نگاهی اجمالی به زندگینامه استاد بزرگ اخلاق و عرفان شیعی آیت الله سید علی قاضی طباطبائی (ره).

چکیده
مرحوم آیت الله سید علی قاضى (ره) در تهذیب نفس و اخلاق و سیر و سلوک در معارف الهی، و مکاشفات غیبیّه، فرید عصر و حسنه دهر و سلمان زمان و ترجمان قرآن بود.
تعداد کلمات: 1386/ تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه.

 
نویسنده: حمید حنائی نژاد
کارشناسی ارشد تصوف و عرفان اسلامی

ایشان در سال 1313هـ.ق. در سن 28 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد. مرحوم حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجه الحرام سال 1285هـ ق  در تبریز متولد شد. پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت. ایشان در سال 1313هـ.ق. در سن 28 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد. وی در نجف نزد مرحوم فاضل شربیانی، شیخ محمد حسن مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی، عارف کامل حاج امامقلی نخجوانی و حاجی میرزا حسین خلیلی درس خواند و مخصوصاً از بهترین شاگردان این استاد اخیر به شمار می آمد که در خدمت وی تهذیب اخلاق را تحصیل کرد. ایشان از سن نوجوانی تحت تربیت والد گرامی، آقا سید حسین قاضی بود و جوهره حرکت و سلوک ایشان از پدر بزرگوارشان می باشد و بعد از آن که به نجف اشرف مشرف شدند، نزد آیت الله شیخ محمد بهاری و آیت الله سید احمد کربلایی معروف به واحد العین و به کسب مکارم اخلاقی و عرفانی پرداخت و این دو نیز از مبرزترین شاگردان ملاحسینقلی همدانی(ره) بودند.
 

مکتب عرفانی نجف و مرحوم قاضی (ره).

مکتب عرفانی نجف اشرف در قرن اخیر، مکتبی است که توسط مرحوم سید علی شوشتری در نجف پایه گذاری شد و به وسیلۀ شاگرد ایشان مرحوم ملا حسینقلی همدانی توسعه یافت. مکتب عرفانی نجف اشرف در قرن اخیر، مکتبی است که توسط مرحوم سید علی شوشتری در نجف پایه گذاری شد و به وسیلۀ شاگرد ایشان مرحوم ملا حسینقلی همدانی توسعه یافت. ملّا حاج حسـینقلی همـدانی با تربیت شاگردانی بسیار از جمله حاج سیداحمد کربلایی، حاج میرزا جواد ملکی تبریزی ، حاج شیخ محمد بهاری، این مکتب عرفـانی را در نجـف اشـرف قـم و  کـربلا، برخـی از شهرهای شیعی استمرار بخشید. پس از آن نیز توسـط آیت الله قاضـی و شـاگردانش تـأثیر شگرفی بر جامعۀ تشیع نهاد. این مکتب، که از متن کتاب و سنّت جوشیده اسـت، در میان همه مکاتب عرفانی و معنوی از جهت کمال، استقامت و جامعیت بسیار برجسته است.(وکیلی، محمد، حکمت عرفانی، شماره1، 1390ش، ص26).
 

استاد مرحوم قاضی پدرشان و سپس مرحوم آیة الحقّ آقاى سیّد احمد کربلائى طهرانى بودند.

مرحوم قاضى‏ (ره)‏ خود در امور معرفت، شاگرد پدرشان مرحوم آیة الحقّ آقاى سید حسین قاضى‏ که از معاریف شاگردان مرحوم مجدّد آیت اللّه حاج میرزا محمّد حسن شیرازى (ره)‏ بوده ‏اند؛ گویند چون مرحوم آقا سیّد حسین قاضى از سامراء از محضر مرحوم مجدّد عازم مراجعت به آذربایجان مسقط الرّاس خود بوده‏ اند؛ در ضمن خدا حافظى مرحوم مجدّد به ایشان یک جمله نصیحت مى‏ کند؛ و آن اینکه: در شبانه روز یک ساعت را براى خود بگذار! مرحوم آقا سیّد حسین در تبریز چنان متوغّل امور الهیّه مى ‏گردد؛ که در سال بعد چون چند نفر از تجار تبریز بسامرّاء مشرّف شده و شرفیاب حضور مرحوم میرزا شدند؛ چون مرحوم قاضى بنجف آمدند در تحت تربیت مرحوم آیة الحقّ آقاى سیّد احمد کربلائى طهرانى قرار گرفتند و با مراقبت ایشان طىّ طریق مى ‏نموده‏ اند. مرحوم قاضى نیز سالیان متمادى ملازم و هم‏صحبت مرحوم عابد زاهد ناسک وحید عصره حاج سیّد مرتضى کشمیرى رضوان اللّه علیه بوده ‏اند البته نه بعنوان شاگردى؛ بلکه بعنوان ملازمت و استفاده از حالات؛ و تماشاى احوال.مرحوم میرزا از احوال آقا سیّد حسین قاضى استفسار مى ‏کنند؛ آنان در جواب مى ‏گویند: یک‏ساعتى که شما نصیحت فرموده ‏اید تمام اوقات ایشان را گرفته؛ و در شب و روز ایشان‏ با خداى خود مراوده دارند. ولى چون مرحوم قاضى بنجف آمدند در تحت تربیت مرحوم آیة الحقّ آقاى سیّد احمد کربلائى طهرانى قرار گرفتند و با مراقبت ایشان طىّ طریق مى ‏نموده‏ اند. مرحوم قاضى نیز سالیان متمادى ملازم و هم‏صحبت مرحوم عابد زاهد ناسک وحید عصره حاج سیّد مرتضى کشمیرى (ره) بوده ‏اند البته نه بعنوان شاگردى؛ بلکه بعنوان ملازمت و استفاده از حالات؛ و تماشاى احوال و واردات و البتّه در مسلک عرفانیّه بین این دو بزرگوار تباینى بعید وجود داشته است.(علامه طهرانی، سید محمد حسین، مهر تابان، 1426ق، صص 18-19 با کمی تلخیص).
 

شیوه تربیتی و عرفانی استاد سید علی قاضی (ره).

مرحوم قاضى شاگردان خود را هریک طبق موازین شرعیّه با رعایت آداب باطنیّه اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال بطریق خاصّى دستورات اخلاقى مى‏ دادند؛ و دل‏هاى آنان را آماده براى پذیرش الهامات عالم غیب مى‏ نمودند.شاگردان خود را نیز توصیه مى‏ کردند؛ بعض از شب‏ها را به عبادت در مسجد کوفه و یا سهله بیتوته کنند؛ و دستور داده بودند که چنانچه در بین نماز و یا قرائت قرآن و یا در حال ذکر و فکر براى شما پیش آمدى کرد؛ و صورت زیبائى را دیدید؛ توجّه ننمائید؛ و دنبال عمل خود باشید!. خود ایشان در مسجد کوفه و مسجد سهله حجره داشتند؛ و بعضى از شب‏ها را به تنهائى در آن حجرات بیتوته مى‏ کردند؛ و شاگردان خود را نیز توصیه مى‏ کردند؛ بعض از شب‏ها را به عبادت در مسجد کوفه و یا سهله بیتوته کنند؛ و دستور داده بودند که چنانچه در بین نماز و یا قرائت قرآن و یا در حال ذکر و فکر براى شما پیش آمدى کرد؛ و صورت زیبائى را دیدید؛ و یا بعضى از جهات دیگر عالم غیب را مشاهده کردید؛ توجّه ننمائید؛ و دنبال عمل خود باشید!.(همان، ص19).
 

مکاشفه علامه طباطبائی (ره) در مسجد کوفه و تاثیر کلام استادشان مرحوم قاضی (ره).

استاد علّامه [طباطبائی ره] مى‏ فرمودند: روزى من در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم؛ در آن بین یک حوریّه بهشتى از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتى در دست داشت؛ و براى من آورده بود؛ و خود را بمن ارائه مى ‏نمود؛ همین‏که خواستم به او توجّهى کنم ناگهان یاد حرف استاد افتادم؛ و لذا چشم پوشیده و توجّهى نکردم!..روزى من در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم؛ در آن بین یک حوریّه بهشتى از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتى در دست داشت؛ و براى من آورده بود؛ و خود را بمن ارائه مى ‏نمود؛ همین‏که خواستم به او توجّهى کنم ناگهان یاد حرف استاد افتادم؛ و لذا چشم پوشیده و توجّهى نکردم؛ آن حوریّه برخاست؛ و از طرف چپ من آمد؛ و آن جام را بمن تعارف کرد؛ من نیز توجّهى ننمودم و روى خود را برگرداندم؛ آن حوریّه رنجیده شد و رفت؛ و من تا بحال هر وقت آن منظره به یادم مى ‏افتد از رنجش آن حوریّه متأثّر مى‏ شوم.(همان، ص19).

بیشتر بخوانید: مرحوم قاضی روایت عنوان بصرى را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلَى الله تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند.

یک دستور اساسى مرحوم قاضى، عمل کردن به روایت عُنوان بصرى بوده است‏.

براى گذشتن از نفس امّاره، و خواهشهاى مادّى و طبعى و شهوى و غضبى که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روى در تلذّذات بر مى‏خیزد، روایت عنوان بصرى را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلَى الله تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند.یک دستور اساسى و مهمّ، عمل طبق مضمون این روایت [1] بود. و علاوه بر این می فرموده ‏اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته‏ اى یکى دو بار آن را مطالعه نمایند. این روایت، بسیار مهمّ است و حاوى مطالب جامعى در بیان کیفیّت معاشرت و خلوت، و کیفیّت و مقدار غذا، و کیفیّت تحصیل علم، و کیفیّت حِلم و مقدار شکیبائى و بردبارى و تحمّل شدائد در برابر گفتار هرزه‏گویان، و بالاخره مقام عبودیّت، و تسلیم، و رضا، و وصول به أعلى ذِروه عرفان و قلّه توحید است.  یعنى یک دستور اساسى و مهمّ، عمل طبق مضمون این روایت [1] بود. و علاوه بر این می فرموده ‏اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته‏ اى یکى دو بار آن را مطالعه نمایند. این روایت، بسیار مهمّ است و حاوى مطالب جامعى در بیان کیفیّت معاشرت و خلوت، و کیفیّت و مقدار غذا، و کیفیّت تحصیل علم، و کیفیّت حِلم و مقدار شکیبائى و بردبارى و تحمّل شدائد در برابر گفتار هرزه‏گویان، و بالاخره مقام عبودیّت، و تسلیم، و رضا، و وصول به أعلى ذِروه عرفان و قلّه توحید است. فلهذا شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمى ‏پذیرفته‏ اند.(علامه طهرانی، سید محمد حسین، روح مجرد، 1429ق، ص 176).


 

قسمتی از وصیتنامه آیةالله العظمی حاج سید علی قاضی (ره).

امـا وصـیـتـهـاى دیـگـر، عـمـده آنـهـا نـمـاز اسـت . نـمـاز را بـازارى نـکـنـیـد، اول وقـت بـه جـا بـیـاوریـد بـا خضوع و خشوع ! اگر نماز را تحفظ کردید، همه چیزتان مـحـفـوظ مـى مـاند و تسبیحه صدیقه کبرى سلام الله علیها و آیة الکرسى در تعقیب نماز تـرک نـشـود؛... واجـبـات اسـت و در مـسـتـحبات تعزیه دارى واطـاعـت والدین ، حسن خلق ، ملازمت صدق ، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویى کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایى که خدا نهى کرده . اینها را که عـرض کـردم و امـثـال ایـنـهـا را مـواظـبـت نـمـایـیـد! الله الله الله کـه دل هیچ کس را نرنجانید!. زیارت حضرت سیدالشهداء مسامحه ننمایید و روضه هفتگى ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است و اگر از اول عـمـر تـا آخرش در خدمات آن بزرگوار از تعزیت و زیارت و غیرهما به جا بیاورید، هـرگـز حـق آن بـزرگـوار ادا نـمـى شـود و اگـر هـفـتـگـى مـمـکـن نـشـد، دهـه اول محرم ترک نشود. دیـگـر آنـکـه ، اگـر چـه ایـن حرفها آهن سرد کوبیدن است ، ولى بنده لازم است بگویم ، اطـاعـت والدین ، حسن خلق ، ملازمت صدق ، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و حیله و تقدم در سلام و نیکویى کردن با هر بر و فاجر، مگر در جایى که خدا نهى کرده . اینها را که عـرض کـردم و امـثـال ایـنـهـا را مـواظـبـت نـمـایـیـد! الله الله الله کـه دل هیچ کس را نرنجانید!.(سلسله انتشارات کنگره بزرگداشت فقیه متأله حضرت آیة‌الله سید علی آقا قاضی (ره)، ص ۲۵۵).

پی نوشت:

[1]. روایت عنوان بصری در «بحار الانوار» طبع حروفى مطبعه حیدرى، ج 1، ص 224 تا ص 226 کتاب العلم، باب هفت: ءَادَاب طلبِ الْعِلم و أحکامِه، حدیث 17.

منابع:
1- وکیلی، محمد حسین، مجله حکمت عرفانی، شماره1، سال اول، 1390ش.
2- علامه طهرانی، سید محمد حسین، مهر تابان، ایران، مشهد، انتشارات ملکوت نور قرآن، چاپ هشتم، 1426ق.
3- علامه طهرانی، سید محمد حسین، روح مجرد، ایران، مشهد، انتشارات علامه طباطبائی، چاپ نهم، 1429ق.