درباره حسن خلق این سؤال مطرح است که آیا حسن خلق، یک روش در تربیت به حساب می آید یا اینکه از ویژگی‌های مربی محسوب می شود.
 
در پاسخ به این سؤال باید گفت به نظر می رسد حسن خلق یک روش تربیتی است که والدین، مربیان و دیگران، باید از آن استفاده کنند، نه اینکه از صفات مربی یا والدین به حساب آید. در واقع، محسن خلق ابزاری برای تأثیر بهتر کلام بر شنونده است. البته براثر زیاد به کار بردن این روش و ابزار، محسن خلق می تواند به یک صفت اخلاقی در انسان تبدیل شود.
 
بر مبنای اصل عزت و کرامت انسانی، یکی از روش‌های پسندیده در تربیت اخلاقی، حسن خلق است. در دین مبین اسلام، برای معاشرت، مقررات و قوانینی به طور تفصیلی و موردی ذکر شده است. این مقررات، تحت چهار عنوان کلی واجب، مستحب، حرام و مکروه قرار گرفته اند. از مجموع این قوانین و مقررات یک قانون کلی به دست می آید که می تواند معیار رفتار ص حیح اجتماعی افراد باشد و آن، حسن خلق است؛ یعنی، آن گونه با دیگران رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند.
 
حسن خلق یا معاشرت نیکو، از یک بینش و نگرش هستی شناسانه و انسان شناسانه ای منشعب می شود که طبق آن نگاه، «انسانها در انسانیت و کرامت انسانی برابرند». بر اساس چنین بینشی، افراد به همنوع خود به دیده احترام می نگرند و همان طور که خود خواسته هایی دارند، برای طرف مقابلشان نیز تقاضایی را قایل اند و برای اینکه توقعات طرف مقابل را بفهمد، خود را در جایگاه او فرض می کنند و در برابر او، خود را موظف و مسئول می دانند.عالم و متعلم باید به گونه ای رفتار کرد که موجبات دردسر دیگری فراهم نشود؛ یعنی، همان طور که دوست ندارید به وسیله عمل دیگران به دردسر و گرفتاری مبتلا شوید، موجبات گرفتاری دیگران را نیز فراهم نسازید.حسن خلق یا معاشرت نیکو با دیگران، یکی از شیوه های تربیتی در دین مبین اسلام است که نسبت به آن سفارش زیادی شده است. در آیات قرآن کریم، برای استفاده از این روش، پیامدهای مؤثری بیان شده است.
 
خداوند در آیه ای، یکی از علایم و نشانه های مؤمنان (عبادالرحمان) را لحسن خلق معرفی می کند: )وعباد الرحمن الذین یمشون على الأرض هونا وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما)(1) «هون» طبق بیان راغب، به معنای تذلل و تواضع است (مفردات راغب، مادۀ «هون»). خداوند می فرماید: بندگان [خاص خداوند ] رحمان، کسانی اند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می روند و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب می سازند و سخنان نابخردانه می گویند، به آنها سلام می گویند.
 
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: به نظر می رسد راه رفتن در زمین، کنایه از زندگی کردنشان در بین مردم و معاشرتشان با آنان باشد. از آنجا که تواضع مؤمنین مصنوعی نیست، بلکه در اعماق دلشان نفوذ کرده است، نه نسبت به خدا استکبار می ورزند و نه در زندگی، استعلا بر دیگران را می خواهند و بدون حق، دیگران را پایین تر از خود می دانند. در سوره مبارکه آل عمران، خطاب به پیامبر می فرماید: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک)(2) در این آیه، نرم خویی و خوش خلقی پیامبر علت، رحمت و برکتی از طرف خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) معرفی شده است. آیه مزبور به این معناست: به برکت و رحمت الهی، در برابر آنان (مردم) نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند. همچنین، در سوره مبارکه طه، خطاب به موسی(علیه السلام) و هارون می فرماید:
 
(فقولا له قولا لینا لعله یتذکر أو یخشی)(3)« به سوی فرعون بروید اما به نرمی با او سخن بگویید؛ شاید متذکر شود یا از خدا بترسد». علامه طباطبایی در ذیل این آیه می فرمایند: «از تندی و خشونت با او خودداری کنید که همین خویشتن داری از تندی، واجب ترین آداب دعوت است». (4)
 
خوش خلقی نه تنها سیره ائمه معصومان بوده است، بلکه بسیاری از یاران و اصحاب رسول الله و امامان نیز این چنین دیده شده اند. این صفت آثار مثبتی نیز برجای گذاشته است؛ به حدی که بسیاری از مشرکان یا کافرانی که با استدلال و منطق حاضر نشدند دین اسلام یا مکتب تشیع را بپذیرند، با دیدن رفتار معصومان و یا اصحاب آنها، به وحدانیت خداوند تعالی و رسالت پیامبر و امامت حضرت علی (علیه السلام) شهادت دادند.
 
حضرت على(علیه السلام)  خطاب به فرزندش، امام مجتبی (علیه السلام) ، می فرماید:( إجعل نفسک میزان فیما بینک و بین غیرک فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک)(5) «در روابط با دیگران، خود را میزان و معیار روابط قرار بده؛ بدان روش که اگر چیزی را برای خود دوست می داری، برای دیگران هم دوست بدار».
 
علامه مصباح یزدی از این کلام حضرت علی  (علیه السلام) ، این نکته تربیتی را استنباط می کنند که در حوزه رفتار، عالم و متعلم باید به گونه ای رفتار کرد که موجبات دردسر دیگری فراهم نشود؛ یعنی، همان طور که دوست ندارید به وسیله عمل دیگران به دردسر و گرفتاری مبتلا شوید، موجبات گرفتاری دیگران را نیز فراهم نسازید. یک مربی در نحوه تعاملاتش با متربی صادق باشد و اگر پاسخ سؤالی را نمی داند، به طور صریح اعتراف کند تا موجبات گمراهی و دردسر دانش آموز را فراهم نیاورد.(6)

یا در جای دیگر استاد علامه مصباح یزدی در پیامد استفاده از روش‌های تحکمی در امر تعلیم و تربیت می فرمایند: خیال می کنیم که تربیت همه اش بکن و نکن است، یا تربیت همه‌اش برخورد خشن و تند است؛ در صورتی که این روش به طور کلی نازا و ناکارآمد است... برخورد مستقیم، مخصوصا برخورد خشن و تند، اگر اثر منفی نداشته باشد، چندان اثر مثبتی نخواهد داشت . از لحاظ تربیت اخلاقی، باید سعی کنیم روشی را اتخاذ کنیم که بتواند اثر مثبت در نسل آینده داشته باشد و آنها را به اسلام خوش‌بین کند. (7)
 
پی‌نوشت:
1. فرقان (۲۰)، ۹۳.
۲. آل عمران (3)، ۱۵۹.
۳. طه (۲۰)، 44.
4 . محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج 14، ص۲۱۳.
5. نهج البلاغه، نامه ۳۱
6. محمدتقی مصباح یزدی، پند جاوید، نگارش علی زینتی، ج ۱، ص ۲۳۲
7. سخنرانی علامه مصباح یزدی در جمع خانواده های استادان، دانش پژوهان و کارکنان مؤسسه، تاریخ ۸۰/ ۱۱/ ۱۸ منتشر نشده.
 
منبع: برنامه درسی وتربیت اخلاقی، حمیدرضا کاظمی، چاپ اول، انتشارات مؤسسه آموزشی وپژوهشی امام خمینی(قدس سره)، قم 1393