شربوک تکثر و تنوع ادیان را با فرض وجود واقعیتی الوهی در مرکز جهان ادیان تبیین می‌کرد
چکیده:
کوهن- شربوک با تبعیت از کانت و تحت تأثیر جان میک بین جهان آن گونه که هست یعنی جهان نومن ها و واقعیت فی نفسه با واقعیت آن گونه که در تفکر و تجربه انسان تصور می شود، فرق می گذارد.شربوک سپس دیدگاه یهودیت ارتودکسی را بررسی می کند که بر تفوق و برتری یهودیت بر سایر ادیان و برگزیده بودن قوم یهود تأکید دارند
 
تعداد کلمات: 1160 کلمه / تخمین زمان مطالعه 5 دقیقه

نویسنده: رضا گندمی نصر آبادی 
 
چگونه می توان تکثر و تنوع ادیان را با فرض وجود واقعیتی الوهی در مرکز جهان ادیان تبیین کرد؛ کوهن- شربوک با تبعیت از کانت و تحت تأثیر جان میک بین جهان آن گونه که هست یعنی جهان نومن ها و واقعیت فی نفسه با واقعیت آن گونه که در تفکر و تجربه انسان تصور می شود، فرق می گذارد. چنین تقابلی مشخصه محوری بسیاری از ادیان جهان است. در یهودیت بین خدای نامتناهی و متعالی که به عنوان ان سوف تصور می شود و شخینا (حضور خدا) که در طرح زمینی آشکار می گردد، تفاوت قائل می شوند. در آیین هنو بین برهمن به عنوان واقعیت فی نفسه و برتر از تمام مقولات انسانی با برهمن به عنوان واقعیت آن گونه که بر آگاهی متناهی به عنوان خدای شخصی شناخته می شود، فرق گذاشته شده است. در آیین تائو، تائویی که به بیان در می آید غیر از تائوی ازلی است. در بودیسم مهایانا، میان ماهیت بودایی کیهانی ازلی که همچنین خلأ نامتناهی است و قلمرو آن آسمان است با تجسمات آنها در بوداهای زمینی تفاوت وجود دارد. برای نمایاندن واقعیت غایی ادیان مختلف الوهیت را باید در قالب دو الگوی زیر بیان کرد: واقعیت متشخص و واقعیت به مثابه امری مطلق.
 کوهن- شربوک خود اذعان می کند که به رغم این دیدگاه روادارانه حاخام های یهودی و فاصله گرفتن آنها از انحصارگرایی، نمی توان آنها را تکثیرگرا خواند، چراکه آنها همچنان یهودیت را دین برتر می دانند و بیشتر ذیل عنوان شمول گرایی می گنجند. اما این نوع شمول گرایی مشکلاتی در پی دارد، زیرا آنها در عین حال که ادعا می کنند خدا نگران تمام اقوام و نوع بشر است بر این باور اصرار می ورزند که خدا فقط بر یک قوم خاص و مقدس  خود را متجلی کرده است. لازمه این سخن این است که خدایی که نگران و دلواپس نوع بشر است بیشتر آنها را به حال خود وا گذاشته و به جهل و تاریکی سپرده است.
 
کوهن- شربوک سپس دیدگاه یهودیت ارتودکسی را بررسی می کند که بر تفوق و برتری یهودیت بر سایر ادیان و برگزیده بودن قوم یهود تأکید دارند. از این رو، هیچ راهی برای تغییر آیین پیروان دیگر ادیان به یهودیت وجود ندارد، و همین امر سبب شده یهودیان احساس غرور و کبر داشته باشند. کوهن- شربوک معتقد است همه کسانی که دین خود را برتر می دانند دچار سوء برداشت از واقعیت غایی شده اند. از منظر کثرت گرا، هیچ راهی برای ارزیابی اینکه کدام یک از این راه های معنوی به طور دقیق واقعیت فی نفسه یا غایی را منعکس می کنند وجود ندارد.
 

در پایان باید این قبیل دعاوی صدق مختلف ادیان را همچون تصورات و برساخته های انسانی ای دانست که از درون شرایط فرهنگی و اجتماعی خاصی به وجود می آیند. هیچ کس توجیهی برای برتر دانستن و بر حق خواندن خود و باطل دانستن دیگران ندارد. کوهن- شربوک در مدد تدوین نوعی الهیات  یهودی ناظر به کثرت گرایی دینی یا تکثر و تنوع دینی است. او معتقد است حتی در دوران حاکمیت کتاب مقدس ، که اساسا از نظر جهت گیری انحصارگرا بود، اقوام کافر به سبب عقاید و اعمالشان طرد و تخطئه نشدند. از طرفی، پیامبران بنی اسرائیل در این نکته هم داستان بودند که در آخرالزمان همه خدای خالق جهان را پرستش و ستایش خواهند کرد. کوهن- شربوک تلاش فراوانی به خرج داده تا تبار و پیشینه ای در بین پشینیان  برای این دیدگاه بیابد. از این رو، معتقد است تسامح فراگیر و رواداری در مواجه با پیروان ادیان همواره در سنت حاخامی وجود داشته و حتی حاخام های بسیاری را در قرون وسطا می توان یافت که به این نکته اعتقاد راسخ داشتند و از آن دفاع می کردند. یهودیت در دورۀ ای چهارهزارساله از برخورد روادارانه و همراه با تساهل در مواجه با دیگر ادیان حمایت کرده است. همان طور که در بخش های قبل گفته شد، ما بیشتر شاهد عکس این ماجرا بوده ایم و برخلاف دیدگاه کوهن- شربوک که به هیچ نمونه ای اشاره نمی کند و سخنش ادعایی بیش نیست، نمونه های تاریخی فراوانی را می توان یافت که حاخام های یهودی در عهد قرون وسطا نه فقط نگاه از سر تساهل و رواداری به پیروان دیگر ادیان نداشته اند بلکه به وضع احکام شدید دربارۀ غیریهودیان شهره بوده اند.

   بیشتر بخوانید :  الاهیات شلایرماخر

کوهن- شربوک خود اذعان می کند که به رغم این دیدگاه روادارانه حاخام های یهودی و فاصله گرفتن آنها از انحصارگرایی، نمی توان آنها را تکثیرگرا خواند، چراکه آنها همچنان یهودیت را دین برتر می دانند و بیشتر ذیل عنوان شمول گرایی می گنجند. اما این نوع شمول گرایی مشکلاتی در پی دارد، زیرا آنها در عین حال که ادعا می کنند خدا نگران تمام اقوام و نوع بشر است بر این باور اصرار می ورزند که خدا فقط بر یک قوم خاص و مقدس  خود را متجلی کرده است. لازمه این سخن این است که خدایی که نگران و دلواپس نوع بشر است بیشتر آنها را به حال خود وا گذاشته و به جهل و تاریکی سپرده است.
 
الهیات  ناظر به کثرت گرایی دینی ما را فرا می خواند تا جهت یابی دوباره ای از درک دینی خود داشته باشیم. آنچه اکنون برای همه مؤمنان لازم است تصدیق این نکته است که نظام های مفهومی آنها، صورت های عبادت، سبک های زندگی و کتاب های مقدس  در نهایت همچون لنزهایی هستند که از طریق آنها جوامع دینی مختلف واقعیت الوهی را درک می کنند، زیرا واقعیت آن گونه که هست ورای فهم آدمی است. کوهن_ شربوک نخست به طور مبسوط دیدگاه انحصارگرایانه یهودیت راست کیشی را ذکر می کند که معتقد به برگزیدگی از جانب خدا هستند و قائل اند خدا نقشه ای خدایی برای قوم یهود دارد، سپس پیامدهای دیدگاه کثرت گرایانه یهودی را ذکر می کند. با این فرض که واقعیتی فی نفسه متعالی و درای فهم آدمی وجود دارد، این اعتقاد که خدا قوم خاصی را به عنوان عامل خود برگزیده چیزی بیش از بیان احساس تفوق قوم یهود و تحریک آنها به اشاعۀ پیام دینی نیست. در واقع، هیچ راهی برای شناخت ارتباط خاص خدا با قوم خاص وجود ندارد.
 
رویکرد کثرت  این باور یهودی سنتی را به چالش می طلبد که خدا برای قوم یهود و همه انسان ها طرح و نقشه دارد. به تعبیر کتاب مقدس ، خدا جهان را هدایت می کند. لازمه چنین دیدگاهی این است که مشیت و عنایت موجود هوشمندی وجود دارد. بر این اساس، نظریه مشیت الهی  در آثار حاخامی بسط یافت و این باور که خدا دغدغه افراد و جهان را به طور کلی دارد ویژگی محوری الهیات  یهودی شد. از نگاه کثرت گراها، چنین اعتقاد دینی را باید صرفا راهی برای تفسیر واقعیت دانست. این باور که دست هدایتگر خدا در همۀ اشیا ظاهر می شود در نهایت واکنشی انسانی به جهان است، زیرا ادیان دیگر نیز چنین ادعاهایی دارند. برای نمونه، مسلمانان رشد و بسط اسلام را مرهون عنایت خدا و فعالیت خدا در تاریخ می دانند. کثرت گرایان دربارۀ ماشیح، امنیت، صلح و رهایی از تبعید نیز برداشت خاص خودشان را دارند. از نظر انسان این اعتقاد به ماشیح امید واهی‌ای بیش نیست. گرچه این باور قرن ها در یهودیت مؤثر افتاده است ساخته و پرداخته ذهن انسان است. این باور نیز همچون سایر باورها ریشه در تجربه قوم یهود دارد و در طی زمان دستخوش تغییراتی شده است. چون واقعیت فی نفسه ورای ادراک آدمی است و هیچ راهی وجود ندارد که ارزیابی کنیم آیا باور به ماشیح شخصی دقیقا ماهیت واقعیت الوهی را می نمایاند یا نه.
 
منبع :
 رویکرد یهودیت به ادیان دیگر، رضا گندمی نصر آبادی  ، انتشاران دانشگاه ومذاهب ، قم 1394 شمسی
 

  بیشتر بخوانید :
  همه نگری در کتاب روت
  خلقت انسان بر بهترین شکل
  معرفی عقاید یکی از فرقه های تصوف