1- جبران کمبودها

بررسی های انجام شده توسط روان شناسان آشکار می سازد که خودنمایی های افراطی بر اساس احساس کمبودهاست و شخصی که خودنمایی می کند می خواهد با این عمل، کمبودهای خود را تدارک کند.[1]

آلفرد آدلر می گوید:

خودنمایی، واکنشی است در برابر احساس حقارت واقعی یا خیالی.[2]

شاگردی که از نظر مالی دچار کمبود است با گرفتن بهترین نمره به خودنمایی می پردازد و یا کارمندی که از نظر معلومات و امتیازات در سطح پایین تری از سایرین قرار دارد، سعی می کند با نظم و انضباط و خوش خدمتی و.. . کمبود خود را تدارک نماید.


2- جلب اعتماد

یکی از انگیزه های خودنمایی، جلب اعتماد و نفوذ در دیگران است. برای رسیدن به خواسته های مادی و روانی خود، به همین دلیل ستمگران برای ادامه حکومت خود از اهرم خودنمایی استفاده می کنند و با ساختن مسجد و بیمارستان خود را نیکوکار معرفی می کنند و یا با نماز خواندن و زیارت رفتن تشریفاتی، خود را یک فرد مؤمن و متعهد معرفی می کنند. [3] و یا منافقین که در واقع به خدا و وعده های الهی ایمان ندارند با عبادت ریاکارانه می خواهند دیگران را فریب دهند و جلب اعتماد کنند. قرآن درباره آنها می فرماید:

إِذا قامُوا إِلَی الصَّلاةِ قامُوا کسالی یراؤُنَ النَّاسَ[4]

هنگامی که به نماز برمی خیزند، با کسالت برمی خیزند؛ و در برابر مردم ریا می کنند.


3- احساس حقارت

کسی که خود را موجودی خوار و بی مقدار می داند، با توسل به وسایل گوناگون، سعی می کند این حقارت را از خود دور سازد.

فکر می کند هرچه بیشتر چشم ها را به دنبال خود بکشد، به همان اندازه از ارزش بیشتری برخوردار می شود ولی واقعیت این است که او ارزش واقعی خود را از دست می دهد. اگر کسی احساس کرامت کند، به دنبال خودنمایی نمی رود.


4- فخرفروشی

برخی از افراد با انگیزه فخر فروشی، خودنمایی می کنند و می خواهند توانایی های خود را به رخ دیگران بکشند و بدین منظور لباس های فاخر می پوشند و ارزش خود را در زینت و لباس می دانند، همچون قارون.

در جهان امروز، بر اثر ضعف ایمان و کاهش ارزش های دینی، توجه اکثر مردم به مادیات معطوف گردیده و ازمعنویات غافل شده اند به همین جهت، خودنمایی و ریاکاری در مادیات به مراتب بیشتر از ریاکاری در عبادات و مظاهر دینی است. و بسیاری از مردم سیمای واقعی خویش را پنهان می کنند و خود را غیر از آن چه که هستند جلوه می دهند، تا بدین وسیله مردم را اغفال کنند و خود را آن طور که می خواهند نشان دهند.


پی نوشت ها:
[1] . روانشناسى اجتماعى، ترجمه على محمد کاردان، ص 140.
[2] . مکتب اسلام، سال 12، ص 608؛ پرورش‏هاى اخلاقى، عبدالمجید رشیدپور، ص 22.
[3] . عرفان اسلامى، حسین انصاریان، ج 3، ص 83.
[4] . نساء/ 142.

منبع: حوزه نت