پروفسور سید محمد مرندی: با توجه به سالها تجربه و تغییرات جهانی اخیر در تعادل قدرت، ایران نسبت به قبل، به مراتب آماده‌تر و برای مقابله با تحریم‌ها در موقعیت بهتری قرار دارد
 
چکیده
از زمان انتخابات 2013، دو دیدگاه ایرانیان در بوته آزمایش قرار گرفت. یکی بی اعتمادی به آمریکا و دیگری اهمیت اروپا است. این مصاحبه به بررسی اتفاقاتی که در این میان افتاد می پردازد.

تعداد کلمات : 1309 / تخمین زمان مطالعه : 6 دقیقه
 
 
مترجم: مهدی رحیمی
 
به اعتقاد بعضی از ایرانیان، دیوانگی ترامپ حساب شده است در حالی که به نظر دیگران در مراحل تصمیم گیری او روش حقیقی کمی دخیل است. قبل از زمان ترامپ بحث ارتباط با غرب در تهران مناظره ها را درگیر دو مسألۀ کلیدی می کرد: 1. بی اعتمادی به آمریکا 2. اهمیت اروپا.
دیدگاه غالبی که سابقه ای طولانی دارد این است که آمریکا از لحاظ سیاسی صداقت ندارد و این که اتحادیۀ اروپا اهمیت چندانی ندارد.
در خلال مبارزات انتخاباتی 2013(1392) رئیس جمهور حسن روحانی، این دیدگاه نسبت به آمریکا به طور عمومی به چالش کشیده شد. در حالی که اتفاق نظر در مورد اروپا تغییری نکرد.

نتایج بنیادی

رئیس جمهور حسن روحانی عقیده داشت که اتحادیۀ اروپا ظرفیت یا اراده ای ندارد که نقشی جهانی داشته باشد. با این همه، او زمان قابل توجهی را صرف مذاکرات هسته ای با آلمان، فرانسه و انگلستان کرد و نتیجه گرفت که این سه کشور فائده ای در این راستا ندارند و ایران نیاز دارد که برای رسیدن به نتایج بنیادی با آمریکا وارد مذاکره شود.
بعد از بحث و بررسی های طولانی در تهران- شهری که طرفدار مذاکره مستقیم با آمریکا بود و بر این مطلب پافشاری می کرد که آمریکا تصمیم گرفته است سیاست خود را تغییر بدهد و حق مسلم ایران را در مورد انرژی صلح آمیز هسته ای بپذیرد- مذاکرات بین آمریکا و ایران برنامه ریزی شد.
به رغم تردید عمیقی که ایرانیان در مقاصد و لیاقت آمریکا داشتند، تصمیم گرفتند که ارزیابی خود دربارۀ آمریکاییها را در بوتۀ آزمایش قرار بدهند. قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 2013، ایرانیان پیشنهاد آمریکا را در مورد یک مذاکرۀ سری و مستقیم در عمان، پذیرفتند.
 

بیشتر بخوانید : ادعای ترامپ : برجام یکی از بدترین توافقاتی است که تاکنون دیده‌ام

 
دکتر محمدجواد ظریف، سفیر سابق سفارت ایران در سازمان ملل متحد، با تجربه قابل توجهی در مورد سیاستمداران آمریکایی، این مذاکرات را پس از مراسم تحلیف رئیس جمهور روحانی، رهبری کرد.
به منظور باز کردن یک فصل جدید در روابط بین ایران و آمریکا، روحانی و حامیان سیاسی او مایل بودند که معاهداتی را برای بستن معاهده هسته ای ایجاد کنند. فردی که در این اردوگاه بود که احتمالا در مورد پذیرش، بیش از حد محتاط بود، خود شخص وزیر خارجه بود.
در همین حال، کسانی که به شدت مخالف این تعامل بودند در مورد تجارب گذشته به دولت هشدار دادند و به طور پیوسته به دولت و مردم، تاریخ پر از نیرنگ ایالات متحده را یادآوری می­کردند.
مخالفت این گروه بی دلیل نبود. آنها دهها بار بدعهدی های آمریکا را از زمان قرارداد الجزایر سال 1981 تجربه کرده بودند؛ که در آن ایالات متحده متعهد شده بود هیچ گونه مداخله سیاسی و نظامی در امور داخلی ایران نکند.

تعرضات آمریکا

تقریبا از همان ابتداء، آمریکایی ها بارها و بارها توافقنامه را از طریق تحریم های فلج کننده، تأمین کمک هزینه های سازمان های تروریستی، انهدام هواپیمای غیرنظامی ایران، از بین بردن امکانات نفتی ایران، کمک به صدام حسین در استفاده از مواد شیمیایی و حمایت سیاسی در طی جنگ ویرانگر هشت ساله با ایران، نقض کردند.

در پی حملات تروریستی در تاریخ 11 سپتامبر، ایران با ایالات متحده در مورد افغانستان مذاکره و همکاری کرد. ولی فقط برچسب "محور شرارت" به او زدند. در زمان اوباما، ایالات متحده "تحریم های فلج کننده" را تحمیل کرد تا تنبیهی باشد برای مردم ایران و برای این که هزاران نفر که قادر به دستیابی به داروهای حیاتی نبودند را از بین ببرد، تا این که ایران توانست راهی برای دور زدن تحریم ها پیدا کند.
امروزه با توجه به سالها تجربه و تغییر جهانی اخیر در تعادل قدرت، ایران نسبت به قبل، به مراتب آماده تر و برای مقابله با تحریم ها در موقعیت بهتری قرار دارد.

آمریکا دشمنان ایران را تا دندان مسلح کرد، نیروهای ارتش تکفیری را در «عمق استراتژیک» جغرافیایی ایران آزاد گذاشت و سیستم های قوی تسلیحات در مرزهای ایران را گسترش داد.
این تجاوزات به جای خود، اما ترامپ با شعار "مرگ بر آمریکا" مشکل دارد؟ آیا فهم این که مردم ایران تمایل دارند آمریکا به غرور، فریب و چیرگی بر جهان پایان دهد برای دونالد دشوار است؟
آیت الله خامنه ای، علی رغم شک و تردید خود در صادق بودن ایالات متحده، رئیس جمهور روحانی را برای ادامه مذاکرات هسته ای تشویق کرد و به طور عمومی اعلام کرد که اگر ایالات متحده رویکرد مثبتی از خود نشاند دهد، موضوعات دیگری را هم بعدا می توان مذاکره کرد.
همانطور که انتظار می رفت، مخالفت اتفاق افتاد. در حالی که طرف ایرانی به خاطر انعطاف پذیری قابل توجهی که در مقابل آمریکا داشت، خشم  منتقدان داخلی را برانگیخته بود، تقریبا بلافاصله پس از اعلامیه، آمریکا روح و متن توافقنامه را نقض کرد.
در پی حملات تروریستی در تاریخ 11 سپتامبر، ایران با ایالات متحده در مورد افغانستان مذاکره و همکاری کرد. ولی فقط برچسب "محور شرارت" به او زدند. در زمان اوباما، ایالات متحده "تحریم های فلج کننده" را تحمیل کرد تا تنبیهی باشد برای مردم ایران و برای این که هزاران نفر که قادر به دستیابی به داروهای حیاتی نبودند را از بین ببرد، تا این که ایران توانست راهی برای دور زدن تحریم ها پیدا کند.
قانون زشت محدودیت روادید و تحریم ایران در زمان اوباما به تصویب رسید. افراد و شرکت های بیشتری تحریم شدند. اما مهمتر از همه، در پشت درهای بسته، ایالات متحده به بانک ها، موسسات مالی، شرکت های بیمه و دیگران هشدار داد که با ایران تجارت نکنند. و این یعنی نقض آشکار ماده 26 و 29 توافقنامه.
در عین حال ایرانی ها نه تنها به تعهدات خود در توافقنامه عمل کردند، بلکه در بعضی موارد تعهداتشان را زودتر از موعد مقرر انجام دادند.

نتایج محسوس

در زمان ترامپ، سقوط برجام سرعت گرفت و به مرحله ای رسید که اکثر ایرانی ها معتقد هستند که این توافقنامه مرده است. در طول تقریبا سه سال، آنها از توقف برنامۀ صلح آمیز هسته ای خود و همچنین از عمل به تعهداتشان در برجام نتایج بسیار کمی مشاهده کرده ند.
ایرانیان بر این باورند که به محض خروج ایالات متحده از این توافق، دولت آمریکا توسط جامعه بین المللی به عنوان یک طرف غیر مسئول، غیر قابل اعتماد و تهاجمی لحاظ خواهد شد. در مقابل، ایران با تأخیر در خروج خود برای چند هفته به منظور بررسی ظرفیت های استقامت اروپا، خود را از تهمت ها مبرا خواهد کرد.

همان گونه که ایرانیان _زمانی که وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا، مایک پومپه، مجددا به کمیته روابط خارجی مجلس سنا اعتراف کرد که ایران حتی قبل از دستیابی به توافق هسته ای به سمت ساخت سلاح هسته ای نرفته است_، مبرا شدند، و این به طور ناخواسته یک روایت نادرست 15 ساله ایالات متحده را از بین می برد.

امانوئل مکرون فرانسه و آنگلا مرکل آلمان نیز به خاطر تلاشی که برای دلجویی از ترامپ می کنند زیان خواهند کرد و در عوض هیچ چیزی دریافت نخواهند کرد. اتحادیه اروپا به طور فزاینده ای به عنوان طرف ناکارآمد و بی فائده در انظار عمومی خواهد بود، در نتیجه برای ایران انگیزۀ بیشتری برای روی آوردن به چین و روسیه، از لحاظ اقتصادی و سیاسی، ایجاد می شود.
از قضای روزگار، این اتقاق در زمانی واقع شده است که چین و روسیه نیز با چنین فشار و خشمی از جانب آمریکا مواجه هستند و به همین جهت به نتایج مشترکی دست یافته اند.
امروز، با توجه به سالها تجربه و تغییر اخیر در تعادل قدرت جهانی، ایران نسبت به گذشته در موقعیت بهتری قرار دارد و برای مقابله با تحریم ها آماده تر است. بر خلاف یک دهه پیش، ایران متحدان منطقه ای قدرتمندی دارد و روابطش با قدرت های غیر غربی در حال توسعه، به طور چشمگیری افزایش یافته است.
اگر کشورهای غربی درهای خود را ببندند، درهای دیگر به ایران باز می شود و بزرگترین بازنده در این میان ، ایالات متحده آمریکا، اروپای ضعیف و مطیع و رژیم های خودکامه مشتری منطقه ای است. انتخاب با خودشان است.
 

 برگرفته از سایت: www.aimislam.com