حکمت ها وتوصیه هایی از آیت الله محمد کوهستانی(رحمت الله علیه)(3)
حکمت ها وتوصیه هایی از آیت الله محمد کوهستانی(رحمت الله علیه)(3)
حکمت ها وتوصیه هایی از آیت الله محمد کوهستانی(رحمت الله علیه)(3)
رسوایی در قیامت
« خدا کند فردای قیامت آدم محشور شویم! »
عرض شد مگر می شود که به صورت آدم محشور نشویم؟ فرمود:
« در قیامت برخی دُم دار و بعضی سم دار محشور می شوند. »
دوستی حضرت علی(ع) مایه نجات
« ما شیعه واقعی نیستیم، ولی خدا کند از دوستان او ـ امیرالمؤمنین علیه السلام ـ باشیم و همین مقدار هم ما را کافی است. »
عنایت امام حسین(ع)
« امام حسین علیه السلام هر چه داشت در راه خدا داد، هر کس به خانه امام حسین علیه السلام برود، امام او را رها نمی کند ( همه چیز به او می دهد). »
اثر غذای حرام
« زهر، کشنده و مهلک انسان است، ولی غذای حرام دودمان را به هلاکت می رساند. »
مخفی بر فرشتگان
روزی خدمت آقا جان کوهستانی رسیدم و عرض کردم این جمله که در دعای کمیل دارد: « وکنت انت الرقیب علی من ورائهم والشاهد لما خفی عنهم ...؛ تو گواه و شاهد بر منی، از آن چه که بر فرشتگان هم مخفی است.» آن چه چیزی است که بر فرشتگان هم مخفی است؟
معظم له فرمود:
« خطورات قلبی است. »
ارزش مومن
« مؤمن به قدری ارزش دارد که اگر از قبرستانی عبور کند، خداوند به احترام او عذاب را از آن قبرستان برمی دارد و مردگان از عذاب نجات پیدا می کنند. »
بخشش خدا
« کریم است، رحیم است، می بخشد! من - شیخ محمد - که می بخشم، او نمی بخشد؟! »
امر بمعروف عملی نه زبانی
« مردم را با اعمالتان امر به معروف و نهی از منکر کنید و آن ها را هدایت نمایید؛ در روز قیامت اگر عوام گناه بکند آهسته به او می گویند چرا گناه کردی؟ ولی به شما با تندی می گویند چرا گناه کردی؟ »
برای منبر قیمت نگذار!
« آیت الله کوهستانی به من سفارش نمود که اگر دعوت منبری را قبول کردی برای منبر قیمت تعیین نکن، زیرا هر کس گذاشت مزد خود را گرفته و دیگر در آخرت مزد ندارد. »
شرط دیدار با امام زمان (عج)
« اگر ما خوب باشیم، امام زمان ( عج) خودش به سراغ ما خواهد آمد. »
امان از احتیاج !
« پسر، خرجت به اندازه دخلت باشد، اگر خرجت بیش تر از دخلت باشد، آن وقت احتیاج پیدا می کنی؛ امان از احتیاج! »
بدترین بلا
« پسر، بدترین بلا در دوره آخرالزمان آن است که انسان وظیفه خود را نمی داند.»
در صدد انتقام مباش
« شخصی به من ناسزا گفت و هر چه می توانست از فحش و کلمات جسارت آمیز نثار من کرد، ولی سکوت کردم و صبر نمودم تا این که حرف های او تمام شد به او گفتم آیا سزاوار بدگویی و ناسزا بودم. گفت: نه؛ یعنی آن قدر صبر کردم تا از او جواب « نه» گرفتم. »
تربیت شده خدا
« من تربیت شده خدا هستم، استاد اخلاق به خصوصی نداشتم. »
این احکام معجزه است !
« اگر فهم من به این اندازه بود و زمان رسول خدا صلی الله وعلیه و آله و سلم را درک می کردم بدون درخواست معجزه تسلیم می شدم. »
عرض کردم چرا؟
فرمود:
« ببین اسلام برای همه چیز حکم دارد، در ریزترین مسائل حتی برای قضای حاجت دستور داد، اصلاً معجزه نمی خواستم این احکام خودش معجزه است. »
حقیقت جویی
« اهل علم در هر زمانی در معرض اغفال و فریب قرار دارند منتها زمان ها فرق می کنند در عصر و زمان ما توبیخ و ملامت در کار بود می گفتند شغل قحط است که انسان آخوند بشود و از همه چیز محروم گردد و بدین وسیله روحیه را سست می کردند و امیدها را مبدل به یأس و نا امیدی می نمودند، ولی ما از ملامت و سرزنش آنان اغفال نشدیم و با نان و پنیر آقا امام زمان علیه السلام ساختیم وفا نشان دادیم و صفا دیدیم.
اما عصر و زمان شما عصر دانه و دام است، هم حقوق و پول را مطرح می کنند و هم مقام و پست وعده می دهند تا شما را فریب دهند، مراقب باشید نسبت به امام زمان (عج) بی وفایی نکنید، استقامت کنید؛ وفادار باشید تا به مقصد برسید.
حق و حقیقت ماندنی است؛ باطل و هوا رفتنی است، و دورانش تمام می شود. در زمان ما اشخاص فراوانی پیدا شدند سخنرانی های پر سرو صدایی داشتند ما خیال می کردیم که این ها کارشان خوب گرفته است، ولی طولی نمی کشید که می دیدیم سقوط کردند و کنار زده شدند. متوجه شدیم حقیقت و واقعیت در کارشان نبود، شما بکوشید دنبال حقیقت و واقعیت ها باشید تا دوام پیدا کرده و از بین نروید.»
استفاده از فرصت
موقعی که در حوزه علمیه نوکنده در خدمت آیت الله نصیری - ره - درس می خواندیدم؛ به اتفاق چند تن از دوستان طلبه به زیارت آیت الله کوهستانی مشرف شدیم. موقع خداحافظی طبق معمول آقا جان ما را تا دم درب حسینیه و نزدیک پل بدرقه کردند، آن گاه با مهربانی و رأفت فرمودند:
« این کرایه ای که برای رفت و برگشت داده اید، خوب است خرج خودتان کرده و هر چه بهتر درس بخوانید؛ اکنون شما هم کرایه زیادی از جیب دادید و هم مقداری وقت صرف رفت و آمد کردید.
خوشحالی من به این است که شما خوب درس بخوانید و از عمر و وقت و جوانی تان بهتر و بیش تر در دوران تحصیل استفاده نمایید، آن وقت من نیز شما را بیش تر دوست می دارم. »
پس از استماع موعظه پدرانه با جناب ایشان روبوسی نموده و خداحافظی کردیم.
احتیاط کنید
روزی جهت عرض ادب و دست بوسی خدمت آقا جان کوهستانی رسیدیم، اوایل طلبگی من بود، جمعی نزد ایشان نشسته بودند؛ هنگامی که جهت تجدید وضو برخاستند متوجه حقیر شد و دست مبارک خود را در گردن من انداخت، مثل پدری مهربان از من احوالپرسی کرد و این برخورد محبت آمیز سخت مرا مجذوب ایشان کرد، آن گاه فرمود:
« تا به حال شتر دیده ای؟ »
عرض کردم خودش را ندیدم، ولی عکسش را در کتاب دیدم. سپس گفتند:
« در میان حیوانات اهلی شتر بیش تر از حیوانات بار می شود، اگر اسب را پنجاه من گندم بار کنند شتر را یکصد من گندم بار می کنند. با توجه به این که بارش سنگین است، همیشه سالم است، چون جلوی پای خود را نگاه می کند.
شما اول طلبگی تان است، اول جوانی شماست خیلی احتیاط کنید. مقداری آهسته تر حرکت کنید در مسائل و حوادث روز با شتاب تصمیم نگیرید.»
بعد گفتند:
« فهمیدی چه گفتم؟ »
من با کمال خوشحالی عرض کردم بلی آقا جان.
رضای خدا، سعادت است
« تا می توانید خداوند را راضی کنید که سعادت دنیا و عقبی در رضای حق تعالی است. »
یاد خدا در غم وشادی
« در عروسی و عزا خدا را فراموش نکنید. »
خدا بهترین رفیق است
« خدا را رفیق بگیر غیر از خدا را رها کن. »
ذکر و یاد خدا
« این آیه مبارک همواره ورد زبان شما باشد:
« فاذکرونی اذکرکم؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. »»
منبع: www.salehin.com
/خ
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}