سرنوشتت را سه سوته به باد نده!

نويسنده: سعيد بي نياز




کلاه هايي که موسسه هاي کنکور سرمان مي گذارند

بعضي وقت ها شرايط خودش بدبختانه است و ما خودمان هم دلمان مي خواهد دو دستي بدبختي را مضاعف کنيم. قضيه انتخاب رشته در ايران از اين «بدبختي در بدبختي» هاست. کلاً براي انتخابي به اين مهمي، سازمان سنجش چند روز ناقابل وقت به آدم مي دهد، بعدما مي خواهيم از اين چند روز ناقابل را تبديل کنيم به چند دقيقه ناقابل تر و سرنوشت لااقل چهار سال از زندگي مان را مي سپاريم به اين موسسه هاي چند شبه انتخاب رشته.
فقط بيايد به اندازه همان چند دقيقه اي که اين موسسه ها برايتان وقت مي گذارند به اين موارد فکر کنيد:
اول اينکه آيا اين موسسه ها از علاقه شما سوال مي کنند و آيا مي دانند شما دوست داريد کدام رشته را انتخاب کنيد؟ دوم اينکه آياآنها مي توانند توي اين چند دقيقه به توانايي هاي شما پي ببرند؟ سوم اينکه آيا آنها مي دانند که شما شهر دور را ترجيح مي دهيد يا شهر نزديک را؟ چهارم اينکه آيا آنها مي دانند که شما درس خواندن در يک رشته خوب در يک شهر بد را ترجيح مي دهيد يا درس درس خواندن در يک رشته بد در يک شهر خوب را؟ پنجم اينکه آيا آنها اصلاً شما را در مورد رشته هاي مختلفي که مي توانيد در آن درس بخوانيد شير فهم مي کنند؟ آيا آنها سرنوشت شما را به پولي که توي جيبشان مي رود ترجيح مي دهند؟ آيا مشاور اين است؛ اين است که ما رتبه کل و رتبه زير گروه ها را بدهيم به يک نرم افزار و بگوييم شما توي اين رشته ها قبول مي شويد و تمام؟ بي خيال شويد ! اين قدر مسؤوليت تان را گردن ديگران نيندازيد! مشورت بگيريد اما در نهايت خودتان انتخاب رشته کنيد؛ همين!
منبع: مجله همشهري جوان شماره 222