مقدمه:
 بعد از معرفت خداوند تبارک و تعالی و اقرار به انبیا و مرسلین و اوصیا صلوات الله علیهم عملی و عبادتی بالاتر و شریفتر از نماز نیست. نماز از مهمترین فرائض در دین اسلام است که بسیار بر آن تاکید شده و به ترک‌ کنندگان آن وعده عذاب داده شده است.

در این مقاله به بررسی عواقب تارک نماز و گرفتاریها و سرانجام ترک کننده نماز و تارکین نماز از روزی عمدا و غیر عمد یا از روی بی خیالی  و بی توجهی به نماز می پردازیم.


تارک نماز چه عاقبتی دارد؟

1- تارک نماز در حکم کافر است
 وجوب نماز از ضروریات دین است و منکر آن - با التفات به آنکه ضروری است - کافر می باشد و مرتد و نجس است. و اما تارک آن بدون انکار کافر است، لکن نجس نیست.و در روایات زیاد به تارک صلاه کافر گفته شده است و معروف بین اصحاب و روات بوده. لذا سوال می کردند.

از امام صادق (علیه السلام ): آقا، شما چرا می فرمایید تارک نماز کافر است ولکن شرابخوار و زناکننده و دزد را کافر نمی دانید؟ و فرق آن چیست؟

فرمود:ناکننده به خاطر شهوت زنا می کند. و همچنین شراب خوار و دزد برای تحصیل مال دزدی می کند. اما تارک نماز برای شهوت و لذت نیست، بلکه نیست مگر استخفاف و بی اعتنایی به فرمان خدا و اهمیت ندادن به آن. و این سبب کفر است.

چون وجوب نماز از احکام بدیهی و ضروری اسلام است، پس کسی که از روی انکار نماز نخواند، از دین اسلام خارج شده است؛ زیرا انکار نماز، انکار رسالت پیامبر و قبول نداشتن قرآن است.[1]

امام باقر (ع) به نقل از رسول خدا (ص) می‌فرماید: «مَا بَینَ الْمُسْلِمِ وَ بَینَ الْکافِرِ إِلَّا أَنْ یتْرُک الصَّلَاةَ الْفَرِیضَةَ مُتَعَمِّداً أَوْ یتَهَاوَنَ بِهَا فَلَا یصَلِّیهَا» «بین مسلمان و کافر فاصله‌ای نیست، مگر این که مسلمان نماز واجب را عمدا ترک کند یا آن را بی‌اهمیت بداند و نخواند.»[2]

کفر مطرح شده در روایات، کفر از دیدگاه فقهی نیست؛ یعنی احکام کفر بر او بار نمیشود. (یکی از دلایلی که) به تارک الصلاة، کافر اطلاق شده، اهمیت دادن به موضوع نماز و ترک نکردن آن است؛ البته اگر کسی از روی انکار نماز نخواند، در اصطلاح فقه هم به او کافر می‌گویند، زیرا منکر ضروری دین است.[3]

از حضرت صادق (ع) سؤال شد که چرا زانی کافر نیست، ولی کسی که نماز نمی‌گزارد کافر می‌باشد. امام (ع) فرمود: «چون زناکار برای‌ شهوت این کار را می‌کند، ولی آن کس که نماز را ترک می‌کند.

برای این است که به آن اهمیت نمی‌دهد. زناکار برای لذت دنبال زنی را می‌گیرد و از او کامجویی می‌کند، ولی آن کس که نماز را ترک کرده و آن را انجام نمی‌دهد، قصدش لذت نیست، بلکه فقط نظرش بی‌اهمیت شمردن آن می‌باشد و هر گاه کسی نظرش استخفاف باشد کافر می‌گردد.»[4]

2- تارک نماز عاقبتش کافر  شدن است.
 ترک نماز به طور کلی از روی انکار؛ چون منکر ضروری دین شده کافر می شود.

3- تارک نماز   عاقبتش فسق است
 ترک نماز به طور کلی نه از روی انکار، بلکه به واسطه مسامحه‌کاری و کم‌اعتنایی به امور اخروی و اشتغال به شهوات و امور دنیوی که موجب فسق است.

4- تارک نماز  عاقبتش سبک‌ شمارندگان نمازند
 ترک نماز در بعضی اوقات در اثر ضعف ایمان و کم‌ اعتنایی به امر آخرت، یا اهمیت ندادن به اوقات نماز؛ این شخص جزء ضایع‌کنندگان نماز و سبک‌ شمارندگان آن می‌باشد.

5- تارک نماز  عاقبتش خوارکنندگان نماز ند
 ترک واجبی از واجبات نماز (بدون رعایت شرایط صحت آن با بی‌اهمیتی، با لباس نجس و...)؛ این شخص نیز جزء ضایع‌کنندگان و خوارکنندگان نماز است.[5]

6- تارک نماز  عاقبتش نکوهش شدگانند.
به هر حال ترک نماز به هر قسمی که باشد، در قرآن شدیداً نکوهش شده است: «فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ• الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِِمْ سَاهُونَ»[6]

7- تارک نماز  عاقبتش سهل‌ انگارانند..
«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل‌انگاری می‌کنند.»یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز نداشته، و از فوت شدنش باکی ندارند.[7]

ساهون به چه کسانی گفته می شود؟
«ساهون» به معنی خطایی که از روی غفلت سرزند، و در این آیه با معانی مختلفی تفسیر شده است:
۱. سهو توأم با تقصیر است؛
۲. تأخیر انداختن نماز از وقت فضیلت است؛
۳. منافقانی هستند که نه برای نماز ثوابی معتقد بودند و نه برای ترک آن عقاب؛
۴. کسانی که در نمازهای خود ریا می‌کنند.

باید توجه داشت که نمی‌فرماید «در نمازشان سهو می‌کنند»؛ چون سهو در نماز به هر حال برای هر کس واقع می‌شود، بلکه می‌فرماید «از اصل نماز سهو می‌کنند» .

و کل آن را به دست فراموشی می‌سپرند. وقتی فراموش‌کنندگان نماز شایسته «ویل» هستند، آنها که به کلی ترک نماز گفته و تارک الصلاة هستند چه حالی خواهند داشت.[8]

علت بی نمازی چیست؟
۱. ناآشنایی به فلسفه نماز و آثار و فواید آن در زندگی؛
۲. احساس تحجر و عقب ماندگی؛
۳. تنبلی و تن پروری؛
۴. مسامحه‌کاری و سهل‌انگاری (علی‌رغم داشتن وضعیت روحی و جسمی مناسب)؛
۵. احساس خودنمایی و ریاکاری؛
۶. محیط و اجتماع فاسد

 8-دوزخ عاقبت و ارمغان ترک نماز
«فیِ جَنَّاتٍ یتَسَاءَلُونَ• عَنِ الْمُجْرِمِینَ• مَا سَلَککمُ‌ْ فیِ سَقَرَ• قَالُواْ لَمْ نَک مِنَ الْمُصَلِّینَ»[9] «آنها در باغهای بهشتند و سؤال می‌کنند از مجرمان. چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟! می‌گویند: ما از نمازگزاران نبودیم».

این آیات گوشه‌ای از شرح حال اصحاب یمین و گروه مقابل آنهاست. آنها به چند گناه بزرگ خویش در این رابطه اعتراف می‌کنند:

یکی از این گناهان ترک نماز است؛ البته نماز از آنجا که عبادت خدا است، بدون ایمان به او میسر نیست، بنا بر این ذکر آن رمزی است برای ایمان و اعتقاد به خداوند، و تسلیم در برابر فرمان او.[10]

از رسول خدا (ص) روایت شده است که «نماز خود را ضایع نسازید، زیرا هر کس نمازش را ضایع گزارد (بدان اهمّیت ندهد)، با قارون و هامان محشور گردد، و خداوند را حقّ و سزاوار است که او را با منافقین به دوزخ فرستد، پس وای بر آن کس که محافظت نکند بر نماز»[11]

9- عاقبت تارک نماز محرومیت از شفاعت است.
حضرت صادق (ع) فرمود: «شَفَاعَتنَا لاتَنالُ مُستَخِفا بِصَلاتِه»[12]  «و شفاعت ما نمیرسد به آنکه نماز را سبک می‌شمارد.» 

10 عاقبت تارک نماز  گناهان کبیره است.ترک نماز که از گناهان کبیره [13]  است علاوه بر حکم تکلیفی حرمت و آثار سوئی که بر روح و روان انسان بر جای می‌گذارد،

11-عاقبت تارک نماز  وجوب قضای آن است
امام خمینی در کتاب تحریرالوسیله در این باب می‌نویسد: «قضای نمازهای یومیه‌ای که در وقتشان فوت می‌شود - غیر از نماز جمعه – واجب است؛ خواه فوت آن‌ها عمداً باشد یا سهواً یا از روی جهل (ندانستن مساله) یا به‌خاطر خوابی که تمام وقت نماز را فرا می‌گیرد و یا به‌خاطر غیر این‌ها.» [14]

 و «اگر کسی خودش را بیهوش کند (و در نتیجه، نماز ترک‌ شود) بنابر احتیاط (واجب) باید قضا نماید و بر کافر اصلی که در حال کفر نمازها را نخوانده است (قضای نماز)، واجب نیست،

بر خلاف کافر مرتد که بر او واجب است بعد از توبه، نمازهایی را که در حال ارتداد نخوانده قضا نماید و بنابر قول اصح (نمازخواندن) از او صحیح است؛ اگرچه ارتدادش فطری باشد.» [15]

همچنین «قضای نمازهای واجب غیریومیه واجب است - مگر نماز عید فطر و قربان و بعضی از صورت‌های نماز آیات (که گذشت) حتی بنابر احتیاط (واجب) نمازی که نذر کرده در وقت معیّنی بخواند (که اگر در وقت خودش نخواند) قضایش واجب است.» [16]

11-عاقبت تارک نماز وجوب قضای نماز فوت شده بر ولی میت
کسی که نمازش را ترک کرده است و باید آن را قضا کند چنانچه آن را قضا ننماید و در این حال از دنیا برود بر ولی (پسر بزرگ) او واجب است که آن‌ها را قضا کند.

چنانچه در تحریرالوسیله در خصوص وجوب قضای پدر می‌فرمایند: «بر ولیّ میّت که پسر بزرگ‌تر باشد، واجب است نمازهای پدرش را که به‌خاطر عذری از قبیل خواب و فراموشی و مانند این‌ها فوت شده، قضا نماید.» [17]

 و «بنابر اقوی فرقی نیست که ترک‌ نماز از روی عمد باشد یا غیرعمد. البته کسی که نماز را به‌عنوان سرکشی بر مولا نخوانده باشد، بعید نیست که ملحق نشود.

اگرچه احتیاط آن است که آن هم ملحق شود، بلکه این احتیاط ترک‌ نشود (و ولیّ قضای آن را به جا آورد). و قضای نمازهایی را که به جهت رعایت‌نکردن آنچه که در نماز معتبر است به طور باطل خوانده، ظاهراً واجب است‌.» [18]

چه سفری  مستلزم ترک نماز به شمار آید؟
اگر با هواپیمایی مسافرت کند که حرکتش مساوی حرکت زمین باشد و سیر آن - مخالف گردش زمین - از شرق به غرب باشد، پس اگر اول طلوع آفتاب سفر کند ناگزیر سیر هواپیما دائماً اول طلوع آفتاب می‌باشد ولو اینکه هزار ساعت سیر نماید.

پس آیا مسافرت با آن، حرام است برای آنکه لازمه‌اش ترک‌ نماز است، یا جایز است و نماز، نه به طور ادا و نه به طور قضا بر او واجب نیست، یا فقط قضا دارد؟ ظاهر آن است که‌ مسافرت با آن جایز نیست. و اگر به جواز آن گفته شود ظاهر آن است که نماز بر او واجب نمی‌باشد، نه به طور ادا و نه به طور قضا.[19]

12- عاقبت تارک نماز دور ماندن از امان خدا و رسولش:
رسول خدا صلی الله علیه وآله: «من ترک الصلوة متعمدا من غیر علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله؛ کسی که نماز را عمدا و بدون دلیل ترک کند از امان خدا و رسولش دور خواهد بود.» [20]

13- عاقبت تارک نماز محروم از یاری:
 کسی که نماز می‌خواند در هر نمازی با گفتن «ایاک نعبد و ایاک نستعین؛ پروردگارا تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم» از خداوند طلب یاری می‌جوید، ولی بی نماز خود را از این یاری محروم می‌نماید. یاری کسی که دارای قدرت و رحمت، علم و حکمت است.

14- عاقبت تارک نماز سبب تسلط شیطان:
 امام صادق (ع) از پدرش نقل کرده است که رسول خدا (ص) فرمود:شیطان همواره از پسر آدم وحشت دارد و فاصله می‌گیرد تا هنگامی که نماز‌های پنج گانه اش را در وقتش به جا می‌آورد. پس هرگاه آن‌ها را ضایع کرد بر او جرأت پیدا می‌کند و او را بر گناهان بزرگ وارد می‌سازد.» [21]

15- عاقبت تارک نماز محروم از شفاعت پیامبر(ص)
حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) روایت نموده که:«رسول الله(صلى الله علیه وآله) فى مرضه الذى توفى و اغمى علیه ثم افاق فقال: لا ینال شفاعتى من اخر الصلاة بعد وقتها;

پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) در وقت مرگش بیهوش شد بعد به هوش آمد فرمود: شفاعت من به کسى که نمازش را بعد از وقت بخواند نمى رسد».[22]

16.ـ عاقبت تارک نماز به دین اسلام نمی میرد.
زراره از حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) روایت کرده که:
«بینا رسول الله(صلى الله علیه وآله)جالس فى المسجد اذ دخل رجل فقام یصلى فلم یتم رکوعه و لا سجود. فقال(صلى الله علیه وآله): نقر کنقر الغراب لئن مات هذا و هکذا صلاته لیموتن على غیر دینى;

پیامبر(صلى الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود، مردى وارد شد، به نماز ایستاد و رکوع و سجده نمازش را کامل انجام نمى داد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: این مرد مانند کلاغ نوک خود را به زمین مى زند، اگر بمیرد و نمازش این چنین باشد به دین من نمرده است».[23]

نتیجه:
هر کس نماز را از روى عمد ترک کند یا کافر است، یا فاسق و اگر انکار نماز کند و بداند که نماز از ضروریات دین اسلام است.و بداند که انکار نماز به انکار رسالت و نبوت پیامبر(صلى الله علیه وآله)برمى گردد این آدم کافر و نجس است،

و اگر انکار وجوب نماز نکند بلکه براى راحت طلبى و تنبلى نماز را ترک کند آدم فاسقى است.البته این موضوع خودش مورد بحث است.

پی نوشت:
1.دستغیب، عبدالحسین؛ گناهان کبیره، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۹ش، سیزدهم، ج۲، ص۱۸۳.
2. شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ترجمه ابراهیم محدث بندرریگی،‌ قم‌، اخلاق، ‌۱۳۷۹ ش‌، سوم‌، ص۴۹۸.
3. عزیزی تهرانی، علی اصغر؛ حضور قلب در نماز (علل و درمان حواس‌پرتی در نماز)، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش، هشتم، ص۱۴۴.
4. عطاردی‌، عزیزالله؛ ترجمه الإیمان و الکفر بحارالانوار، تهران،‌ عطارد،۱۳۷۸ ش،‌ اول،‌ج۱، صص۴۱۸-۴۱۷.
5. گناهان کبیره، ص۱۹۱.
6. ماعون/سوره ۱۰۷، آیات ۴ و ۵.    
7. ترجمه تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص۶۳۵.    
8. تفسیر نمونه، ج۲۷، صص ۳۶۰ و ۳۶۱.    
9. مدثر/سوره ۷۴، آیات ۴۰ الی ۴۳.    
10 تفسیر نمونه، ج۲۵، صص ۲۵۳-۲۵۵.   
11 شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا(ع)، ‌ترجمه حمید رضا مستفید و علی اکبر غفاری،‌ تهران‌، صدوق، ۱۳۷۲ ش،‌ اول‌، ج۲، ص۲۲.
12 عیون أخبار الرضا(ع)، ص۲۲.
13. موسوعة الامام الخمینی، ج۲۲، تحریرالوسیلة، ج۱، ص۲۸۸، کتاب الصلاة، فصل فی شرائط امام الجماعة.    
14. همان، ص۲۳۴، کتاب الصلاة، القول فی صلاة القضا.    
15. همان ج۱، ص۲۳۴، کتاب الصلاة، القول فی صلاة القضا.    
16. همان ج۱، ص۲۳۵، کتاب الصلاة، القول فی صلاة القضا، مسالة۴.    
17. همان ص۲۳۷، کتاب الصلاة، القول فی صلاة القضا، مسالة۱۶.    
18. همان ص۲۳۸، کتاب الصلاة، القول فی صلاة القضا، مسالة۱۶.    
19 موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۶۷۶، القول فی المسائل المستحدثة، منها مسائل الصلاة و الصوم و غیرهما، مسالة۹.    
20.عیون ‏أخبارالرضا (علیه السلام) ج:۱ ص:۲۸۵.
21.ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۲۳۰.
22.موسوعه شهادة المعصومین، ج 1، ص 45.
23.. اصول کافى، ج 3، ص 268.

منبع:
https://hawzah.net/fa/LifeStyle/View/55150
https://fa.wikifeqh.ir/
https://www.makarem.ir/main.aspx?reader=1&lid=0&mid=28476&catid=6514&pid=61905
این مقاله درت اریخ 1401/10/24 بروز رسانی شده است.