شر و بدي در نظر اسلام
شر و بدي در نظر اسلام
خداوند سبحان، خرد و فهم به انسان خاکي ارزاني داشت و انسان در پناه اين نعمت خدادادي توانست بار مسئوليت خليفه اللهي را بر دوش کشد و آزادانه راه تکامل خويش را انتخاب کند.بنابراين، انسان از آن جهت که عاقل است ودانا، مي تواند حقايق جهان و جامعه را در يابد و نسبت به آنان حکم کند.
انسان، زشت و زيبا را مي يابد و براساس آن تصميم مي گيرد.او نسبت به بعضي چيزها حکم به بدي مي کند و نسبت به بعضي حکم به خوبي و اين همه در پناه نعمت عقل و خرد او ممکن است.انسان از آن جهت که عاقل است، از حقايق جامعه و رفتارهاي آدمي، دو نوع برداشت دارد.بعضي ها را خوب مي شمرد و بعضي را بد.بعضي را زيبا مي داند و بعضي را زشت و نازيبا.
قرآن کريم و سنت معصومين عليهم السلام انسان را از نزديک شدن به مصداق هاي ستم و بدي برحذر داشته اند.قرآن و سنت با بيان مصداق هاي بدي، معرفت آدمي را افزايش مي دهند و تصوير روشني از رفتار و کردار خوب و ناپسند ارائه مي دهند.به عبارتي، به ما چگونه بودن و چگونه زيستن را مي آموزند.
بنابراين، سخن گفتن از بد وبدي، سبب روشني و علم و معرفت است و از جهت تربيتي مي تواند مصداق اين جمله باشد :«ادب از که آموختي ؟ گفت:از بي ادبان.»
بد و بدي، ترجمه کلمه «شر»و «سوء»عربي است. (1)
نگاه قرآن کريم به بدي
1.اشتباه نکنيد
جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد، در حالي که برايتان ناخوشايند است.چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آنکه خير و خوبي شما در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آنکه شر و بدي شما در آن است و خدا مي داند و شما نمي دانيد.(بقره :216)
در مورد بخل ورزيدن و خودداري از انفاق و بخشش مي فرمايد:
کساني که بخل مي ورزند و آنچه را خدا از فضل خويش به آنان داده است، انفاق نمي کنند، گمان نکنند، اين کار به سود آنهاست، بلکه براي آنها شر وبدي است.به زودي در روزقيامت، آنچه را نسبت به آن بخل مي ورزيدند، همانند طوقي بر گردنشان مي افکنند.(آل عمران :180)
2.بدترين جنبندگان روي زمين
بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالي هستند که انديشه نمي کنند .
ان شر الدواب عندالله الذين کفروا فهم لايِؤمنون. (انفال: 55)
به يقين، بدترين جنبندگان نزد خدا، کساني هستند که کافر شدند و ايمان نمي آورند.کساني که اهل انديشه نيستند و گوش خود را براي شنيدن حقايق مي بندند و زبان خويش را از بيان حق باز مي دارند، نتيجه اي جز کفر ندارند.اين رفتار آنان سبب مي شود که مصداق بدترين انسان ها، بلکه بدترين جنبندگان روي زمين بشوند.
3.عجله چرا؟
و يدع الانسان بالشر دعاءه بالخير و کان الانسان عجولا.(اسراء:11)
انسان (بر اثر شتاب زدگي )، بدي ها را طلب مي کند، آن گونه که نيکي ها و خوبي ها را مي طلبد وانسان هميشه شتاب زده بوده است.
4.چنين مباش
هنگامي که بدي به او رسد، بي تابي مي کند.(معارج:20)
5.بدي ها در قيامت ديده مي شود
و هرکس هم وزن ذره اي کار بد کرده است، آن را مي بيند.
هر که کاري شايسته کند، به سود خود اوست و هر که بدي کند، به زيانش باشد.سپس به سوي پروردگارتان بر گردانيده مي شويد.(جاثيه :15)
6.به خدا پناه مي بريم
بگو:پناه مي برم به پروردگار سپيده صبح، از شر و بدي آنچه آفريده است و از شر و بدي هر موجود شرور و بد، هنگامي که شبانه وارد مي شود و از شر و بدي آنها که با افسوس در گره ها مي دمند (و هر تصميمي را سست مي کنند )و از شر و بدي هر حسودي هنگامي که حسد مي ورزد.
در سوره ناس چنين مي خوانيم:
به نام خداوند بخشنده مهربان.بگو:پناه مي برم به پروردگار مردم، به مالک وحاکم مردم، به (خدا)معبود مردم، از شر و بدي وسوسه گر پنهان کار که در درون سينه انسان ها، وسوسه مي کند، خواه از جن باشد يا از انسان.
7.فرجام کارهاي بد
سپس سرانجام کساني که کردار بد مرتکب شدند، به جايي رسيد که آيات خدا را تکذيب کردند و آن را به مسخره گرفتند.(روم :10)
بدي کردن اگر هيچ اثري نداشت، جزهمين يک اثر، انسان عاقل بايد از انجام بدي بپرهيزد، بلکه وحشت داشته باشد؛ زيرا گناه و بدي مي تواند چشم و گوش دل آدمي را کور کند و نشانه هاي خدا را نبيند، بلکه آن را تکذيب کند.
8.بدي و توبه
9.نهي از بدي، مايه نجات آدمي است
کساني را که از (کار )بد باز مي داشتند، نجات داديم.
گلبانگ حديث
بدي ها از نظر اخلاق فردي
شر الناس من يري أنه خيرهم.(2)
بدترين مردم کسي است که خود را بهترين آنان پندارد.
از امير مؤمنان عليه السلام روايت شده است:
شر الناس من يبتغي الغوائل للناس.(3)
بدترين مردم کسي است که بدخواه مردم باشد.
امام علي عليه السلام فرمود :
ان شر الناس عندالله امام جابر ضل و ضل به.(4)
بدترين مردم نزد خدا، پيشواي منحرفي است که خود، گمراه است و موجب گمراهي (ديگران ) مي شود.
امام علي عليه السلام فرمود:
شر الناس من يتقيه الناس مخافه شره.(5)
بدترين مردم کسي است که مردم از ترس شرارت او از وي پرهيز کنند.
امير مؤمنان علي عليه السلام فرمود:
شر الناس الطويل الأمل السيء العمل.(6)
بدترين مردم کسي است که آرزويش، دراز و کردارش بد باشد.
پيامبر خدا صلي الله عليه واله فرمود :
شر الناس من باع آخرته بدنياه و شر من ذلک من باع آخرته بدنيا غيره.(7)
بدترين مردم کسي است که آخرتش را به دنيايش بفروشد و بدتر از او کسي است که آخرت خود را براي دنياي ديگران بفروشد.
از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده است:
شر الناس من يخشي الناس في ربه ولايخشي ربه في الناس.(8)
بدترين مردم کسي است که در کار پروردگارش از مردم بترسد و در کار مردم از پروردگارش نترسد.
اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمود:
شر الناس من کان متتبعا لعيوب الناس عميا لمعايبه.(9)
بدترين مردم کسي است که عيب جوي ديگران باشد و عيب هاي خويش را نبيند.
از حضرت علي عليه السلام روايت شده است:
من شر الناس عندالله عز و جل يوم القيامه ذو الوجهين.(10)
در روز قيامت، يکي از بدترين مردمان نزد خداي عز و جل، آدم دوروست.
رسول خدا صلي الله عليه واله فرمود:
شر الرجال من کان سريع الغضب بطيءالرضا ء.(11)
شر الرجال من کان کسي است که زود به خشم مي آيد و دير خشنود مي شود.
بدي ها از نظر اخلاق اجتماعي
1.مردم از ترس گزند فرد به او احترام بگذارند
بدترين مردم کسي است که مردم از ترس او از وي کناره گيري کنند.(12)
ترس مردم به خاطر شرارت شخصي، ممکن است به جايي برسد که نه تنها از او دوري گزينند، بلکه براي در امان ماندن از ستم او و گزند از دست وزبانش او را مورد احترام قرار دهند.مسلمان کسي است که ديگران از دست و زبان او در آسايش باشند.اگر کردار آدمي به جايي رسيد که مردم از ترس به آدمي احترام گذاشتند، چنين شخصي نزد خداوند، بدترين مردم به شمار مي رود.
از حضرت امير عليه السلام روايت شده است:
شر الناس عندالله يوم القيامه الذين يکرمون اتقاء شرهم.(13)
روز قيامت، بدترين مردم در پيشگاه خدا کساني هستند که مردم ازترس گزندشان به آنها احترام بگذارند.
2.پاداش خوبي را به بدي دادن
اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمود:
بدترين مردم کسي است که پاداش خوبي را به بدي بدهد.
3.ستم و خيانت کردن
شر الناس من يظلم الناس.(15)
بدترين مردم کسي است که به مردم ستم کند.
شر الناس من يغش الناس.(16)
بدترين مردم کسي است که با مردم دغلي و خيانت کند.
4.از علم خود براي خدمت به مردم استفاده نکردن
رسول خدا صلي الله عليه واله فرمود:
روز قيامت، بدترين مردم در پيشگاه خداي عز و جل، عالمي است که از علم خود سودي نبرد.
نمونه هاي رفتاري
هرگز نيکي و بدي يکسان نيستند، بدي را با نيکي دفع کن، ناگاه (خواهي ديد )همان کس که ميان تو و او دشمني است، گويي دوست گرم و صميمي است.
1.بازاري و عابر
-نه نشناختم!عابري بود مثل هزارها عابرديگر که هر روز از جلوي چشم ما عبور مي کنند، مگر اين شخص که بود ؟...
-مالک اشتر نخعي....
-اي واي به حال من!...
پس به دنبال مالک اشتر روان شد.ديد او راه خود را به طرف مسجد کج کرد.او نيز به دنبالش به مسجد رفت.ديد مالک به نماز ايستاد.منتظر شد تا نمازش را سلام داد.رفت و با تضرع خود را معرفي کرد و گفت :من همان کس هستم که ناداني کردم و به تو جسارت کردم.
مالک گفت:به خدا قسم، به مسجد نيامدم مگر به خاطر تو؛ زيرا فهميدم تو خيلي نادان و گمراهي و بي جهت به مردم آزار مي رساني.دلم به راحت سوخت.آمدم درباره تو دعا کنم و از خداوند، هدايت تو را به راه راست بخواهم.من آن طورقصدي که تو گمان کرده اي، درباره تو نداشتم.(19)
2.بدترين مردان
از بدترين مردان شما کساني هستند که به مردم پيوسته تهمت مي زنند، گستاخند، بد زبانند، تنها خورند، دست دهنده ندارند، بنده خود را مي زنند و کاري مي کنند که عايله شان (براي تأمين مخارج خود )به ديگري پناه مي برند.(20)
آموزه ها
همان گونه که قرآن کريم مي فرمايد:
ادفع بالتي هي احسن السيئه.(مومنون :96)
بدي را به بهترين راه و روش دفع کن (و پاسخ بدي را به نيکي بده ).
البته اسلام، حق قصاص و مقابله به مثل را براي انسان در همه احوال محفوظ مي داند:
فمن اعتدي عليکم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدي عليکم و اتقواالله واعلمو ا ان الله مع المتقين.(بقره:194)
پس هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدي کنيد و از خدا بپرهيزيد (و زياده روي نکنيد )و بدانيد خدا با پرهيزکاران است.
خدا ابتدا ما رابه سوي عدالت راهنمايي مي کند و تذکر مي دهد که بدي ديگران نبايد ما را از جاده اعتدال خارج سازد:
اي کساني که ايمان آورده ايد، همواره براي خدا قيام کنيد و از روي عدالت، گواهي دهيد!دشمني با جمعيتي، شما را به گناه وترک عدالت نکشاند!عدالت کنيد؛ که به پرهيزگاري نزديک تر است و تقواي الهي را پيشه کنيد؛ که خداوند به آنچه انجام مي دهيد، آگاه است.(مائده :8)
در مرحله بعدي به عفو و خوبي کردن سفارش مي کند.(21)
2.بدترين بدي ها
خصلتان ليس فوقهما من البر شي ء الايمان بالله و النفع لعباد الله، و خصلتان ليس فوقهما من الشر شي ء:الشرک بالله و الضر لعبادالله.(22)
دو کار است که هيچ خوبي بالاتر از آن دو نيست:ايمان به خدا و سود رساندن به بندگان خدا.دوکار است که بالاتر از آن دو بدي وجود ندارد:شرک ورزيدن به خداو زيان رساندن به بندگان خدا.
3.نمونه اي ديگر از بدي ها از ديدگاه رسول اکرم صلي الله عليه و آله
4.ريشه هاي بدي ها
الف )بعضي از اين ريشه ها و سبب ها در خود انسان وجود دارد.در روايتي از رسول خدا صلي الله عليه واله آمده است:
من وقي شر ثلاث فقد وقي الشر کله:لقلقه و قبقبه وذبذبه فلقلقه لسانه و قبقبه بطنه و ذبذبه فرجه.(24)
هر کس خودرا از شر سه چيز حفظ کند، خويشتن را از هر شري حفظ کرده است: زبان و شکم و شهوت.
ب)بعضي از زمينه هاي بدي مي تواند در نوع رفتار آدمي باشد، مثل :عصبانيت و خشم، لجاجت و...
از حضرت امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده است:
جماع الشر اللجاج و کثره المماراه.(25)
لجاجت وبحث و جدل زياد، مجمع بدي ها است.
در روايتي از امام صادق عليه السلام مي خوانيم:
الغضب مفتاح کل شر.(26)
خشم، کليد همه بدي ها است.
دروغ، بخل، ستم و ناداني نيز از نمونه هاي بدي هستند.ولي اينها مي توانند زمينه ساز انواع بدي ها شوند.بر همين اساس، در روايتي از امام علي عليه السلام مي خوانيم:
خصلت هاي بدي زا عبارتند از :دروغ، بخل، ستم و ناداني.(27)
ج)بعضي از زمينه ها و اسباب بدي ها مي تواند از ناحيه چيزهايي باشد که از دست انسان و نوع رفتار هاي او خارج است.حال اين عوامل گاهي از نوع اشيا است و گاهي از نوع آدمي؛ يعني اموري مثل:شراب، جنس مخالف و ثروت زياد مي تواند زمينه ساز شرو بدي باشد يادوستان.در روايتي از امام باقر عليه السلام مي خوانيم:
خداي عز و جل براي بدي، قفل هايي نهاده و کليد همه اين قفل ها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.(28)
سيد الشهدا حسين بن علي عليه السلام مي فرمايد:
مجالسه الدناءه شر.(29)
هم نشيني با فرو مايگان، بدي است.
پي نوشت :
1-الشر:السوء؛ کتاب العين،ج 6، ص 216، نک:همان، ج 7، ص 327، ذيل کلمه سوء.
2-ميزان الحکمه با ترجمه فارسي، ج 6، ص 2692، ح 209.
3-همان، ح 9206.
4-همان، ص 2690، ح 9190.
5-همان، ص 2692، ح 9193.
6-همان، ح 9210.
7-همان، ص 2690، ح 9191.
8- همان، ص 2692، ح 9207.
9- همان، ح 9205.
10-همان، ص 2694، ح 9214.
11- همان، ح 9222.
12- همان، ص 2691، ح 9193.
13-همان، ح 9192.
14-همان، ص 2692، ح 9211.
15-همان، ح 9194.
16-همان، ح 9195.
17- همان، ص 2694، ح 9217.
18-داستان راستان، ج 1، ص 91.
19- ميزان الحکمه باترجمه فارسي، ج6، ص 2696، ح 9229؛ اصول کافي، ج2، ص 292، باب في اصول الکفر و ارکانه، ح 13.
20- شرک به خدا، بدي کردن نسبت به حضرت حق به شمار مي رود.
21-نک :بقره :178.
22- ميزان الحکمه با ترجمه فارسي، ج 6، ص 2696، ح 9233.
23-همان، ص 2698، ح 9239.
24-همان، ص 2700، ح 9248.
25- همان، ص 2698، ح9242.
26- همان، ح 9236.
27-همان، ح 9237.
28- همان،ح 937.
29-همان، ص 2700، ح 9255.
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}