چرا ایران نسبت به طرح آمریکا برای ایجاد «ناتوی عربی» نگران نیست
 
چکیده
مقاله فوق به بحث تشکیل ناتوی عربی با حمایت آمریکا در منطقه خاورمیانه پرداخته است که تاکنون با عدم واکنش جدی ایران مواجه بوده است. به اعتقاد نویسنده، قدرت منطقه ای ایران، صرفا ناشی از رفتار استراتژیک ایران نبوده است، بلکه محاسبات اشتباه رقبای این کشور از جمله آمریکا در این امر نیز موثر بوده است. اکنون در دولت ترامپ با اتخاذ استراتژی رهبری از راه دور، سعی دارد سیاست های آمریکا را دنبال کند که تشکیل ناتوی عربی نیز در همین راستا می باشد. این در حالی است که ایران تلاش آمریکا در ذیل منطق شیردوشی تفسیر می کند که ترامپ صرفا به دنبال دلارهای عربی می باشد. وجود اختلافات در اعضای اتحادیه استراتژیک عربی، از جمله دلایلی است که تهران نسبت به ناتوی عربی نگرانی ندارد. در مقابل، ایجاد اختلافات فرقه ای و مذهبی، تلاش برای خودمختاری و غیرمشروع سازی دولت های هشتگانه عضو و بیرون ماندن ترکیه و تلاش ایران برای تقویت محور مقاومت، از جمله پیامدهای ایجاد ناتوی عربی می باشد که تنش بیشتر منطقه ای و خاورمیانه بی ثبات، را به همراه خواهد داشت.

تعداد کلمات : 1634 / تخمین زمان مطالعه : 8 دقیقه
 
 
 
نویسنده: حسن حمیدیان    
مترجم: سید محمد حسن هاشمی

ایالات متحده تلاش خود را برای مهار دستیابی و نفوذ منطقه ای ایران به صورت گام به گام انجام می دهد که این تلاش ها بر این پیش فرض استوار است که تهران هرگز در منطقه خاورمیانه خیلی قدرتمند نبوده است. اما دست قدرتمند ایران در منطقه، صرفا بازتاب رفتار استراتژیک موفقیت آمیز این کشور نبوده است. قدرت ایران همچنین نتیجه محاسبات اشتباه در سیاست های منطقه ای رقبای این کشور نیز بوده است. به طور مثال، کمپین نظامی و سیاسی فاجعه آمیز عربستان سعودی در سوریه، یمن، قطر و لبنان، نفوذ سنتی ریاض را تا حد زیادی از بین برده و این در حالی است که موقعیت ایران در منطقه را تقویت کرده است. این سیاست ها با سیاست «رهبری از راه دور»، تشویق می شد، که باعث فعالیت بیشتر در میان کشورهای عربی می شد که به چتر امنیتی آمریکا، عادت کرده اند. شکست کمپین عربی باعث تقویت محور مقاومت به رهبری ایران در منطقه در مقایسه بی سابقه ای گردیده است. تحت تاثیرغیرمستقیم سیاست «رهبری از راه دور»، ایران اکنون با تلاش سازمان یافته تری از سوی آمریکا برای ایجاد قرارگاه منطقه ای ناتوی عربی- اتحاد استراتژیک خاورمیانه (MESA)- مواجه گردیده است که قصد دارد در برابر سیاست های منطقه ای ایران قرار گیرد.
 

 
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیامهای متفاوت و بعضا متضاد، از زمان ریاست جمهوری خود مخابره کرده است. سیاست و سخنرانی ضد ایرانی وی از یکسو و درخواست موازی وی از نشست با رهبران ایران بدون هرگونه پیش شرطی از سوی دیگر، به نظر می رسد متناقض باشد. حتی در حالی که نشست بین رهبران ایالات متحده و کره شمالی در سنگاپور نشان می دهد، این تناقض ها در واقع ممکن است دو روی یک سکه باشد. این بدین خاطر است که ایران در واشنگتن باعث رویکرد جنگ گرایی گردیده و در خاورمیانه در مورد تلاش ترامپ در مورد پیشنهاد گفتگوی بدون پیش شرط، باعث عصبانیت گردیده است. اما رویکرد جنگ گرایی با ایران، منجر به گفتگوی اخیر آمریکا نسبت به ایجاد اتحاد استراتژیک خاورمیانه بین هشت کشور سنی عربی هم ردیف کمپین ضد ایرانی دولت ترامپ گردیده است. مهمترین و آشکارترین هدف این اتحاد عربی، مواجهه با ایران است. حداقل از دیدگاه تهران، تلاش برای ایجاد ناتوی عربی در مغایرت با پیشنهاد رئیس جمهور آمریکا مبنی بر گفتگوی بدون پیش شرط می باشد. چه پیام دونالد ترامپ دارای انسجام و هارمونی باشد و چه نباشد، جمهوری اسلامی ایران نمی تواند از عهده چنین گفتگو با هیئت تهدید کننده برآید. در واقع، هیچ کس درتهران حاضر به ورود به چنین گفتگویی نمی باشد.

برخلاف این زمینه سازی، به نظر می رسد که ایران نسبت به تلاش آمریکا برای تشکیل ناتوی عربی، نگرانی ندارد. درواقع کمپین جدید ضد ایرانی واشنگتن درخاورمیانه و فراتر از خاورمیانه، در «منطق شیردوشی» دولت ترامپ از کشورهای عربی خلیج فارس، تفسیر می گردد. دستیابی و نفوذ منطقه ای متفکرانه ایران و موقعیت قدرتمند «محور مقاومت» به رهبری ایران در مقایسه با رقبای عربی این کشور، نشان می دهد که به نظر می رسد که تهران آماده مواجهه با هرگونه چالشی است. این تلاش آخری نیز با نادیده گرفتن این واقعیت که ایده ناتوی عربی موضوع جدیدی نیست، بلکه یک اقدام تکراری و شکست خورده در دهه گذشته است، به نظر می رسد بدون خطر باشد. هنوز واکنش آرام ایران نسبت به تلاش اخیر، صرفا نمی تواند بازتابی از درک مذکور از موقعیت باشد. تهران می داند که کمپین ضد ایرانی دونالد ترامپ، می توند میوه تلخی هم برای ایران و هم برای منطقه به همراه داشته باشد.

بنابراین این مساله این سوال را مطرح می کند که واقعا چه چیزی دقیقا زیربنای واکنش آرام تهران را نسبت به ایجاد ناتوی عربی، تشکیل می دهد. این موضوع روشن است که به نظر می رسد سیاست سازمان یافته تر «رهبری از راه دور» در دوره ترامپ بازی می کند. بجای درخواست آمریکا از عربستان سعودی برای آموختن این مطلب که باید در خاورمیانه با ایران شریک باشد، رئیس جمهور آمریکا، در حال سازماندهی یک جبهه ضد ایرانی برای هدف قرار دادن و تنزل قمارهای تهران در منطقه است. اما امکان موفقیت در غلبه بر اختلافات اعراب و ایجاد یک اتحاد عربی، به نظر می رسد که یک وعده بزرگ با احتمال موفقیت بسیار کم می باشد. به طور مثال، برخی کشورهای عربی همچون عمان و قطر که در اتحادیه استراتژیک اعراب هستند، به ایران در مقایسه با عربستان سعودی نزدیک تر هستند و از سوی دیگر، برخی کشورها همچون کویت تلاش دارند که موضع بی طرف اتخاذ کنند. بنابراین سیاست جدید واشنگتن احتمالا با چالش بیشتری از سوی شرکای سخت که مخالف دشمنان و رقبای اتحادیه خیالی نظامی عربی هستند.دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیامهای متفاوت و بعضا متضاد، از زمان ریاست جمهوری خود مخابره کرده است. سیاست و سخنرانی ضد ایرانی وی از یکسو و درخواست موازی وی از نشست با رهبران ایران بدون هرگونه پیش شرطی از سوی دیگر، به نظر می رسد متناقض باشد. حتی در حالی که نشست بین رهبران ایالات متحده و کره شمالی در سنگاپور نشان می دهد، این تناقض ها در واقع ممکن است دو روی یک سکه باشد. این بدین خاطر است که ایران در واشنگتن باعث رویکرد جنگ گرایی گردیده و در خاورمیانه در مورد تلاش ترامپ در مورد پیشنهاد گفتگوی بدون پیش شرط، باعث عصبانیت گردیده است.

اما برخلاف همه این احتمالات، چه می شود که اتحادیه استراتژیک عربی بعد از نشست برگزار شده اعراب- آمریکا در اکتبر به جلو حرکت می کند؟ این چنین پیامد و خروجی، ممکن است که سه واکنش مهمی داشته باشد. اولا با قرار دادن آشکار وزن سیاست خود درحمایت از دولت های عربی سنی، این سیاست جدید آمریکا می تواند جدایی فرقه ای را تشدید کند. اگرچه این جدایی فرقه ای، به صورت زیاد طی 15 سال گذشته گسترش یافته است، سیاست دولت ترامپ می تواند به صورت بالقوه باعث جمع شدن برخی از گروه های شیعی در منطقه در پشت سر ایران شود.

ثانیا، وجود هشت رژیم استبدادی در مجموعه خیالی جدید نظامی، یک تلاش برای خودمختاری این کشورها است. چنانچه بهار عربی روشن ساخت، بازسازی سیاست ترویج ثبات استبدادی در خاورمیانه نسخه ای برای موفقیت پایداردرمنطقه نمی باشد. در نهایت، شیوه اندیشه «با من یا بر علیه ما» ریشه تصمیم برای بیرون نگه داشتن کشورهایی همچون ترکیه از اتحادیه استراتژیک عربی دارد که باعث ایجاد فشار به آنکارا و نزدیک شدن به تهران شده است.

همچنین، نبود هشدار از سوی ایران درمواجهه با طرح های ارائه شده در ایجاد اتحادیه استراتژیک عربی، از این واقعیت نشات گرفته است که هیچ یک از انعکاس های سیاست آمریکا، منافع ایران را با مشکل مواجه نخواهد ساخت.
با این وجود، ایران چشمان خود بر تلاش آمریکا باز نگه داشته است. بعد از همه اینها، احتمال کمی وجود دارد که گسترش ناتوی عربی تبدیل به اتحادیه متخاصم و وسیع تر گردد. این چنین سناریویی، آشکارا تهدیدات امنیتی و نظامی بیشتری را توسط آمریکا، اسرائیل و شرکای آنها بر علیه ایران و متحدانش افزایش خواهد داد. درواقع، این اتحادیه تهران را مجبور می کند که تلاش بیشتری کند و منافع مالی مورد نیاز داخلی بیشتری فراهم کند تا با این فشارها مواجه سازد.

تحت این شرایط، به طور کلی می توان انتظار داشت که ایران با استفاده از کتابنامه ای که در دوران دولت بوش استفاده کرد، مقاومت نشان دهد که شامل اقداماتی مانند عمل در یک اتحادیه ای متشکل از بازیگران دولتی و غیردولتی برای مواجهه با چالش جمعی که باعث می شود که به لحاظ نظامی در منطقه تبلور پیدا کند، استفاده از اختلافات موجود در شورای همکاری خلیج فارس برای تضعیف بیشتر ناتوی عربی  و ضربه زدن به تاثیر سیاست آمریکا در منطقه از جمله جایگاه ضد ایرانی این کشور از طریق روابط نزدیک تر با قدرت های در حال ظهور در سطح جهانی در کنار به حاشیه راندن بازیگران دولتی و غیردولتی از جمله این موارد می باشد.
مجددا تکرار باید کرد که احتمال موفقیت سیاست جدید آمریکا برای عقب راندن موفقیت منطقه ای ایران، به نظر می رسد نسبتا کم است. واشنگتن اولا باید فاصله عمیق بین اعضای دولت های اتحادیه خیالی ناتوی عربی، را از بین ببرد که این امر یک وظیفه برای رئیس جمهور بی صبر آمریکا است.

بیشتر بخوانید : تاریخچه ی عربستان سعودی

 
به شرطی که این فاصله ها به لحاظ سیاسی پر شود، آمریکا همچنین باید شرکای خود را به لحاظ نظامی و امنیتی نزدیک تر کند که کار سختی به نظر برسد. آمریکا سپس باید آموزش و صادرات تسلیحات نظامی را شروع کند تا نیروی نظامی جدیدی را شکل دهد و در نهایت، با تهران و متحدانش در سرتاسر منطقه مقابله کند. تصور کنید که فشار ترامپ، ماموریت غیرممکن را ممکن بسازد، یک نفر می تواند تصور کرد که ایران و محور مقاومت به طور مشابه آمادگی هرگونه مواجهه ای خواهد داشت. بدین ترتیب مشخص نیست دقیقا چه مقدار اتحادیه استراتژیک عربی می تواند به منطقه بی ثبات که از قبل بوده، اضافه شود.

بنابراین متمایل شدن به یک گروه از اختلافات فرقه ای، حمایت از رژیم های استبدادی و به حاشیه راندن بازیگران عمده، مولفه های سیاست محتاطانه برای کاهش تنش ها و ایجاد یک خاورمیانه باثبات نمی باشد. در عوض، این چنین موضعی فقط منجر به وضعیتی کاملا معکوس می گردد که به طور خاص از تنش بیشتر، بی ثباتی بیشتر و دستیابی تثبیت شده ایرانیان در سرتاسر منطقه به صورت شدیدتر، می توان نام برد.
 

برگرفته از سایت: www.al-monitor.com