لوح سرنوشت




نیمه شب ستاره ها
می کنند اشاره ها
میرود ز آه ما
بر فلک شراره ها....بر فلک شراره ها
ناز چشم یار ها
غمزه ی نگار ها
رفته از نیاز و ناز
در جهان چه کارها
بجو شب از ستاره ای
به شیوه ای اشاره ای
بگو بگو چه چاره ای...چه چاره ای
نوشته نيك و زشت ما
به لوح سر نوشت ما
به جان زده شراره ای....شراره ای
آسمان چو ماه من
صد چمن گل و گیاه
در فراغ روی ماه
چشم آسمان به راه....چشم آسمان به راه
چه سیت ها چه رام ها
ز خون دل چه جام ها
زده به سنگ خاره ای....به خاره ای
نبرده ره به کام ها
مگر به ننگ و نام ها
ببین به هر کناره ای... کناره ای
عاشقان چمن چمن
غنچه های بوسه خواه
از نشاط روی دوست
غرق موج اشک و آه
نیمه شب ستاره ها
می کنند اشاره ها
میرود ز آه ما
بر فلک شراره ها