نویسنده: محتشم مؤمنی

 
در مقاله حاضر نویسنده با استناد به برخی آیات و روایات آسیب ها و خطراتی را که عبادات و بخصوص روزه را تهدید می کند مورد بررسی قرار داده و آنها را واکاوی کرده است که با هم آن را از نظر می گذرانیم.
در میان تمامی عباداتی که خداوند عزیز بر بندگان خویش واجب فرموده، بدون تردید «روزه» از جایگاه ویژه ای برخوردار است، چرا که در کلامی قدسی، این عمل پر ارج را منتسب بخود نموده و پاداش آن را نیز خود برعهده گرفته:
حضرت مصطفی(صلّی الله علیه و آله و سلّم)از جناب احدیت نقل می فرماید که: «آن حضرت عز شانه فرموده که: روزه از برای من است و مختص به من و من خود ثواب او را چنانکه لایق به من است به روزه دار خواهم داد.”( 1) «ریا» و یا به عبارت دقیق تر «شرک خفی» که نقطه مقابل «اخلاص» می باشد از جمله گناهان مهلکی است که در کتب اخلاقی به شدت از آن نهی شده و اعلام گردیده که هر عملی که به اندازه ذره ای آلوده به ریا و خود نهائی باشد، در نزد پروردگار بی ارزش بوده و سزاوار عقوبت و کیفر است. و نیز در شرافت قدر این عبادت گرانسنگ همان بس که در روایات اسلامی آن را به عنوان سپر و محافظی در برابر آفات و خطرات دنیوی و عذاب اخروی معرفی کرده اند، کما اینکه امام صادق(علیه السّلام)از جد گرامی اش حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم)نقل می فرماید که آن حضرت(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود:
«روزه سپری است برای روزه دار از آفتهای دنیا و مانعی است از عذاب آخرت برای او.”( 2)
ولی باید دانست اگرچه «روزه» در میان عبادات اسلامی از چنین جایگاه رفیع و مرتبه والایی برخوردار است، و لکن چنان نیست که هر «روزه» گرفتنی مشمول این پاداشها و فواید عظیم دنیوی و اخروی گشته و در نزد خداوند درخور ثواب باشد. زیرا با نگاهی به احادیث و بیانات اولیاء دین و حضرات معصومین علیهم السلام این نکته بسیار مهم اثبات می گردد که این عمل با تمام اهمیتی که داراست از جهات گوناگون و بوسیله عوامل متعدد در معرض آسیب و خطر می باشد، که هرگاه از جانب حتی یکی از آنها تهدید واقع گردد، نه تنها هیچیک از پاداشهای فوق را شامل نمی شود بلکه خود تبدیل به وسیله ای می شود برای رنج و عذاب دنیوی و اخروی!! از همین رو در نوشتار حاضر به برخی از اعمال و صفات روحی و جسمی که این عبادت عظیم الشان را تهدید می کنند اشاره کرده و پیرامون هر یک توضیحاتی کوتاه ارائه می نمائیم:

1- ریا

«ریا» و یا به عبارت دقیق تر «شرک خفی» که نقطه مقابل «اخلاص» می باشد از جمله گناهان مهلکی است که در کتب اخلاقی به شدت از آن نهی شده و اعلام گردیده که هر عملی که به اندازه ذره ای آلوده به ریا و خود نهائی باشد، در نزد پروردگار بی ارزش بوده و سزاوار عقوبت و کیفر است. در وخامت این گناه بزرگ همین بس که در لسان پیامبر گرامی(صلّی الله علیه و آله و سلّم)، از آن با عنوان «شرک اصغر» یاد شده:
«از حضرت رسول(صلّی الله علیه و آله و سلّم)مروی است که فرمودند بدرستی که بدترین چیزی که بر شما می ترسم شرک اصغر است عرض کردند چیست شرک اصغر فرمود: ریا...”( 3)
و همانگونه که گفته شد این صفت ناپسند و عمل قبیح، دشمنی سخت برای اعمال و عبادات بوده تا جایی که بنا بفرموده رسول مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم): «خداوند قبول نمی فرماید عملی را که در آن بقدر ذره ای از ریا باشد.”( 4)و «ریا» بنا بفرموده امام خمینی( ره)در کتاب شریف «اربعین حدیث» عبارت است از: «نشان دادن و وانمود کردن چیزی از اعمال حسنه یا خصال پسندیده یا عقاید حقه به مردم، برای منزلت پیدا کردن در قلوب آنها و اشتهار پیدا کردن پیش آنها بخوبی و صحت و امانت و دیانت، بدون قصد صحیح الهی.”( 5)  

2- عجب

یکی از مفاسد اخلاقی بسیار خطرناک و مهلک، که بر باد دهنده سرمایه های مادی و معنوی انسان است، مفسده عظیم و موحش «عجب و خودبینی» می باشد، که تعریف آن عبارت است از: «بزرگ شمردن عمل صالح و مسرور شدن به آن و خود را از حد تقصیر خارج دانستن است.”( 6)و در خباثت این خصلت ناپسند همین بس که در احادیث بسیاری آن را عامل هلاکت آدمی دانسته اند، کما اینکه از امیرمومنان علی(علیه السّلام)نقل شده که فرمودند: «من دخله العجب هلک: کسی که عجب در او راه یابد هلاک شود.”( 7)و نیز آورده اند که: «موسی بن عمران( علی نبینا و آله و علیه السلام)از شیطان پرسید: «خبر ده مرا به گناهی که( بدان وسیله)تو بر اولاد آدم راه یابی و تسلط پیدا کنی. )گفت: «وقتی عجب کند بر نفس خود و بزرگ شمارد عملش را و کوچک شود در چشمش گناه او»( 8)
با عنایت به مطالب و احادیث ذکر شده در پیرامون نقش ویرانگر «عجب و خودبینی» که به برخی از آنها اشاره شد، دانسته می شود که یکی از مهمترین آسیب هایی که عبادت و طاعت آدمی را مورد تهدید قرار می دهد و بیم آن می رود که با نفوذ آن در دل و جان انسان، زحمات طاقت فرسای او را در راه بندگی پروردگار از بین برده و به اصطلاح قرآن کریم «هباء منثوراً» گرداند، همین صفت رذیله «عجب» است. و روزه گرفتن که خود عبادتی بزرگ و نشانه تسلیم انسان در برابر خداوند است، نیز به شدت از جانب این رذیله مهلک در معرض خطر قرار دارد، زیرا از آنجا که این عبادت برخلاف سایر عبادات، با سختی و مشقت بیشتری همراه است( مخصوصاً در فصول گرم سال)، انسان غیر مهذب و غافل می پندارد به صرف تحمل این سختی ها، کاری کرده و حتماً و بی برو و برگرد مستحق پاداش است و چنانچه در مقابل این زحمات از سوی خداوند کوچکترین بی توجهی به او شود در حق او ظلم روا داشته اند!! و از همین رو گستاخانه خود را از ذات باریتعالی طلبکار دانسته و در نتیجه به گناه بزرگ «عجب» گرفتار آمده و نه تنها هیچگونه پاداشی را در مقابل «روزه گرفتن» دریافت نمی کند بلکه با ابتلا به عجب و خودبینی، مستحق دخول در عذاب الهی می گردد.

3-گناه و پیروی از شیطان

در روایات اسلامی وارد شده است که «چه بسا افرادی که بهره آنها از روزه و ماه مبارک رمضان، تنها گرسنگی و تشنگی است و بجز این دو، بهره و پاداشی از آن نصیبشان نمی شود.” و این نیست مگر به خاطر آنکه این گروه از افراد، مقلدوار تنها به امساک از خوردن و آشامیدن اکتفاء کرده و دلخوش به همین هستند که آری ما هم روزه گرفته ایم!! اینان کسانی هستند که درهمان حال که روزه گرفته و می گیرند، از گناه پرهیز نداشته و با دست یازیدن به انواع و اقسام گناهان، به عبادت عظیم خود آسیب وارد کرده اند.
اگر در خطبه شریف شعبانیه که در آستانه ماه مبارک رمضان از سوی رسول گرامی اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)ایراد گردیده می خوانیم که: زبانهای خود را حفظ کنید و بپوشانید چشمهای خود را از آنچه حلال نیست برای شما نگاه کردن بدان و گوشهایتان را نگاه دارید از آنچه شنیدن آن برای شما حلال نیست.”، این سفارشات پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)برای آن است که هر گناهی که در ماه مبارک رمضان از آدمی سرزند علاوه بر آنکه خود گناه و نافرمانی ذات اقدس الهی محسوب می شود و عقوبت سختی در پی دارد، آسیب جدی به «روزه» انسان روزه دار وارد کرده و این عبادت بزرگ را از اثر وفایده مطلوب ساقط می کند و زحمات او را بر باد می دهد. و درست به همین دلیل است که در سفارش گرانسنگی از وجود مبارک امام صادق(علیه السّلام)می خوانیم که:
هرگاه اراده کردی که روزه بگیری، لازم است قصد بازداشتن نفس از خواهشهای نفسانی بکنی مثل فحش و مجادله با کسی و قسم دروغ خوردن و لغو گفتن و شنیدن؛ چرا که ارتکاب اینها در روزه موجب نقصان ثواب روزه و باعث حرمان از قبول آن است.”( 9)
پس آن کس که حقیقتا طالب بهره بردن از فرصت ماه مبارک رمضان است و از دل و جان می خواهد که روزه گرفتن او مورد رضای خداوند باشد و او را به پاداش های الهی واصل گرداند، بایستی مردانه کمر همت بسته و ازابتدای ماه مبارک، مراقب اعمال، اعضا و جوارح خود باشد تا مبادا مرتکب گناهی شده و در نتیجه از ثواب روزه خود کاسته و یا در صورت تکرار به طور تام و تمام از پاداش روزه محروم گردد. و ما در ادامه این نوشتار به برخی از گناهان که سفارش اکید بر ترک آنها در ماه مبارک رمضان شده نیز اشاراتی خواهیم داشت.  

4-غیبت

چنان که گفته شد یکی از عوامل آسیب رساننده به «روزه» گناه و پیروی از شیطان است و اینک باید توجه داشت که در میان گناهان، گناه عظیم «غیبت» در آسیب رساندن به روح و جان آدمی و نیز عبادات او و از جمله «روزه» نقش ویژه ای داشته و سفارش اکید شده که از آن پرهیز شود.
غیبت همان گناه عظیمی است که در قرآن کریم به صراحت از آن نهی شده و در آیه شریفه 12 از سوره مبارکه حجرات آمده که: غیبت نکند بعضی از شما بعضی دیگر را، آیا دوست دارد یکی از شما گوشت برادر خود را بخورد در صورتی که مردار است، پس کراهت دارید او را...”
«از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)مروی است که فرمود: بنده ای را در موقف حساب قیامت می آورند و نامه عملش را به او می دهند، کارهای خیری را که در دنیا انجام داده در آن نمی بیند می گوید خدایا این نامه عمل من نیست زیرا حسنات خود را در آن نمی بینم. به او گفته می شود خدای تو اشتباه نمی کند و فراموش نمی نماید، کارهای نیکت به واسطه غیبت کردنت از مردم، از بین رفت. پس دیگری را می آورند و نامه عملش را به او می دهند و در آن حسناتی را که بجا نیاورده می بیند می گوید پروردگارا این نامه عمل من نیست چون این همه حسنات که در آن ثبت است من بجا نیاورده ام. به او می گویند اینها حسنات فلان شخصی است که از تو غیبت کرده در عوض، حسناتش به تو داده شده است.”(10)
حال که دانستیم این گناه چه اثراتی در نامه عمل آدمی بجا می گذارد، باید این نکته مهم را یادآور شویم که «غیبت» اگرچه در همه زمانها و مکانها ممنوع بوده و مورد خشم و غضب خداوند است و لکن در ماه مبارک رمضان بیشتر مورد نهی واقع شده و سفارش گردیده که از آن پرهیز شود، چرا که موجب بطلان معنوی روزه و پوک شدن روزه از درون است:
حضرت صادق(علیه السّلام)از حضرت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)روایت کرده که فرمود: من اغتاب امرء مسلما بطل صومه...: کسی که غیبت کند مرد مسلمی را، باطل شود روزه او...”( 11)
آری، غیبت، یکی از مهمترین آسیب های روزه است و آدمی را از فضیلت روزه محروم کرده و باعث از دست دادن پاداش هایی می شود که در اثر این عبادت نصیب آدمی می گردد.
در رابطه با تاثیر «غیبت» در روزه و بی خاصیت کردن آن ذکر حدیث زیر را ضروری می دانیم که پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمودند:
«روزه دار از آن هنگام که صبح می کند تا به شب در رود، مادام که غیبت نکند در عبادت است و همین که غیبت کرد روزه او پاره( بی خاصیت)می شود.”( 12)

5-دروغ

در میان گناهان کبیره ای که خداوند عزیز ما را از آنها نهی فرموده و فرمان داده که بدانها نزدیک نشویم، «دروغ» است که گناهی عظیم بوده و خطرناک می باشد و شاید بتوان گفت احادیثی که در زشتی این گناه وارد شده در مقایسه با احادیثی که در رابطه با گناهان دیگر وارد شده بی نظیر بوده و حتی قابل مقایسه نمی باشند! برای نمونه توجه به احادیث زیر خالی از لطف نیست:
امام باقر(علیه السّلام)فرمود: به راستی خدا برای شر و بدی قفل ها مقرر کرده و کلیدهای آنها را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.”( 13)و:
«عن ابی جعفر علیه السلام قال: ان الکذب هو خراب الایمان: براستی که دروغ ویران کننده ایمان است.”( 14)
امام علی(علیه السّلام)فرمود: هیچ بنده ای مزه ایمان را نچشد تا دروغ را وانهد، چه شوخی باشد و چه جدی».( 15)
باتوجه به احادیث فوق که به واقع بخش اندکی از صدها حدیثی است که در رابطه با زشتی «دروغ» وارد شده، دانسته می شود که اصولاً «دروغ» با «ایمان» به شدت ناسازگار بوده و انسان تا از دروغ در جنبه های مختلف آن چه به صورت شوخی و چه به صورت جدی پرهیز نداشته باشد، بهره ای از ایمان نبرده و طعم شیرین آن را احساس نخواهد کرد.
و اما جدای از آنچه گفته شد، یکی دیگر از ثمرات زشت و عظیم این گناه یعنی «دروغ» آن است که عبادتی همچون «روزه» را تحت الشعاع قرار داده و آن را باطل کرده و انسان روزه دار را از نتایج و ثمرات مبارک و ارزشمند آن محروم می گرداند:
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود:
پنج کار است که روزه را باطل می کند و وضو را می شکند: اول دروغ و...”( 16)
براستی آیا این عاقلانه است که آدمی رنج گرسنگی و تشنگی را برخود هموار کند و چندین ساعت این بار طاقت فرسا را بردوش کشد وآن گاه با آلوده نمودن خود به گناه عظیم «دروغ» همه نتایج حاصل از این تلاش و مجاهدت را برباد دهد؟! و آیا جای آن ندارد که انسان روزه دار به هنگام اشتغال به این عمل گرانبها، بیش از گذشته «زبان» خود را از آلوده شدن به «دروغ» محافظت نماید تا هرچه بیشتر از ثمرات این ماه عظیم و فیوضات «روزه» بهره مند گردد؟! و صدالبته همانطور که گفته شد پرهیز از دروغ و دروغگویی تنها مختص به ماه مبارک رمضان و دوران روزه گیری نمی باشد بلکه انسان مؤمن همواره از این عمل ناپسند پرهیز می کند و لکن در این ایام که پاداش عمل او بسته به دوری از این گناه بزرگ است بیش از گذشته از خود مراقبت می کند که مبادا حتی به شوخی نیز بدان آلوده نگردد.

6-دشنام و بدگویی

از جمله رفتارهای ناپسندی که متأسفانه قبح آن کم شده و برخی ها آن را گناه محسوب نمی کنند درحالی که خداوند و اولیا و دین از آن نهی کرده اند، عمل ناپسند «دشنام و بدزبانی» است. رفتاری که با ادب انسانی و اسلامی مغایر بوده و در قرآن کریم سفارش شده که حتی نسبت به غیرمسلمانان نیز از آن پرهیز شود( انعام آیه 108)و در احادیث اسلامی نیز به شدت از آن نهی گردیده است:
«حضرت صادق(علیه السّلام)فرمود: هرزه گویی و بدزبانی از جفاکاری است و جفاکاری در آتش است.”( 17)
آلوده کردن زبان به بدزبانی، دشنام و هرزه گویی، علاوه بر آنکه ناپسند و مورد نهی است از آفات و آسیب های «روزه» بوده و موجب می شود عمل روزه دار نتیجه و ثمره مطلوب را دربر نداشته و مورد رضای خداوند قرار نگیرد. در روایت وارد شده است که:
«پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)شنید که زنی به کنیز خود ناسزا می گوید، فرمود: غذایی به نزدش آورند. وی گفت: یا رسول الله من روزه ام! فرمود: چگونه روزه ای که کنیزت را ناسزا می گویی؟! روزه که تنها امساک از غذا و آب نیست روزه را قرار داده اند که از هر کار زشتی بازدارد، چه اندکند روزه داران و بسیارند گرسنگان( به نام روزه دار)»!( 18)
پرهیز از ناسزاگویی و بدزبانی به هنگام روزه گرفتن آنچنان مهم و باارزش است که حتی سفارش شده چنانچه به هنگام روزه بودن، دیگری با شخص روزه دار به نادانی برخورد کرد و او را با بدزبانی خود آزرد، بر شخص روزه دار است که از پاسخگویی به او و مقابله به مثل کردن با او خودداری کرده و زبان به ناسزاگویی او نگشاید: رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: «روزه سپر آتش است و هرکه روزه گرفت آن روز سبکسری نکند. و اگر کسی با او جهالت کرد به او ناسزا و بد نگوید و بگوید من روزه دارم.”( 19)
پرهیز از بدگویی و ناسزاگویی به هنگام روزه بودن آنگاه اهمیت خود را آشکار می کند که دریابیم انسان روزه دار در اثر گرسنگی و تشنگی، کم حوصله شده و احتمال می رود با کوچکترین عاملی صبر و آرام خود را ازدست داده و زبان به بدگویی بازکند. از همین رو پرهیز از ناسزاگویی و خودداری از این عمل ناهنجار به هنگام روزه بودن، خود در زمره «جهاد با نفس» محسوب شده و بر مراتب قرب انسان روزه دار افزوده و پاداش او را نیز افزون می گرداند.

7-بهتان و تهمت

مهمترین سرمایه هر انسانی در زندگی، آبرو و اعتباری است که با زحمت بدست آورده و در راه کسب و حفظ آن سختی های بسیاری متحمل گردیده است. به همین دلیل در اسلام بسیار سفارش شده که این سرمایه عظیم نباید مورد تعرض قرار گیرد و هرگونه عاملی که باعث خدشه دار شدن آن گردد ازنظر اسلام مطرود و منفور است. یکی از اموری که این سرمایه گرانبها را مورد تهدید قرار می دهد دست یازیدن به عمل غیراخلاقی «تهمت» و «بهتان» است که متأسفانه گاه از سوی عده ای ناآگاه عملی ساده انگاشته شده و بدون کوچکترین احساس مسئولیتی با ارتکاب آن، آبروی چندین ساله افراد را دستخوش اغراض نفسانی خود قرار می دهند. درحالیکه این گناه در پیشگاه پروردگار آنچنان عظیم است که در روایتی وارد شده که هرگز از صفحه نامه اعمال محو نخواهد شد!!: رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: پنج گناه است که محوشدنی نیست( وکفاره ندارند)، شریک قراردادن برای خدا و کشتن کسان بناحق و بهتان زدن به مؤمن...”( 20)
اما جدای از عقوبت هایی که برای این گناه ذکر شده، باید دانست که این گناه عظیم در عبادت آدمی نیز تأثیرات نامبارکی بدنبال خواهد داشت که یکی از آنها محروم شدن از پاداش روزه و مورد خشم پروردگار قرارگرفتن است:
«پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: هرکه ماه رمضان را روزه بدارد و از حرام و بهتان اجتناب ورزد خداوند از او راضی شود و بهشت را برای او واجب کند.”( 21)

8-سخن چینی

زندگی اجتماعی آدمی همواره در معرض کدورت ها و اختلافات ریز و درشت میان انسان هاست و این نیست جز به خاطر تفاوت در نحوه تفکر، اختلاف در سلیقه ها، سوءتفاهمات و... که فی الواقع اجتناب ناپذیرند. در این میان نقش اطرافیان در برطرف کردن این کدورت ها بسیار مهم است و میتواند روابط سرد انسان ها را به روابط گرم و صمیمی تبدیل کند. ولی متاسفانه همواره در اجتماع افرادی بوده اند که از مشاهده کدورت و تیرگی روابط دیگران شادمان شده و نه تنها قدمی در جهت برطرف کردن این کدورت ها برنمی دارند بلکه با شیطنت و لطایف الحیل سعی در شعله ور کردن آتش کینه و دشمنی می کنند. اینان با رفت و آمد بین دو طرف دعوا و نقل سخنان ناهنجار هر یک در نزد دیگری و به اصطلاح «سخن چینی» و «نمامی»، آنچنان بر میزان اختلافات می افزایند که گاه دیگر کوچکترین نقطه امیدی برای اصلاح و سازش باقی نمی گذارند. به قول سعدی علیه الرحمه:
میان دو کس جنگ چون آتش است
سخن چین بدبخت هیزم کش است
و درست بدلیل همین تأثیر ویرانگر است که در روایات اسلامی به شدت از «نمامی» نهی شده و برای نمام مجازات های سنگین بیان شده است:
«از رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم)مروی است: کسی که برای سخن چینی بین دو نفر حرکت کند خداوند بر او در قبرش آتشی مسلط می کند که او را میسوزاند و چون از قبرش بیرون می آید ماری بزرگ و سیاه را بر او مسلط میفرماید که گوشت او را میخورد تا داخل جهنم شود.”( 22)
و نیز فرمود: «چون به معراج رفتم زنی را دیدم که سرش مانند سرخوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و بر او هزار هزار جور عذاب بود. پس از آن حضرت پرسیده شد که کار آن زن چه بود؟ فرمود: سخن چینی و دروغگوئی.”( 23)
و اما این عمل شیطانی آنچنان زشت و ناپسند است که حتی عبادات انسان و از جمله «روزه» از تأثیرات سوء آن در امان نمانده و باعث بطلان آن شده و روزه دار نمام( !)را از فیوضات عبادت بی نظیر خود محروم میسازد:
«رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)فرمود: پنج کار است که روزه را باطل میکند و وضو را می شکند:... و سخن چینی.”( 42)

9-نگاه حرام

یکی از سفارشات پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)در خطبه شعبانیه پیرامون آداب روزه و ماه مبارک رمضان، چشم فرو بستن از آنچه خداوند نگاه بدان را حرام فرموده میباشد:
«... وغضوا ابصارکم عما لایحل النظر الیه: و چشم های خود را بپوشید از آنچه حلال نیست برای شما نگاه کردن بدان.”
و از آنجا که نگاه حرام بنا به فرموده امام صادق «ع» «تیری است زهرآلود از تیرهای شیطان که به قلب صاحبش می خورد...”( 25)و در نتیجه تخم گناه را در سرزمین دل آدمی می پاشد و در صورت تکرار به گناهان بزرگی همچون زنا می انجامد، به خوبی میتوان علت آن سخن رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)و تحریم نگاه حرام بویژه در ماه مبارک رمضان را دریافت. چرا که نگاه حرام جدای از اینکه فی نفسه مبطل روزه است( چنانکه از پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم)نقل شده که فرمود: «پنج کار است که روزه را باطل میکند و وضو را می شکند:... ونظر و نگاه آمیخته با شهوت.”( 26))، مقدمه گناهان دیگر است که هر یک به تنهایی مبطل روزه بوده و دست یازیدن به آنها ابطال روزه را در پی خواهد داشت که به برخی از آنها در رساله های عملیه و در بخش مبطلات روزه اشاره شده است.

10-پرخوری

آنچه تاکنون و در این نوشتار پیرامون عوامل آسیب رساننده به «روزه» گفتیم تماماً اموری بودند که در ردیف محرمات الهی قرار داشتند. ولی باید دانست که روزه تنها از جانب این امور آسیب نمی بیند بلکه برخی عوامل هستند که اگرچه نام گناه بر آنها نمی نهند و حرام نمی باشند ولی انجام آنها «روزه» را کم فایده کرده و روزه دار را از دست یابی به اهداف اصلی این عمل باز می دارند، که یکی از این عوامل غیرمحرم و مکروه «پرخوری» است.
از جمله امور مکروهی که آدمی را در تهذیب نفس و آراسته شدن به فضائل نفسانی با شکست مواجه میکند امر «پرخوری» و «شکم پروری» است. به همین دلیل علمای علم اخلاق همواره توصیه کرده اند که طالب فلاح و تهذیب نفس باید از این عمل بپرهیزد، و در احادیث معصومین علیهم السلام نیز به این امر سفارش شده است:
امام صادق(علیه السّلام)فرمود: هیچ چیز برای قلب مؤمن زیان بارتر از پرخوری نیست زیرا دو اثر بد به جای می گذارد: اول سنگدلی( تاریکی قلب)و دوم شهوترانی و طغیان شهوت...”( 27)
در مقابل از سوی اولیای دین توصیه اکید شده که باید نفس و شکم را به گرسنگی و کم خوری عادت داد زیرا این عمل اخلاقی و ارزشمند تاثیر بسزایی در پاک شدن دل و جان از کدورات نفسانی و اخلاقی داشته و سهم بسزایی در تهذیب نفس دارد. کما اینکه امام صادق(علیه السّلام)در ادامه حدیث فوق الذکر فرمودند:
«... و الجوع ادام للمومن و غذاء للروح و طعام القلب و صحه للبدن: گرسنگی نان خورش مؤمن و غذای روح و طعام قلب و موجب سلامتی بدن اوست.”( 28)
و مولوی عارف و شاعر نامی قرن هفتم نیز در فضیلت جوع و گرسنگی چنین سروده:
«گر نباشد جوع، صد رنج دگر
از پی هیضه برآرد از تو سر
رنج جوع از رنجها پاکیزه تر
خاصه در جوع است صد نفع و هنر
جوع، خود سلطان داروهاست هین
جوع در جان نه چنین خوارش مبین
جمله ناخوش از مجاعت خوش شدست
جمله خوشها بی مجاعتهاردست
جوع مرخاصان حق را داده اند
تا شوند از جوع شیر زورمند
جوع هر جلف گدارا کی دهند؟
چون علف کم نیست، پیش اونهند
که بخور که هم بدین ارزانیی
تونئی مرغاب، مرغ ناپنی»( 29)
فوائد گرسنگی بسیار است، که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: «آئینه قلب را صفا می دهد، دل را رقیق می سازد، از فرمانبرداری خدا لذت می برد، خاکساری تولید می کند، از نافرمانی و غفلت از خدا دوری می دهد، شخص را بیاد گرسنگی روز قیامت می افکند، سورت شهرت را می شکند، طبع را بلند می سازد، عمر را طولانی می کند، بیداری شب و عبادت را آسان می گرداند، مواظبت بر طاعت را مهیا می کند و بیماری ها دور می دارد.”( 30)
و یکی از حکمتهای وجوب «روزه» نیز همین است که خداوند رئوف چون عالم به صلاح بندگان خویش بوده برای نورانی شدن دل و جان آنها، امر به «روزه» و تحمل گرسنگی فرمود. حال اگر انسان روزه دار به هنگام افطار و سحری با پرخوری، آنچه را در طول روزه از خوردنش خودداری کرده، جبران کند بهره چندانی از «روزه» خود نخواهد برد ساقط نموده پس:
«سزاوار آن است که در هنگام افطار از حلال اینقدر چیز بخورد که کل بر معده او نباشد چه سر امر روزه داشتن آن است که قوه شهویه مقهور و ضعیف شود و تسلط شیطان کمتر گردد تا نفس قدسی از درجه بهیمیت ترقی نموده متشبه به ملائکه گردد و در او آثار تجرد و روحانیت حاصل شود و هرگاه کسی آنچه چاشت نخورده مقابل آن را در شام بخورد چگونه این مطلب دست می دهد... پس چون( روزه دار)در وقت افطار الوان طعام را بقدر چاشت و شام بلکی زیادتر بخورد لذت آن بیشتر و قوت آن( نفس)فزونتر می گردد و قوه شهویه او به هیجان می آید و آنچه مقصود از روزه بود نتیجه برعکس می بخشد پس روزه دار باید لااقل همان غذائی که در شبهای غیر روزه میخورد بخورد و خوراک روز خود را به آن اضافه نسازد تا سودی از روزه ببیند.”( 31)
بهرحال، از آنچه در این نوشتار آورده شد این نتیجه حاصل می شود که برای رسیدن به پاداش واقعی «روزه»، باید در طول ایام روزه گیری و ماه مبارک رمضان، انسان روزه دار در مراقبتی دائمی از اعمال، رفتار و گفتار خود بسر برد تا مبادا با ارتکاب گناه، به عمل عبادی و مبارک خود یعنی «روزه» آسیب وارد نماید و در نتیجه آنچنان که شایسته و بایسته است از فیوضات این ماه عزیز بهره مند نشده و در پایان یکماه تحمل رنج گرسنگی و تشنگی از پاداشهای بزرگی که خداوند در شب عید فطر به روزه داران حقیقی عطا می فرماید و تنها یکی از آنها «مغفرت و آمرزش» می باشد، محروم گردد.

نمایش پی نوشت ها:
1- شرح فارسی «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه»، دکتر سیدجلال الدین محدث ارموی، ص135
2- همان ص133
4و3 - معراج السعاده، ملااحمد نراقی، ص473
5- اربعین حدیث، امام خمینی( ره)، ص37
6- اربعین حدیث، امام خمینی( ره)، ص61
7- همان ص67
8- همان ص68
9- مصاحبه الشریعه و مفتاح الحقیقه صص133 و 134
10- گناهان کبیره، شهید دستغیب، ج2 ص254
11- اربعین حدیث، امام خمینی ص291
12- نهج الفصاحه، ابوالقاسم پاینده ص547
13و14- اصول کافی ج5 ص289
15- همان ص291
16- نهج الفصاحه ص461
17- گناهان کبیره، شهید دستغیب ج2 ص278
18- فرهنگ معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی ج5 ص722
19- نهج الفصاحه ص551 و ص552
20- نهج الفصاحه ص462
21- معارف و معاریف ج5 ص699
22و 23- گناهان کبیره ج2 ص266
24- نهج الفصاحه ص461
25- گناهان کبیره ج1 ص184
26- نهج الفصاحه ص461
27و 28- رساله سیر و سلوک بحرالعلوم، با شرح علامه حسینی طهرانی، ج150
29- مثنوی معنوی، دفتر پنجم.
30- اخلاق حسنه، ملامحسن فیض کاشانی ص33
31- معراج السعاده، ملااحمد نراقی ص693

منبع: http://www.bashgah.net