مقدمه

زندگی در دنیای فانی، دارای فراز و نشیب ها، و پستی و بلندی های فراوانی است که حقیقت زندگی نیز تعامل مناسب و منطقی با این فراز و نشیب ها و مدیریت خوب آن ها برای تحقق هرچه بهتر و هر چه بیشتر سعادت دنیوی و اخروی می باشد. در این تعاملاتِ انسان با زندگی دنیوی و همچنین تلاش برای بیشینه کردن سعادت خود، لغزش ها و خطاهایی از انسان سر می زند که باید در تلاش باشد که آن ها را جبران و اصلاح نماید. بنابراین، در این پژوهش درصدد هستیم که در ابتدا توبه فردی و تفاوت آن با استغفار را تبیین کنیم و ضمن اشاره به مولفه های اصلی در توبه، نوع مهم و مغفولی از توبه را به نام توبه اجتماعی مورد تبیین قرار دهیم.


توبه

توبه از ریشه «تَوَبَ» به معنای رجوع و بازگشت است[1]، چنان که خواجه نصیر طوسی نیز می فرماید معنای توبه رجوع از گناه می باشد[2] و حقیقت توبه را نیز باید در همین معنای لغوی آن جست و جو کرد، با این توضیح که مهمترین مولفه در توبه، همین رجوع و بازگشت از خطا می باشد و در مرحله اول، مهمترین کاری که انسان در توبه باید انجام دهد، این است که خطا و لغزش های خود بازگشت کند؛ البته توبه به این حد محدود نمی شود و باید در تلاش باشد که حقوق الهی و حق الناس ها را جبران کند که در ادامه از آن بحث خواهد شد.


تفاوت توبه و استغفار

با توجه به مناسبات قابل ملاحظه توبه و استغفار، بحث از نسبت این دو واژه، حقیقت توبه را بیشتر روشن می نماید. استغفار در لغت به معنای پوشش می باشد، و اصلی ترین معنایی که برای ریشه استغفار که واژه «غفر» باشد، پوشش بیان کرده اند[3]. اما معنای اصطلاحی این واژه بدین صورت است که غفران و مغفرت الهی، دو عاملی هستند که انسان را از این که عذابی به او برسد، حفظ می نماید و مصون نگه می دارد و استغفار، به معنای طلب آمرزش از خداوند می باشد[4].  

اما حقیقت مطلب در مورد تمایز توبه و استغفار این است که مفهوم این دو واژه با یکدیگر کاملا مغایرت دارند. اما این که بعضا این دو واژه به جای یکدیگر استعمال می شوند، یا به این دلیل است که استغفار، گونه ای از اظهار توبه و ندامت است یا از آن رو می باشد که انسان پس از ندامت کامل و رجوع حقیقی به خداوند برای بخشش خطاهایی که انجام داده است طلب عفو می کند و این طلب که به معنای شوق و محبت به غفران الهی است، از رجوع قلبی(توبه) جدا شدنی نیست[5].


 وجوب توبه

یکی از غفلت های مهم در باب تبیین توبه این است که هرچند توبه یک امر پسندیده و ممدوح معرفی و تبیین شده است ولی باید مد نظر داشت که توبه یک امر واجب است؛ با این توضیح که همانگونه که نماز، روزه، خمس و.. در شرع مقدس واجب است و ترک آن ها موجب عقوبت است، توبه نیز از واجبات است و ترک آن نیز مانند ترک سایر واجبات عقوبت دارد، با این توصیفات، بسیاری توبه را از مستحبات می پندارند و به واجب بودن آن وقوف ندارند[6]؛ بنابراین به هیچ وجه انسانی که گرفتار گناهی می باشد، ادامه و تاکید بر آن گناه جایز نیست و باید مانند سایر گناهان، آن را ترک کرده و توبه از آن نیز واجب می باشد.

لذا توبه از گناهان، چه کبیره و چه صغیره، به اتفاق جمیع علما و به حکم عقل واجب است و چنانکه شیخ طوسی فرموده است، با توبه دفع ضرر می شود و دفع ضرر هم عقلا واجب است و این وجوب مذکور، در مورد تمام گناهان واجب است و باید این نکته را نیز متذکر شد که با توجه به این که گناهان هر لحظه در کمین انسان می باشند، توبه اختصاص به شخص یا وقت خاصی ندارد بلکه بر همه کس و در همه وقت لازم است و وجوب آن نیز فوری است[7]؛ بنابراین، توبه نه تنها وجوب شرعی دارد، بلکه وجوب عقلی آن نیز روشن می باشد.


مولفه اصلی در توبه

مهمترین مولفه در توبه، جبران است و باید انسان درصدد جبران فقدان ها، کاستی ها و کمی هایی باشد که در گذشته مرتکب آن ها بوده است. این مولفه هم شامل حق الله  و هم حق الناس می باشد؛ علاوه بر این که انسان باید درصدد جبران حق الناس های فوت شده باشد؛ بلکه باید حقوق الهی فوت شده را نیز جبران کند و هم آن دسته از عباداتی که از او قضا شده است را به جا آورد و هم آن دسته از حقوق الهی که جنبه مادی دارد را از ذمه خود بردارد؛ لذا انسان هم باید نمازها و روزه های قضا شده را اتیان کند و هم باید خمس و زکات ها و حقوق الهی دیگر را به جا آورد و در ضرورت جبران تمام اقسام ذکر شده، تردیدی وجود ندارد. لذا به جهت گسترده بودن ابعاد توبه، پژوهش هایی در این زمینه شکل گرفته است که ابعاد فقهی حقوقی توبه را مورد تاکید قرار داده اند که در ضمن آن، ابعاد حقوقی توبه مانند سرقت، محاربه، ارتداد و.. را مورد واکاوی قرار داده اند[8] که این امر نشان دهنده پردامنه بودن توبه و توسعه آن به مباحث فقهی و حقوقی می باشد و باید به این ابعاد توبه نیز دقت کرد و مورد توجه قرار داد. 


توبه اجتماعی

همه افراد در پذیرش این نکته کلی متفق می باشند و می پذیرند که امکان صدور خطا و لغزش از هر فردی ممکن می باشد؛ اما نکته مهمی که شاید بسیار از آن غفلت داشته باشند این است که علاوه بر اشتباهات فردی، خطاها و لغزش های اجتماعی نیز از جامعه بشری صورت می گیرد و همانطور که اصلاح اشتباهات فردی، مصداقی از توبه را تشکیل می دهد، لغزش های اجتماعی نیز، توبه ی اجتماعی را می طلبد و آن گروه یا جامعه باید درصدد اصلاح و جبران خطا ها و لغزش های خود باشند.

چنان که در داستان حضرت لوط و بسیاری دیگر از مواردی که عذاب بر قومی نازل می شود، آن چه که لازمه رفع عذاب الهی بود، توبه اجتماعی و بازگشت عمومی جامعه بود. همانطور که در باب ظهور حضرت بقیه الله(عج) نیز یکی از ملزومات ظهور آن حضرت، خواست و اراده عمومی جامعه بشری ذکر می شود. لذا به ابعاد عمومی و اجتماعی توبه و اصلاح نیز باید دقت داشت و حتی باید این نکته را مورد تاکید قرار داد که اصلاح جامعه، اصلاح فرد را نیز به ثمر خواهد آورد با این تفاوت که زمینه های دیگر خطا و لغزش  به صورت عمومی برداشته شده است.  
مهمترین مولفه در توبه، جبران است و باید انسان درصدد جبران فقدان ها، کاستی ها و کمی هایی باشد که در گذشته مرتکب آن ها بوده است. این مولفه هم شامل حق الله و هم حق الناس می باشد.
 
  پی‌نوشت‌ها:
 [1] ‏محمدعلی‌ رضائی‌، توبه (قم: مهر امیرالمومنین‏‫(ع)، ۱۳۸۵)، ص13.
[2] ‏همان، ص15.
[3] ‏علیرضا حسنی‌، توبه‌ در قرآن‌ و سنت‌ (تهران‌: نشر رایزن‌، ۱۳۷۸)، ص24.
[4] ‏همان، ص24و25.
[5] ‏همان، ص36.
[6] ‏محمدحسین‌ جعفری‌، توبه‌ زیباترین‌ پوزش‌ (قم‌: فائز، ۱۳۷۶)، ص24.
[7] ‏بی نام، توبه‌: انقلابی‌ درونی‌ علیه‌ خویش‌ (‏‫[تهران‌]: ‏‫: سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌، ۱۳۶۱)، ص39و40.
[8] ‏جلیل الماسی، بررسی فقهی و حقوقی توبه، سازمان تبلیغات اسلامی (تهران: سازمان تبلیغات اسلامی،شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، ۱۳۹۰).