نگاهی به آرمان عدالت و جنبشهای عدالت خواهانه
 
چکیده:
نظریه پردازان در هر جامعه معین و در هر دوره تاریخی همان جامعه درباره مفاهیم اجتماعی بیان می کنند تحت تأثیر شرایط خاص تاریخ همان جامعه و دوره و برای توضیح یا توجیه پدیده های مشخص در همان جامعه، شیوه تولید یا نظام اجتماعی - اقتصادی معینی ارائه شده و می شود و قابل تعمیم به جوامع، دوره های تاریخی همان جامعه با شیوه های تولید و نظامهای اجتماعی دیگر در جوامع دیگر نیست.
 
تعداد کلمات: 1201 کلمه / تخمین زمان مطالعه: 6 دقیقه
 
 نویسنده: شاپور رواسانی

 در بررسی تعاریف و مفاهیم اجتماعی از جمله عدالت، کمتر به این نکته توجه می شود که آنچه نظریه پردازان در هر جامعه معین و در هر دوره تاریخی همان جامعه درباره مفاهیم اجتماعی بیان می کنند تحت تأثیر شرایط خاص تاریخ همان جامعه و دوره و برای توضیح یا توجیه پدیده های مشخص در همان جامعه، شیوه تولید یا نظام اجتماعی - اقتصادی معینی ارائه شده و می شود و قابل تعمیم به جوامع، دوره های تاریخی همان جامعه با شیوه های تولید و نظامهای اجتماعی دیگر در جوامع دیگر نیست. در بسیاری از موارد سابقه و ریشه تاریخی مفاهیم اجتماعی فراموش می شود.
 
آرمان عدالت و جنبشهای عدالت خواهانه با دورنمایه اجتماعی - اقتصادی مساوات طلبی و آزادی خواهی حاصل و واکنش ستمهای طبقاتی و برخورد استثمارکنندگان و استثمارشوندگان در طول تاریخ و در همه جوامع بشری بوده و هست و امروزه هم به صورتهای گوناگون در جوامع مختلف و در سطح جامعه جهانی ادامه دارد و تا زمانی که ستمهای طبقاتی اعم از اقتصادی یا سیاسی و فرهنگی چه در درون جوامع و چه در سطح جهانی اعمال شود، نهضتهای عدالت خواهانه و جنبشهای مساوات طلبانه که در اصل و ذات اجتماعی و اقتصادی است، ادامه خواهد داشت.
 
نکته ای که در بررسی محتوای اجتماعی، اقتصادی و تاریخی تعاریفی که از مفاهیم اجتماعی از عدالت عرضه می شود باید مورد توجه قرار گیرد این است که محتوای این مفاهیم پیوندی دقیق با تعلقات و آگاهیهای طبقاتی نظریه پردازان دارد و نمی تواند آرا، خواستها یا منافع همه گروهها و طبقات جامعه معین یا جامعه جهانی را در بر گیرد و کامل و شامل و جامع باشد و روشن است که این نظریات نمی تواند پاسخگوی مسائل و مشکلات همه جوامع جهانی به شمار آید؛ زیرا پدیدۂ معینی را در زمان معینی و در دوره معینی توجیه می کند. نه در دوران باستان و نه در دوران کنونی و نه در هیچ سرزمینی جامعه ای نداشته یا نداریم که همه افراد و گروههای اجتماعی آن خواستها و منافع یکسان داشته باشند و از طبقات، اقشار و گروههای مختلف اجتماعی با مواضع، خواستها و منافع متفاوت، حتی متضاد در روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تشکیل نشده باشد. عدالت خواهی و نفی ستم و آرزوی رهایی خواست و اندیشه ایست که چنان که گفته شد از دوران باستان آغاز شده است.

   بیشتر بخوانید :سرمایه گذاری بر روی خودتان

بی توجهی به این نکات و به کار بردن مفاهیم اجتماعی بدون شناخت رابطه آنها با شرایط اجتماعی و تاریخی معین موجب می شود که محتوای اقتصادی - اجتماعی آنها عام، کلی و مبهم و بیگانه با ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و طبقاتی بماند و بحث و بررسی آنها از دایره سخنوری فضلای قوم بیرون نرود. نکته دیگری که به ویژه در جامعه ما باید به هنگام بررسی آرای نظریه پردازان اجتماعی از جمله درباره عدالت مورد توجه قرار گیرد، آشنایی و آگاهی از دایره اطلاعات اجتماعی - تاریخی نظریه پردازان است، زیرا اگر این محدودیت در نظر گرفته نشود، امکان اقتباس و تعمیم بی پایه و مصداق این نظریات و تعاریف به وجود خواهد آمد و در این صورت بررسیهای اجتماعی از صورت کلی و مبهم و عام خارج نخواهد شد و اگر مشکلی بر مشکلات اجتماعی نیفزاید، دست کم گره گشا نخواهد بود.
 آرمان عدالت و جنبشهای عدالت خواهانه با دورنمایه اجتماعی - اقتصادی مساوات طلبی و آزادی خواهی حاصل و واکنش ستمهای طبقاتی و برخورد استثمارکنندگان و استثمارشوندگان در طول تاریخ و در همه جوامع بشری بوده و هست و امروزه هم به صورتهای گوناگون در جوامع مختلف و در سطح جامعه جهانی ادامه دارد و تا زمانی که ستمهای طبقاتی اعم از اقتصادی یا سیاسی و فرهنگی چه در درون جوامع و چه در سطح جهانی اعمال شود، نهضتهای عدالت خواهانه و جنبشهای مساوات طلبانه که در اصل و ذات اجتماعی و اقتصادی است، ادامه خواهد داشت.
این دشورایها و کژیها به ویژه در جوامعی پدید می آید که دانشمندان و فرهیختگان آن بیشتر با واسطه و از راه ترجمه با آثار بزرگان و نظریه پردازان جوامع دیگر و مفاهیمی اجتماعی و اقتصادی که این بزرگان به کار برده اند و می برند آشنا می شوند و رابطه فکری و نظریشان با تاریخ اجتماعی جامعه ای که بدان وابسته اند ضعیف و نارسا باقی مانده است. ما با چنین روندی در بحث و بررسی مفهوم عدالت در جامعه خودمان سر و کار داریم.
 
در کاربرد نظریه ها و تعاریف اجتماعی که از سوی صاحب نظران اروپایی و آمریکایی در سدهها و سالهای اخیر ارائه شده و می شود، باید یادآوری کرد که گذشته از محدود بودن محتوای این نظریات به جامعه معین در دوره معین و رابطه این نظریات با وابستگیهای طبقاتی و فرهنگ ملی این صاحب نظران، آگاهی بخش بزرگی از آنان از تاریخ تطور اندیشه های اجتماعی و به طور کلی ساختار اجتماعی و زمینه های تاریخی جوامع مشرق زمین اگر سطحی و ناقص و نادرست نباشد، اندک و بی مایه است.
 
آرا و نظریات متفکران دوران روشنگری در اروپا، متأثر از روند تاریخی جوامع اروپایی در مبارزه با فئودالیسم، سلطه کلیسای کاتولیک و رشد شیوه تولید سرمایه داری و شکل گرفتن جامعه بورژوازی، و در دوران ما متأثر از تغییرات نظام سرمایه داری و نیازهای امپریالیسم سرمایه داری است. نظریات بیشتر آنان در چارچوب پذیرش شیوه تولید سرمایه داری، نظام جامعة بورژوازی به عنوان یک جامعه آرمانی و انسانی و عادلانه بیان شده و در آنها، تضاهای طبقاتی در یک جامعه سرمایه داری و مستعمراتی و بی عدالتیها و ستمها در سطح جامعه جهانی کمتر مورد توجه قرار گرفته و می گیرد.
 
نه تنها در آثار نظریه پردازان سده های گذشته بلکه در آثار نظریه پردازان اجتماعی امروزی در اروپا و امریکا نیز که از جهان سوم، شمال و جنوب، کشورهای عقب مانده، کشورهای در حال رشد، ارزشهای غربی، حقوق بشر، برخورد تمدنها و دمکراسیهای غربی سخن می گویند می تواند جای پای فرضیه های نژادی را نشان داد. : فرانسوا ولتراز نظریه پردازان دوره روشنگری فرانسه، از نویسندگان دایرة المعارف، از مخالفان فئودالیسم و امتیازات روحانیون و اشراف و جانبدار آزادیهای فردی، مانند آزادی اندیشه و بیان، بنیانگذار تاریخ نویسی جدید اروپا و خواستار اجرای عدالت در جامعه فرانسه معتقد به سرشت نزدیک به حیوان نژادهای پست انسانی .
 
نقطه مشترک و در همان حال ضعف مشترک این بزرگان در توضیح و تشریح مسائل و مفاهیم اجتماعی مانند آزادی و عدالت این است که اغلب از دایره کلیات در زمینه فرهنگ و سیاست خارج نمی شوند و وحدت ساختاری، اجتماعی و تاریخی فرهنگ و سیاست با اقتصاد و آثار متقابل و مداوم این زمینه ها را با یکسره ندیده می گیرند با توجهی علمی و دقیق به روابط اقتصادی حاکم و ساختار طبقاتی در دوره و کشورهای مورد بررسیشان جز به صورت عام و کلی ندارند و اگر هم به اشارات و توضیحاتی در این زمینه ها می پردازند، جدا از سیاست و فرهنگ است و در دوران ما وجود و حضور امپریالیسم سرمایه داری و آثار آن را چه در ساختار درونی یک جامعه معین و چه در روابط جهانی مطرح نمیکنند و از بررسی علل تاریخی و اجتماعی نابرابریها و ستمهای اجتماعی و اقتصادی در جامعه خود و جهان طفره می روند. البته باید افزود که در بسیاری از این تألیفات سخن از «انسان» و جامعه انسانی در میان است.

ادامه دارد..
 
منبع:
مفاهیم اجتماعی در جوامع مستعمراتی(مجموعه مقالات سیاسی- اقتصادی) ، شاپور رواسانی ، طهران: امیر کبیر، چاپ اول (1386)

 بیشتر بخوانید :
  انسان شناسی
  انسان شناسی ساخت گرا
  تحول انسان شناسی در قرن بیستم