مقدمه:
همه چیز درباره وقف و امور خیریه در ادیان ابراهیمی برای شما در این مطلب به صورت دقیق بررسی خواهد شد. امور خیریه به صورت گسترده در سراسر جهان و حتی در نزد ادیان غیر یکتا پرست همواره از زمان های گذشته وجود داشته است.

اما مذاهب نقش ویژه ای در گسترش و اشاعه این موضوع داشته اند. در برخی از دین ها این مورد به عنوان یک وظیفه و باید شناخته می شود اما در برخی دیگر یک فضیلت و کار نیک به حساب می آید.
 
وقف و امور خیریه در ادیان ابراهیمی دارای اشکال گوناگون و متنوعی است که برخی دارای نام های خاص می باشند که از طرف دین مذکور برای پیروان با قوانین خاصی تعیین شده است.

به صورت کلی اما می توان گفت امور خیریه چه به صورت عام المنفعه و چه به صورت کمک به اشخاص، در فطرت بشر نهاده شده است. نقش دین در این میان اما به شکلی است که باعث گسترش، اشاعه و البته زنده ماندن این سنت می شود. با ما تا انتهای این مطلب همراه باشید. 

وقف و امور خیریه در مسیحیت 

در دین مسیحیت مانند سایر ادیان جهان فضائل گسترده ای برای افراد خیر برشمرده شده است. ریشه اکثر اعمال خیرخواهانه و شکل آن ها برای مسیحیان امروزی برگرفته از کتاب مقدس آن ها و در عهد جدید بر اساس رفتارها و اعمال ثبت شده از حضرت عیسی (ع) و حواریون همراه ایشان بوده است.

در این ریشه ها، احساسات خیرخواهانه زیادی یافت می شود که به یک بشر حکم می کند تا در هر رنج و مشکلی به هم نوع خود کمک کند. 

یکی از شهودهای این ریشه ها در کتاب های انجیل مسیحیان می باشد. در انجیل لوقا به صراحت بیان می شود که همسایه خود را به اندازه و در سطح خودتان دوست بدارید. حال شاید شما این جمله را صرفا به صورت یک محبت در دل ببینید، اما چیزی که از پیروان مسیحیت خواسته می شود فراتر از این است.

این جمله یک تمثیل برای فهم و درک اهمیت این موضوع است. به این معنا که هر انسان باید اطرافیان خود را در نظر بگیرد و همواره به آن ها کمک کند. حال اشکال این کمک می تواند مادی، معنوی و یا هر شکلی باشد. 

وقف و امور خیریه در میان پیروان حضرت مسیح، توسط خود ایشان در تمثیل هایی که امروزه باقی مانده است، برای آن ها توضیح داده شده است. برای مثال در یکی از این تمثیل ها، حضرت عیسی حتی غریبه هایی که از جاده می گذرند

را نیز همسایه می داند تا اینگونه عبارت مذکور در انجیل را برای پیروان خود تفسیر کرده باشد. در تاریخ مسیحیت و از مجموعه رفتارهای حضرت مسیح در برخورد با انواع انسان ها مانند گناهکاران، دروغگویان و به خصوص فقرا، می توان این برداشت را داشت،

که وقف و امور خیریه دارای هیچ محدودیتی نیست و هر انسان می تواند نسبت به هم نوع خود در هر شرایطی این کار را انجام دهد. البته در نوشته های باقی مانده در این خصوص، تاکید ویژه ای به فقرا و افراد کم بضاعت شده است که آن ها را در اولویت قرار می دهد. 

این رفتارها و نوشته های باقی مانده از زندگی حضرت مسیح امروزه در میان مسیحیان به صورت خیریه های عام المنفعه نیز گسترش داده شده است به طوری که در اثر این تعالیم، تعداد زیادی بیمارستان، مدرسه، مراکز نگهداری از کودکان و آوارگان وقف و احداث شده است. 

وقف و امور خیریه در یهودیت

در یهودیت امور خیریه شکل جدی تری پیدا می کند به صورتی که طبق نوشته ها و مورق های قدیمی باقیمانده از این آئین، در یهودیت امور خیریه دقیقا اهمیتی همسان با سایر اعمال و قوانین دارد. این جمله خود نشان دهنده اهمیت و البته بعد عملی تر این امور نسبت به مسیحیت در این دین الهی است

. در این دین، پادشاهان به عنوان ضامن سلامت و امنیت انسان ها شناخته می شوند. همچنین در مراتب بالاتر، یکی از مهم ترین وظایف حاکمان حمایت و کمک به افراد بی بضاعت و ضعیف است. 

همچنین در سخنان و مثل های باقی مانده از زمان های قدیم در خصوص وقف و امور خیریه در یهودیت، افرادی که کار خیر انجام می دهند و بدون انتظار به فقرا و نیازمندان کمک می کنند در حکم قرض دهندگان به حاکم هستند و حاکم باید دین آن ها را بپردازد!

این موضوع نشان می دهد که در یهودیت، امور خیریه شکل اجباری به خود می گیرند البته این اجبار بیشتر برای حاکمان کاربرد دارد و آن ها را مورد خطاب قرار می دهد. 

در میان پیروان این آئین، خیران و افراد سخاوتمند نسبت به فقرا به عنوان افرادی بسیار نزدیک به خدا شناخته می شوند! مایمونیدس یکی از رهبران یهودی تاریخ، در پاسخ به سوالی در مورد مرتبه معنوی افراد در یهودیت پاسخ می دهد:

آن کس از همه بالاتر و بزرگ تر است که به فقرا کمک اهدا کند یا به آن ها وام دهد و آن ها را در فعالیت های تجاری شریک ساخته و مشغول به کار کند. 

وقف و امور خیریه در اسلام

در اسلام جایگاه امور خیریه بسیار بالا است. در این دین برخی امور واجب و به صورت وظیفه برای مسلمان و برخی امور به صورت مستحب برای خیریه تعریف شده اند. از جمله خیریه های واجب در اسلام، سنتی به نام زکات است که از مهم ترین پایه های این دین شناخته می شود.

زکات یک سیستم بسیار دقیق مالیاتی برای جامعه اسلامی است که باعث توزیع ثروت در جامعه شده و به فقرا، نیازمندان، در راه ماندگان، یتیمان، اسرا و... تعلق می گیرد. البته افرادی که در این دین ملزم به پرداخت این هزینه ها شده اند،

به صورت دقیق با تعیین میزان درآمدها، مشخص شده اند و هر فرد باید در صورت قرار گرفتن در شرایط، طبق قوانین این هزینه را به افراد مستحق آن بپردازد. البته در زکات به عنوان یکی از اشکال وقف و امور خیریه در اسلام، شرایط دریافت کنندگان نیز به صورت دقیق مشخص شده است. 

این سنت در اسلام برای افراد جامعه اسلامی به عنوان یک ابزار معنوی برای خلوص فرد و نزدیکی به خدا شناخته می شود زیرا در این سنت فرد از دستمایه و درآمد خود که برای آن زحمت کشیده است و آن را دوست می دارد، به نیازمندان می بخشد. 

یکی از اشکال دیگر وقف و امور خیریه در اسلام، در طول ماه رمضان صورت می گیرد. مسلمانان در این ماه از سال، ضمن روزه داری و چشیدن طعم گرسنگی برای همدردی با کم توانان و فقرا، به صورت گسترده اقدام به غذا دادن و اطعام به ضعفا می کنند. 

یکی دیگر از اشکال انجام کارهای خیر که بسیار در به مسلمانان از طرف پیامبر اکرم (ص) و قرآن کریم به آن توصیه شده است، صدقه است. صدقه نیز برای طبقه مستمند و ضعیف جامعه اسلامی تعریف شده است و یکی از اعمال مستحب و با فضیلت در این دست است.

صدقه دادن اشکال مختلفی دارد به طوری که حضرت محمد (ص) در پاسخ به فردی که می گوید بضاعت مالی پرداخت صدقه را ندارد، نگاه بشاش و خندان به صورت بقیه را صدقه می داند. 

تشریح و توضیحات کلی
مسأله وقف و کمک به همنوع و افراد بی بضاعت و پا بست کردن اموال در راه امور خیریه، یکی از مبرزترین و جالب ترین مسائل اخلاقی در ادیان و مذاهب گوناگون جهان انسانی است. زیر اساس زندگی اجتماعی بر تعاون است و اساس مذاهب و ادیان آسمانی بر تأمین سعادت و ایجاد همبستگی های اجتماعی است.

این عمل خیر خواهانه گرچه در طول تاریخ بشریت، دوران پرفرازو نشیبی را طی نموده اما با ظهور اسلام به دوران طلایی رشد رسیده است.

در دین یهود اخلاقیاتی وجود دارد که در بردارنده نوعی انفاق و بخشش می باشد مانند: غریب نوازی

و دستگیری از ناتوانان و ایتام، ستم روا نداشتن بر کارگران فقیر و مسکین، بخشیدن وامها پس از شش سال (در سال هفتم) و…
در انجیل مسیحیان نیزآمده «هرکس که قدرت داشته باشد برمساعدت فقیری و او را مساعدت ننماید تا آن فقیر بمیرد، پس او قاتل است»

در بین مسیحیان وقف یا همان امور خیریه برای اهدافی چون احداث بیمارستان، نوانخانه یا مدرسه و یا اعمال مخصوصی مانند مراسم شرابخواری برای آرامش روح متوفی انجام می گرفت.
در میان زرتشتیان نیز امور خیریه بدون توجه به اجر و پاداش دنیوی یا اخروی انجام می یافته مانند

۱- بخشش برای نیازمندان و مستضعفین ۲- خیرات برای درگذشتگان ۳- خیرات برای کفاره گناهان –

در مذهب زرتشتی هر کس وظیفه دارد یکدهم در آمد خود را صرف داد و دهش و خیرات و کمک به مستمندان کند، همچنین بسیاری از افراد نیکوکار زرتشتی قبل از مرگ تمام یا قسمتی از دارایی خود را وقف مراسم «گهنبار» و خیرات و کمک به فقرا و همکیشان می کنند.

و اما در مکتب حیات بخش اسلام که از وقف به عنوان «صدقه جاریه» یاد شده که وسیله ایست برای نجات انسان از نا امیدی ها و بی تفاوتی ها و به ویژه رفع تبعیض های گوناگون و استقرار نظامی متعالی، بر پایه قسط و عدل در جامعه بشری.

البته در قرآن مجید آیه ای که بر وقف و احکام فقهی آن، صراحت داشته باشد وجود ندارد، اما مضمون آیات احسان و انفاق و قرض الحسنه و تعاون و صدقه و… به این معنا اشاره دارد و با توجه به روایات وارده اهمیت این امر تا حد زیادی روشن می گردد

چرا که پیامبر اکرم (ص) شخصاً به این عمل خیرخواهانه اقدام می نموده و اهل بیت و ائمه (علیهم السلام) نیز به تأسی از ایشان، اهتمام زیادی در گسترش وقف داشته اند و این انگیزه مهمی بود تا مسلمانان نیز اموال خود را در راههای خیر وقف نمایند.

پس برای احیای هر چه بهتر این امر خداپسندانه می بایست، انگیزه انفاق و بخشش را بیش از بیش در بین مردم بالاخص قشر ثروتمند جامعه زنده نمود و با بالابرن میزان اعتماد مردم و سطح آگاهی آنان از مصرف وقف، موجبات آسایش خاطر و تشویق و ترغیب آنان را فراهم نمود.

مفهوم وقف در اسلام
مفهوم وقف
مقدمه
و الباقیات الصالحات خیرٌ عند ربک ثواباً و خیر املاً؛

مساله تعاون و کمک به همنوع و افراد بی بضاعت و پابست کردن اموال در راه امور خیریه یکی از مبرزترین و جالب ترین مسائل اخلاقی ادیان و مذاهب گوناگون جهان انسانی است. زیرا اساس زندگی اجتماعی بر تعاون است و اساس مذاهب و ادیان آسمانی بر تأمین سعادت و ایجاد همبستگی های اجتماعی است.

بدون تردید اگر به مقوله وقف (انفاق و کمک به همنوع) بطور همه جانبه نگریسته شود و اهمیت آن در تزکیه نفوس، کاهش طبقاتی، گسترش دانش، ماندگاری هنر و تقویت بنیادهای عقیدتی و فکری و دیگر آثار حیاتبخش آن، تبیین و تدوین گردد سهم عمده ای در تحول ساختار فرهنگی جامعه ایفا خواهد کرد و شکوه تمدن دیرینه اسلامی را در پیوند با غرور ملی و انگیزشهای فطری به نمایش خواهد گذاشت.

در قرون اولیه زندگی انسان بر روی زمین، بشریکه نه دین داشت و نه به آئینی پای بند بود از عواملی می ترسید و وحشت داشت و عوامل دیگری را حیات بخش می دانست، همیشه از ژدیده های وحشت زا فرار می کرد و آن دیگری را دوست می داشت. از جمله این امور انجام برخی کارهای خیر و نیک یا کمک به دیگران بود.

با بررسی در ادیان الهی به مساله تعاون و همکاری بر می خوریم به طوری که مبرهن است ادیان به گونه ای به این عمل خیرخواهانه معتقد بودند و انجام آنرا بر خود لازم می دانستند اگرچه در طول تاریخ توسط حکومتهای مختلف دوران پر از فراز و نشیبی را گذرانده است.

اما وقف دوران طلایی رشد خود را طی نمود تا دین مبین اسلام مطرح گردید.وقف در تاریخ اسلام ۱۴قرن سابقه درخشان دارد و سیر معنوی آن همچنان به سوی پایگاه فضیلت ادامه داشته و تا روز بازپسین نیز استمرار خواهد داشت.

از آنجا که در جامعه بشری همواره نیازهای مادی و اقتصادی انسان را از مسیر اصلی خود که همانا کسب فضیلت ها و کمالات باشد دور نموده از این بابت تحت سلطه های نابجا قرار گرفته و کمتر توانسته است به ارزش وجودی خود دست بیابد.

اما مکتب حیات بخش اسلام برای نجات دادن انسان از ناامیدی ها و بی تفاوتی ها و بوی‍ژه رفع تبعیض های گوناگون و استقرار نظامی متعالی، بر پایه قسط و عدل در جامعه بشری، پدیده شگرف وقف را ارائه نموده است.

نام وقف در صدر اسلام «صدقه جاریه» بوده است و این عنوان در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) چنین آمده است که:

«بهترین یادگار و میراثی که انسان از خود به جای می گذارد سه چیز است: صدقه جاریه (وقف) که اجر و مزدش به او می رسد، دانشی که بعد از او (انسان) مورد عمل و استفاده واقع شود. فرزند شایسته ایکه خیری در برداشته باشد».

اگرچه وقف ارزش و اهمیت زیادی در زندگی بشر از نظر مادی و معنوی دارد اما از جمله موضوعاتی است که به رغم ظرفیت وسیع آن در شمول مباحث کاربردی، اقتصادی، تربیتی، حقوقی و اجتماعی کمتر مورد تحقیق پژوهشگران قرار گرفته است و جز در بعد فقهی و حقوقی در دیگر ابعاد آن، تحقیقات جامع علمی صورت نگرفته است و آثار علمی قابل عرضه درباره وقف که بتواند به عنوان منبع مورد استفاده محققان قرار گیردبسیار اندک است

و البته آن اندک نیز در دسترس همگان نیست از این رو به منظور ترویج فرهنگ دینی انسانی وقف، غنی سازی منابع تحقیق، کمک به پژوهشهای تاریخی و نیز توسعه تأمین اجتماعی و بهره مندی همگانی بر آن شدیم تا مقاله ای تحت عنوان، مفهوم وقف در اسلام و دیگر ادیان ابراهیمی به رشته تحریر در آوریم؛ باشد که خشنودی خاطر خوانندگان محترم را جلب نماید.

تعریف لغوی
بندر ریگی / ۱۳۷۸ / ج۲ /ص۲۴۰۲، بوستانی / ۱۳۸۱ / ج۲ /ص۱۸۸۰.
وقف عبارت است از حبس کردن مال، تصرف نکردن در آن و بخشیدن منفعت های حق استفاده از آن در راه خیر. به عبارتی وقف به معنی نگاه داشتن دایمی اصل مال و بهره برداری از منافع آن برای خیرات است این عمل نیک، با ۱۴ قرن سابقه در اسلام، ابتدا باتوجه به حدیثی از پیامبر(ص) صدقه جاریه نام داشته است.

تعریف اصطلاحی وقف
مصطفوی رجالی / ۱۳۵۱/ ص۶۰.
«وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود». (ماده ۵۵ قانون مدنی). جمع این واژه اوقاف است. به مال و زمین وقف شده، موقوفه گفته می شود. وقف از جمله عقود معینی است که در فقه امامیه از اعتبار خاصی برخوردار می باشد. در ایران در تشکیلات اداری دوره سامانیان (۲۶۱-۳۸۹ هجری) از دیوان موقوفات و یا دیوان اوقاف نام برده شده که کار رسیدگی به امور مساجد و اراضی موقوفه بوده است.

فضیلت و پاداش وقف
وحیدی / ۱۳۸۰/ج۳/ص۲۱۰.
وقف فضیلت زیاد وپاداش فراوانی دارد و به سند صحیح از ابی عبدالله (امام صادق(ع)) نقل شده است که فرموده اند:«شخص بعد از مرگش اجری پشت سر ندارد مگر سه خصلت: صدقه ای که در زمان زنده بودنش به راه انداخته است،

که بعد از مرگش جاری باشد و روش هدایتی که او آن را سنت نموده باشد و بعد از مرگش مورد عمل باشد و فرزند صالحی که برایش دعا کند.»

انعقاد وقف
www.irib.ir.
برای انعقاد وقف به جز «شرایط اساسی صحت قراردادها» شرایط خاصی ضروری می باشد که عبارت اند از:
۱. حبس عین
۲. تسبیل منفعت
۳. قابلیت بقای عین
۴. قبض عین.
آثار وقف
www.irib.ir.

وقف از جمله عقود لازم می باشد. بنابراین بعد از انعقاد وقف، واقف نمی تواند از آن برگردد و اختیار هرگونه تصرفی در عین موقوفه را از دست می دهد. این است که ماده ۶۱ قانون مدنی در عبارتی مفصل بیان می کند:«وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمی تواند از آن رجوع کند یا در آن تغییری بدهد یا از موقوف علیهم کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف علیهم نماید یا با آنها شریک کند یا اگر در ضمن عقد متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود به عنوان تولیت دخالت کند».

اقسام وقف
وقف به اعتبار زمان خود دو نوع است: ۱- وقف مؤید یا همیشگی ۲- وقف منقطع و به اعتبار موقوف علیهم نیز به وقف خاص و عام تقسیم می شود.

وحیدی / ۱۳۸۰/ج۳/ص۲۱۱.
وقف خاص: و آن وقف کردن چیزی بر شخصی یا اشخاص معین است مانند وقف کردن چیزی بر فرزند یا فرزندان یا ذریه اش.
وقف عام: و آن وقف کردن چیزی به جهت مصلحت عامی مانند مساجد و پل ها و… است یا وقف کردن چیزی بر عنوان عامی مانند فقرا و ایتام و….

آنچه در وقف معتبر است
عبارتند از صیغه وقف، قصد عنوان مسجدیت در مسجد، قبض، عدم توقیت، تنجیز، خارج ساختن خودش از وقف، وقف بر جهات حرام و کمک به معصیت نباشد. **زیرنویس=همان.@.

آنچه در وقف معتبر نیست
بنا بر اقوی قصد قربت حتی در وقف عام معتبر نیست اگرچه احتیاط مستحب، اعتبار آن است در هر وقفی باشد. **زیرنویس=همان.@.
بنا بر اقوی قبول در وقف خاص همه معتبر نیست، همچنان که احتیاط آنست که در وقف های عام هم قبول رعایت شود و کسی که به آن قیام می کند حاکم یا منصوب از طرف او باشد.

احکام وقف
امام خمینی (ره) / بی تا / ص۵۵ به بعد.

۱)اگر کسی چیزی را وقف کند،از ملک او خارج می شود، و خود او دیگران نمی توانند آن را ببخشند یا بفروشند، و کسی هم از آن ملک ارث نمی برد.

۲)لازم نیست صیغه وقف را به عربی بخوانند،ولی اگر برای افراد مخصوصی وقف نکند،بلکه مثل مسجد و مدرسه برای عموم وقف کند،یا مثل بر فقرا یا سادات وقف نماید، احوط و اولی آن است که حاکم شرع یا کسی که از طرف او منصوب است قبول نماید و چنانکه وقف به صیغه واقع می شود به عمل نیز واقع می شود.

۳)اگر ملکی را برای وقف معین کند،و پیش از خواندن صیغه ی وقف پشیمان شود یا بمیرد،وقف درست نیست.

۴)وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای او وقف شده،یا وکیل،یا ولی او بدهند.
۵)کسی که مال خود را وقف می کند، باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد،و شرعا بتواند در مال خود تصرف کند.

۶)اگر چیزی را برای خودش وقف کند صحیح نیست.ولی اگر مالی را بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود،می تواند از منافع وقف استفاده کند.
۷)اگر برای چیزی که وقف کرده متولی معین کند،باید مطابق قرارداد او رفتار نماید.

۸)اگر ملکی را مثلا بر فقرا یا سادات وقف کند،در صورتی که برای آن ملک متولی معین نکرده باشد،اختیار آن با حاکم شرع است.
۹)اگر ملک وقف خراب شود،از وقف بودن بیرون نمی رود.ملکی که مقداری از آن وقف است،و مقداری از آن وقف نیست اگر تقسیم نشده باشد،حاکم شرع یا متولی وقف می تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا کند.

۱۰)اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معین شده نرساند،حاکم شرع باید شخص امینی را بدو ضمیمه نماید که مانع از خیانتش گردد و در صورتی که ممکن نباشد به جای او متولی امینی معین نماید.

فواید اقتصادی وقف
www.irib.ir.
دکتر عطیه عبد الحلیم استاد مالیات عمومی دانشکده ی اسلامی قاهره اثرات اقتصادی وقف را این گونه بیان می کند.

الف: بارز ترین امتیاز اقتصادی وقف این است که نمی گذارد مال و دارایی که مفاد از آن به دست می آید پراکنده و توزیع گردد،چون مفاد وقف به ما می فهماند که در اصل مال،تصرفات که منجر به نقل مالکیت آن منوط به الله تعالی می باشد.

به همین سبب وقف بهترین وسیله نگهداری مال و ثروت بوده نمی گذارد کیان ها و بنیاد های اقتصادی از هم بپاشد و تلف گردد. مثلا شخصی یک قطعه زمین،شرکت و یا تعمیر خود را وقف می کند و مفاد آن را برای مساکین و فقیران صدقه می گرداند بدین معنا است که اصل مال باقی بوده و از مفاد آن صدقه صورت می گیرد.

ب- وقف در توزیع عواید ملی بالای تمام افراد جامعه رول اساسی را ادا کرده می تواند،دکتر عطیه می افزاید عادتا و به شکل طبیعی عواید ملی بالای عوامل تولید زمین یا طبیعت سرمایه،کار نظم و اداره توزیع می گردد،

که هر یک آن به اندازه سهمش در عملیه تولید ملی از آن حصه می برد، غالبا در نتیجه این توزیع بین افراد جامعه تفاوت ثروت ها به وجود آمده جامعه تبلیغاتی تشکیل می شود که به مرور زمان بین افراد جامعه دشمنی بروز می کند،

مال وقف سبب توزیع عید ملی بر تمام اشخاصی و در از بین بردن این تفاوت رول اساسی را ادا می کند زمانی که ثروتمندان و مالداران برخی از اموالشان را وقف نمایند و مفاد آن به فقیران و مستمندان توزیع گردد ثروت ها به تمام افراد جامعه میرسد و خود به خود طبقات جامعه با هم نزدیک گردید، روح اخوت و همدردی بین افراد جامعه به وجود می آید.

ج- دکتر عبد الحلیم می گوید: وقف در بلند بردن سطح تولید ملی سهم فعال را می تواند داشته باشد به این شکل که:مفاد وقف خواه اهلی باشد و یا خیری به مستحقین توزیع می گردد که در نتیجه بین آن ها میل به مصرف می شود

و از آن نزد افراد تقاضای به پارچه های استهلاکی و حتی تولید خلق می شود و قاعده عمومی اقتصادی این است که هر قدر تقاضا بین افراد برای یک پارچه بیشتر گردد به همان اندازه در تولید آن افزایش می آید و بالا خره سبب به کار افتادن ماشین اقتصادی شده،تولیدات ملی زیاد می شود.

هفته وقف در ایران
www.irib.ir.
سازمان اوقاف و امور خیریه به منظور تحکیم پایه های سنت نبوی وقف،معرفی نقش وقف در توسعه ی فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی آموزشی،بهداشتی و…و همچنین ایجاد انگیزه در نیک اندیشان و خیرین به منظور گسترش وقف،با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ۲۷ صفر را به عنوان روز وقف نام گذاری کرده است.

عناوین روز های هفته وقف امسال به ترتیب عبارتند از:۲۷ صفر وقف در سخن و سیره معصومین، ۲۸ صفر وقف و تعظیم شعائر اسلامی،۲۹ صفر نقش وقف در ترویج قرآن کریم،اول ربیع الاول وقف و خدمات علمی و آموزشی،۲ ربیع الاول وقف و توسعه عدالت اجتماعی،۳ ربیع الاول نقش وقف در گسترش مدنیت و ۴ ربیع الاول،تجلیل از واقفان نیکو کار.

مصارف وقف
www.irib.ir.
وقف به عنوان یکی از منابع تامین منافع عمومی و تعادل عدالت اجتماعی و نیز تامین روزی متقاضیان توسعه یافت تا جایی که وقف طی تاریخ تمدن اسلامی در ایجاد و نو سازی این تمدن به صورت یک موسسه ای مالی و اعتباری مرکزی درآمد.

در هر صورت نقش وقف در فعالیت های نیک و خیر و ارائه ی خدمات به اشخاص و موسسه ها،سرپرستی ایتام،ضعفا،فقرا و مراقبت و توجه بر اوضاع و احوال آنان انکار ناپذیر است.

۲علاوه بر این وقف در عرصه های تاسیس و مدیریت مساجد،مدارس، آموزشگاه ها،دانشگاه ها،کتاب خانه ها،درمانگاه ها و حتی آرامگاه ها نیز شرکت می کند حتی وقف کنندگان به آسایش مسافران نیز توجه داشته اند و استراحت گاه هایی به این منظور در برخی راه های اصلی می ساختند.

به هر حال از آن جا که هیچ محدودیتی برای وقف کننده در نظر گرفته نمی شود،البته تا زمانی که وقف مستلزم گناه و معصیت نباشد،عرصه وقف همچنان رو به گسترش است با وجود این که از جمله این موارد عبارتند از:

۱-مساجد:که حکم خانه های خدا در زمین و مراکز امور اسلامی مردم و نیز میخ های استوار اسلام در سرزمین مسلمانان

۲-مدارس:که تمدن اسلامی را برای چندین قرن به عنوان تنها مرکز علمی دنیا قرار دارد.

۳-کتاب خانه ها:که اماکن فراگیری رایگان علم را برای علاقه مندان به آنها فراهم می کرد.

۴-نگهداری نسخه های خطی:که مربوط به دوران پیش از صنعت چاپ بود،تا اندازه ای که یکی از کتاب خانه های قاهره درعصر فاطمیه توانست ۲۲۰۰ نسخه ی خطی از کتاب تاریخ طبری که یکی

از آن ها به خ۲ط مولف بود،در خود نگه دارد.
۵-محافظت از موزه ها،آثار باستانی و معمولی…
۶- ایجاد خانقاه ها برای اقطاب تصوف و مریدانشان…

۷- ایجاد مکتب خانه ها: در شهر ها، و روستاها و آبادی ها برای حفظ قرآن کریم (یعنی دارالحفاظ)
۸- ساخت بیمارستان ها: مراکزی پیشرفته جهت معاینه و درمان بیماری های جسمی و روانی.
۹- ساخت و هموار کردن راه ها و محافظت از آن ها…

۱۰- آزادی اسیران: به وسیله ی فدیه دادن در ازای آنان، و دادن خرجی به آنان و خانواده هایشان…
۱۱- کمک به در راه ماندگان برای بازگشت به خانه و سرزمینشان.

۱۲- کمک به گزاردن فریضه ی حج به کسانی که توانایی مالی برای رفتن به حج را نداشتند.
۱۳- اعطای زیور آلات طلا و وسایل زینتی به عروس های فقیری که به هنگام ازدواج توانایی خرید آن ها را نداشتند!

۱۴- کمک به زنانی که شوهرانشان خشم می گرفتند و از آنان جدا می شدند و آنگاه محلی برای سکونت خود نمی یافتند، یا جایی که بتوانند در آن سکونت گزینند، دور بود.

به همین منظور خانه هایی به سرپرستی زنان برایشان فراهم می شد که ریاست آن را خانمی به عهده داشت که تلاش می کرد تا اسباب صلح و آشتی زنان خشم گرفته را با شوهرانشان مهیا سازد!

۱۵- ایجاد پایگاه ها در مرزها برای مجاهدین در راه خدا، و مجهز کردن آنها با ادوات جنگی و خرجی دادن به رزمندگان، توجه به خانواده های شهدا.
۱۶- کمک به نابینایان، معلولان و کسانی که به بیماری سخت مبتلا بودند.
۱۷- درمان کردن حیوانات و پرندگان، نگهداری و مراقبت مرغان اهلی.

۱۸- ایجاد مراکز «توزیع شیر» ویژه ی کمک به مادران شیرده تا از این طریق به تغذیه نوزادان شیرخوار آنان کمک گردد ً!
۱۹- تهیه ی سفره های افطار و سحریب برای فقرا و افراد غریب در ماه مبارک رمضان.
۲۰- ایجاد بوستان ها و باغ ها ویژه ی رهگذران تا از سایه و میوه های آن در طول سال بهره مند گردند!

۲۱- تهیه ظروف غذا ویژه ی مناسبت های شادی و غم برای کسانی که توانایی خرید آنها را ندارند، همچنین ظرف هایی که خدمتگزاران می شکستند با آنها تعویض می شد تا مورد آزار و اذیت کارفرمایان خود قرار نگیرند.

۲۲- پرداخت هزینه ی تکفین و تدفین مردگان فقیر و غریب.

۲۳- ایجاد گورستان ها برای تدفین افراد فقیر، غریب و در راه مانده.

۲۴- کمک مالی به حرمین شریفین در مکه و مدینه و مسجد الاقصی و نیز علما و طلاب موجود در آنها و سایر نیازمندان بومی و غیر بومی آنجا، و کمک به مهمانان و ایجاد مراکز سرپرستی برای ایتام.

۲۵- ایجاد مرکز صنعتی، جنگی و غیر جنگی مورد نیار مردم که ایجاد آنها موجب از کارافتادن امکانات و فعالیت های افراد نگردد.

۲۶- ایجاد کاروانسراها برای استراحت تاجران و مسافران و ایجاد نانوایی ها برای پخت نان، آبخوری ها برای سیراب شدن رهگذران و نیازمندان به آب.

۲۷- ایجاد سرویس های بهداشتی عمومی و مرکز سرپرستی و نگهداری از معلولان و بیماران مزمنی.

۲۸- و گذرگاه های که مردم به وسیله ی آنها بتوانند از رودخانه ها و آبراهه ها و غیره گذر کنند، و ساختن آسیاب های عمومی برای آسیاب کردن حبوبات به طور رایگان.

۲۹- توجه دادن به زندانیان و سرپرستی از خانواده های آنان.

۳۰- وام بدون عوض به نیازمندان تنگ دست، کمک به ازدواج پسران و دختران نیازمند.

۳۱- ساخت پل بر روی رودخانه ها….

وقف در اسلام
وقف در قرآن
www.irib.ir.

در قرآن مجید آیه ای که، بر وقف و احکام فقهی آن، صراحت داشته باشد وجود ندارد، ولی می توان از باب اولویت به آیه های احسان و انفاق، و قرض الحسنه و تعاون و صدقه به جواز و بلکه، رجحان و استحباب وقف استدلال کرد.

درباره عطای منجزه مانند وقف و سکنی و صدقه و هبه و غیر اینها، فاضل چنین افاده کرده است:

در قرآن مجید آیه هایی مخصوص به این امور نیست لیکن، آنچه به طور عموم بر فعل خیرات و تحریض آنها دلالت دارد بر این امور نیز دلیل است. راوندی و معاصران از جمله سه آیه را آوردند.

(آیه ۷۷ سوره بقره، آیه ۹۲ آل عمران، آیه ۲۰ مزمل)، علاوه بر اینها آیه دیگری در قرآن می فرماید: آلمال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا مال و فرزندان آرایش زندگانی جهانند ولکن، اعمال صالح که تا قیامت باقی است.

(مانند نماز و تهجد و ذکر خدا و صدقات جاری چون بنای مسجد و مدرسه و موقوفات و خیرات در راه خدا) نزد پروردگار بسی بهتر و عاقبت آن نیکوتر است. و نیز آیه دیگری از قران میفرماید: و یزید اله الذین اهتدوا هدی و الباقیات الصالحات خیر ربک ثوابا و خیر مردا.

و خدا بر هدایت هدایت یافتگان می افزاید و اعمال صالحی که اجرش نعمت ابدی است نزد پروردگار تو بهتر (از مال و جان خاص دنیا) است هم از جهت ثواب الهی و هم از جهت حسن عاقبت اخروی.

برای نگرش به مقام وقف در قرآن کریم، بایستی آیات شریفه ای که بر انفاق، احسان، عمل صالح خیرات، مبرات، باقیات و الصالحات، ایثار و… صراحت دارد در نظر گرفت و از طرفی مبارزه بی امان را با کنز مال تکاثر، تفاخر، استکبار، سرقت، طقیان، کسب حرام، حبس مال، راندن قهر آمیز یتیم پر خاش بر سائل، خود بینی و… را با تعمقی وسیع از سر علم و ایمان بنگریم.

پس می توان که با عنایت به روح قرآن وقف نه تنها جایز است بلکه در موارد و حالاتی راجح و مستحب می باشد و در موقعیت ویژه ای برای حقن دما و مبارزه با روحیه مال پرستی و ثروت اندوزی و جهت تقلیل از اختلافات طبقاتی فاحش، واجب می شود.

البته به نظر نگارنده نمی توان وقف را در زمره احکام واجب تلقی نمود زیرا هیچ کدام از فقها نیز در کتب فقهی خود به این معنا تا کید نکرده اند.

باید گفت وقف از مختصات نظام حقوقی و اقتصادی اسلام است. وقف در اسلام دارای ویژگی هایی است. وقف عملی است صالح و باقی، و مصداق روشنی است از تعاون و تعاضد، و انفاقی است عاری از منت، و احسانی است

خالی از اذیت و بدور از تحقیر شخصیت دیگران و، تصدقی است دائمی و مستمر و بدون ریا، و وامی است بدون اضطراب و تکاثر (سوره مبارکه تکاثر آیات ۱و۲) و بروز اختلافات فاحش طبقاتی به صورتی معقول، و برگ سبزی است که برای انسان ذخیره می شود. (سوره مبارکه مزمل، آیه ۲۰) و سرانجام عاملی است که نام واقف را نیز جاودان می سازد و وی را به نوعی خلود و بقا می رساند.

وقف در سنت
www.irib.ir.
قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام (ص) را سنت گویند و آن را به قول، فعل و تقریر پیامبر اسلام و ائمه (ع) با اصحاب نیز تعریف کرده اند. رسول اکرم (ص) در حدیث مشهوری فرمود:

اذامات ابن أدم انقطع عمله، الا فی ثلاث: صدقه جاریه، او علم ینتفع به، او ولد صالح یدعوله. یعنی: هر گاه فرزند آدم بمیرد عمل او قطع می شود مگر از سه چیز: صدقه جاریه (وقف) یا عملی که از آن سود برده شود و یا فرزند صالحی که برای او دعا کند.

در کتاب مغازی واقدی آمده است: نخستین صدقه در اسلام زمین های مخیریق آنها را با وصیمت در اختیار پیامبر (ص) گذاشت و پیامبر آنهارا وقف کرد.اهل بیت و ائمه (ع) به تاسی از پیامبر اسلام، اهتمام زیادی در گسترش وقف داشتند. و همواره این امر خیر را، مورد ترغیب و حمایت قرار میدادند که به نمونه هایی اشاره می شود:


ابو بصیر از امام باقر (ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود: آیا وصیتنامه حضرت زهرا (س) را برایتان نخوانم؟ گفتم چرا، سپس حضرت بسته ای درآوردند و در نوشته ای که از داخل آن بیرون آوردند چنین خواندند.

به نام خداوند بخشنده مهربان، این چیزی است که فاطمه (س) بنت محمد (ص) در مورد باغهای هفتگانه خود وصیت کرده است. باغهای هفتگانه بنام عواف، دلال، برقه، سبت، حسنی و صافیه و مال ام ابراهیم، به علی ابن ابیطالب (ع) و بعد از درگذشت او به فرزندش حسن (ع) و بعد از درگذشت او به فرز ندش حسین و بعد از او به اکبر فالاکبر از فرزندانش میرسد.
حضرت امیر (ع) درباره اهمیت وقف در یکی از وقف نامه هایشان میفرمایند:

(ابتغاء وجه الله لیوحین الله به الجنه و یصرفنی عن النار و یصرف النار عن وجهی یوم تبیض وجوه و تستود وجوه).

به منظور جلب رضایت الهی تا به سبب آن مرا داخل بهشت برین فرماید و آتش را از وجودم و صورتم دور فرماید در روزی که صورتها سیاه و سفیدند اینجاست که باید به ارزش این عمل خداپسندانه پی برد.

حضرت امیر (ع) موقوفه های مختلفی داشتند که به نمونه هایی از آن اشاره می شود: در جلد ۲ صفحه ۱۲۳ مناقب شهر آشوب و جلد ۴۱ صفحه ۳۲ بحار الا نوار آمده است: علی (ع) در ینبع صد چشمه درآورد

و برای حاجیان خانه خدا وقف فرمود و چاههایی در راه مکه و کوفه حفر کرد و مسجد فتح را در مدینه و مسجدی را هم مقابل قبر حمزه و در میقات ساخت و در کوفه و بصره و آبادان هم مسجدها از او باقی ماند.باغهایی هم اکنون در محله نحاوله مدینه (محله شیعه نشین) به نام باغ صبا و باغ مرجان وجود دارد که امام حسن مجتبی (ع) یا حضرت علی بن الحسین (ع) وقف فرموده اند.

دیدگاه بلند و آسمانی پیامبر گرامی اسلام در تاسیس مساجدی که شالوده اش بر تقوی استوار باشد، عامل محرکی برای مومنین گردید تا میلیونها پایگاه عبادت پروردگار و مبارزه با شیطان در جهان بوجود آید و اولین آن مسجد قبا در مدینه بود که بدست مبارک پیامبر خدا (ص) و یارانش احداث گردید.

حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) از نخستین کسانی در خاندان رسالت می باشد که به پیروی از پیامبر گرامی (ص) موقوفاتی را برای رفع نیاز مستمندان از خود بجای نهادند و در یک مورد وصیت نامه ای از سوی حضرت صدیقه طاهره وبخط مبارک علی علیه السلام و شهادت دو نفر از یاران رسول گرامی اسلام (ص) باسامی مقداد ابن اسود و زبیر ابن عوام تنظیم گردید .

که تولیت آنرا به همسر و پس از آن به فرزندان بزرگوارش واگذار فرموده بود.حضرت علی (ع) چشمه ساریکه در مدینه و سپس نخلستانهایی را که در کوفه است با دست مبارک خویش ایجاد کرده بودند وقف محرومان و نیازمندان فرمودند. مختصر آنکه بنابر روایتی از جابربن عبد الله انصاری از یاران پیغمبر (ص) کسی نماند مگر آنکه ملکی را وقف کرده باشد. **زیرنویس=سازمان حج و اوقاف/۱۳۶۴/ص ۵.@.

وقف در حکومت های اسلامی
وقف در زمان بنی امیه
www.irib.ir.
هر چند با دور شدن از صدر اسلام، و استیلای غاصبان حکومت اسلامی، ضربات جبران ناپذیری بر ارزشهای مکتبی وارد گردید اما در عین حال، سنت وقف گسترش یافت و از انحصار بر فقرا و مسکینان، خارج شد و به تاسیس مراکز علم و تامین زندگی طلبه، و مدرسان خادمان و ایجاد کتابخانه ها تعمیم یافت.

توجه مردم به وقف و گسترش آن موجب شد که برای اداره امور موقوفه ها، تشکیلات منظمی به وجود آید. در اوایل،موقوفه ها توسط خود واقفان و یا متولیان اداره می شد و دولتها دخالتی در اداره وقف نداشتند،

ولی کثرت موقوفه ها و تطور حیات اجتماعی، در جوامع اسلامی، دخالت دولتها و تاسیس اداره های اوقاف را الزامی کرد. در ابتدا قضات بر موقوفه ها نظارت می کردند و متولیان را به محاسبه و محاکمه می کشاندند و در صورت تقصیر و یا تهاون در نگهداری اعیان وقف، آنان را منع، و احیانا تادیب می کردند.

جنایات و ستمکاریهای بی شمار امویان و درگیریهایی که بین آنان و عباسیان بر سر غصب که پدیده وقف نیز از این ستیزه جویی مصون نماند زیرا بی بند وباری وبی توجهی این شجره خبیثه ارزشها و کرامات انسانی را به اضمحلال می کشاند وچنانچه پا فشاری واستقامت فرزندان ایمه اطهار(ع) و اهل ایمان نبود نیات واقفین از مسیر شرعی خویش منحرف می شد.

از جمله عزل ونصبی که حجاج ابن یوسف بر خلاف شرع در مورد تولیت صدقات (موقوفات) حضرت علی(ع) اعمال نمودکه بر اثر مقاومت متولیاصلی (حسن مثنی فرزند امام حسن (ع) بحال خود برگشت.

وقف در زمان صفویه
www.irib.ir.
از مجموع اسناد و مدارک تاریخی، چنین بر می آید که وقف در دوره صفویه رونق فراوانی یافت به طوریکه حتی خود شاهان صوفی نیز در زمره واقفان بزرگ قرار گرفتند و بسیاری از املاک وقف، بقاع متبرکه شیعه بالاخص آستان علی بن موسی الرضا (ع) گردید شاید بتوان گفت که در زمان شاه عباس اول بیش از دوره صفویه به املاک موقوفه اضافه شد. در سال ۱۰۱۵ (۱۶۰۹ میلادی)

یا ۱۰۱۶ وی بر آن شد که جمیع املاک و رقبات مکتسبه خود را که قیمت عادله آنها زیاده از یکصد هزار تومانی شاهی عراقی و حاصل آنها بعراز وضع موونات زراعت به تسعیر وسط قریب به هفت هزار تومان می شد.

با ابنیه گوناگونی که در اصفهان و حوالی باز هم درهمین کرمان نمونه دیگری از موقوفات صفویه داریم که به دست یکی از افراد طبقات عادی وقف شد

و آن را موقوفه های خواجه کریم الدین پاریزی می گویند که در همان زمان یا اندکی بعد از آن، به وجود آمد و شامل املاک بسیار مهمی در اطراف یزد و زرند و سیرجان و کرمان بود

و این روزهاااز آن موقوفه ها فقط املاک شیب تل و آبشار در حدود ده شتران و شهر بابک باقی مانده و سالی قریب به ۴۰ هزار من محصول گندم می دهد و حال آنکه قسمت عمده رقبات موقوفه از جمله موقوفه های امام قلی خان در فارس در دست نیست.

وضع وقف از انقراض افشاریه تا مشروطیت
www.irib.ir.
با مرور وقایع دوران صفویه، می توان گفت وقف در این دوران، به اوج خود رسید و در زمان افشاریه مورد بی توجهی قرار گرفت و این روند ادامه یافت. مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران آورده است اوقاف در دوره قاجار، همچنان در هم و آشفته بود.

در دوره سپهسالار، ضمن اینکه رشته قدمهای اصلاح بهبود اوقاف، گفتگوهایی شده و آنچه به تحقیق پیوسته، املاک موقوفه اغلب جزو املاک مردم شده و در آن بیع و شراء می شود بلکه صداق زوجات می نمایند.

به علاوه محصول املاک موقوفه مانند املاک اربابی تا به حال سه برابر ترقی کرده است. وقتی که اصل عایدات موقوفه بنا به آنچه در وقفنامه نوشته شده است، حیف و میل گردد به طریق اولی تفاوت عمل آن… در کید متولی خواهد ماند.

پس متولیان باید با اطلاع حکام ثبت صحیح اوقاف را به وزارت اوقاف بفرستند، تا قرار مخصوص داده شود. به علاوه تکلیف مالیات املاک موقوفه معین گردد. اکنون که متولیان اصل موقوفه را قبول خویش می شمارند، گرفتن مالیات از آنها ضرورت دارد.

کاساکوفسکی نیز ضمن خاطرات خود در آذر ماه ۱۲۷۵، علیه امام جمعه می نویسد:

“… موقوفه های تهران قبلا در اختیار ملا علی کنی بود، پس از مرگ او به دستور ناصر الدین شاه به داماد او، امام جمعه واگذار شد. و مصارف شخصی خود بیست و چهار هزار تومان بود، به او مانند سلف خود عواید موقوفه ها که در حدود می رساند، و طلاب همواره شکایت داشته اند. ”

پس از مرگ ناصر الدین شاه، از برکت آزادی نسبی، طلاب مدارس، علم مخالفت برافراشتند و از ستمگری امام جمعه شکایت ها کردند.”

وقف در زمان عباسیان
عباسیان از سال (۳۲ تا ۵۶ هجری قمری) بر اکثر قلمرو اسلامی حکومت کردند و فرهنگ و تمدن اسلامی، به دوران شکوفایی خود رسید و موقوفه های زیادی نیز وجود داشت. در دوران سلجوقیان که از عباسیان متابعت می کردند، املاک فراوانی برای اداره نظامیه ها ی معروف به دست خواجه نظام الملک وقف شد.
دکتر الکبیسی نویسنده کتاب احکام وقف در شریعت اسلام می نویسد:

در دوران عباسیان اداره موقوفه ها در اختیار کسی بود که صدرالوقوف نامیده می شد.

در این دوران توجه شایانی به وقف وایقاف شده بطوریکه در آمد موقوفات سالانه بالغ بر صدها هزار دینار طلا می گردد و نظامیه های بغداد ونیشابور از این طریق اداره می شد. در این عصر از تشکیلاتی بنام “دیوان اوقاف”می توان نام برد. **زیرنویس=سازمان حج و اوقاف/۱۳۶۴/ص ۹.@.

وضع موقوفه ها در زمان افشاریه
www.irib.ir.
هنگامی که نادر شاه در سال ۱۱۴۹ هجری قمری (۱۷۳۶ میلادی) تخت و تاج را پذیرفت، شرط کرد که مذهب سنت را جانشین مذهب شیعه کند که در زمان صفویه مذهب رسمی مردم ایران بود ولی در آخرین سال حکومت خود طی صدور فرمانی اوقاف را از مردم گرفت و بدین ترتیب بسیاری از زمینهای وقفی که در دوره سلطنت سلطان حسین، قسمت قابل توجهی از کل زمین ها را تشکیل می داد، به اداره کنندگان زمین های دولتی واگذار شد.

درآمد این زمین ها می بایست صرف نگهداری قشون می شد. در نتیجه صدور این فرمان عده ای اوقاف را از مردم تحویل گرفتند. آنها را به انضمام املاک خالصه در دفاتر ثبت اراضی که پس از آن به (رقابت نادری) معروف شد، وارد کردند.

آری جهل و بی خبری نادر شاه از سنن اسلامی موجب گردید تا بار دیگر چهره تابان وقف در محاق قلدری حاکم زمان قرار گیرد.

اثرات سوئ فرمان نادر وهجوم محمود افغان به ایران موجب شد تا اغلب دفاتر موقوفات از بین رفته و رقبات وقفی نامعلوم گردد. **زیرنویس=سازمان حج و اوقاف/۱۳۶۴/ص ۱۱.@.

نادر قبل از آنکه بتواند فرمان خود را درباره اوقاف کاملا اجرا کند، کشته شد و جانشین او علیقلی، عادل شاه فرمان مزبور را لغو کرد و بعضی از املاک مغصوب را به مردم پس داد.

وقف در زمان عثمانی
www.irib.ir.
چون آل عثمان اداره اغلب کشور های عربی را به دست گرفتند (آل عثمان از سال ۶۹۹ هجری قمری تا ۱۳۴۲ در آسیای صغیر حکومت کردند) قلمرو وقف گسترش یافت و تشکیلات وسیعی برای آن به وجود آمد

و قوانین و مقررات متعددی به تصویب رسید که بسیاری از این قانون ها هنوز هم در کشور های اسلامی، عمل می شود. آئین نامه اداره اوقاف در ۱۹ جمادی آلاخر سال ۱۲۸۰ در عهد عثمانی تصویب شد و وظیفه مدیران ومتولیان اوقاف در آن بیان گردید.

آیین نامه دیگری نیز در ۱۹ جمادی آلاخر ۱۲۸۷ هجری قمری صادر شد که انواع زمین ها خرید و فروش موقوفه ها و مستغل های در دولت عثمانی بیان کرد. قانون دیگری هم در رمضان ۱۲۷۴ صادر گردید که تا عصر حاضر ادامه یافت.

بسیاری از احکام و تعاریف اداره اوقاف عراق را ار نظام المستقفات و المستغلات الوقفیه و قانون اراضی عثمانی اقتباس کرده اند. از همین قوانین است قانون توجیه جهات که به موجب آن چگونگی وظایف در اوقاف و خیریه جهات علیه و انواع جهات در دوم رمضان ۱۳۳۱ هجری قمری صادر شد ماده اول آن چنین است:

اسم جهات برخدمات موسسات وقفی، مانند تدریس و خطابه و امام تو قیومت و نگهداری کتب و تولیت اطلاق می شود. (اصطلاح جهات گاهی به خود مسجد و امثال آن اطلاق می شود و گاهی به خدماتی گفته می شود که در آنجاها انجام می گردد.)

وقف در ایران بعد از اسلام تا مشروطیت
مسلمانان در سال چهاردهم هجری پس از تسخیر ساحل چپ فرات، در محلی به نام قادسیه به سرداری سعد بن ابی و قاص، سپاه ایران را به فرماندهی رستم پسر فرخ زاد شکست دادند و درفش کاویانی را به غنیمت بردند سپس خوزستان را به تصرف درآوردند و در نبرد دیگری که در سال ۲۱ هجری قمری (۶۴۲ میلادی) در حدود نهاوند در گرفت، مسلمانان پیروز شدند و فتح الفتوح نامیدند

و به تدریج نواحی دیگر ایران به تصرف لشکریان اسلام درآمد. با مرگ یزد گرد در سال ۳۲ هجری قمری (۶۵۱ میلادی) ایران جزو قلمرو اسلامی شد زمین های ایران تابع فقه اسلامی شد

بخشی از این زمینها که در هنگام فتح آباد بود زمین های مفتوح العنوه طبق روایتی که حماد از امام موسی بن جعفر (ع) نقل می کند موقوفه محسوب شد و به کسانی واگذارد که آنرا آباد و احیا کنند و به قدر توانایی خراج بپردازند.

به نظر می رسد در این روایت وقف از معنای مصطلحی که پیرامون آن سخن گفتیم منشور نظر باشد. و صرفا عدم جواز خرید و فروش اراضی مطرح باشد هر چند اطلاعات دقیقی هم در این رابطه وجود ندارد.

نویسنده کتاب مالک و زارع در ایران می نویسد: در ازمنه متاخر، کلمه وقف بیشتر در مورد زمین هایی به کار برده می شد که مالکیت آنها، به نفع عامه یا یکی از امور خیریه حبس شده باشد، نظرا “مالکیت این گونه زمینها تا ابد غیر قابل انتقال می شد،

اما عملا مانند انوع دیگر زمین؛ممکن بود به وسیله غاصبان غصب شود قدیمی ترین مورد دخالت عضد الدوله (متوفی ۳۷۲ هجری قمری، ۹۸۲ میلادی) در مورد اوقاف سواد سراغ داریم که مفتشان و ممیزانی بر آنها گذاشت و برای هر کدام مبلغ معینی به عنوان وظیفه مقرر کرد. آل بویه املاکی را که اعراب اشعری قم، وقف ائمه (ع) و اعقاب ایشان کرده بودند، متصرف شدند.

از تشکیلات اداری ایران در دوره صفاریان (۲۴۵-۲۹۰ هجری قمری) اطلاع صحیحی در دست نیست. ولی در اداره های دوره سامانیان (۲۶۱-۳۸۹ هجری قمری)از دیوان موقوفات و یا دیوان اوقاف نام برده اند که به کار مساجد و اراضی موقوفه می رسیده اند

به طوری که از کتاب عتبه الکتبه و منشات رشید الدین و طواط بر می آید، متصدیان دیوان اوقاف، به وضع ارا ضی و املاک موقوفه، و چگونگی بهره برداری از عواید حاصل چنانکه منظور واقف بود رسیدگی و سعی می کردند به مصرف برسد، و حیف و میلی از طرف متولیان در کار نباشد

، از فرمان ها و منشورهای سلاطین به وظایف دیوان اوقاف نمونه هایی چند نقل می کنیم:

در کتاب “عتبه الکتبه ” وظیفه متصدی اوقاف را چنین می خوانیم: به تفحص احوال اوقاف مشغول گردد، وقف ها و وقفنامه ها را باز طلبد، کیفیت احوال هر یک بداند و محصولات گذشته رامعلوم کند

تا به کدام کس تعلق داشته و مصارف آن چگونه بوده است اگر متصرفان کار بر وقف مشارطه کرده باشند، و محصول به مصب استحقاق رسانیده، شغل برایشان تغریر می کند و به تازگی شرط احکام بجای آورد.

و اگر به خلاف این بوده باشد حال به دیوان باز نماید، و در مستقبل هر موضعی که از اوقاف است، به معتمدان کاردان، خدای ترس و معتبر سپارد، و جهت میستاند که در تیمار داشت، تهاون نکند و از جمله خیانت و اختلال دور باشد

و اوقاف را معمور دارد و محصول آن بر آن جملت که فرموده است به مصب وجوب رساند و در جای دیگر وظیفه مسئول دیوان، چنین تعیین شده است:

به کار اوقاف و محصولات آن برسد، و خللی را که در آن بیند، تلافی کند و اگر از متولی و متصرفی خیانتی ببیند و اختذالی ظاهر ببیند، تبدیل و تنکیل خائن از لوازم شرع داند و در امر احیاء معالم خیرات رسانیدن محصولات اوقاف به مصب استحقاقی مجتهد باشد.

همچنین از کارهای شرعی که کند و مهمات دینی که پیش آید به بصیرتی تمام باشد، تا تمویهی نکنند و باطلی در معرض حق ننمایند،

که از آن نحسی به حق مسلمانی راه یابد، و ما از آن مسئوول باشیم (یوم لا تملک نفسی لنفس شیئا و الامر یومئذ الله) و علی الخصوص در کار تدارکات و اموال یتامی و رسانیدن به مستحقان تیقضی هر چه تمام تر ورزد تا دست مکاکله از آن کشیده شود (ان الدین یاکلون اموال الیتامی ظلما انما یاکلون فی بطونهم نارا و شیصلون سعیرا)

چنین به نظر می رسد که در مورد اوقاف نظارت مخصوص از طرف حکومت مرکزی می شد و این سیاست عبارت بود از این که تشکیلات مذهبی را دایره یشکیلات حکومت محدود کند. از اینجا بر می آید که در دوران سلجوقی وقف گسترش یافت و موقوفه های زیادی به وجود آمد، که حکومت مرکزی بر مصرف آنان نظارت داشت.

متولیان اوقاف را تحت سیطره تشکیلات حکومتی در آورده بودند در منشوری که از طرف دیوان سنجر صادر شده نظارت کلی به قلضی عسگر سلطان واگذار شده بود و در این منشور قاضی دستور داشت درباره محصولات اراضی موقوفه، رسیدگی کند

و اختلال امور اوقاف را مرتفع سازد و مانع از غصب آنها شود، و کاری کند که محصول زمین های وقفی به مصارف منظور برسد. به متولیان دستور داده بودند، که اطلاعات کامل در دسترس او گذارند و مخارج دستگاه قاضی را بپذیرند. گذشته از قاضی در بعضی از شهرها اداره ای به نام دیوان اوقاف وجود داشت که کار آنها تدبیر امور اوقاف ناحیه مربوط بود.

در منشوری از طرف دیوان سنجر، از نیابت دیوان اوقاف خواسته اند که احوال اوقاف را معلوم دارد، و درباره هرگونه اختلافی که در امور اوقاف پدید آید، تحقیق کند ودر آباد کردن اوقاف و استر داد و مطالبه محصول آن سعی جمیل به کار برد و چنانچه حیف و میل و اختلاسی در دیوان موقوفه رخ دهد، در حد امکان در جبران آن بکوشد وگرنه این کار را به دیوان ارجاع نماید.

همچنین در مورد اوقاف گرگان پس از مقدمه ای کوتاه به اختلالاتی که در امور اوقاف گرگان و توابع آن سامان، پدید آمده بود، به عزیز الدین دستور داده اند که در احوال اوقاف مراقبت کند و وقفنامه ها را بخواند و محصول گذشته آنان را معلوم دارد

و تحقیق کند که این اوقاف را از ابتدا چه کسانی وقف کرده اند و محصول املاک چگونه مصرف می شود. اگر کسانی که متولی موقوفه هستند مطابق شروط و اصولی که واقف معین کرده عمل می کنند و محصول آنرا به مصرف خواص خود می رسانند، باید به موقع آن را تحکیم کرد وگرنه موضوع به دیوان ارجاع شود (در دوران سلجوقیان و بخصوص در سلطنت آلب ارسلان و ملکشاه که خواجه نظام الملک وزارت آنها را بر عهده داشت،

موقوفات زیادی خصوصا در زمینه احداث مدارس (نظامیه ها) وجود داشت، بطوریکه جمع درآمد موقوفه های این مدارس به شصت هزار دینار می رسید.

در مقدمه تاریخ کرمان آمده است: مردم برای اینکه حکام به املاک طلق آنان دست نیازند، تدبیری تازه اندیشیده اند و بیشتر املاک خود را وقف کرده اند، بدین امید که شاید پشتیبانی خاندان رسالت و عنوان وقف، متسلطین جرات تصرف آن املاک را نکنند، بسیاری از املاک حدود کرمان وقف ماند.

مخصوصا حدود سیرجان که به قول یکی از روحانیون آن حدود که هر وقت قباله ای برای ا مضا نزد او می بردند، می گفت: (پنج دانگ و نیم سیرجان وقف است و در نیم دانگ دیگر آن هم شک دارم) و از امضای قباله خودداری می کرد. گواینکه این تدبیر نیز گاهی کارگر نبود و حتی املاک وقفی هم از چنگال متسلطان محفوظ نماند).

همچنین مطالعه کتابچه موقوفه های یزد به خوبی دامنه وسیع موقوفه ها را در دوران بعد از اسلام نشان می دهد. مساجد و مشاهد و مدارس یزد دارای موقوفه های گوناگون و متنوعی بودند که کمابیش عواید آن به مصرف مقرر می رسید.

در فصل سوم نیز در مورد مدارس چنین آمده است: در ازمنه سابق در دارالعباده یزد، زیاده از چهارصد مدرسه شریفه معمور بوده که هر یک از آنها موقوفه های کلی و جزئی داشت و نظر به انقلاب روزگار، کل آن ابنیه ویران گشت تمامی موقوفه ها به ضبط خالصه دیوان درآمد مگر مدرسه شفیعیه که الان دایر است و چند مدرسه جدید….
موقوفه های ایران بعد از مشروطیت، تا پیروزی انقلاب اسلامی

چهار سال بعد از برقراری مشروطیت یعنی در سال ۱۳۲۸ هجری قمری (۱۲۸۹ هجری شمسی) قانون وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه تصویب گردید، و مسئولان اداره های معارف در شهرستان ها موظف به انجام امور اوقاف نیز بودند.

در تصویب قانون مدنی نیز، بخشی به وقف اختصاص یافت. در بیست و شش اسفند ۱۳۱۰ (۱۹۳۲ میلادی) قانون اداره های ثبت اسناد به تصویب رسید، و در ماده ۱۷ و ۱۸ فصل سوم نظامنامه آن قانون،مقررات مخصوص برای ثبت اوقاف وضع شد.

در سال ۱۳۱۱ شمسی (دوره هشتم مجلس) قانونی تحت عنوان ادای اشخاص و اداره اوقاف تصویب گردید. در سال ۱۳۱۳ شمسی (سوم دیماه) قانون اوقاف مشتمل بر ده ماده تصویب گردید و نظامنامه آن به سال ۱۳۱۳ شمسی به تصویب هیئت دولت رسید.

که مشتمل بر۷۶ ماده بود. و در این نظامنامه از تشکیلات اداره تحقیق نیز سخنی به میان آمده (ماده ۶۷ به بعد) و نظامنامه تحقیق نیز مشتمل بر۳۳ ماده در همان تاریخ تصویب شد.

در ۲۵ آبان ۱۳۱۶ قانون عمران به تصویب رسید و در ماده ۱ آن مقرر گردید: مالکین اراضی فلاحتی مکلف به عمران آن هستند و این تکلیف نسبت به املاک وقف به عهده متولی یا قائم مقام او… است ولی این قانون به مرحله اجرا در نیامد و آیین نامه نیز تنظیم نگشت.

در سال ۱۳۲۰ شمسی (دوره دوازدهم مجلس) قانون فروش املاک موقوفه به تصویب درآمد، سپس لغو شد. همچنین در سال ۱۳۲۰ قانون توسعه معابر به تصویب رسید که نحوه برخورد با موقوفه ها هم در ظان پیش بینی شد. ضمنا آیین نامه قانون فوق در سال ۱۳۲۵ به تصویب رسید.

از سال ۱۳۲۸ شمسی، در شهرستانها نیز مسئول امور مربوط به وقف، جدا از مسئول فرهنگ معین گردید، ولی عملا باز از استقلال واقعی برخوردار نبودند و اداره کل اوقاف در تهران و دوایر مربوط به شهرستانها ریال تبعید گاه معارفیان بشمار می رفت.

در ۸ شهریور ۱۳۳۵ شمسی ماده واحده ای تحت عنوان اراضی دولت، شهرداری ها و اوقاف و بانک ها تصویب شد و بعد از آن اقداوات جزئی دیگری نیز صورت گرفت.

در ۱۵ آذر ۱۳۴۳ به موجب قانونی مشتمل بر۸ ماده و ۲ تبصره اداره کل اوقاف به سازمان اوقاف تبدیل گردید. و چون در قانون، وزارت فرهنگ و هنر و وزارت آموزش و پرورش و سازمان اوقاف، شورای عالی اوقاف پیش بینی شده بود، لذا آیین نامه شورای عالی اوقاف در ۱۳۴۵ تصویب گردید.

در سال ۱۳۴۷ قانون نوسازی و عمران شهری و معافیت موقوفه ها از برخی هزینه ها تصویب شد و در تاریخ ۴/۳/۱۳۴۷ آیینت نامه ای مشتمل بر۵۹ ماده و ۷ فصل به تصویب دولت رسید و نظامنامه مذکور در فوق لغو گردید. در سال ۱۳۴۷ قانون خرید اراضی و ابنیه و تاسیسات برای حفظ آثار تاریخی به تصویب رسید.

در تیر ماه ۱۳۵۴ قانون جدید اوقاف و در مهر همان سال نیز آیین نامه اجرایی قانون اوقاف تصویب گردید. با ملاحظه قوانین مختلف باید گفت:

۱- اولین سنگ بنای مقررات وقف همچون سایر امور قانون گذاری کشور با مشروطیت شکل گرفت و موقوفاتی که همواره توسط حکام شرع و برخی سلاطین اداره می شد تحت کنترل مقررات در می آید.

۲- دخالت و یا به تعبیر دیگر، نظارت اوقاف در دوره های مختلف قانون گذاری پس از مشروطیت گسترده مستقیم شد.
۳- به ثبت رساندن موقوفه ها توجه کافی شد و در قوانین ثبت به این مهم اشاره می شود.

۴- سازمان اوقاف کشور با آموزش و پرورش مشترک بود و در ابتدای امر با دید کاملا فرهنگی به موقوفه ها نگاه می کردند و به مرور زمان وزارت فرهنگ و معارف از اوقاف جدا شد.

۵- در مقررات مربوط به برنامه های عمرانی کشور، همواره به جایگاه موقوفه ها و نحوه اجرای برنامه های عورانی در محدوده موقوفه ها اشاره کرد و مقرراتی در این رابطه به تصویب رسیده و می رسد.

۶- در مقررات مرتبط به اراضی شهری و شهرداری ها موقوفه ها به نحوی لحاظ می گردد.
۷- مقررات در رابطه با حفظ و حراست از موقوفه ها به تصویب می رسد.

۸- در اولویت دادن به پرونده های محاکماتی موقوفه ها مقرراتی به تصویب می رسد.

۹- مهمترین و اساسی ترین مقررات مربوط به موقوفات قوانینی است که در اجرای برنا مه های اصلاحات اراضی به تصویب می رسد و دگرگونی در کار موقوفه ها بوجود آورده.
۱۰- جایگاه قانونی ادارات تحقیق اوقاف قبل از انقلاب مستحکم تر و آثار تصمیمات مقتدرانه بود

۱۱- در مقررات مربوط به کیفیت مصارف درآمد های متعذر یا مجهول المصرف و مانند آنها تنوع و برنامه های جامعی وجود داشت.

در یک جمع بندی اساسی می توان گفت آهنگ حرکت قانون گذاری مربوط به موقوفه ها از مشروطیت آغاز و به راه خود ادامه می دهد، و در سالهای ۱۳۳۵ الی ۱۳۵۴ قوانین بیشتر و مهمتری به تصویب می رسد، که برخی دیگر مانند قانون اوقاف مصوب سال ۱۳۵۴ از جامعیت بیشتری برخوردار می گردد و حیطه نظارت و اختیارات سازمان اوقاف را گسترده تر می کند.

وقف پس از انقلاب اسلامی
با پیروزی انقلاب اسلامی تحولات مختلفی در برخی قوانین که به طور مستقیم با بعضی امور مرتبط با دیدگاه ها و شعار های انقلاب بود، به وقوع پیوست که به ذکر رئوس مقررات وقف می پردازیم:

۱-از آنجا که مالکیت زمین از اهمیت خاصی برخوردار می باشد، در قوانین مرتبط به اراضی شهری، به نوعی موقوفه ها اشاره دارد.
۲-در اردیبهشت ماه سال ۵۸ مقرراتی در خصوص تجدید قرارداد و اجاره املاک اوقاف، به تصویب شورای انقلاب رسید و کلیه قرارداد ها را باطل کرد و برای تجدید قرارداد اصول و ضوابط خاصی را پیش بینی نمود.

۳-در مقررات مربوط به اراضی عمده کشاورزی، نیز تا حدی جایگاه موقوفه ها محفوظ ماند.
۴-بخشی از بنیاد ها و موسسات خیریه به سازمان اوقاف ملحق شد.

۵- ماده واحده قانون ابطال اسناد آب و اراضی وقفی، به تصویب رسید و کلیه موقوفه های به فروش رفته را باطل اعلام کرد.

۶- درشرح وظایف وجایگاه سازمان اوقاف،مقررات جامعی تصویب گردیدکه جایگاه نظارتی وهمچنین صلاحیت اداره تحقیق مقداری تقلیل یافت

۷- درمقررات اراضی شهری،شهرداری ها،اداره مالیات، ثبت، دادگستری و معادن نیز پیش بینی هایی شد و بعضا توجه بهتری به موقوفه ها شد.

۸- در یک اظهار نظر کلی، اولا توجه به موقوفه ها و علاقه به توسعه. ترویج آنها، در ذهن و فکر تصمیم گیران بود و به همین دلیل مقررات مختلفی در کمک به موقوفه ها به تصویب رساندند.

ثانیا روح حاکم بر جامعه، و نگرش های عموم، در کنار مقدمات، کمک شایانی به حفظ و حراست موقوفه ها و به اجرای بهتر آنها انجام گرفت که باید در پژوهشهای مختلف مد نظر قرار گیرد.

به امید روزی که این سنت نبوی در جامعه اسلامی جای واقعی خویش را یافته و بحق تبلور بیان امام امت در همه ابعد را فراهم آورده وبتوان از ثمرات پر برکت و والای آن در اداره امور مردم و کشور استفاده و زمینه های ایجاد حکومت جهانی اسلام را پی ریزی نمود.

وقف در ادیان ابراهیمی
وقف در میان زرتشتیان

www.irib.ir.

بنظر می رسد گذشتگان در فرهنگ خود به نوعی از تصرفات مالی شبیه وقف، آشنایی داشته اند و در تخصیص بخشی از اموال خود برای خدایان ومعابد انفاق می کردند.در کتاب مذهبی زرتشتیان اوستا می خوانیم: خشتی مچا اهورایی آییم درگوبیوددت واستارم.

((اهورا مزدا از کسی خشنود است که بینوایان را دستگیری کند)) درطبیعت برابری نیست ما باید آن را یجاد کنیم خداوند متعال تمام افراد را یکسان نیافرید از این جهت همیشه افرادی که از دیگران ناتوان تر وضعیف ترند می یابیم. پیامبران الهی کمک کردن و رسیدگی به محرومان ومستمندان را از وظایف پیروان خود قرار داده اند.

در مذهب زرتشتی هر کس وظیفه دارد یکدهم درامد خود را صرف داد ودهش وخیرات وکمک به مستمندان کنندهمچنین بسیاری از افراد نیکوکار زرتشتی قبل از مرگ تمام یا قسمتی از دارایی خود را ازقبیل: زمین، با،آب وخانه وقف مراسم گهنبار وخیرات ودادو دهش وکمک به فقرا وهم کیشان خود می کنند. از سنن ایرانیان باستان که برای دادو دهش وخیروخیرات برگزار می شد،

مجالس شش اهنبار
یا گهنبار بود که پیدایش آن به اوایل پیشدادیان می رسد.

تاریخ نگاران اولین بنیانگذار گهنبار را جمشید، شاه پیشدادی می دانند درزمان او یا پس از ظهور زرتشت تغییراتی در روش گهنبار داده شد در ابتدا موبدان بخش هایی از اوستا را می خواندند آنگاه سفره حام می گستراندند وفقیر وغنی برسر سفره ئ گهنبار می نشستند

واز آن استفاده می کردند.این روش تا زمان انوشیروان ساسانی ادامه یافت درزمان او به علت فاصله زیاد طبقاتی بین مردم دگرزگونی هایی در ایین گهنبار به وجود آمد. شش گاهنبار یا گهنبار یا گاهانبار،به طور کلی اشاره به شش گاه یا شش هنگام از اوقات مختلف دارد که موقع آفرینش عالم وعالمیا ن می باشد.

در ایین مزدیستی(یکتاپرستی) زرتشت، این شش گاه یا شش هنگام را به شکرانه نعمت های خداوند متعال جشن می گیرند و زرتشت مانند ایرانیان قدیم، در این جشن ها بذل وبخشش، دادو دهش، خیر وخیرات و انفاق می نمایند واحسان می کنند وسپاس اهورا مزدا را بجای می آورند.درآمد ومنافع حاصله از موقوفه های گهنبار نیز در این ایام صرف نیات خیرخواهانه ونیکوکارانه واقف می شود.

گذشته از اینکه این شش هنگام موقع خلقت جهان وسایر موجودات ومخلوقات می باشد، انسان در این روزها نیز از کاروکوشش خود نتیجه به دست می آورد وفایده میبرد، ازقبیل برداشت محصول وبدست آوردن میوه ها وخوراکها وغیره.هرکدام از این جشنها که درشش موقع انجام میگیرد،

به مدت پنج روز ادامه می یابد ودوروز آخرآن از همه مهمتر وگرامی تر است ودر واقع چهارروز اول را به مقدمه جشن می دانندوجشن مراسم حقیقی درروز پنجم برپاست.هنگام فتح شوش دربقعه ی دانیال پیامبر سندی به دست آمد که به موجب آن گنجی برای پرداخت وام های بدون ربح یافته بودوخلیفه دستورداد که گنج به دست آمده به بیت المال منتقل شده، طبق اختصاص دستور مندرج در سند عمل شود.

وقف در ایران باستان
مصطفوی رجالی/۱۳۵۱/ص ۱۷ به بعد.
درایران باستان وقف به معنی امروز وجود نداشته بلکه امور خیر به عنوان نیاز و پاره ای ازآنها بدون توجه به اجر وپاداش دنیوی یااخروی انجام می یافته است.واگر امروز ما موقوفاتی را به نام زرتشتیان درکنار وگوشه ایران می بینیم به تقلید از اسلام بوده است.

آنان درمواقعی خاص اموال خود راوقف می کردند تا از غصب آن جلوگیری کنند و بعلاوه مال آنان بین خودشان باقی بماندو به تصرف مسلمین در نیاید. وقف در ایران باستان به سه دسته بوده است:

۱- اشوداد: بخشیدن درراه دین یا بخشی درراه خدا ۲- نیاز: تهیه لوازم معبد وپرستشگاه ودراختیار معبد قرار دادن آن لوازم
۳- گهنبار: زرتشتیان معتقدند که اهورا مزدا دنیا را در شش روز آفرید وآن روزها را جشن می گرفتند که توضیح آن بیان شد.
نمونه های دیگری از وقف در ایران باستان مشاهده شده که عبارتند از:

۱- بخشش برای نیازمندان ومستحقان ۲-خیرات برای درگذشتگان ۳-خیرات برای کفاره ی گناهان
پس به طورکلی زرتشتیان نیز به این امر(وقف) واقف بوده وخود را ملزم به این امر می دانستند هر چند وقف درآن زمان تفاوت بسیاری بازمانهای بعد دارد.

وقف در میان یهودیان
قوم یهود مردمی گمراه وخودخواه بوده اند گرچه آنان خود را(قوم برگزیده خدا)می دانند.احکام جزایی وحقوقی آنان بدون شک متأثر ازفرهنگها، مذاهب وادیان مجاور است،احکام وقوانین جامعه ی مصری،جامعه ی بابلی وجامعه ی ایرانی درتورات راه یافته است. **زیرنویس=مبلغی آبادانی/۱۳۷۶/ج۲/ ص ۶۳۱.@ قانون ارث در دین یهود بسیار محدود است ودر تورات کمتر سخن از ارث رفته است. **زیرنویس=توفیقی/۱۳۷۹/ص۹۳.@.

بطورکلی عبادات یهود درقربانی خلاصه میشود که عبارتند از:
۱- قربانی بی کوریم: یعنی نخستین فرزندذکور،اولین مولود ازاغنام واحشام،اولین محصول، اولین میوه و… که باید آنها را به عنوان قربانی بدهند به این صورت که نخستین ها را از هرچیز باید به روحانی بدهند واو آنهارا با تشریفات ویژه ای می سوزاند ولی فرزند اول خود را از او می خرند.

۲- قربانی دائمی: که در اغلب اعیاد مرسوم است وقربانی را مذبح مقدس (قدس الاقدس)برای رضایت یهوه قربانی میکند.
۳- قربانی کیپور: کفاره، هرگاه کسی گناهی مرتکب شود باید قربانی بدهد

همچنین یهودیان اعیاد مذهبی خاصی دارند که در این ایام باید هرفرزند ذکور درحظور یهوه هدیه ی خود را باخوشحالی بگذارد و… درعید فصح نیز اعمال خاصی را برای مراسم قربانی انجام می دهند در عید سبت که روزآزادی انسان است چون یهودیان به این امر قائلند که یهوه در شش روز جهان را پدید آورده است و درروز سبت (شنبه) باید استراحت کرد.
۱- سبت غلام: هرغلام یا کنیز اسرائیلی که شش سال خدمت کرد در سال هفتم بی قیمت آزادش کن، زیرا سال آزادی بردگان است.
۲- سبت دین: اگرتا شش سال رفیق تو که مدیون تواست ادای قرض ننمود، با سال هفتم نباید از او مطالبه کنید که اودیگر بدهکار نیست

۳- سبت سالها (یوئیل)که روز وسال استراحت عموم مردم است اراضی پس از گذشت ۴۹ سال به قید قرعه بین بنی اسرائیل تقسیم میشد چراکه آنان زمین را ملک یهوه وخود را میهمان وغریب او میدانند.


طبق تورات هرهفت سال یکبار باید وام ها را بخشید وکارهایی انسانی ازقبیل آزادکردن بردگان اسرائیلی ومانند آن انجام داد نام عبری این سال شمیطا به معنای رهاکردن است که می توان این اعمال را نمونه ای از وقف یا بخشش یا نوعی انفاق تلقی نمود البته در دین یهود اخلاقیاتی وجود دارد که برخی از آنها با موضوع ما بی ارتباط نیست ودر بردارنده نوعی انفاق وبخشش می باشد مانند: **زیرنویس=مبلغی آبادانی/۱۳۷۶/ج ۲/ صص ۶۳۲ و ۶۳۳.@.

۱- غریب نوازی، دستگیری از ناتوانان وایتام (غریب را میازار؟ بیاد آور که در سفر غریب بودی
۲- بر کارگران که فقیر ومسکین اند،خواه از برادرانت وخواه از غریبان، ظلم وستم روا مدار
۳- برادر خود را برای سود قرض مده وبرای سود آذوقه مده وبرای سود کمک مده
۴- اگر به فقیری نقدی قرض دادی، ربا وسود از او مگیر

فرقه ی اینسیان نیز یک فرقه یهودی بوده اند که بسیار اهل عبادت وریاضت وانزوا بوده اند ودر زندگی اجتماعی به یک معاش جمعی قائل بوده واموال خودرا متعلق یه عموم می دانستند وغسل تعمید نزد ایشان نشانه پاکی وتوبه از گناه شمرده می شد. **زیرنویس=همان/ ص ۶۷۲.@.

تمام این مطالب بیانگر آن است که در دین یهود نیز اعمال عبادی که انجام میشده اگرچه تحت عنوان وقف نبوده ولی نوعی انفاق وعطیه محسوب می شده است.

وقف در میان مسیحیان
زندگی بشر هر روز رو به کمال است دانشمندان با کمک ثروتمندان در فکر این هستند که بتوانند مشکلی از مشکلات بشر را حل و فصل نمایند که کوچکترین آن ساده و آسان کردن زندگی از نظر تهیه مایحتاج و احتیاجات اولیه زندگی است برخی نیز در فکر بهبود زندگانی دیگران هستند و از چیزهای مادی صرفنظر کرده و صرفاً برای رضای خدا دامن همت به کمر می زنند تا درماندگان را یاری کنند.

در دنیای مترقی غرب، بعد از جنگ جهانی دوم که همه جا ویران شده بود **زیرنویس=مصطفوی رجالی/۱۳۵۱.@ و… عده ای به این فکر افتادند که به یاری نیازمندان بشتابند. از طرفی هم از جنبه های مادی، عموم بازماندگان در سطح ضعیفی بودند و از طرف دیگر برای اینکه این امر برای رضای خدا انجام گیرد، عده ای روحانی مسئولیت کار را به عهده گرفتند و دیگران را نیز تشویق کردند تا به این امر همت گمارند پس تنها راه شکرانه سلامت خویش را در این دانستند که به یاری دیگر بازماندگان جنگ بشتابند.

پس مبدأ و منشأ و انگیزه اصلی کارهای خیر در اروپای فعلی، جنگ جهانی دوم بوده است و بعد از جنگ نیز این طرز فکر توسط روحانیون آنها ادامه پیدا نمود. البته لازم به ذکر است که پیدایش این فکر در روحانیون اروپا انگیزه ای جز تعلیمات حضرت مسیح نداشته است.

در کتاب انجیل مسیحیان آمده است که:
یوحنا گفت: **زیرنویس=www.irib.ir.@ ای معلم! آیا به من رخصت داده می شود که سخنی بگویم؟ یسوع در جواب فرمود: هزار بگو، زیرا چنانکه بر انسان واجب است که اموال خود را در خدمت خدای صرف کند،

همچنین واجب است بر او که تعلیم را صرف نماید، بلکه این واجب تر است بر او، زیرا سخن را توانایی براین بود که نفسی را وادار کند بر توبه در حینی که اموال نمی تواند بر مرده زندگی را برگرداند. بنابراین هر کس قدرت داشته باشد بر مساعدت فقیری و او را مساعدت ننماید تا آن فقیر بمیرد، پس او قاتل است.

لیکن قاتل بزرگ تر همان کسی است که با سخن خدای قدرت دارد بر برگردانیدن گنهکار به توبه و برنگردانده بلکه می ایستد، چنانکه خدای می فرماید: مثل سگ گنگ، پس درباره اینان خدای می فرماید: ای بنده خیانت پیشه کار، نفس خطاکاری را که هلاک می شود از تو مطالبه می کنم، زیرا سخن مرا از او کتمان نمودی. **زیرنویس=فصل صد و نود و هشتم/ص ۱۳۰.@.

در ذیل به نمونه هایی از وقف در کشورهای مسیحی نشین اشاره می گردد:

وقف در کشور فرانسه
www.irib.ir.
امروزه در قانون کشور فرانسه نوعی از تصرفات مالی وجود دارد که شبیه وقف اولادی است. طبق قانون، پدر اجازه دارد، مالی را به فرزندانش ببخشد و یا به نفع او وصیت کند که در حال حیاتش، خودش از آن منتفع شود و بعد از مرگش، به اولادش یا برادرش منتقل گردد. قانون فرانسه از این عمل حقوقی تحت عنوان «هبه منتقله» نام می برد

و متارف آن نیز در قانون فرانسه تصریح شده است، قانون این نوع وقف را چنین تعریف کرده است. وقف بر امور خیریه عبارت است از اختصاص دادن مال معینی از دارایی و سرمایه، برای همیشه به عمل خیر، اعم از آنکه عام باشد یا خاص.

اهداف چنین وقفی عبارت است از:


الف: انجام عمل مخصوص مانند مراسم دعا، یا شرابخواری برای آرامش روح متوفی، و یا ایجاد صندلی ویژه ایی (کرسی خاصی) در معبدی برای متوفی و خانواده اش که ثواب این اعمال، به شخص متوفی برسد.

ب: انجام عملی برای اهداف عمومی: مانند احداث بیمارستان، نوانخانه یا مدرسه که چنین وقفهای عامی به دو صورت تحقق می یابد:

۱- گاهی تنها با انشای واقف، وقف محقق نمی شود، و بلکه یک شخصیت حقوقی، نظیر دولت، یا مدیر یک موسسه عام المنفعه مانند بیمارستان، باید با اجازه قانون آنرا تنفیذ نماید. مانند آنکه به بیمارستان مبلغی پول اختصاص یابد و یا از عواید ملک موقوفه ای کرسی ویژه ای در مدرسه ای ایجاد گردد،

در این صورت اگر بیمارستان یا مدرسه محل واقف را مجاز اعلام کردند وقف محقق می شود و گرنه باطل می گردد.

۲- گاهی هم مالکی از دارایی خود می تواند موسسه خیریه ایی را به وجود آورد، و آنرا شخصاً اداره کند و از مقام های مربوط نظیر اداره ثبت یا اشخاص حقوقی بخواهد که شخصیت حقوقی برای آنها قائل شود و اموالی را به آن اختصاص دهد. این نوع موسسه ها پس از احراز شخصیت حقوقی می توانند بخشش های دیگران را نیز، بپذیرند.

وقف در حقوق انگلوساکسون (حقوق قدیم انگلستان و آمریکا)

www.irib.ir.
نظام انگلوساکسون امروزه نوعی از تصرفات مالی را میشناسد که تحت نام تراست معروف استو خلاصه تعریف آن چنین است: مالی را در اختیار شخص معینی گذاشتن تا آنرا به مصرف شخص دیگری برساند.(عواید مال مذکور را صرف احتیاجات این شخص کند.).

شخص صاحب اختیار را امین و یا وصی و شخص دوم را مستفیذ و یا مستحق مینامند. رابطه شخص امین یا وصی با مال مورد امانت در ارتباط با مستحق یا مستفیذ، تراست نامیده می شود.

که نه مالک آن مال است و نه می تواند آنرا تملیک کند و حتی خود امین و یا وصی نمیتواند از آن مال استفاده ببرد، و نه میتواند آنرا تملیک کند به نحوی که مالکیت عین از مالکیت منافع جدا میشود.

وقف در میان آلمانیها
آلمانیها نظام مالی ویژه ای دارند که با اصل فکر وقف و شکل آن شباهت نزدیک دارد. مالک، مال خودش را برای مدت معینی و یا تا انقراض تسلسل خانواده ای به یک خانواده اختصاص میدهد. گاهی تمام افراد خانواده، در نظر گرفته میشود و گاهی بعضی از آنان و گاهی در درجه اول پسران و در درجه دوم دختران منظور میشوند.

خلاصه در بیان ترتیب طبقات مستحقان روش های مختلفی دارند، و به طور کلی ملک وقف فروخته نم یشود و مورد بخشش واقع نمیگردد و به ورثه منتقل نمیشود و مستحق (موقوف علیه) بهره ای از آن ندارد به جز از در آمدش و حکم انتقال این حق انتفاع به ورثه منتفع، احکام ویژه ای دارد(جدای از مقررات ارث). وارث، مال یا حقی را از مورث خود دریافت می کند، ولی مستحق از واقف (مؤلف).

وقف در میان عراقی های قدیم (مسیح)
عراقی های قدیم در تمدن بابل با انواعی از تصرفات مالی که شبیه وقف بود آشنا بودند. (با نوعی از حق انتفاع آشنا بودند). پادشاه زمینی از اماکن خودش را در اختیار بعضی از کارکنان خود می گذاشت تا از در آمد آن بهره بگیرد بدون آنکه مالک زمین شود و یا بتواند آن را به دیگری منتقل نماید.

همین حق به ورثه منتفع نیز به حکم قانونی به ترتیبی که در قانون تعیین می کرد منتقل می گردید.

وقف در میان رومیان
رومیان با نظام موسسه های کنیسه و موسسه های خیریه آشنا بودند. این موسسه ها به اداره فقیران و ناتوانان می پرداخت البته اموالی به این موسسات اختصاص می یافت تا به فقرا و ناتوانان برسد.

رومیان عقیده داشتند که اشیاء مقدسه، اشیایی هستند که بنا به سنن مذهبی و تشریفات و مقرراتی که توسط کاهنان وضع و اجرا می شد به خدا اختصاص می یافت، مانند معابد، نذور، هدایا و امثال ممنوع البیع و الرهن که کسی حق نداشت آنها را تملیک کند زیرا چیزی که به خدا تعلق دارد قابل تملیک نیست و مملوک خدا، مملوک انسان نمی شودو….

وقف در میان مصریان قدیم
«مردم مصر در قدیم با فکر وقف اجمالاً آشنا بودند. املاکی بر خدایان، معبد ها و مقبره ها اختصاص می یافت تا در آمد آنها به مصرف تعمیرات، نوسازی، اقامه مراسم و خرج کاهنان (رهبران دینی) و خادمان برسد. و این گام به قصد تقرب به خدایان برداشته می شد.

امروزه در موزه مصر الواحی وجود دارد که حاکی از مطلب فوق الاذکر است. از قدیمی ترین آنها لوحه شماره ۷۲ است(راهنمای ماسیرو) در این لوح نقوشی وجود دارد که از وقف املاک برای برخی از کاهنان در خانواده چهارم حکایت می کند(سلسه چهارم فراعنه مصر) این لوح در فهرست موزه با شماره ۸۴۳۲ آمده است. (نشریه وزارت اوقاف بین الماضی و الحاضر به این لوح اشاره کرده است».

باز تاریخ برای ما بازگو می کند که رمسیس دوم، املاک فراوانی به معبد ابیدواس بخشید، و مراسم ویژه ای برپا کرد. به منظور تملک آن املاک با حضور جمع کثیری از مردم، تا مردم در این امر خیر از وی پیروی نمایند. (تاریخ قانون مصر قدیم از دکتر شفیع، شحانه، ص ۹۰ به بعد).

مردم مصر قدیم با بهترین شکل وقف اولادی آشنا بودند. اعیان املاک، حبس می شد، و درآمد آنها به خانواده و اولاد واقف اختصاص می یافت. و این حق بعد از آنها به اولادشان می رسید تا از عواید آنها برخوردار شوند و حق انتقال اعیان املاک را به غیر نداشتند. مصریان قدیم با نظار تولیت نیز آشنا بودند. اداره اموال موقوفه را به پسر بزرگتر از هر طبقه واگذار می کردند. در اسناد وقف به صراحت از نقل و انتقال موقوفه منع شده است.

اخیراً سندی از شخصی به نام متی از خانواده پنجم پیدا شد که این شخص مؤسسه ای به نفع فرزندانش در قالب هبه بوجود آورده و در آن به پسر بزرگتر دستور داده که از عواید آن موسسه به برادرانش بدهد و اموال قابل نقل به احدی نیست و اداره آن همیشه با پسر بزرگتر از طبقات موقوف علیهم است.

بررسی این مطالب به خوبی نشان می دهد که مردم در آئین مسیحیت با این امر خداپسندانه در قالب وقف، بخشش و هبه و… آشنا بوده برای آن ارزش ویژه ای قائل می شدند و سینه به سینه به آیندگان منتقل گردیده است.

دریغ و آه که خیرات و مبرات بر اطلاق روی بتراجع نهاده است، خوبی و نیکوکاری از این جهان رخت بربسته است، همه در اندیشه امروز، از فکر آینده بدور افتاده، همه لذت ها و خوشیهای آنی را بر امن و آسایش آتی مزیت و برتری دهند، نه در اندیشه اعقاب و اخلاف خود، و نه در اندیشه اعقاب و اخلاف خود، و نه در فکر بشریت و آسایش نوع خود، نهایت آمال و آرزوی خود را نیل به خوشیهای آنی دانند، نه از انسانیت بهره و نه از تعاون و کمک به همنوع خود طرفی بربسته اند،

اموال و ثروت آن نیک مردان و خوش خویانی که همواره کمک به نوع را وجه همت خود قرار داده اند و هستی خود را در راه بقاء و پایداری نوع فنا کردند، بمانند لشکر تاتار و بیدادگران مغول به چپاول و یغما بردند و در زشت ترین راهها به مصرف رساندند، لاجرم مردان نیکوکار و خیّر روزگار را بدبین و بی اعتقاد کردند و تو خود دانی که چقدر فرق است

بین آن نیک مردان خدا که با دلی پاک و نیتی خالص نتیجه کار و تلاش زندگی خود را با داشتن اعقاب و اخلاف در مسیری قرار دهند که خیر و خوشی جامعه انسانی است، در راه دانش، در راه بینش، در راه خدمات عمومی، در راه اطعام فقرا و مسکینان، در راه معابد و مساجد.

و بین آن از خدا بی خبران و آنانکه از انسان و انسانیت بسی بدورند، که بدون پروا و واهمه و بدون توجه و نظر واقف، به اصل و فرع، آنرا در مصارف شخصی به بدترین وجهی مصروف دارند و خود را برگزیده و نماینده نوع انسانی معرفی کنند.

مسأله وقف در دین اسلام از مسائل امضایی است نه تأسیس، و تأئید و امضای همان امری است که در ادیان و مذاهب ایران معمول بوده است و قرنها قبل از اسلام بدان عمل می شده است.

وقتی دقیقاً به کارهای خیر ونیک بنگرید، در می یابیم که این انبیاء هستند که در رأس این امور خدا پسندانه بوده و امور مادی بشر را اداره می کرده اند، پس دین مبین اسلام که اکمل جمله ادیان است از این جهت نیز بر دیگر آنان مزیتی دارد و آن ایجاد موقوفات برای چنین روزهایی است.

گذشتگان خیراندیش چون تصور می کردند بر اثر عقاید دینی و مذهبی کسی حاضر نخواهد شد دست به موقوفات گذاشته و آنها را بصورت املاک شخصی درآورند، در فکر ضبط و ثبت آنها بصورت امروزی نبودند و بهمان وقف های معمولی اکتفا کردند، اگر چه بیشتر عواید این موقوفات صرفه امور خیریه گشت اما باز بودند افرادیکه دست تطاول به املاک وقف دراز کردند و آنها را به نام خود یا افراد خانواده خود تصاحب نمودند.

راهکارها
وقف بهترین و مؤثرترین وسیله تکافل اجتماعی که آن عبارت است از مقدار مالی که فرد یا افراد به انتخاب خود از مالکیت مجازی شان خارج می کنند و به مالکیت حقیقی آن، یعنی خداوند پاک و بلند مرتبه، بر می گردانند تا مورد استفاده عموم مردم که جانشین خداوند در اموال او هستند قرار گیرد و منافع آن در راه تأمین نیازمندی های مردم و تحقق عدالت اجتماعی مصرف شود.

نظام وقف در غرب آهسته آهسته آنقدر تطور و نمو کرد که در ایالات متحده امریکا به بلندترین درجه خود رسید، در صورتیکه غرب از این اصل نظام اسلامی استفاده نموده، اولی است که جامعه اسلامی ما نیز از آن استفاده بهینه نمود. ضرورت های اجتماعی و اقتصادی جامعه را رفع نماید.

برای این مهم لازم و ضروری است که نظام وقف هر چه بهتر از پیش احیا گردد لذا برای احیای مجدد این امر خدا پسندانه این امور باید مدنظر گرفته شود:

۱- تشویق ثروتمندان به امر وقف؛
۲- وضع قوانین متناسب با خواسته های جامعه برای وقف؛

۳- حذف قوانینی که سد راه نظام وقف گردیده؛
۴- تجدیدنظر در ادارات و نظام اداری اوقاف جهت بالا بردن میزان اعتماد مردم بر این مؤسسات؛

۵- مراعات کامل قواعد شرعی؛
۶- زنده نمودن انگیزه های انفاق در بین مردم از طریق:
الف: قوی نمودن انگیزه دینی در بین مردم.
ب: پخش و نشر روایات وارده در خصوص وقف.

۷- تشویق و ترغیب نیکوکاران؛
۸- تقدیر و تجلیل از واقفان؛
۹- بحث و تبادل نظر درباره احیاء بهره برداری بهینه و شیوه انجام امور مربوط به موقوفات با حضور و سخنرانی مسؤولان؛
۱۰- بررسی مسائل و مشکلات موقوفات و ارائه راهکارهای مناسب؛

منبع:
میراث جاویدان
* این مقاله در تاریخ 1402/4/27 بروز رسانی شده است.