امروزه ثابت شده است که زندگی بشر بدون خواب و تجدید قوا غیر ممکن است و اشخاص و حیواناتی را که چند روز بی خواب نگاه داشته اند مشاعر خویش را از دست داده و بعضی مرده اند. خواب در موجودات زنده از قبیل انسان، حیوان، حشرات و حتی نباتات عمومیّت دارد. پدیدۀ خواب یک پیش آمد تصادفی نیست بلکه یکی از آثار قدرت و تدبیر خدای جهان آفرین است؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و از نشانه های او (خدا) خواب شما در شب و روز است.»[1]


معیار در پرخوابی

مقولۀ پرخوابی یک امر نسبی است که مقدار و میزان آن در مورد افراد و در زمانهای مختلف فرق می کند؛ مثلاً برای بچه ها و افراد کهنسال و گاهی در افراد بیمار مقدار خواب بیشتر از افراد جوان و میانسال می باشد و یا کسانی که دارای فعالیت زیادی هستند نسبت به افراد کم جنب و جوش، نیاز بیشتری به خواب جهت تأمین و بازسازی قوای خود دارند. به این خاطر پرخوابی نسبت به این افراد فرق می کند. در نتیجه هر فردی که بیش از اندازۀ مورد نیازش برای تجدید قوا، بخوابد دچار پرخوابی و عوارض آن می گردد.


پرخوابی از منظر سنت

پرخوابی در روایات معصومین به شدت نکوهیده شده است که به مواردی از آنها اشاره می شود: پیامبر اکرم(ص) نگرانی خویش را از این خصلت چنین بیان می فرمایند: «بر امت خویش بیشتر از هر چیز از شکم پرستی و پرخوابی و بیکارگی و بی ایمانی بیمناکم.»[2] و در روایتی امام علی(ع) می فرمایند: «چه تصمیم های روز را که خواب درهم شکند.»[3] به این معنی که خواب، انسان را از دستیابی به تصمیم های بزرگی که در زندگی برای پیشرفت و سعادت خود می کشد محروم کرده و او را در وادی حیرانی و محرومیت رها می کند. گر تو مرد عاشقی رو شرم دار خواب را با دیده ی عاشق چه کار. در روایات دینی از خواب به عنوان مستی نیز یاد شده است: امیرمؤمنان می فرماید: «مستی چهار چیز است: مستی شراب، مستی مال، مستی خواب و مستی پادشاهی»[4] در روایتی نیز امام صادق(ع) پرخوابی را یکی از عوامل عصیان و معصیت الهی شمرده اند: «اولین معصیت هایی که نسبت به خدا انجام شد به شش چیز بود: به محبت دنیا و محبت ریاست و محبت طعام و محبت زنان و محبت خواب و محبت راحت.»[5]


عوامل مؤثر در پرخوابی

1ـ غفلت از روز جزا: که با نگرشی نادرست از زندگی، فقط به خوشی های این دنیا بسنده کرده و بی عاری و بی قیدی و تنبلی را سرلوحۀ زندگانی خویش کرده اند و حال آنکه باید بدانند:

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش/ وه که بس بی خبر از غلغل چندین جرسی[6]

2ـ پریشان حالی و درماندگی: کسانی که در گردونۀ زندگی کم آورده اند و راه برون رفت از آن را نمی دانند برای فراموش کردن آن مشکلات، معمولاً به خواب پناه می برند تا هر چند برای مدتی از آنها خلاصی یابند. غافل از اینکه چنین راهکاری فقط مُسَکن بوده و علاج کار نیست و همچون کبکی هستند که سر خود را زیر برف کرده است.

3ـ پرخوری: امام صادق(ع) می فرماید: «خواب بسیار، از خوردن آب بسیار ناشی می شود،( چرا که با خوردن زیاد آب، بلغم و رطوبات در مزاج انسان بیشتر می شود که موجب خواب می گردد) و خوردن آب بسیار، از خوردن غذای بسیار ناشی می شود.»[7] وقتی شکم از غذا پر می شود فکر کار نمی کند و خواب آلودگی مسلط می شود؛ دل و مغز، میدان خیالات و اوهام می گردد. کسانی که به پرخوری و اختلاط زائده مبتلا هستند وهم و خیال بیشتر بر آنها استیلا یافته خوابهای وحشتناک می بینند.[8]

4ـ فساد مزاج و افزایش اخلاط چهارگانۀ:[9]که سیستم بدن را به هم می زنند و موجب خواب آلودگی شخص می گردند.

5ـ رفیق خوشخواب: مصاحبت باعث تأثیر اخلاق و رفتار افراد در دوستان و همنشینان آنان می شود.

6ـ منظم نبودن زمان خواب و بیداری: وقتی کسی شب دیر می خوابد در روز برای جبران آن نیاز به خواب زیاد دارد؛ زیرا برای جبران یک ساعت بی خوابی شب، نیاز به چندین ساعت خواب روزانه هست.


آثار سوء پرخوابی از منظر پزشکی

خواب باید به حد اعتدال باشد اما اگر از حد بگذرد مخصوصاً خواب در روز[10] و به ویژه در زمستان و برای کسی که به آن عادت نداشته باشد موجب بروز امراض رطوبی و افزایش نزولات (منظور از نزولات به عقیدۀ قدما رطوبت هایی است که از قسمتهای بالای بدن به پایین کشیده شده باعث بروز عوارضی در بدن می شود)، بزرگی طحال، بدبویی دهان، کمی قوت بدن (چون مزاج خواب، سرد و تر است و در اثر زیادی خواب، رطوبت و تری بر مزاج چیره می شود که به دنبالش سستی قوای نفسانی و بدن را در پی دارد.[11] کمی اشتها به غذا و کندی ذهن و از بین رفتن شادابی رخسار می شود. البته ناگفته نماند که بیداری زیاد نیز سبب از بین رفتن رطوبات بدن و موجب خشکی بدن گشته، مانع گوارش و موجب فساد و برهم خوردن مزاج است و اگر بسیار ادامه یابد به جنون و دیوانگی می انجامد.[12]


آثار پرخوابی در روایات

برای پرخوابی آثار و نتایج ناگواری بیان شده است که به تعدادی از آنها اشاره می شود:

1ـ فقر در قیامت: از حضرت رسول خدا(ص) نقل شده است: «از خواب بسیار برحذر باشید؛ زیرا خواب زیاد آدمی را در قیامت فقیر می کند.»[13]

2ـ منفور درگاه الهی: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «خوردن بدون گرسنگی و خواب بدون خستگی و خندۀ بدون تعجب، نزد خدا به سختی منفور است.»[14]

3ـ جلب ضرر و زیان: امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «خوردن و خواب بسیار، جان را تباه و زیان را جلب نماید.»[15]

4ـ ضایع کردن عمر: از آنجا که دنیا مزرعۀ آخرت است و آنچه را در این عالم بکاریم ثمره و نتیجه اش را در آن عالم خواهیم یافت با افزایش خواب، عمر -این سرمایۀ گرانقدر- را از کف داده و دست خالی گام در آن وادی می نهیم. امام علی(ع) می فرماید: «وای بر آن که به خواب رفته، که چه اندازه زیانکار است؛ هم عمرش کوتاه و هم مزدش کم است.»[16]

5ـ محروم شدن از نماز شب: با افزایش خواب، افراد از نماز شب که در آیات و روایات با عظمت از آن یاد شده و آثار و نتایج شگفت انگیزی برای آن بیان داشته اند محروم خواهد بود.

6ـ قساوت قلب: پیامبر اکرم(ص) می فرماید: غذایتان را با یاد خدا و نماز ذوب (هضم) کنید و پس از آن نخوابید که دل هایتان سخت شده قساوت پیدا می کنند.[17]

7ـ ایجاد روحیۀ نخوت و کسلی در جامعه: روحیات و خصلتهای بشری در مواجهه با همدیگر منتقل شده، تأثیر خود را برجای می گذارد.


علاج پرخوابی

برای علاج این مشکل باید از دو طریق وارد عمل شد تا نتیجۀ مورد نظر را به دست آورد: اولی علاج علمی و دیگری علاج عملی. علاج علمی آن است که در آثار شوم و عواقب ناگوار پرخوابی با دیده ایی عمیق بنگرد و مراتب والایی را که می تواند در نتیجۀ مقدار خواب مناسب(نه پرخوابی) به دست آورد سرلوحۀ آرزوها و اهداف خویش قرار دهد و با تمام توان به سوی دستیابی به آنها گام بردارد. علاج عملی چنین است که در عوامل این خصلت دقیق شده با درخواست توفیق از درگاه باریتعالی بر ضد آنها عمل کند؛ زیرا با رفتن علل واسباب آن، خود این رذیله هم برطرف خواهد شد؛ به این خاطر سعی در ذکر و فکر روز قیامت و حساب و کتاب آن دیار کند و نیک بیاندیشد که « از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم آخر ننمایی وطنم» اگر دچار مشکلاتی هستند که آنها را به خود مشغول کرده و از حل آنها عاجزند با اندیشمندان مرتبط با آن امور مشورت کرده و هر چه سریعتر در حل آن بکوشند. برای علاج پرخوری که از عمده دلایل پرخوابی است ابتدا بایستی در منافع کم خوری و مضرات زیاده خوری تأمل کرده، آنگاه مردانه وارد عمل شود و برای از بین بردن بلغم و رطوبات که بیشتر از خوردن آب زیاد گریبانگیر شخص می شود باید از کم خوری شروع کند و بداند که خوردن نان خشک و مویز (نوعی کشمش) ـ البته نه در حدی که خود آن تشنگی بیاورد ـ و همچنین مسواک زدن، بلغم بدن را کاهش می دهد[18] و برای علاج فساد مزاج و تنظیم کردن اخلاط چهارگانه اش باید به افراد زبده و کارشناس رجوع کند تا از این بلا رهایی یابد.

خواب و خورت زمرتبه ی خویش دور کرد/آنگه رسی به عشق که بی خواب و خور شوی [19]


پی نوشت ها:
[1] روم :23
[2] پاینده،ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة،انتشارات جاویدان،چاپ دوم،1376ش،ح109
[3] همان،ص812،ح10145
[4] مجلسی،محمدباقر؛حلیة المتقین،تصحیح عبدالرزاق اعلمی،انتشارات باقرالعلوم(ع)، چاپ اول،1378، ص222
[5] همان،ص222
[6] حافظ؛آینه جام(دیوان حافظ همراه یادداشتهای شهید مهری)،انتشارات صدرا،چاپ اول،372ش،ص319،غزل455
[7] گیلانى‌،عبد الرزاق؛ شرح مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، تصحیح رضا مرندى، انتشارات پیام حق‌، چاپ : اول‌،1377 ش،ص288
[8] خلیلی، محمدعلی؛ترجمۀ نصیر الدین امیر صادقی تهرانی،طب الصادق(ع)،انتشارات عطائی،چاپ دوازدهم،1370ش،ص142
[9] تفلیسی،ابوالفضل حبیش بن ابراهیم؛تعبیر خواب،انتشارات مرسل،چاپ سوم،1385ش،ص25؛ اخلاط چهارگانه «خون» و «صفرا» و« بلغم» و «سودا»
[10] به غیر از خواب قیلوله که کمی قبل از اذان ظهر و یا بعد از وقت نماز ظهر تا وقت نماز عصر است.
[11] تفلیسی،ابوالفضل حبیش بن ابراهیم؛تعبیر خواب،انتشارات مرسل،چاپ سوم،1385ش،ص25
[12] چغمینی، محمود بن محمد بن عمر میر؛قانونچه در طب، ترجمۀ دکتر محمد تقی، نشر دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران، چاپ دوم، 1383ش ـ تهران،صص 76ـ 79
[13] قمی،شیخ عباس؛سفینة البحار و مدینة الحکم و الاثار،مؤسسه نشر آستان قدس رضوی،چاپ اول،1416ق،ج4،ص592،واژۀ«نوم»
[14] پاینده،ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة،انتشارات جاویدان،چاپ دوم،1376ش،ص604،ح2119
[15] عبد الواحد آمدی؛غررالحکم و دررالکلم،ترجمه محمد علی انصاری،تصحیح مهدی انصاری قمی،نشر مؤسسه انتشاراتی امام عصر(ع)،چاپ دوم،1384ش ،ص580،ح7034
[16] همان،ص855،ح10657
[17] محمدی ری شهری،محمد؛دانشنامۀ احادیث پزشکی،ترجمۀ دکتر حسین صابری،نشر سازمان چاپ و نشر دارالحدیث،چاپ هفتم،1386ش،ج2،ص104
[18] مدرس افغانی؛جامع المقدمات،انتشارات هجرت،ج2،کتاب آداب المتعلمین،فصل چهارم ،ص53
[19] شجاعی، محمد؛مقالات،ج2،ص177


منبع: حوزه نت