یک کارگاه برای تقویت بیان خلاق: از بچه‌ها  می خواهیم تک تک خودشان را معرفی کنند. سپس از علایقشان صحبت کنند. در این مرحله یک بسته شکلات را توسط خود بچه‌ها  در میان آنها تقسیم می کنیم تا فضای کلاس شادتر شود. در مرحله بعد هر یک از بچه‌ها  علائق، خواسته ها و تمایلاتشان را روی کاغذ می نویسند و معلم به سر میز تک تک بچه‌ها  می رود و با آنها در مورد علایقشان صحبت می کند. در این مرحله معلم می تواند با مثال هایی از سرنوشت خود و یا دغدغه ها و آرزوهایش، بچه‌ها  را نسبت به خواسته هایشان حمایت کند. د: حالا معلم از بچه‌ها  می خواهد در مورد علایقشان با یکدیگر صحبت کنند. و: اکنون زمان آن است که معلم چند جمله زیبا پای تخته بنویسد، مثل: زندگی مانند دوچرخه سواری است، برای حفظ تعادل باید حرکت کنید. (اینشتاین) انسان خوشبخت و متمدن واقعا زیباست. (ماکارنو) اکنون معلم از بچه‌ها  می خواهد در مورد این جملات صحبت کنند و نظریاتشان را ارائه دهند.نظریه نسبیت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتن برای اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر می کردم . آلبرت اینشتاینبچه‌ها  در این فضا گروهی کار کردن را یاد می گیرند و می توانند در مورد موضوعات مختلف نظر دهند، با یکدیگر بحث و تبادل نظر کنند، خود و اندیشه شان را از درون به دنیای بیرون منتقل کنند و به تکامل فکری و اندیشهای خود کمک کنند. بچه‌ها  به مرور در اثر این تمرین یاد می گیرند که علائق، خواسته ها و تمایلاتشان را بهتر بشناسند و اگر از بخشی از وجود خود حقیقی شان غافل باشند، آن قسمت را با کمک معلم صیقل داده و با همراهی معلم و سایر دوستان به مهارت خودشناسی و خود باوری برسند. در آن صورت بچه‌ها  می توانند خوب حرف بزنند، احساساتشان را برایمان بازگو کنند و در انتخاب های خود در مسیر زندگی بهترین گزینه ها را برگزینند.
 
- هیچ کدام از کودکان ما افراد عادی نیستند. معلم نباید بچه‌ها  را افرادی معمولی و یا بی استعداد ببیند. باید به آنها فرصت اندیشیدن و مثبت اندیشی را بدهد. مثبت اندیشی به بچه‌ها  می آموزد که هیچ کس نقصی ندارد. نقص در طبیعت انسان معنا ندارد و حتی امروزه گفته می شود حتی بچه‌ها ی عقب مانده از لحاظ ذهنی می توانند زندگی بهتر و متفاوت تری را تجربه کنند. اگر هم در کودکی نقص جسمی یا قوه درکی وجود دارد، مثلا اگر او نمی تواند بخشی از یک درس را خوب درک کند، باید به او فرصت جبران و یادگیری مجدد را داد. به بچه‌ها  بگویید شاید شما در درس علوم ضعیف باشید اما حتما میتوانید در درس ورزش موفق شوید. اگر حتی در همه درسها هم ضعیف باشید، می توانید خوب نقاشی کنید.
 
- یکی از مسائلی که به عنوان آسیب در مدارس از آن یاد می شود، مسئله حسادت دانش آموزان به دانش آموزی است که در درسها وضعیت خوبی دارد. اما در کلاس خلاق معلم وظیفه خطیری در مقابله با رشد حسادتها دارد. حسادت زمانی بروز می کند که در میدان رقابت عدهای یکه تاز و پیشرو باشند و سایرین مرتب در حسرت رسیدن به آنها باشند. اما اگر بستر و فضای آموزشی به گونه ای باشد که بچه‌ها  بدانند هر کدام در جایگاه خود بهترین هستند و فقط کیفیت حضورشان با هم تفاوت دارد. در آن صورت با رشد پدیده حسادت مواجه نخواهیم شد. اما خارج از این وضعیت، در کلاسهای نوابغ، عرصه و فضایی برای دشمنی، خصومت یا حسادت وجود ندارد.
 
- معلم نباید در کلاس به برخی از بچه‌ها  بیش از حد اهمیت بدهد و برخی دیگر را کمتر مورد توجه قرار دهد. خود این کار می تواند عامل رشد حسادت و رقابت های ناسالم میان بچه‌ها  شود. معلم باید به بچه‌ها  احساس مسئولیت، آزادی عمل و تعهد عمل بدهد و محبت خود را در میان آنها به عدالت تقسیم کند.
 
 - یکی دیگر از وظایف خطیر معلمها، تصحیح الگوها و باورهای پیشینی ذهنی بچه‌ها ست. آنها ممکن است در خانواده یا جامعه دچار محرومیتها یا کژاندیشیهایی شده باشند که معلم با توانایی برقراری ارتباط مؤثر تلاش می کند باورهای درست را جایگزین باورها و تصورات غرض ورزانه قبلی کند. یکی از اقدامات اساسی در این مسیر، مقابله و مبارزه با تحقیرهایی است که بعضا در اندیشه یا ذهنیت کودکان وجود دارد که معلم با تشویق، مثبت اندیشی، فرصت دادن، مسئولیت دادن و آزادی عمل شرایط را تغییر دهد.
 
 - توجه به نیازهای کودکان چه در سطح خانواده و چه در سطح مدرسه از الزامات اساسی است. ما باید به خواسته های قلبی و ذهنی بچه‌ها  گوش دهیم و با تعامل مثبت با خانواده ها زمینه تأمین این نیازها را در حد منطقی و متعادل فراهم کنیم. چه بسا خواسته هایی که کودکان در خود احساس می کنند و والدین از آنها بی اطلاع هستند و توجه معلم ها و تعامل با خانواده ها، می تواند زمینه برآورده شدن آنها را فراهم کند.
 
اگر بچه‌ها  تکالیفشان را به درستی انجام ندارند، اما در گفتار یا نوشته هایشان ایده‌ها و طرح های نو و بکر ارائه دادند آنها را به خاطر بچه‌ها  به مانند ایده ها تشویق کرده و هرگز به خاطر انجام ندادن تکالیف سرزنش نکنید.
 
نظریه نسبیت نمی توانسته در دوران بزرگسالی من شکل گرفته باشد، زیرا آدمی در بزرگسالی فرصتن برای اندیشیدن به فضا و زمان ندارد. اینها چیزهایی است که وقتی کودک بودم به آنها فکر می کردم . آلبرت اینشتاین
 
منبع: جامعه‌شناسی نخبه‌پروری، مهرداد ناظری، چاپ دوم، نشر علم، تهران 1396