از موضوعات مرتبط با حسن خلق، است. شوخی به اندازه ای که موجب زدودن اندوه از دل مؤمن و شاد کردن او باشد و به گناه، زیاده روی، جسارت و سخنان زشت نینجامد، پسندیده است. سخنان پیشوایان دین در این باره مبین همین امر است. پیامبر اسلام ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) فرمود: « اِنّی لاَ مْزَحُ وَلا اَقُولُ اِلاّ حَقّ » [1]؛ « من شوخی می کنم، ولی جز سخن حق نمی گویم ».

شخصی به نام یونس شیبانی می گوید: امام صادق ( علیه السلام ) از من پرسید: شوخی کردن شما با یکدیگر چگونه است؟ عرض کردم: اندک است! حضرت فرمود:

این گونه نباشید؛ زیرا شوخی کردن، [نشانه] حسن خلق است و تو می توانی به وسیله آن، برادر دینیات را شادمان کنی. پیامبر خدا نیز با افراد شوخی می کرد و منظورش، شاد کردن دل آنان بود.[2]


حدود شوخی

پیامبر اسلام و اولیای معصوم ( علیهم السلام )، زیاده روی در مزاح و شوخی را همواره نکوهش کرده و آن را نشانه جهالت، حماقت و پستی دانسته اند. حضرت علی ( علیه السلام ) در این سخن کوتاه به این حقیقت اشاره می کند: « مَنْ کثُرَ مِزاحُهُ اِسْتَحْمَقَ » [3]؛ « هر کس شوخی اش بسیار شود احمق می شود » و در جای دیگر می فرماید: « من کثُرَ مِزاحُهُ استُجْهِلَ » [4]؛ « کسی که شوخی اش بسیار شود، نادان می شود ».

مزاح باید برای شاد کردن دل دیگران باشد. بنابراین، شوخی ای که کسی، از آن رنجیده شود، ممنوع و نکوهیده است و چه بسا موجب کینه توزی و دشمنی می گردد. امام علی ( علیه السلام ) در این باره فرمود: « لِکلِّ شَیءٍ بَذْرٌ وَبَذْرُ الْعَداوَةِ الْمِزاحُ » [5]؛ « برای هر چیزی، بذری است و بذر دشمنی، مزاح است ».

پسندیده بودن مزاح، جواز جسارت و بی ادبی نیست. هنگام شوخی، نباید سخنان زشت و دور از اخلاق اسلامی بر زبان انسان جاری شود؛ زیرا به تعبیر امام علی ( علیه السلام ): « سُنَّةُ اللِّئامِ قُبْحُ الْکلامِ » [6]؛ « زشت گویی، شیوه فرومایگان است ».

مزاح نباید برای انسان عادت درآید، به گونه ای که همواره دنبال بهانه ای برای شوخی با کسی باشد؛ زیرا این صفت، تصویر زننده ای از انسان، در ذهن مردم ایجاد می کند؛ به گونه ای که مردم، او را دلقک و بذله گو تصور می کنند و میان شوخی ها و موضع گیری جدّی او فرقی نمی گذارند. امیرمؤمنان علی ( علیه السلام ) می فرماید: « مَنْ جَعَلَ دَیدَنَهُ الْهَزلَ لَمْ یعْرَفْ جِدُّهُ » [7]؛ « هر کس شوخی را عادت خود قرار دهد، موضع جدّی او [از شوخی هایش باز] شناخته نمی شود ».


آسیب های شوخی بی رویه

شوخی بدون رعایت حد و مرزهای آن، آفاتی درپی دارد؛ از جمله سبب ریختن آبروی انسان می شود. رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) می فرماید: « اَلْمِزاحُ تَذْهَبُ بِماءِ الْوَجْهِ » [8]؛ « شوخی، آبرو را از بین می برد ».

همچنین ممکن است شوخی موجب کینه توزی شود؛ چنانکه امام علی ( علیه السلام ) فرمود: « اَلْمِزاحُ تُورِثُ الضَّغائِنَ » [9]؛ « شوخی، کینه ها را در پی دارد ».

شوخی بسیار، نور ایمان را از دل می برد و خنده زیاد، آدمی را از یاد خدا و آخرت غافل می سازد. امام کاظم ( علیه السلام ) فرمود: « اِیاک وَالْمِزاحَ فَاِنَّهُ یذْهَبُ بِنُورِ ایمانِک »؛ « از شوخی بپرهیز که نور ایمان را از دلت می برد. »

کلام آخر اینکه، زیاده روی در مزاح، شخصیت آدمی را خدشه دار می کند. امام علی ( علیه السلام ) در هشداری ارزنده می فرماید: « آفَةُ الْهَیبَةِ الْمِزاحُ » [10]؛ « شوخی، آفت هیبت و شخصیت و بزرگی است ».


نمونه هایی از شوخی در سیره امامان معصوم ( علیهم السلام )

پیامبر بزرگوار اسلام ( علیهم السلام ) با اینکه، شاخص ترین الگوی فضایل اخلاقی بود، گاه و بی گاه با برخی افراد، شوخی های زیبا و نمکین می کرد، ولی هیچگاه از چارچوب حق خارج نمی شد و جز شادکردن دل های مردم و زدودن غبار غم از سیمای آنان، هدف دیگری نداشت. نقل شده است روزی پیامبر، پیرزن فرتوتی را دید که دندان هایش ریخته بود. فرمود: « آگاه باشید که پیرزنان بی دندان، وارد بهشت نخواهند شد. »

پیر زن از شنیدن این سخن، گریان و اندوهگین شد. حضرت که متوجه حال او بود، علت گریه اش را پرسید. عرض کرد: ای رسول خدا! من بی دندان هستم. حضرت خندید و فرمود: « بله، تو با این حال وارد بهشت نخواهی شد، بلکه نخست جوان می شوی و دندان هایت می روید، آن گاه به بهشت می روی ». [11]

همچنین رسول خدا ( صلّی الله علیه وآله وسلّم ) گاهی مطلبی به خردسالان می فرمود و سپس به شوخی می گفت: « لاتَنْسَ یا ذا الأُذُنَینِ » [12]؛ « ای صاحب دو گوش، فراموش نکن ».

بدیهی است که این مقدار مزاح، نه تنها اثر منفی ندارد، که سبب افزایش محبت و صمیمیت میان افراد می شود. همچنین اندوه و ناراحتی ناشی از مشکلات زندگی را که موجب کسالت روحی می شود و نشاط و امید آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد، برطرف می کند.


پی نوشت:
[1] اصول کافی، ج 3، ص 153-
[2] اصول کافی، ج 2، ص 663-
[3] شرح غرر الحکم، ج 5، ص 195-
[4] همان، ص 200.
[5] همان، ص 24-
[6] شرح غرر الحکم، ج 5، ص 127-
[7] همان، ص 227-
[8] بحارالانوار، ج 76، ص 58-
[9] همان، ج 77، ص 215-
[10] شرح غرر الحکم، ج 3، ص 106-
[11] بحارالانوار، ج 16، ص 298-
[12] همان، ص 294-


منبع: حوزه نت