مقدمه

خداوند متعال در آیه دوم از سوره مبارکه بقره می فرماید: "ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ ۛ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ . الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ ..."، "در [وحی بودن و حقّانیّت] این کتابِ [با عظمت] هیچ شکی نیست؛ سراسرش برای پرهیزکاران هدایت است. آنان که به غیب ایمان دارند و نماز را بر پا می دارند ...". (۱)
در این فراز خدای متعال صفاتی را برای متقین بیان کرده است. متقین کسانی هستند که این شش ویژگی را دارند: ۱. ایمان به غیب دارند، ۲. نماز و صلات را اقامه می کنند، ۳. از آنچه که ما به آنها روزی داده ایم انفاق می کنند، ۴. به آنچه بر شما (نبی اکرم(ص)) نازل شده ایمان دارند. ۵. به آنچه بر انبیاء سابقین نازل شده ایمان دارند، ۶. اهل یقین و ایقان به آخرت هستند. در ادامه می فرماید متقین مستمر بر هدایت پروردگارشان هستند و این دسته هستند که اهل فلاح اند.

ارتباط اقامه نماز با ایمان به غیب

در آیات آغازین سوره بقره که سخن از بهره وری پروا پیشگان از هدایت قرآن است، اوصاف خاصی برای آنان آمده است که هر یک نشان شعبه ای از تقوای الهی است؛ (یؤمنون بالغیب) بیانگر تقوای اعتقادی است، گرچه خودش پشتوانه تقواهای دیگر است و (یقیمون الصَّلاة) نشان تقوای عبادی و (و ممّا رزقناهم ینفقون) مبیّن تقوای اقتصادی و غیر مالی است (بنابر تعمیم انفاق). ذکر اوصاف خاص بدین معناست که هدایت قرآن درجات گوناگونی دارد، تنها کسانی که جامع همه درجات تقوا باشند، از همه مراتب هدایتِ قرآن بهره می برند. همچنین متعلّق تقوا در آیه محذوف است و حذف متعلّق نشان عموم. پس عنوان «متّقین» عام است و رعایت تقوا همه قبایح و سیّئات را دربر می گیرد. (۲)
ایمان به غیب به میانجیگرى نماز که خط روحانى مستقیمى میان انسان و خدا مى‌گشاید، ژرف پیدا مى‌کند و همچون پل میان حضور و غیب مى‌شود. و این پیوستگى در بخشندگى کامل تجسّم پیدا مى‌کند. پس ایمان و ارتباطى بدون گواهى دادن بخشش و انفاقى بر آن وجود پیدا نخواهد کرد... ایمان ایشان به سراى دیگر ایمان استوارى است که به سطح یقین مى‌رسد، و به همین سبب از داشتن هر شکى درباره روز پاداش پاکند. بدین گونه عقاید پرهیزگاران تکامل پیدا مى‌کند و عبارت مى‌شود از ایمان به خدا (غیب) و آنچه تقویت کننده این ایمان است از نماز و زکات، و ایمان به رسالتها، و سپس ایمان به روز قیامت. (۳)
تا ایمان به غیب نیاید اقامه صلوة نمی آید و انفاقی که خدا می خواهد حاصل نمی شود، تا وارد وادی ولایت و توحید نشوید به اخلاق وعمل نمی رسید. باطن همه گناهان ولایت دشمنان نبی اکرم است. باطن همه عبادات ولایت نبی اکرم است، سیر از باطن به ظاهر است. (۴)

معنای اقامه نماز

مرحوم شهید مطهری می فرمایند: بپا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود، یعنی نماز به صورت یک پیکر بی روح انجام نگردد بلکه نمازی باشد که واقعاً بنده را متوجه خالق و آفریننده ی خویش سازد؛ و این است معنی «ذکر اللّه» که در آیه ی شریفه ی ۱۴ سوره ی طه بدان اشاره شده: اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِکْری. یاد خدا بودن مساوی است با فراموش کردن غیر خدا. (۵)
آیت الله جوادی آملی می نویسند: برپا شدن حقیقت و روح نماز به این است که گذشته از تلفّظ اذکارِ قرائت و کلمات ذکر رکوع، سجود، تشهّد و مانند آن و صرف نظر از هیئتهای خاصّ استوا و انحنای تام و غیرتامّ و نشستن و نظیر آن و قطع نظر از تصویر مفاهیم اذکارِ آن در ذهن، پیام اصلی آن از وجود لفظی و ذهنی بیرون آید و به وجود عینی برسد و در محدوده روح نمازگزار متمثّل گردد و سپس با سنّت و سیرت مستمرّ او در جامعه جلوه کند و با تبلیغ و تعلیم و تزکیه نفوس مستعد دیگران، آنها نیز به عنوان روح متمثّل نماز پرورش یابند، تا حقیقت چیزی که در قرآن مجید، به عنوانِ ناهی از فحشا و منکَر و به عنوان علاج و شفای درد هَلوع و جَزوع و مَنوع بودن انسانِ طبیعی است، در متن جامعه بشری متمثّل گردد. (۶)

جایگاه نماز از منظر روایات

حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند: "الصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِیٍّ"، "نماز، موجب تقرّب هر پرهیزگار(ى به خدا) است"۔(۷)
حضرت امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: "إنّ أوَّلَ ما یُحاسَبُ بهِ العَبدُ الصَّلاةُ، فإن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها"، "نخستین چیزى که بنده بـراى آن حـسابرسى مى شود نماز است؛ اگر پذیرفته شد سایر اعمالش هم پذیرفته مى شود"۔(۸)
حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند: "اُوصِیـکُم بالصَّـلاةِ و حِفظِها، فإنّها خَیرُ العَمَلِ و هِیَ عَمودُ دِینِکُم"، "شما را به نماز و مواظبت بر آن سفارش مى کنم؛ زیرا که نماز بهترین عمل است و ستون دین شماست"۔(۹)
حضرت امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند: "الصَّلاةُ عَمودُ الدِّینِ، مَثَلُها کَمَثَلِ عَمودِ الفُسطاطِ؛ إذا ثَبَتَ العَمودُ یَثبُتُ الأوتادُ و الأطنابُ، و إذا مالَ العَمودُ و انکَسَرَ لَم یَثبُتْ وَتِدٌ و لا طُنُبٌ"، "نماز ستون دین است ، مَثَل آن مَثَل تیرک خیمه است، اگر تیرک محکم باشد میخها و طنابها محکم مى مانند و اگر تیرک کج شود و بشکند ، نه میخى استوار مى ماند و نه طنابى"۔(۱۰)
از سنت همین اندازه بس است که از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: بعد از معرفت خدا چیزى را افضل از این صلوات پنجگانه نمى دانم، و عدم علم از آن حضرت، علم به عدم است، و این روایت بیان کلام خداست، و خداوند متعال هم در قرآن مجید مى فرماید: (ذلک الکتاب لا ریب فیه هدى للمتقین الذین یؤمنون بالغیب ویقیمون الصلاة) بعد از ایمان به غیب اقامهء نماز ذکر شده است... و عناوینى که براى نماز در روایات وارد شده زیاد است که از آن جمله است: "رأس الدین، واخر وصایا الانبیاء، واحب الاعمال، و خیر الاعمال، وقوام الاسلام، و استقبال الرحمن، منهاج الانبیاء، و به یبلغ العبد الى الدرجة العلیا".(۱۱)

آثار تربیتی اقامه نماز

کسى که شبانه روز حد اقل پنج بار در حضور خداوند قرار مى‌گیرد، و با او به راز و نیاز مى‌پردازد، فکر او، عمل او، گفتار او، همه خدائى مى‌شود، و چنین انسانى چگونه ممکن است بر خلاف خواست او گام بردارد (مشروط بر این که راز و نیازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گیرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد). (۱۲)
«نماز» که رمز ارتباط با خدا است، مؤمنانى را که به جهان ماوراء طبیعت راه یافته‌اند در یک رابطه دائمى و همیشگى با آن مبدأ بزرگ آفرینش نگه مى‌دارد آنها تنها در برابر خدا سر تعظیم خم مى‌کنند، و تنها تسلیم آفریننده بزرگ جهان هستى هستند، و به همین دلیل، دیگر خضوع در برابر بت‌ها، و یا تسلیم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت. (۱۳)
نویسنده: حسن جوادی
پی نوشت ها:
(۱) ترجمه از: حجت الاسلام انصاریان.
(۲) هدایت در قرآن، عبدالله جوادی آملی، ص ۲۰۶.
(۳) تفسیر هدایت، سید محمد تقی مدرسی، ج۱، ص۱۱۱، ۱۱۲.
(۴) حجت الاسلام و المسلمین میرباقری، برنامه سمت خدا، ۱۶ آذر ۱۳۹۲.
(۵) آشنایی با قرآن، ج۲ ، ص۶۵.
(۶) تسنیم، عبدالله جوادی آملی، ج۲، ص۱۶۵.
(۷) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج۶، ص۲۷۴.
(۸) میزان الحکمه، ج۶، ص۲۸۲.
(۹) میزان الحکمه، ج۶، ص۲۷۵.
(۱۰) میزان الحکمه، ج۶، ص۲۷۶.
(۱۱) توضیح المسائل، حسین وحید خراسانی، ص۳۳۱.
(۱۲) تفسیر نمونه، آیت الله مکارم، ج۱، ص۱۰۵.
(۱۳) تفسیر نمونه، آیت الله مکارم، ج۱، ص۱۰۴.