از نقطه ای به نقطه ای دیگر

یکی از مهم ترین کارهای ما در زندگی این است که از نقطه ای به نقطه ای دیگر پرتاب شویم؛ مثلاً امروز این جا باشیم و فردا آن جا و پس فردا یک جای دیگر. اگر همیشه در یک نقطه بمانیم که نمی شود بهش گفت زندگی.

برای چنین پرتاب هایی نیازمند کسب مهارت و تجربه هستیم؛ در غیر این صورت، امکان دارد در یکی از همین پرتاب های غیرتخصصی، اشتباهی شوت شویم توی شیشه ی پنجره ی همسایه یا بیفتیم توی حوض حیاط خانه ی خودمان که خالی از آب و ماهی است.

هر پرتاب، ما را به سویی می برد که احتمالاً برگشت از آن جا کمی سخت باشد؛ پس باید دقت کنیم. برای این پرتاب ها باید دست به انتخاب بزنیم، آن هم نه سالی یک بار، بلکه روزی چندبار. فرقی هم نمی کند این انتخاب تا چه اندازه بزرگ یا کوچک باشد. ما مسئولیت مان این است که زودزود انتخاب کنیم و بیش تر انتخاب های مان هم صحیح باشد تا زودزود به نقاط خیلی خوبی از زندگی پرتاب شویم.

کم یا زیاد درس خواندن، دروغ یا راست گفتن، خوب یا بد حرف زدن، نوع لباس پوشیدن، نوع رفتار کردن، چه فیلم هایی را ببینم، چه بازی هایی را بکنم، چه کتاب هایی را بخوانم، با چه کسانی دوستی کنم، تا چه اندازه حجاب را رعایت کنم، چه قدر به حرف های خدایم گوش کنم، به پدر و مادرم احترام بگذارم یا نگذارم، نماز بخوانم یا نخوانم، توی مدرسه کسی را اذیت بکنم یا نکنم، سر امتحان ریاضی تقلب بکنم یا تقلب نکنم، وقتی می خواهم خرید کنم لبخند بر لب داشته باشم یا نداشته باشم و خیلی کارهای دیگر، فقط و فقط براساس انتخاب های درست یا نادرست ما شکل می گیرد.

اگر کسی را می بینید که بسیار محبوب است و همه دوستش دارند، مطمئن باشید که او توی زندگی اش چندین انتخاب درست داشته و به نقاط خوبی پرتاب شده است و برعکس، کسانی که محبوب نیستند، مطمئناً انتخاب های اشتباهی داشته اند و خودشان را گرفتار نقاط نامناسبی کرده اند.
 

از انتخاب اشتباه، دوری کنیم

هر اشتباه، مسیر زندگی ما را یک عالمه تغییر می دهد. بعضی وقت ها آن قدر راه مان را دور می کند که نگو. تازه چه کسی حوصله دارد این همه راه را برگردد و از یک راه دیگر برود؟
در راه انتخاب و سپس پرتاب، گاهی کاملاً سردرگم می شویم و نمی توانیم تشخیص دهیم کدام انتخاب درست است و به کدام نقطه باید پرتاب شویم؛ مثلاً مامان می گوید دَرست را بخوان تا برای خودت کسی بشوی، اما بچه های خاله که الان بزرگ شده اند، می گویند ما را ببین این همه درس خواندیم و چیزی نشدیم، چرا می خواهی درس بخوانی؟ بدون درس خواندن برو دنبال یک کار پر درآمد. در چنین مواقعی باید به کسی دسترسی داشته باشیم که داناتر از همه باشد و بشود کاملا به او اعتماد کرد.

زمانی که شاه پهلوی به مردم ایران ظلم می کرد، مردم نمی دانستند باید خودشان را به کدام نقطه پرتاب کنند، آن ها حتی نمی دانستند به چه روشی باید عمل پرتاب را انجام دهند تا بهترین نتیجه را به دست آورند؛ به همین دلیل، از دستورات امام خمینی پیروی کردند که همه چیز را خیلی خوب می دانست و می توانست به راحتی در برابر دشمن مقاومت کند. امام خمینی مردم ایران را خوب می شناخت و می دانست دشمن کیست و چه توانایی هایی دارد، پس نقاط پیروزی و روش رسیدن به آن نقاط را به مردم معرفی کرد. مردم هم اطاعت کردند و در برابر ظلم شاه و کشورهای بیگانه، پیروز شدند.
 

داناترین افراد چه کسانی هستند؟

اصلاً مگر ما غیر از امامان مان، کس و کار دیگری هم داریم که تمام کارهای شان درست باشد؟ معلوم است که نه! پس به همین راحتی مشکل ما حل شد. قبل از هر انتخاب و پرتابی باید ببینیم امامان عزیزمان چه توصیه ای داشته اند. در این صورت می توانیم یک عمر با خیال راحت دست به انتخاب بزنیم و هی خودمان را به نقاط خوب و خوش آب و هوا و مناسب پرتاب کنیم و هر روز، زندگی بهتری نسبت به دیروز داشته باشیم.

 
امام هادی علیه السلام یکی از آن دوازده نفر

همین مهرماه، جشن میلاد امام هادی علیه السلام، امام دهم ما است. ایشان در مدینه زندگی می کردند و در تمام طول زندگی مبارک شان، هم به تعلیم مردم و رواج دادن فرهنگ اسلامی مشغول بودند و هم با خلیفه های ستمگر مبارزه می کردند و این اصلاً کار ساده ای نیست. از زمان امام صادق علیه السلام، دانشگاهی راه اندازی شد که در آن کلی شاگرد دینی تربیت می شد. امام هادی علیه السلام هم وظیفه داشتند بر تعداد این شاگردان اضافه کنند و آنان را حفظ نمایند. خیلی ها عاشق امام هادی علیه السلام بودند و دورش جمع شدند؛ مثلاً  حضرت شاه عبدالعظیم علیه السلام که حرمش در شهر ری است و خیلی از ما آن حرم را زیارت کرده ایم، از بهترین شاگردان امام هادی علیه السلام بوده است.

شاگردان امام هادی علیه السلام هم برای این که بهترین انتخاب را داشته باشند، چه در این دنیا چه در آن دنیا، فقط حواسشان به این بود که ببینند امام هادی علیه السلام چه می فرمایند تا  اطاعت کنند. ما هم که داریم دنبال نقاط خوب می گردیم باید تمام حواسمان را بدهیم به سخنان امام مان تا از این قافله عقب نمانیم.

نویسنده: مریم راهی