امروزه، اهمیت منطقه‌ای  مذهب به بهترین وجه در مناظره‌های موجود درباره ارزش‌های آسیایی منعکس می شود. به صورتی که مفاهیم و ارزش‌های اشاره شده در این مناظرات، شدیدا با سنت‌های کنفوسیوسی هم آوایی دارند. مفهوم "ارزش‌های آسیایی" که نو آوری روشنفکران سنگاپوری در جستجوی هویت دولت در دهه ۱۹۷۰ بود به آسانی توسط بسیاری از مردم شرق آسیا درک می شود؛ مفهوم رهبری پدرسالارانه، پاداش های رهبری خردمند و عادلانه و شایستگی هایی از قبیل احترام و وفاداری گرچه منحصر به آسیای شرقی نیستند اما آنچه درباره این منطقه متمایز است، جذابیتی است که این ایده ها برای بسیاری از رهبران و روشنفکران دارند، خصوصا این که آنها درصددند تا با غرب بر اساس زبان خودشان در چارچوب ارزش ها و سنت هایی که به طور مشخص "شرقی" هستند، تعامل کنند. در این راستا، برخی از اندیشمندان پیشنهاد می کنند که ارزش‌های آسیایی مسیر کاملا متفاوتی را به سوی نوسازی معرفی می کنند. برای نمونه، تو وی۔ مینگ، اندیشمند برجسته این حوزه، معتقد است که درک ارزش‌های آسیایی کلید اصلی "فهم اقتصاد سیاسی و بنیان اخلاقی آسیای شرقی صنعتی است.
 
البته، چنین دیدگاه هایی محدود به تحلیل های آکادمیک نیستند. لی کوان یو نخست وزیر سابق سنگاپور، رشد سریع منطقه را به ارزش‌های  آسیایی نسبت می دهد. لی حتی در مواجهه با انتقاد غربی ها علیه ارزش‌های آسیایی و درخواست آنها برای تغییرات سیاسی و اقتصادی در طول بحران مالی آسیا از پذیرش اصرار غربی ها برای انتقاد از ارزش‌های آسیایی خودداری کرد و گفت: "اگر ارزش‌های آسیایی باعث این فاجعه شده اند، چرا هنگ کنگ و سنگاپور به آن مبتلا نشده اند؟
 
اراده سیاسی برای مقاومت در برابر تقاضاهای غرب جهت تغییر سیاسی و اجتماعی، زبان ارزش‌های آسیایی را جذاب کرده است. بنابراین، وجود واژگان مذهبی مشترک، مفاهیم اولیه لازم جهت ایجاد هویت مشترک منطقه‌ای  را فراهم ساختند. شاخصه این هویت مانند همه سیاست ها و پروژه های هویت، مناظره ای قوی و منازعه ای شدید بین لیبرال ها با محافظه کاران و ژاپنی ها با چینی ها بود. اما باید به خاطر داشت که گفتمان ارزش‌های آسیایی از میراث سنت‌های کنفوسیوسی جدایی ناپذیر است و اکنون آن میراث، روح تازه ای را در کالبد تلاش برای ساختن "اجتماع منطقه‌ای " دمیده است. برای نمونه، جوزف کالیا معاون رییس جمهوری اندونزی به طور مستقیم ارزش‌های آسیایی را به ایده منطقه تجارت آزاد آسیای شرقی پیوند میدهد و معتقد است که آنها به این منطقه کمک خواهند کرد تا بر شکاف های متعدد موجود در درآمد سرانه، توسعه و اعطای منابع غلبه کند. او با برجسته کردن ارزش‌های آسیایی به عنوان نظامی اخلاقی که همکاری را بر رقابت ترجیح میدهد،" تاکید می کند که کشورهای آسیایی به جای "تقلید از نظامها و ارزش‌های دیگر باید به ارزش‌های آسیایی برگردند.سیاست مذهب در شرق آسیا چنین وعده میدهد که دیدگاه های بین المللی و تطبیقی را کاملتر و نظام مند تر در تحلیل نظام مند سیاست جهان وارد کند، با بکارگیری این نظریه‌ها در ساختار و رویه های منطقه‌ای  از مفاهیم انتزاعی افراطی در نظریه ها اجتناب کرده و از تمایز جدی بین سیاست سکولار و مذهبی نیز خودداری کند. بنابراین، برای تایید گفتمان ارزش‌های آسیایی در مقابل انتقادهای غرب، باید به قدرت مذهب در شرق آسیا اشاره کرد، همانطور که ادعاهای غربی، برای مثال در خصوص حقوق بشر، به قدرت "گفتمان مذهبی سکولار" اشاره می کنند، واقعیتی که نشان از تلاش آنها برای تغییر شرق دارد.
 
نظریه‌های روابط بین الملل به جای اینکه فراز و نشیب سیاست مذهب را همانند جامعه شناسان مذهب دنبال کنند، سکولار بودن سیاست بین الملل را مسلم فرض می کنند. این شیوه، روش میان بر روشنفکرانه ای است که در قرائت جانبدارانه تاریخ اروپا ریشه دارد، تعصبی که در فرضیه های دانشگاهی اروپا محور گنجانده شده است و از مطالعه دقیق مصون است. با وجود این، اروپای معاصر به اندازه ای که اکثر دانشمندان اروپایی و بین المللی فرض می کنند، سکولار نیست.
 
منطقه آسیا نیز با گفته ریچارد مدسن که "سکولار بودن دولت‌های مدرن آسیایی به هیچ وجه به سکولاریسم اجتماعی منجر نشده است،" همخوانی ندارد. برای مطالعه مذهب در آسیا، ما نباید دنبال عقیده خصوصی باشیم آن چنان که در اروپا و امریکا به آن عادت داریم. مدسن استدلال می کند، مذهب آسیایی نه خصوصی و نه عقیده محور است. مذهب آسیایی به جای عقیده محور بودن، بواسطه وجود آیین های اجتماعی و اشتیاق برای افسانه های اجتماعی که تا اندازه ای به زندگی افراد نظم و معنی بخشیده اند، شکل گرفته است و دولت‌های آسیایی پی برده اند که این نوع تفسیر از "نظم و معنی" از اهیمتی استراتژیک برخوردار است. در این راستا، دولت‌هایی که متعهد به درکی دولت محورانه از کالای عمومی هستند، باید به جای افراد و جنبش های اجتماعی، این نوع تفسیر را فراهم کنند.
 
سیاست مذهب در شرق آسیا چنین وعده میدهد که دیدگاه های بین المللی و تطبیقی را کاملتر و نظام مند تر در تحلیل نظام مند سیاست جهان وارد کند، با بکارگیری این نظریه‌ها در ساختار و رویه های منطقه‌ای  از مفاهیم انتزاعی افراطی در نظریه ها اجتناب کرده و از تمایز جدی بین سیاست سکولار و مذهبی نیز خودداری کند. اگر سیاست مذهب در شرق آسیا بتواند این سه تغییر را ایجاد کند، نظریه روابط بین الملل خیالی و غیرعملی نخواهد بود و این تغییر جزیی در جایگاه نظریه می تواند به ما کمک کند درک بهتری از وضعیت مذهب در سیاست جهان داشته باشیم.
 
منبع: دین و نظریه روابط بین الملل، جک اسنایدر، ترجمه سیدعبدالعلی قوام، رحمت حاجی مینه، چاپ اول، نشر علم تهران ۱۳۹۳