انا اعطیناک الکوثر فصل لربک والنحر ان شانئک هوالابتر

چشمه ایی همیشه جاری ...

مژده پیامبر ... مژده

خداوند نه تنها تورا! خداوند تمام هستی را عطیه ایی بخشیده است....

عطیه ایی از چشمه سار همیشه جاری کوثر! از چشمه ای که جوشش لحظه ای متوقف نمی شود و خیر دائمش تمام جهان را در خود غرق می کند.

پیامبر! نماز بگذار برای چنین عطیه ای. برای آنچه به تو عطا شده است به رکوع و سجود و تسبیح و حمد برخیز که حقش جز با (ابراز نهایت بندگی و خلوص ادا نمی شود! این چه عطیه ایست که باید برایش نماز گذارد؟ مگر نه آنکه نماز تنها برای خداست؟ مگر نه آنکه نماز و سپاسگزاری از حق نشانه اطاعت و اخلاص و دوستی با اوست؟ یعنی در این کوثر عطا شده به تو چه نهفته است که باید برایش  به امر خداوند نمازبگذاری؟ چقدر عزیز است این عطیه که باید برایش شتر قربانی کنی و (نحر)؟

پروردگارت از جانب خود از قلب چشمه ای تپنده در بهشت به تو کوثر عطا نموده است!

آنکه نمی فهمد، نمی بیند و آنکه نمی بیند چشم هایش هرگز از این خیر بهره نخواهد برد هرچند خیری است که دامن هستی را گرفته و هرکس حتی اگر نداند و نبیند، مدیون چنین عطایی است. مدیون هدیه ای که خداوند به بندگان خالص و حقیقی اش بخشیده است! جریان رحمتی همیشگی ، جریان تمام نیکی ها و میزانی برای تشخیص دوست از دشمن! کوثر، خودِ تویی پیامبر که در وجود آسمانی فاطمه جریان یافتی و جهان را به دوستی با خدای خود خواندی و می خوانی! از تو تا فرزندان تو، از تو تا نسلی مطهر، جریان رسالت باقی و جاری ست، جریان سرسپردگی و آزمون بندگی، فقط و فقط با نوشیدن و سرمست شدن از این چشمه میسر می شود. دشمن تو کسی است که کوثر را نمی شناسد و نمی بیند. دشمن تو دشمن خداست، چرا که خداوند شرط دوستی خود را اطاعت از تو قرارداد چرا که (قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحبکم الله ) معنای رسالت و سخنان توست (اطیعوالله و الرسول) حرف تمام قرآن است و ابتدای بندگی! بعد از شهادت به یگانگی خداوند، شهادت به رسالت تو، اصل و بنیان بندگی ست. تو خود، منّتی از جانب حق بر خلق و دوستی با حق و دشمنی با او به فرموده اش و حکم مقدرش، تنها با اطاعت از تو معین می شود! کوثر با ظهور فاطمه (س) حقیقت توست که جاری می شود بر کویر تشنه و ترک خوردۀ زمین! برقلب های تیره و سختی که برای رویش نیازمند نگاه تو اند نیازمند نگاهی حریص برای هدایت، نگاهی عمیق و عاشق و نیازمند ایمان....

کوثرجریان دائمی هدایت  نسلی است از تو تا با (صَل و نَحر) با ابلاغ دوستی خداوند، انسان ها را به کمال انسانی فراخواند. پیامبر! پیامبر خداوند مسیر انسانیت و محبت و عشق ورزی را با (عطای فاطمه ) بر عالم، هموار نموده و فاطمه (س) با فرزندانی که علم و عصمت را از مادر آموختند برای ادامۀ جریان رسالت تو، عمری جهاد کردند و جان دادند و جاودان ماندند. بی شک هر آنکس که به کوثر تو زهرای اطهرت به راضیهً مرضیه ایمان آورد و دوستی او را برگزیند به بندگی مبعوث شده است به مقامی ژرف که شیطان را به زمین می زند! مگر نه این است که با نماز و سجدۀ انسان، هربار شیطان به زمین می خورد و برخود می لرزد؟ مگر نه این است که اطاعت رب موجب محبت و دوستی او می شود و نماز از نشانه های ابراز دوستی و عبودیت؟ کلید این عبودیت در اتصال به چشمه کوثر نهفته است، از نوشیدن مدام و پی درپی از این نهر که هرگز تهی نمی شود. چرا که از پیامبر به دخت گرانقدرش و از وجود با برکت و هستی بخشش به امامان معصوم دیگر ادامه یافته است. چراکه پیامبر تا آخرین جانشین، این جریان هدایت در سیلان و جوشش است تا ولی عصر(عج) حجت آشکار حق آنکه تو را(ابتر ) می خواند دشمن تو نیست پیامبر، دشمن خداست، دشمن تو با دشمنی ورزیدنش  بندگی را نفی می کند. حقیقت را می پوشاند کافر می شود و دچار شرک! معیار و میزان بندگی ، سرمستی از همین چشمه سار است و بس. هرکه عاشق تر است لاجرعه سر می کشد و هر بار آیۀ تطهیر را درخود نازل می کند. دوست تو بنده ای ست که می بیند و کلام تو را کلام خدا می داند و تو فرموده ای: فاطمه بِضعَه مِنّی ... فاطمه پارۀ تن من است ، عزیز من است ، کوثر عطا شده و الهی من ... هرکس او را بیازارد مرا آزرده است و هرکه او را شاد کند مرا شاد کرده است.

و مگر رنجیدن تو جز رنجیدن خداست؟ و سرپیچی از تو جز سرپیچی از فرمان حق؟

ما را ببخش که ندیدیم کوثر تو را ...

که بعد از تو جز فدک چیزی ندیدیم و نخواستیم و با چشم هایی با، کور شدیم ... تشنه مانده ایم و نمی دانیم ، نماز می خوانیم و سجده می گذاریم ولی تو را خشنود نمی کنیم و دوستی ات را به خود راه نمی دهیم ... مارا ببخش که حجت مُنتَظَر ما سالیان درازیست که منتَظِر ماست! منتظِر آنکه تنها قطره ای ازکوثر بنوشیم و بیدارشویم. چشم بگشاییم و یک باردیگر از نو مسلمان شویم. ما را ببخش که برای گفتن یک لااله الا الله  اشهد ان محمدا رسول الله به قدر کافی عاشق نشده ایم .

مارا به حرمت کوثر ، زلال کن و تشنه ...

آنچنان تشنه که جز با نوشیدن از این چشمه سار سیراب نشویم و از هر آب گل آلودی روح خود را سیراب نکنیم ....

این چشمه همیشه جاریست، مارا از جاری این عشق، قطره ای بنوشان  که طعم عشق را نچشیده،

که بندگی نکرده و به مرگ جاهلی، عمری در ندیدن و

نرسیدن، سیراب اما تشنه .. از دنیا نرویم....
 
                                                                               
        نویسنده:
متین السادات عرب زاده