دیشب برایت سرودم
هفتاد ودو شعر غمگین
از نیزه و زخم و خنجر
خونین، خونین، خونین
 
صد قطعه از عشق گفتم
با یاد پیراهن تو
پیچید عطر اقاقی
از زخم‌های تن تو
 
ای آن‌که از هر نگاهت
سیراب می‌گشت دریا
با یاد چشمت شکستم
ابری‌ترین بغض خود را
 
یاد تو هر لحظه هر دم
جاریست در تار و پودم
هفتاد و دو شعر غمگین
دیشب برایت سرودم

 
طیبه شامانی