مطالعه موفق با تمركز(قسمت ششم)

نويسنده:م. حورايي



تمركز حواس در كلاس

بيشتر افراد با آن كه با اشتياق فراوان و تمركز خوب سر جلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند كه دقايقي چند گذشته و در اين مدت كاملاً در جاي ديگري بوده اند.
يكي از شايع ترين مشكلها، عدم تمركز حواس در كلاسهاي درس، جلسات سخنراني، سمينارها و كنفرانس هاست.
بيشتر افراد با آن كه با اشتياق فراوان و تمركز خوب سر جلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند كه دقايقي چند گذشته و در اين مدت كاملاً در جاي ديگري بوده اند. شايد در يك جلسه دو ساعته، شما چهل دقيقه با تمركز عالي به جذب مشغول باشيد و هشتاد دقيقه ديگر را به طور پراكنده مشغول افكار ذهني خودتان باشيد. اگر شما بتوانيد در همان كلاس، تمامي مطالب را بگيريد، خود باعث مي شود كه حجم عمده اي از فعاليت مطالعه شما در منزل كاسته شود. شايد تا به حال با افرادي برخورد كرده باشيد كه فقط در كلاس حضور مي يابند و بسيار كم در منزل مطالعه مي كنند. معمولاً شما در اين حالت به خود و اطرافيان خود مي گوييد: نمي دانم چرا با اين كه من ساعتها در منزل درس مي خوانم يك دهم آن را هم نمي خواند، هميشه نمره هاي من از او كمتر است. شما بايد توجه داشته باشيد كه مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نيست بلكه زمان مطالعه مفيد و متمركز شماست كه مهم است. بسياري از اوقات شما ساعتها كتاب به دست داريد و مشغول مطالعه ايد اما زمان مطالعه متمركز و مفيد شما از يك ساعت بيشتر تجاوز نمي كند. علاوه بر اين، درصد مهم و عمده اي از يادگيري در كلاس درس صورت مي گيرد. شايد خودتان تجربه كرده باشيد كه آموختن درسي كه زمان تدريس آن، شما در كلاس حاضر نبوده ايد، چقدر دشوار است. اما حضور در كلاس از نظر فيزيكي چندان مهم نيست بلكه شما بايد حضور مؤثر و متمركزي در كلاس داشته باشيد. ما هم اكنون مي خواهيم تكنيكهايي را ارایه دهيم كه شما با عمل كردن به آنها و فقط با عمل كردن به آنها بتوانيد دانش آموز و دانشجويي فعال و درگير باشيد.

تكنيك‌هاي حضور فعال در كلاس

1.همراهي با مدرس:
بسيار مهم است كه خودتان را با سرعت، نحوه و شيوه تدريس معلم يا استاد خود هماهنگ سازيد و با او حركت كنيد. هم شتاب بيش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش مي كند و هم سرعت كند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بيان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدي محروم مي كند. آن چه كه در همراهي با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنيدن است. اغلب شما با آن كه صداي معلم را به وضوح نمي -شنويد يا گفتار سخنران را متوجه نمي شويد از اين كه از او بخواهيد درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بيان كند، واهمه داريد. گاهي صداي سخنران به انتهاي كلاس نمي رود، گاهي تند و گذرا صحبت مي كند گاهي صحبتش نامفهوم است و برخي اوقات نيز به مطلبي در گذشته استناد مي كند كه شما از آن هيچ اطلاعي نداريد. يادتان باشد شما براي اين به كلاس يا جلسه سخنراني آمده ايد كه مطلبي را فرا بگيريد و معلم هم دقيقاً همين را مي خواهد. بنابراين اگر كوچكترين ابهام يا عدم وضوحي را در مطلب يا صداي معلم احساس كرديد، بايد شهامت از او بخواهيد كه مطلب را دوباره بگويد.
سؤال كردن از معلم گناه نيست و نبايد احساس گناهي را هم به دنبال داشته باشد. به ويژه دانش آموزان دوره ابتدايي خيلي از سؤال كردن بيم دارند. بسياري از وقتها پيش مي آيد كه مثلاً معلم تكليفي را به بچه ها مي گويد كه براي فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه اين تكليف نمي شود، با وجود اين چون مي ترسد كه سؤال كند، چيزي نمي گويد و چه بسا كه فردا به خاطر انجام ندادن آن تكليف مؤاخذه و تنبيه شود.
دوباره تأكيد مي كنيم كه اگر نكته اي را متوجه نشديد يا نشنيديد، حتماً بپرسيد چه بسا كه آن نكته كليدي بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نكته باشد.
2. شنونده اي فعال باشيد:
شما بارها به اين عبارت تأكيدي برخورد كرده ايد: شنونده اي فعال باشيد، اما مفهوم اين عبارت چيست؟ يعني بايد چگونه باشيم؟ شنونده فعال چه خصوصيات و ويژگيهايي دارد؟
بهترين و مؤثرترين راه براي اين كه شما يك شنونده فعال باشيد اين است كه يادداشت برداريد. چه، نياز به يادداشت برداري را سر كلاس احساس مي كنيد چه نمي كنيد، حتماً از صحبت مدرس يا سخنران، يادداشت برداريد. اما منظور ما از يادداشت برداري در اينجا با آن چه كه در روش مطالعه متمركز گفتيم فرق مي كند كه اكنون به شرح آن مي پردازيم.

يادداشت برداري داخل كلاس

قلم و كاغذ به دست مي گيريد و در كلاس حاضر مي شويد. يادتان هست كه گفتيم شب قبل از كلاس يك مطالعه اجمالي و يك بررسي ابتدايي از درس، انجام دهيد؟ اين كار را براي كسب اطلاعات اوليه و هشياري ذهني در كلاس انجام داده ايد. اگر شما بدون هيچ مطالعه اي سر كلاس شيمي حاضر شويد، وقتي معلم مي گويد امروز درس ما هيبريداسيون است و شما هم نه از قبل درباره هيبريداسيون چيزي مي دانيد نه نگاهي اجمالي به كتاب انداخته ايد، تا چند لحظه خود را در كلاس بيگانه احساس مي كنيد. خود را كاملاً گيج مي بينيد و اين حالت، خود باعث مي شود كه نسبت به اين درس بي علاقه شويد و به سرعت تمركز حواستان را از دست بدهيد و ذهنتان را به سير در جاهاي ديگر مشغول سازيد.
درست بر عكس، اگر شما با مطالعه اوليه سر كلاس حاضر شويد، احساس خيلي خوبي در كلاس خواهيد داشت، ذهنتان مشتاق است، مي خواهيد هرچه سريعتر از راز هيبريداسيون سر در بياوريد و در نتيجه تمركحواسي عالي پيدا مي كنيد. اهميت مطالعه اوليه را پيش از اين هم توضيح داده بوديم. حالا كه شما با اين آمادگي ذهني و كنجكاوي و علاقمندي، داريد به صحبت هاي معلم گوش مي كنيد، هر نكته اي را كه فرا مي گيريد يادداشت كنيد.
هم اكنون شما مي گوييد فلان معلم يا استاد به ما اصلاً اجازه يادداشت برداري نمي دهد. به شما مي گوييم كه او كاملاً كار درستي مي كند. چرا كه شما معمولاً به شيوه سنتي خود، "جمله" هاي معلم را يادداشت مي كنيد و نوشتن يك جمله از صحبتهاي معلم عملاً شما را از گوش دادن و درك جمله بعدي باز مي دارد. شما به هيچ عنوان نبايد جمله اي يادداشت كنيد بلكه بايد به صورت اشاره اي و مختصر از واژه هاي كليدي استفاده كنيد كه چون جرقه اي تمام موضوع را به ياد شما مي آورد.
اين گونه مي توانيد همزمان با تدريس استاد، يادداشت كنيد و پشت سر هم يادداشت برداريد در حالي كه نه وقت شما گرفته مي شود نه از درك مطلب بعدي باز مي مانيد و نه مدرس را ناراضي مي كنيد.
به جاي همه اينها چند كار مهم انجام دهيد:
اول اين كه بارذهني خود را در كلاس لحظه به لحظه تخليه مي كنيد و نكته اي را كه فرا مي گيريد يادداشت مي كنيد و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالي نگاه مي داريد. يعني شكل حضور شما در پايان كلاس با شروع كلاس چندان تفاوتي نمي كند.
دوم اين كه چون خودتان را ملزم مي دانيد هرچه را كه فرا مي گيريد به سرعت بر روي كاغذ بياوريد، ذهن شما در يك حالت آماده باش قرار مي گيرد و شما از تمركز حواسي عالي برخودار مي شويد و كاملاً از خود مراقبت مي كنيد كه چيزي را جا نيندازيد. فقط كافي است كه يك بار اين عمل يادداشت برداري را به شيوه درستي كه گفتيم تجربه كنيد تا ببينيد كه چقدر برايتان لذت بخش است. حتي كم كم به شكل يك بازي مهيج برايتان در مي آيد. اين شيوه يادداشت برداري به صورت كمي حرفه اي تر و ماهرانه تر در خبرنگاران ديده مي شود كه در مصاحبه هاي خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي كنند و سپس خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي كنند و سپس از روي آن، متن را تصحيح مي كنند و اما سومين فايده يادداشت برداري اين است كه باعث مي شود شما سر كلاس خواب آلوده نشويد و چرت نزنيد به ويژه در اوقاتي كه معلم يا سخنران بسيار آرام و ملايم و حتي كمي خسته كننده درس مي دهد و شيوه تدريس او براي شما درگيري ذهني لازم را ايجاد نمي كند. شما با يادداشت برداري، حضور خودتان را در كلاس مهيج تر و مؤثرتر مي كنيد.
بسيار بعيد است كه كسي به اين شيوه در كلاس يادداشت برداري كند و خوابش بگيرد. شما وقتي سر كلاس خوابتان مي گيرد كه ذهنتان ساكت و ساكن شود. معلم در شما درگيري ذهني ايجاد مي كند و خود به خود به اين كار مشغول مي شويد. به ويژه وقتي سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساكن است، شما بايد يادداشت برداري را جدي تر بگيريد. نگوييد: من اين مطلب را بلدم و نيازي به يادداشت كردن ندارم. نگوييد: من همه اين مطالب را هم اكنون به حافظه ام مي سپارم و نيازي نيست كه يادداشت كنم و . . .
شما مي دانيد كه يكي از مهمترين اهداف يادداشت برداري در كلاس، همين زنده و هشيار بودنتان سر كلاس است. يك مانع بزرگ مطالعه اجمالي قبل از كلاس و كسب اطلاعات پيش از حضور در كلاس مي تواند يك اشكال بسيار بزرگ توليد كند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبيدن استاد. به اين شكل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته هاي خود مي كنيد و منتظريد تا در اولين فرصت آنها را بيان كنيد و يا اين كه عمداً سؤالي مي كنيد كه فقط نشان دهيد مطلب را پيشاپيش مي دانيد. يادتان باشد كه هدف از كسب اطلاعات اوليه فقط ايجاد يك نوع كنجكاوي و علاقمندي و تمركز حواس است براي گوش دادن و ياد گرفتن بيشتر نه براي صحبت كردن و خودنمايي بيشتر. براي اين كه ذهنتان خالي باشد اطلاعات خود را قبل از كلاس بر روي كاغذ بياوريد و بالاي آن هم بنويسيد: هدف من اين است كه با گوش دادن به درس امروز، اين اطلاعات ناقص خود را كامل تر كنم. وقتي اين را مي نويسيد در خود ميل بيشتري را براي فراگيري ايجاد مي كنيد و با خود تعهد مي كنيد كه سخن نگوييد. قرار است ما در كلاس، يك شنونده فعالي باشيم به يك سخنران مبارز.
به هيچ عنوان در لحظه حضورتان در كلاس، اطلاعات قبلي خود را با اطلاعات معلم مقايسه نكنيد. اين مقايسه، ذهن شما را به خود مشغول مي كند و دقايقي حواس شما را پرت مي كند. مقايسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتي كه سر كلاس از معلم مي گيريد، فقط بايد در چند دقيقه پايان كلاس و يا حتي بعد از آن صورت گيرد. اگر سر كلاس اين مقايسه را انجام دهيد اگر احساس كنيد اين دو با هم تفاوت دارند، تمركز حواس خود را از دست مي دهيد و حواستان پرت مي شود. در حالت اول، شادي و شعف و هيجان ذهني، عامل حواس پرتي شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانسته هاي قبلي شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را بر انگيخته مي كند كه سؤالي كنيد و حتي شايد تمايل داشته باشيد كه به نوعي دانسته هاي خودتان را توجيه كنيد كه اين موجبات حواس پرتي شما را فراهم مي كند.

از چه چيزهايي يادداشت برداريم؟

يادداشت برداري در كلاس، سه شاخه دارد:
- شاخه اول، يادداشت برداري از نكات مهمي است كه معلم مي گويد كه در مورد آن توضيح داديم.
- شاخه دوم، يادداشت برداري از سؤالاتي است كه به ذهنتان مي رسد. البته اگر روند كلاس آرام و طرح سؤال در طول كلاس مجاز باشد، ما توصيه مي كنيم سؤال خود را فوراً بپرسيد. اما اگر معلم بگويد به سؤالات شما در آخر كلاس پاسخ مي دهم، مطلقاً سؤال خود را رها نكنيد. حتماً آن را مختصراً در گوشه اي بنويسيد كه آخر كلاس بپرسيد. اگر بگوييد: بعداً آن را مي پرسم و يادداشت نكنيد، تا پايان كلاس ذهن شما را مشغول مي كند و اين مانع فراگيري اطلاعات بعدي با تمركز عالي مي شود. به ويژه اگر سؤالتان براي شما جالب و جذاب باشد مدام در طول كلاس به پردازش سؤالتان مشغول مي شويد و منتظريد كه كلاس به پايان برسد و سؤال جالب خود را مطرح كنيد. خيلي از اوقات، حتي اين انتظار، ما را به جايي مي رساند كه ديگر دريافت پاسخ برايمان اهميت چنداني ندارد بلكه فقط مي خواهيم از طرح اين سؤال جالب در حضور ديگران با صداي بلند لذت ببريم. به ويژه اگر بدانيم آفرين و تحسين معلم را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراين حتماً سؤال خود را يادداشت كنيد. بار ذهن خود را سبك كنيد و به گوش دادن و يادداشت برداري از گفته ها ادامه دهيد.
- شاخه سوم، يادداشت برداري از عوامل حواس پرتي است. سر كلاس درس هم به احتمال فراوان، افكار زيادي در ذهن شما غوطه مي خورند كه ذهن شما را منحرف مي كنند. در گوشه اي، از آنچه كه حواس شما را پرت مي كند، يادداشت برداري كنيد. در بالاي اين يادداشت بنويسيد آن چه كه بايد پس از كلاس به آن فكر كنم يا انجام دهم. اگر بخواهيد اين كار را هم به تأخير بياندازيد، يا به حافظه بسپاريد و يادداشت نكنيد، باز ميدان ذهني خود را تا پايان كلاس، اشغال مي كنيد. يادمان هست كه قلم و كاغذ مهمترين ابزار براي تمركز حواس هستند.

باز هم در فايده يادداشت برداري

به عنوان آخرين فايده ي يادداشت برداري، بايد بگوييم كه اين عمل، شما را هميشه در حالت سوگيري قرار مي دهد. در كتاب "زمينه روان شناسي" نوشته "اتكينسون هيلگارد" گفته مي شود: "هميشه با تغييرات محرك است كه تحريك پذير جهت مي گيرد." براي روشن شدن اين مطلب مثالي مي زنيم: فرض كنيد شما در خانه تنها هستيد و صداي پايي را از پشت بام منزل خود مي شنويد (صداي پا، محرك است و شما، تحريك پذير). وقتي صداي پا بلندتر مي شود يا به هر شكلي تغيير مي كند، شما گوشتان را تيزتر مي كنيد (به زبان روان شناسي "سوگيري" مي كنيد). اما اگر صداي پا يك نواخت باشد يا تغييرات محسوس نداشته باشد به زودي براي شما عادي مي شود و شما ديگر بر آن تمركز نمي كنيد. در كلاس درس، معلم محرك است و شما تحريك پذير. تغييرات معلم به صورت حركات دست، چهره و لحن و طنين صدا باعث مي شود كه شما مدام سوگيري كنيد و تمركز شما بر او باشد.
بسياري از معلمان كه به اين نكته واقف هستند، در تدريس خود از اين تغييرات، زياد استفاده مي كنند و توجه شما را كاملاً به خود جلب مي كنند. در اين موارد ديگر نيازي نيست كه شما خودتان را تغيير دهيد. اما معلماني هم هستند كه صدايي يكنواخت دارند و موقع تدريس، بي تحركند. در كلاس ِ چنين معلماني است كه شما بايد تحريك پذيري، در خود ايجاد كنيد تا تمركز حواستان پايدار باقي بماند. در مثالي كه براي سوگيري زديم، وقتي صداي پا از پشت بام به گوش مي رسيد، يك نواخت مي شد، شما مي توانيد با تغيير مكان خود و بالا رفتن از پله ها و نزديك شدن به صدا، در خود سوگيري و تمركز حواس ايجاد كنيد.
يادداشت برداري داخل كلاس نيز در شما چنين حالت آماده باش و تحركي را ايجاد مي كند. جهت گيري براي شنيدن بهتر و درك بيشتر و بهتر. بنابراين، يادداشت برداري را جدي بگيريد.

اهميت جلو نشستن

هميشه به خاطر داشته باشيد كه واقعاً رابطه اي بين كساني كه جلو مي نشينيد و كساني كه درسشان خوب است وجود دارد. توجه كنيد، كساني كه صندليها و نيمكتهاي جلويي را اشغال مي كنند، در ميدان ديد خود، فقط معلم و تخته را خواهند داشت. اما كساني كه در رديف دوم مي نشينند، علاوه بر معلم و تخته، افراد رديف اول را هم مي بينند و همين طور تا رديف آخر كه ديگر همه رديفهاي جلويي در ميدان ديد قرار مي گيرند. به عبارت ديگر، عوامل حواس پرتي در جلوي كلاس حداقل و در انتهاي كلاس حداكثر است. از آن انتها، همه چيز مشخص است. چشم افرادي كه در اين انتها مي نشينيد، كوچكترين حركات افراد جلويي را مي بيند و اين ديدن يعني حواس پرتي. ما مي گوييم: حتي الامكان در رديفهاي جلويي بنشينيد. ممكن است بگوييد اين طور هم نمي شود كه همه در رديف اول بنشينند. ما هم حرف شما را قبول داريم اما مخاطبان ما آن كساني هستند كه هميشه تا وارد كلاس يا جلسات سخنراني مي شوند، با وجود آن كه رديف هاي جلويي خالي است، خودشان مي روند و در رديفهاي آخر مي نشينند. مي خواهيم به اين افراد بگوييم كه با اين عمل خود پيشاپيش زمينه بسيار مساعد حواس پرتي را براي خود به وجود آورده اند. اگر بخواهيد در آن آخر بنشينيد كه هيچ چيز از ديد شما مخفي نماند، در واقع حواس پرتي را به تمركز حواس ترجيح داده ايد و خود را براي آن آماده كرده ايد.
توصيه مي كنيم كه حتي الامكان، رديف هاي جلو را براي نشستن انتخاب كنيد. باز هم تأكيد مي كنيم كه واقعاً رابطه اي بين كساني كه جلو مي نشينيد و پيشرفت تحصيلي، وجود دارد. اين ارتباط، كاملاً منطقي است و اين طور نيست كه عوامل حواس پرتي خود را كمتر سازيد. دقت و تمركز حواس خود را افزايش دهيد و به پيشرفت تحصيلي خود كمك مؤثر كنيد.

نقش فرمان ذهني

"آنتوني رانينز"، نويسنده كتابهاي جالب و پر فروش "به سوي كاميابي" در يكي از سمينارهاي خود مثالي زيبا مي آورد كه خوب است قبل از طرح نقش فرمان ذهني، براي روشن شدن مطالب، اشادره اي داشته باشيم به اين مثال: پدري به فرزندش مي گويد: "برو اآشپزخانه، نمكدان را بياور."، بچه بي درنگ مي گويد: "نيست." يا "نمي توانم پيدا كنم." و . . . پدر مي گويد:
"تو برو، پيدا مي كني." بچه پاسخ مي دهد: "مي دانم كه پيدا نمي كنم ولي مي روم."
بچه به آشپزخانه مي رود و تمام آشپزخانه را مي گردد اما نمكدان را پيدا نمي كند. پدرش را صدا مي زند و مي گويد كه نمكدان اينجا نيست. پدر به آشپزخانه مي آيد و خيلي زود مي گويد: "نمكدان كه اينجاست! جلوي چشمت بود، چطور آن را نديدي؟" بچه متعجب و متحير مي ماند كه چرا با تمام جستجوي خود، نمكدان را كه جلوي چشمش بود، پيدا نكرده است.
در اين داستان كه شايد در خاطره شما هم به نوعي مستند باشد، واقعيت چيست؟ چرا بچه نمكدان را پيدا نمي كند؟
واقعيت اين است كه اين بچه قبل از آن كه به دنبال نمكدان برود بارها به خود گفت: نيست، نمي توانم پيدايش كنم. يعني به ذهنش فرمان داد: نمكدان را پيدا نكن! مغز بچه اين فرمان را دريافت كرد. حالا بچه به آشپزخانه مي رود و به جستجو مي پردازد اما با آن كه نمكدان در ميدان ديدش قرار دارد، آن را نمي بيند يعني مغز، برنامه قبلي دارد كه آن را شناسايي و پيدا نكند و به همين خاطر، به اصطلاح آن را پس مي زند. مغز بچه مانند يك ماشين فقط فرماني را كه بچه به او داده بود، اجرا مي كند.
نقش فرمانهاي ذهني در تمام موفقيتهاي زندگي و از جمله موفقيتهاي تحصيلي بسيار مهم است.قبل از اين كه به كلاس برويد، براي خود هدف تعيين كنيد. به ذهن خود بگوييد كه چرا به كلاس مي رويد، آيا فقط براي اين كه برايتان غيبت ثبت نشود مي رويد؟ آيا براي خنديدن مي رويد؟ آيا براي چرت زدن مي رويد؟ و يا اين كه قصد داريد چيزي را بفهميد و ياد بگيريد؟ اگر اين طور است دقيقاً براي خود مشخص كنيد كه مي خواهيد چه چيز را ياد بگيريد و در جستجوي چه هستيد؟
همين برنامه ذهني كه قبل از كلاس به خود مي دهيد، تمام فعاليتهاي شما را در كلاس پيرو خود مي سازيد. بنابراين كلاس را جدي بگيريد و قبل از حضور در آن به ذهن خود برنامه اي جدي بدهيد. دقيقاً مشخص كنيد كه مي خواهيد چه چيزي از اين كلاس ياد بگيريد. اين موضوع به موفقيت شما بسيار كمك خواهد كرد. يادتان هست كه در تعيين هدف، گفتيم هدف بايد جزيي، روشن و دقيق باشد. پس به ذهن خود بگوييد كه چه مطلبي را مي خواهيد بياموزيد. درخواستي مشخص از ذهن خود داشته باشيد. مثلاً به خود بگوييد: امروز مي خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ايجاد مي شود؟ امروز مي خواهم بدانم چطور مي توان از يك عدد اعشاري، جذرگرفت؟ و . . . هدف خود را از حضور در كلاس با صداي بلند يا در ذهن خود، براي خود كاملاً مشخص سازيد.
فرمانهاي ذهني منفي و مخرب به ذهن خود ندهيد. مثلاً همان فرمان "امروز به كلاس مي روم كه بخندم." يا "بروم ببينم چه مي شود." يا " بروم كه غيبت نخورم." و . . . وقتي اين فرمانها را به ذهن خود مي دهيد، در واقع به آن، اين برنامه را داده ايد كه: هيچ چيز ياد نگير. وقتي هدف خود را از حضور در كلاس، خنديدن معرفي مي كنيد، تمام فكر شما به رويداد طنزآميزي كه در كلاس پيش مي آيد، متمركز مي شود و يا سرگردان به هر موضوعي واكنش نشان مي دهيد و توجه مي كنيد و قادر نيستيد بر درس كه مسلماً هدف اصلي حضور شما در كلاس است، تمركز پيدا كنيد. يك عده هم هستند كه وقتي به سمينار يا سخنراني يا همين كلاس درس مي روند به خود فرمان ذهني ايراد گرفتن از استاد يا سخنران را مي دهند. "ببينيم چقدر يراد دارد"، " چند اشتباه مي كند." و . . . افرادي كه در يك جلسه سخنراني يا كلاس درس حضور دارند، شرايط نسبتاً يكساني دارند اما چرا برداشت آنها از كلاس متفاوت است؟ علت، آن است كه فرمانهاي ذهني ابتدايي حضورشان در كلاس با هم فرق داشته است. يكي از كلاس بيرون مي آيد و مي گويد: چه نكته جالبي را ياد گرفتم. يكي مي گويد: هيچ فهميديد كه فلان جا اشتباه كرد؟ يكي مي گويد: چه حرف خنده داري در فلان لحظه كلاس گفت! و يكي هم مي گويد: چه كلاس خسته كننده اي بود. من كه فقط چرت زدم و هيچ چيز ياد نگرفتم. نفر آخر كسي است كه يا به خود فرمان چرت زدن داده يا اين كه اصلاً هيچ فرماني قبل از كلاس به ذهن خود نداده است كه حالت دوم معمولتر و شايعتر است.
با توجه به همه اين نكات كه گفتيم، شما از اين پس: ابتدا در منزل مطالعه اي اجمالي بر مطالبي كه مي خواهند تدريس كنند، خواهيد داشت. سپس قبل از ورود به كلاس، فرمان ذهني دقيقي را به مغز خود مي دهيد و ذهن خود را از حضور در كلاس هدفدار مي كنيد. بعد از ورود به كلاس، حتي الامكان در رديفهاي جلو مي نشينيد و مانند يك شنونده فعال به درس گوش مي دهيد و يادداشت برداري مي كنيد. اگر هم سؤالي داشتيد يا در طول كلاس مي پرسيد و يا آن را ثبت مي كنيد و در آخر كلاس از معلم سؤال مي كنيد. به اين ترتيب شما حضور متمركز و فعال و مثمر ثمري در كلاس خواهيد داشت و درصد مهمي از يادگيري مطلب را همان سر كلاس به دست خواهيد آورد.
منبع: شبكه‌ي آموزش