‌افکنی از نظر دشمنان اسلام و مسلمین و دشمنان جمهوری اسلامی نقش بسیار برجسته ‌ای است. این را همه توجه کنند؛ هم شیعه توجه کند، هم سنی توجه کند؛ بازی دشمن را نخورند. آن تسننی که آمریکا از آن حمایت کند و آن تشیعی که از مرکز لندن به دنیا صادر بشود، اینها مثل هم هستند؛ هر دوی آنها برادران شیطانند، هر دوی آنها عوامل آمریکا و غرب و استکبارند.
همدلی و هم ‌زبانی ‌ای که ما امسال اول سال بر آن تکیه کردیم و مکرر بعد از آن تکرار کردیم، بر همین مبنا استوار است. در داخل کشور، خواهران و برادران از اقوام مختلف، از مذاهب گوناگون، در کنار هم یدِ واحده تشکیل بدهند -همچنان ‌که بحمدالله تا امروز بوده است - نگذارند دشمن نفوذ کند در قلمرو دنیای اسلام. در سطح وسیع و گسترده هم همین ‌طور برادران سنی و شیعه در کنار هم بدانند که دشمنی [هست که‌] دارد اصل موجودیت اسلام را تهدید می کند. این هم یکی از خطوط اساسی.
من هفت مورد را از مبانی و اصول امام عرض کردم و مطمئناً اصول امام منحصر در اینها نیست. دیگران هم بگردند، منتها هرکسی هر حرفی را که خودش می ‌پسندد به امام نسبت ندهد. آنچه را به امام نسبت می دهیم، باید در منابع مربوط به امام موجود باشد، آن هم به شکل مکرر، به شکل مستمر، مثل همین موارد هفت ‌گانه‌ ای که ما گفتیم؛ اینها از اول بیانات امام تا آخر، همین ‌طور که انسان مراجعه می کند، در طول سالهای متمادی، همه‌ این مطالب را انسان در بیانات امام می بیند، اینها می شوند اصول. دیگران هم بگردند با همین شیوه اصول را پیدا کنند. جاذبه و دافعه‌ امام بر مبانی این اصول بود. ما هم می خواهیم جاذبه و دافعه داشته باشیم؛ جاذبه براساس این اصول، دافعه بر اساس این اصول».24

تشریح مهم ترین اصول مکتب امام خمینی و اشاره بر خطر تحریف امام مهمترین بخش سخنان رهبری را تشکیل می دهد. البته رهبری طی سالهای گذشته نیز به معرفی شخصیت امام در سالگرد ارتحال ایشان می پرداختند اما امسال واژه تحریف را صراحتاً مطرح کردند. به نظر می رسد در این برهه زمانی خطر تحریف امام و اصول مکتب ایشان بیش از گذشته احساس می شود. از طرف دیگر بیان خطر تحریف امام از سوی رهبری به دلیل است که برخی در داخل سعی دارند افکار خود را به نام امام معرفی کنند. این افراد که اصول مکتب امام خمینی را مانعی در برابر اهداف خود می دانند، لذا پروژه تحریف امام را برای رها نمودن اصول مکتب امام خمینی آغاز نمودند. در چنین شرایطی به فرموده رهبری بازخوانی اصول امام راه حل مقابله با تحریف شخصیت امام و راه امام می باشد.
تحریف شخصیت امام کشور از سوی برخی از زمان حیات ایشان و بعد از رحلت تا به امروز از سوی دشمن و در داخل صورت می گیرد. گرچه امام در وصیت نامه خود این تحریف را پیش بینی کرده بودند: «اکنون که من حاضرم، بعض نسبت ‌های بی ‌واقعیت به من داده می‌ شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می ‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می ‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌ که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم».25 از این رو تأکید رهبری بر تحریف شخصیت امام به عنوان خطر بزرگ باید مورد توجه قرار گیرد. این نکته متوجه کسانی است که گفتار خود را به امام نسبت می دهند. از این رو لازم است تمامی شاگردان قدیمی امام و دلسوزان و همین طور مؤسسه حفظ و نشر آثار امام نسبت به شناسایی اصول امام برای نسل های آینده بکوشند و با توجه به اصول امام تصویر صحیح و واقعی از امام و راه امام ارائه دهند.
تأکید رهبری بر حمایت امام از مستضعفان و مخالفت با خوی کاخ نشینی به عنوان یکی از اصول امام متوجه کسانی است که اشرافی گری را ترویج می کنند و از زندگی سخت محرومان غافل هستند. امام طرفدار جدی محرومان و پابرهنگان و ساده زیستی بود. لذا مسئولین باید برای برقرای عدالت اجتماعی در جامعه بکوشند و از اقداماتی که اشرافی گری را ترویج می کند، بپرهیزند که اشرافی گری و ساختمان های مجلل در مکتب امام پذیرفتنی نیست.
ذکر این نکته از سوی رهبری که امام برای آمریکا واژه شیطان بزرگ به کار برد و این احساس تا روز آخر دیدگاه امام بود، متوجه کسانی است که دیدگاه هایی چون حذف شعار مرگ بر آمریکا را دارند. همچنین باید مسئولان و تمامی مردم به این نکته توجه نمایند که دشمن غیر قابل اعتماد است و هرگز نباید فریب خنده های دشمن را خورد. این نکته در بیان رهبری به صراحت بیان شده است: «همه هم بدانند که هدف دشمنان ما با ریختهای مختلف و قیافه‌ گیری‌ های مختلفی که از خودشان نشان می دهند -گاهی اخم می کنند، گاهی لبخند می زنند، گاهی اوقات وعده می دهند، گاهی تهدید می کنند - تسلط بر کشور است. دشمن می خواهد برگردد به دوران سلطه‌ بی ‌قید و شرط خود بر این کشور؛ چون اسلام با این برگشت بشدت مخالف است و نیروی مقاوم در مقابل این توطئه‌ دشمن «اسلام» است، با اسلام مخالفند. مخالفت دشمن با اسلام به‌ خاطر این است که می دانند معارف اسلامی، احکام اسلامی در مقابل آنها سد مستحکمی درست کرده است. با ملت ما مخالفند، چون ملت در مقابل آنها مثل کوهی ایستاده است. با هر کسی در میان ملت که در مقابل دشمن ایستادگی بیشتری داشته باشد، بیشتر مخالفند. با عناصر مؤمن بیشتر مخالفند، با سازمانها و نهادهای انقلابی بیشتر مخالفند، با عناصر حزب ‌اللهی بیشتر مخالفند؛ چون می دانند اینها سدهای محکم و مستحکم در مقابل نفوذ دشمنان هستند. دشمن دنبال سلطه‌ گری است و همه‌ تلاش دشمن برای این است که جلوی حرکت اسلامی نظام جمهوری اسلامی را که مایه‌ پیشرفت و ترقی و اوج این ملت است بگیرد. یک کهنه‌ سیاست‌ مدار آمریکایی گفته بود که گروه ‌های تروریست تکفیری برای ما غربی ‌ها اهمیتی ندارند، باشند عیب ندارد، آنچه برای ما مهم است، ایران اسلامی است؛ چون ایران اسلامی درصدد ایجاد یک تمدن عظیم است -البته او تعبیر «امپراتوری» به کار برده است که غلط کرده - لذا ما باید ایران اسلامی را مقابل خودمان و دشمن مهم خودمان بدانیم. این حرف، اهمیت امت ‌سازی را هم به ما نشان می دهد».26
اکنون که غرب پی به ناتوانی و ضعف خود در برابر حقایق ناب اسلام برده است، لذا راهکار خود را تحریف و نفوذ در فرقه های مختلف اسلامی قرار داده است. سکولاریزه کردن اسلام در برخی جوامع و تقویت گروه های سلفی تکفیری چون داعش از اقدامات پلید غرب برای مقابله با اسلام می باشد. از این رو بیان خصوصیات اسلام ناب محمدی در مکتب امام از سوی رهبری در این برهه زمانی باید مورد توجه و تأکید بیشتر قرار گیرد.
ذکر بی اعتمادی به قلدران و مستکبران جهانی به عنوان اصول مهم مکتب امام باید مورد توجه هئیت مذاکره کننده ایرانی قرار گیرد و از هر توافقی که عزت ملت ایران را به خطر می اندازد به شدت پرهیز نمایند و هرگز مجذوب خنده ها و وعده های دروغین دشمن نگردند.
به نظر می رسد اعتماد به نیرو و توان مردمی به عنوان اصول مکتب امام در اجرای عملی سیاست های اقتصاد مقاومتی که مورد تأکید رهبری است، قابل تحقق است. شناسایی نیروهای داخل کشور و بهره گیری از توان آنها و سپردن امور به مردم راهکار حل مشکلات کشور می باشد.
بیان اصل حمایت امام از محرومان و برقراری عدالت اجتماعی از سوی رهبری تلنگری است بر مسئولان که به اوضاع اقتصادی کشور توجه کنند و تمامی تلاش خود را برای حل مشکلات اقتصادی مردم با تکیه بر توان مردم به کار گیرند و از اقدامات ناگهانی و نسنجیده چون افزایش شدید قیمت ها و موارد مشابه که به دو قطبی شدن شدید جامعه دامن می زنند؛ به شدت پرهیز نمایند.
یکی از اصول مهم مکتب امام حفظ استقلال کشور است. لذا حفظ استقلال کشور در برابر زیاده خواهی های دشمن باید مورد توجه مسئولین به خصوص تیم مذاکره کننده هسته ای قرار گیرد. لذا می بایست از هر گونه توافقی که عزت و استقلال کشور را مخدوش نماید، پرهیز نمایند. چرا که هر گونه توافقی که عزت و استقلال کشور را مخدوش نماید، در تعارض آشکار با اصول امام است. از طرف دیگر پیروزی در برابر دشمن منوط به وحدت میان مردم، دولت و ملت است. تحقق این مهم یکی از نمودهای عینی تحقق شعار سال 94 (دولت، ملت؛ همدلی و هم زبانی) خواهد بود.
بی شک بهره گیری از اصول امام در بهبود وضع مردم و امتداد حرکت عظیم امام تأثیر بسزایی دارد. عدول از هر کدام از اصول امام نتایج مخربی برای جامعه خواهد داشت تا جایی که رهبری بیان داشتند که «... تحریف شخصیت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد».27 چرا که یکی از آفات هر انقلابی این است که نقشه آن انقلاب تحریف شود. انقلاب اسلامی مبتنی بر اصول و دین اسلام است که ملت با ندای امام این انقلاب را رقم زدند. ادامه پیشرفت و تعالی ملت ایران در گرو این است که بر مکتب امام متکی باشند.

پي‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ حج، بخشی از آیه‌ ۷۸؛ «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمایید».
2. بیانات رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، 14/3/1394.
3. همان.
4. بحارالانوار، ج ۳۳، ص ۱۸.
5. سوره‌ حج، بخشی از آیه‌ ۷۸؛ «و در راه خدا جهاد کنید و حق جهادش را ادا نمایید».
6. بیانات رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، 14/3/1394.
7 تا 13. همان.
14. سوره‌ توبه، بخشی از آیه‌ ۶۸ .
15. از جمله سوره‌ مجادله، بخشی از آیه‌ ۱۴.
16. سوره‌ فتح، بخشی از آیه‌ ۶؛ «... به خدا گمان بد می‌برند؛ (آری) حوادث ناگواری (که برای مؤمنان انتظار می‌کشند) تنها بر خودشان نازل می‌شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را برای آنان آماده کرده؛ و چه بد سرانجامی است!».
17. سوره‌ محمد، بخشی از آیه‌ ۷؛ «... اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند ...».
18. بیانات رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، 14/3/1394.
19. همان.
20. سوره‌ ابراهیم، بخشی از آیه‌ ۴۵؛ «(آری شما بودید که) در منازل (و کاخهای) کسانی که به خویشتن ستم کردند، ساکن شدید ...».
21. بیانات رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، 14/3/1394.
22 تا 45. همان.
25. وصیت‌ نامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله.
26. بیانات رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله، 14/3/1394.
27. همان.

منبع مقاله : پژوهشکده عفاف