وقتی پسر پنج ساله ام از مهد کودک برگشت، در کیفاش یک اسباب بازی جدید پیدا کردم. من و پدرش به هم نگاه کردیم و از او پرسیدیم که آن را از کجا آورده و مال کیست؟ او ابتدا ابراز بی اطلاعی کرد اما با اصرار ما گفت که آن را از کیف هم کلاسی اش برداشته.
 
«اولین باری که دختر هفت ساله ام، مریم، از کلاس ورزش با یک کادو به خانه آمد، فکر کردم که این کادو را دوست اش، گلی، به او داده است. وقتی دومین بار گفت که گلی یک اسباب بازی به او هدیه داده، تعجب کردم و بار سوم زمانی که مریم یک صندلی کوچک از خانه عروسکی گلی را توی روسری اش پیچیده بود، متوجه شدم که فرزندم این لوازم را دزدیدها واقعا ناراحت و عصبانی شده بودم. تنها فکری که به نظرم رسید این بود که مجبورش کنم به خانه گلی برود و همه آنها را پس بدهد اما از تکرار این رفتار خیلی نگران هستم. از شما میخواهم که مرا راهنمایی کنید که چه طور با او رفتار کنم.»
 
اینها مشتی نمونه خروار از گلایه های والدینی است که از رفتارهای عجیب و غریب بچه هایشان سر در نمی آورند و مفهومش را نمی فهمند. حتما شما هم با مساله سرقت کردن بچه ها روبه رو شده اید. شاید فرزند شما بدون اجازه شما از کیف تان پول برمی دارد یا اسباب بازی های دوستان اش را بدون اطلاع آنها برمی دارد و حتی در مدرسه لوازم التحریر دوستان اش را با خود به خانه می آورد. بسیاری از والدین از خود می پرسند چگونه باید با این مساله برخورد کرد؟
 

نظر کارشناس

دزدی در بچه‌های کوچک رفتار رایجی است. بیشتر بچه‌ها در دوران کودکی یکی دو بار دست به دزدی می زنند. این کار موجب تأثر و نگرانی والدین می شود و گمان می کنند که بچه آنها در آینده به دزد حرفه ای تبدیل می شود اما اکثر بچه هایی که گاهی دزدی می کنند، وقتی بزرگ می شوند افرادی مطیع قانون خواهند شد. با این وجود باید این رفتار مورد توجه و اصلاح قرار گیرد.همان موقع باید رفتارش را به درستی نامگذاری کنید. برای مثال نباید برداشتن بی اجازه چیزی که متعلق به او نیست را امانت گرفتن بنامید، بنابراین به بچه هایی که مفهوم مالکیت را درک می کنند بگویید که برداشتن بی اجازه متعلقات دیگران کاری خلاف قانون است.دزدی کردن در بچه‌‌های پیش دبستانی عملی شایع است زیرا به تازگی با مفهوم مالکیت داشتن و رعایت حریم خصوصی آشنا شده اند. بچه ها تقریبا از سن، چهار سالگی با مفهوم مالکیت آشنا می شوند. حتما دیده اید که کودکان خردسال تمایلی به دادن اسباب بازی خود به کودکان دیگر ندارند. در سن ۴ تا ۵ سالگی، کودکان خود را محور جهان می پندارند و حتی تصور می کنند که والدین بیشتر متعلق به آنها هستند تا خواهران و برادرانشان لذا آنها تصور می کنند که می توانند هر چیزی را که می خواهند بردارند و غالبا اشتباه بودن این عمل را نمی پذیرند.
 
در این سنین بچه‌ها با مفاهیمی مانند خوب و بد، جریمه و پاداش و راست و دروغ آشنا می شوند. باید از فرصت‌های مختلف برای رشد بیشتر این مفاهیم استفاده کرد. از جمله فرصت های خوبی که برای این آموزش می توان به آن اشاره داشت، بازی با کودک و ایفای نقش عملی است که انجام داده و درخواست از او برای اجرای نقش پدر یا مادری که با این عمل مواجه است. بهتر است از واژه دزدی استفاده نکنیم و از کلمه برداشتن شی استفاده کنیم زیرا با استفاده از این لغت، به کودک این صفت را منسوب کرده ایم که این کار تغییر رفتار را دشوار می سازد. بهتر است از نصیحت کردن و گفتن ادامه خطرات این کار در بزرگسالی خودداری کنیم.
 
تحت هیچ شرایطی از تنبیه بدنی استفاده نکنیم و بدانیم اگر تنبیه بدنی بتواند این رفتار را متوقف سازد، موجب جایگزینی رفتار منفی دیگری خواهد شد و راه ارتباط ما را با کودک می بندد، در چنین شرایطی ممکن است کودک رفتارش را به صورت پنهانی انجام دهد، یعنی تنبیه باعث تشدید این رفتار شود. کودکان از شش سالگی به بعد می توانند به صورت کامل مفهوم مالکیت و نادرست بودن رفتار «برداشتن وسایل دیگران» را درک کنند و معمولا میدانند برای برداشتن جنس باید قیمتی را پرداخت. در این زمان است که پدر و مادر باید محدودیتها و تنبیه هایی را برای این عمل در نظر بگیرند. در اینجا به سه. سوال رایج والدین در این زمینه پاسخ میدهم.
 
1. در همان لحظه که متوجه شدم شیء را برداشته چه باید بکنم؟ ۲. چرا بچه ها دزدی می کنند؟ ۳. برای پیشگیری چه باید کرد؟ در همان لحظه چه باید بکنم؟
 
قدم اول: زمانی که والدین پی‌بردند که بچه چیزی را برداشته است، به هیچ عنوان نباید واکنش شدید نشان دهند. در آن لحظه باید رفتاری مناسب و سنجیده از خود نشان دهند. باید بکوشند آرامش خود را حفظ کرده و روشی منطقی اتخاذ کنند، در غیر این صورت باعث احساس گناه و دلخوری در خود والدین می شود و از طرف دیگر عزت نفس کودک را نیز به مخاطره می اندازد. اعتراف خواستن از کودک و تهمت زدن به او در نزد دیگران، عملی بسیار غیر عاقلانه و ناصحیح است زیرا با این گونه روش ها به ندرت می توان به ریشه اصلی و علت بنیادی مشکل پی برد. این عمل غالبا به دروغگویی کودک یا ریختن آبروی او برای عملی که ممکن است هرگز تکرار نشود منتهی خواهد شد. پس باید توجه داشته باشیم که وقتی پاسخ سوالی را می دانیم، نباید بخواهیم از کودک تحت فشار پاسخ مثبت بگیریم. این کار مشکل دروغ گفتن را بر مشکل قبلی می افزاید.
 
قدم دوم: همان موقع باید رفتارش را به درستی نامگذاری کنید. برای مثال نباید برداشتن بی اجازه چیزی که متعلق به او نیست را امانت گرفتن بنامید، بنابراین به بچه هایی که مفهوم مالکیت را درک می کنند بگویید که برداشتن بی اجازه متعلقات دیگران کاری خلاف قانون است.
 
قدم سوم: بلافاصله رفتارش را اصلاح کنید (اصلاح کردن یعنی ایجاد نوعی جبران.) برای مثال کودکی که از مغازه کیک برداشته، باید به آنجا برگردد و کیک را به جایی که برداشته بگذارد (البته اگر دست خورده نشده است) یا اگر مغازه دار آن را پس نگیرد، پول آن را پرداخت کند. در این گونه از موارد از بزرگ ترهایی که کودک از آنها چیزی را بر داشته است بخواهید، از طرف کودک قول ندهند و عذرخواهی نکنند و نگویند که این کار برای بچه‌ها طبیعی است. اگر بچه پولی برای پرداخت آنچه که برداشته است، نداشت؛ والدین می توانند به او قرض دهند و بعدا از پول ماهیانه او کم کنند یا باید کاری در خانه (مثل شستن ظروف برای دو روز) انجام دهد تا پولی برای پرداخت آن به دست آورد. همچنین از فردی که از او چیزی دزدیده است عذرخواهی کند. این نکته اهمیت دارد که کودک مسوولیت رفتار نادرست اش را به عهده بگیرد.
ادامه دارد
 
منبع: روانشناسی کودک، بتول جعفری گلستان، چاپ دوم، نوید حکمت، قم 1396