بشر پیوسته از طریق حس و تجربه، تفکر و استدلال، آگاهى‌هایى از جهان به دست مى آورد و علوم و آگاهى‌هاى متعارف، رهاورد همین دو شاهراه معرفت است. از سوى دیگر، در طول تاریخ بشر، شخصیت‌هاى والایى با انگیزه اصلاح و هدایت بشر به پا خاسته و خود را فرستاده از جانب خدا دانسته و مدعى شده اند که پیام هایى را از جهان ماوراى طبیعت دریافته و آن را به صورت کلام و گفتار که حامل معارف و احکام دینى است در اختیار بشر قرار مى دهند.

این مدعیان، شخصیت هاى برجسته‌اى بودند که توجه خردمندان و متفکران را به خود جلب کرده اند. آنان خود را پیام رسان خداوند و سرچشمه پیام هاى خود را وحى الهى مى دانستند و معتقد بودند که این پیام ها را از طریق حس و تجربه، و یا از طریق تفکر و استدلال به دست نیاورده اند، بلکه از جانب خداوند بر روح و روان آنان القا شده است.

این واقعیت تاریخى توجه دانشمندان را به امکان ارتباط انسان خاکى با جهان غیب، بدون بهره‌گیرى از طریق حس و عقل توجه ( امکان وحی ) برانگیخته تا پس از رسیدن به پاسخ در مورد این امکان، بتوانند به تبیین و تفسیر وحی بپردازند و روشن کنند که وحی چیست؟


روزنه هایى به سوى جهان غیب؛ دلایلی گواه بر امکان وحی

به خلاف تصور مادی گرایان، «وجود» مساوى با ماده نبوده بلکه از آن گسترده‌تر است. کسانى که وجود را مساوی ماده مى دانند، راه ماوراى طبیعت و علوم غریبه را به روى خود بسته، و با چنین اعتقادى، مجالى براى ورود در این گونه مسائل براى آنان وجود نخواهد داشت. کاوش در این بحث از آن کسانى است که به جهان غیب ایمان دارند و خواهان یافتن راهى براى آشنایى با آن هستند.

در زندگى بشر و دیگر جانداران، یک رشته آگاهى‌هایى وجود دارد که از قلمرو حس و عقل بیرون است و دریافت‌هایى است که نمى‌توان آن‌ها را با دو راه مزبور تفسیر کرد. این واقعیت خود گواه روشنى بر امکان وحی  ـ نه اثبات وحى نبوت ـ محسوب می‌شود، راه هایى که هم اکنون به‌طور مختصر به آن‌ها اشاره مى کنیم:

۱ - الهام در جانداران
دستگاه آفرینش حس راه‌یابى را در نهان جانداران نهاده است، آنگاه که چشم به جهان مى‌گشایند بدون کوچکترین آموزش به راه زندگى خود آشنا هستند. این نوع ادراک از قبیل: هدایت غیبى است که آن‌ها را در مسیر زندگى رهنمون مى گرداند. جلوه هاى این ادراک و هدایت غیبى در زندگى همه جانداران به ویژه بعضی از آن‌ها مانند مورچه، موریانه و زنبور عسل، کاملاً نمایان است.

زنبور عسل، آنگاه که سر از تخم بیرون مى آورد، و قدرت پرواز پیدا مى کند، با رهیافت مرموزى به سوى گل‌ها پرواز کرده، و شیره آن‌ها را به گونه خاصى مى مکد تا از آن شهد بسازد. لانه خود را آن چنان شش گوشه مى سازد که هرگز گوشه اى نسبت به گوشه دیگر، کم و زیاد نمى شود. در کوران بادهاى تند و در فضاى تاریک و غبار آلود لانه خود را به آسانى پیدا مى‌کند و گفته می‌شود نوعى از آن (زنبور قرمز) ملخ را شکار کرده و به جاى حساس آن نیش مى زند، و آن را بى هوش نموده و به صورت گوشت زنده آن را نگاه مى‌دارد، و سپس در نقطه مناسبى از بدن ملخ تخم گذارى مى‌کند، تا پس از آن که بچه‌ها از تخم بیرون آمدند، از گوشت آن تغذیه کنند.

این‌ها و هزاران نمونه از این قبیل، همگى جلوه هایى از هدایت هاى غیبى است که در زندگى جانداران به چشم مى خورد و دلیلی گواه بر امکان وحی است.

۲ - رؤیاهاى راستین
خواب در حفظ زندگى انسان تأثیر بسزایى دارد، این که حقیقت آن چیست از قلمرو بحث ما بیرون است، آنچه که مهم است اشاره به اقسام خواب هاست :

افکار آشفته که گاهى در بیدارى و بیشتر در عالم خواب خودنمایى مى کند و غالباً گریبانگیر افراد بیمار مى‌گردد.

افکار عادى روزانه که در عالم خواب خود را نشان مى دهد. مثلاً دانش آموز در روزهاى امتحان،  خواب هاى مربوط به درس و امتحان و نمره مى بیند.

قسمتى از خواب ها، اسرار نهانى انسان است که بیانگر واقعیت انسان مى باشد، و این قسم از خواب ها در روانکاوى ارزش علمى دارد و به وسیله آن مى توان به ضمیر پنهان پى برد. فروید براى اصل خواب و کشف آن از ضمیر پنهان اهمیت بسزایى قائل است، و تعبیر خواب یک قسمت از بحث هاى نظریه روانکاوی فروید را تشکیل مى دهد.

خواب هایى که نه از افکار آشفته سرچشمه مى گیرد و نه افکار روزانه به پدید آمدن آن کمک مى کند و نه حاکى از ضمیر پنهان انسان است، بلکه از یک واقعیت جدا از ذهن و اندیشه گزارش مى‌دهد. این نوع خواب‌هاست که ما را با جهان خارج از خود مرتبط مى سازد، و از روى حقایق عالم پرده بر مى‌دارد، و ثابت مى‌کند که انسان علاوه بر درک حس و عقل از آگاهى سومى برخوردار است که معلول دو ابزار یاد شده نیست. گویى آفریدگار جهان براى تماس با جهان خارج روزنه سومى را باز نموده و آن همان رؤیاهاى صادق است، تا بدین وسیله زمینه را براى تصدیق نبوت و وحى فراهم سازد.

شیخ الرئیس ابن سینا فیلسوف نامى اسلام؛ بسیارى از خواب‌ها را روزنه اى به سوى جهان خارج از درون و ضمیر انسان مى‌داند و در این باره مى‌نویسد: «آزمایش هاى زیاد نشان مى‌دهد که انسان به وسیله خواب مى‌تواند آگاهى‌هایى از جهان خارج به دست آورد و در عالم رؤیا چیزهایى را درک کند که عین حقیقت و متن واقع باشد و کوچک‌ترین اختلافى با آنچه که در جهان خارج تحقق می‌پذیرد نداشته باشد.»

سپس اضافه مى کند: «هرگاه براى انسان در عالم رؤیا امکان چنین ادراکى وجود دارد، چه مانعى دارد که انسان در حال بیدارى داراى چنین ادراک و آگاهى باشد.»[۱] بسیارى از مردم خواب هاى شگفت مى بینند، به این معنا که آنچه در خواب دیده اند، بدون کم و زیاد در خارج تحقق مى یابد، تعداد این خواب‌ها به اندازه اى زیاد است که کتاب هایى درباره آن تألیف شده است.[۲]

خواب حضرت یوسف علیه السلام و همچنین خواب عزیز مصر که در قرآن آمده از این نوع خوابهاست. این دو نفر چهره واقع را دیدند، ولى لحظه بیدارى، تغییر شکل یافته بود. مثلاً حضرت یوسف علیه السلام در خواب خود پدر و مادر و یازده برادر را دیده بود [۳] ولى وقتی بیدار شد، تغییر شکل داده و به صورت خورشید و ماه و یازده ستاره در خاطر او مانده بود.

این خواب‌ها را چگونه مى توان تفسیر کرد؟ آیا مى توان همه آن‌ها را از نوع تصادف دانست، و یا آن را بازتاب حالات درونى دانست؟ پاسخ منفى است. زیرا تعداد آن‌ها به قدرى زیاد است که نمى‌توان آن‌ها را پدیده اى تصادفى انگاشت، و نیز واقع‌نما بودن آن‌ها با فرضیه بازتاب حالات درونى سازگار نیست. حتى فلاماریون در کتاب «اسرار مرگ» صفحاتى را به نقل این نوع خواب‌ها اختصاص داده است.

با پذیرفتن این نوع خواب‌ها که پرونده آن‌ها از نظر تحلیل علمى هنوز باز است،  انکار امکان وحی به بهانه این که از قلمرو حس و عقل بیرون است بى جهت خواهد بود.

۳- الهام در بیدارى
گاهى اتفاق افتاده که اندیشه اى به فرد الهام شده است، یا ناگهان خود را بر چنین اندیشه اى واقف و آگاه یافته است، این نوع اندیشه‌ها را «الهام» مى نامند، و قرآن نیز آن را نوعى وحى دانسته است. به دلیل اینکه مى فرماید:

«وَأَوحَیْنا إِلى أُمّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِى الیَمّ وَلا تَخافِى وَلا تَحْزَنِى إِنّا رادُّوهُ إِلَیْکِ وَجاعِلوهُ مِنَ الْمُرْسَلِین» [۴]
به مادر موسى وحى (الهام) کردیم که کودک خود را شیر بده، و اگر بر آن بیمناک شدى او را به دریا بیفکن و نترس و غمگین مباش ما او را به تو بازگردانده، و از رسولان قرار مى دهیم.

مادر حضرت موسى علیه السلام که در آن هنگام سخت نگران فرزند خویش بود، و از آن مى ترسید که مأموران فرعون از نوزاد او آگاه شوند، و به حیات او خاتمه بخشند، ناگهان با گوش جان این ندا را شنید که راه نجات فرزندش این است که او را در صندوقى نهاده و به دریا افکند، دریافت چنین ندایی از قبیل «الهام» است.

دریافت این نوع الهام گاهى بدون شنیدن صداست و احیاناً گاهی با شنیدن صدا نیز همراه مى باشد.

هم اکنون در جامعه ما پاکان و پرهیزکاران داراى چنین الهامات بوده و حقایقى را دریافت مى کنند. ولى متأسفانه کسى در صدد ثبت و ضبط آن‌ها بر نیامده است. طبعاً براى این نوع دریافت‌ها سرچشمه اى وجود دارد که دو صورت آن را یادآور مى شویم:

فرشتگانى که مأمور حفظ انسان هستند، از راه الهام والقاى مطلب در قلب یا ایجاد صدا در گوش، او را به خیر و صلاح رهبرى مى کنند.

ارواح پاک و خیرخواه، افراد مورد علاقه خود را از طریق القا رهبرى مى نماید.

فخر رازى در تفسیر آیه (فَالمُدَبِّراتِ أَمْراً) مى گوید: ارواحى هستند که به تدبیر امور اشخاص مى پردازند [۵] و پس از ذکر شواهد فراوان از غزالى نقل مى کند که ارواح پاک به افرادى که با آن‌ها سنخیت یا علاقه دارند الهام نموده و کمک مى کنند و گاهى هم مى خواهند آن‌ها را از واقعیت داشتن عالم ارواح آگاه سازند.

۴ - خواب مغناطیسى و هیپنوتیزم (خواب آوری مصنوعی)
تنویم مغناطیسى یا همان خواب هیپنوتیزم از حقایق مسلّم امروز است که گفته می‌شود کاشف آن دکتر «مسمر» آلمانى در قرن هیجدهم است. او و همکارانش براى اثبات آن و اعتراف گرفتن از دانشمندان تلاش‌هایى کرده و موفقیت‌هایى به‌دست آورده‌اند. آن‌ها ثابت کرده اند که انسان در حال خواب مصنوعى نیروى دید و شنوایى‌اش، افزایش یافته، اشیاى واقع در فاصله دور را مى‌بیند و صداهاى دور را مى‌شنود، و چیزهایى که در دید اشخاص نیست، مشاهده مى کند.

خواب مصنوعى درجات مختلفى دارد که در هر درجه اى به انسان یک نوع آگاهى مى تواند بدهد و هر چه درجات آن قوى‌تر باشد درک و تماس آن بیشتر است. استاد این کار، مى تواند از طریق خواب مصنوعى افکارى را در ذهن انسان پدید آورد و مى تواند افکارى را پاک نماید.

این روش ثابت مى کند که ممکن است عاملى از خارج در روح انسان تصرف کند، و فکرى را در او پدید آورد و یا از ذهن او بزداید. بنابراین آنجا که وحى از طریق فرشته بر قلب پیامبر نازل مى شد، مى تواند نمونه بسیار کامل این روش باشد، و سرانجام نتیجه مى گیریم که آگاهى‌هاى انسان منحصر به حس و عقل نیست و عاملى فراتر از این دو مى تواند منشأ یک رشته آگاهى‌ها باشد. بنا بر چنین حقایقی مسلما امکان وحی نیز وجود دارد.

۵ - نهان بینى
دانشمندان مى گویند در نهاد انسان استعداد مرموزى وجود دارد که به کمک آن مى تواند افکار دیگران را بخواند. بشر امروز از طریق تلگراف، تلفن، رادیو و تلویزیون، افکار و احساسات را از دور مى‌گیرد، ولى دانش، براى گرفتن افکار و احساسات دیگران، حسى به نام نهان بینى کشف کرده است؛ و تصدیق چنین حسی روشن مى‌سازد که انسان گاهى جدا از طریق حس و عقل مى تواند افکار، آراء و یا احساسات افراد را از دور دریافت کند. اگر علم چنین مسئله اى را ثابت مى کند نباید مسئله وحى را امر مشکلی تصور کنیم. اگر یک بشر عادى آمادگى گرفتن فکر و اندیشه از راه دور را دارد قطعاً برگزیدگان خدا آمادگى بیشتری  براى اخذ پیام هاى فراسوى ماده خواهند داشت.

۶ - روشن بینى
دانشمندان به وسیله آزمایش هاى فراوان موفق شده اند حس مستقلى به نام «روشن بینی» کشف کنند و مى گویند: انسان هاى فوق العاده در پرتو این حس، وقایع آینده را کشف مى کنند. گاهى این حس از مقدمات و سنجش آثار موجود نتیجه را پیش بینى مى کند و احیاناً بدون استمداد از مقدمات، از وقوع حادثه اى گزارش مى دهد؛ و یکى از نمونه هاى روشن بینى، دیدن اشیاء یا اشخاص به صورت خارق العاده است.

مدیر انجمن روانى آمریکا در کتاب «تله پاتی»  اعتراف مى‌کند که ممکن است همین طور که نشسته‌اى پسر عموى خود را که فرسنگ‌ها از شما دور است، مشاهده کنى و در برابر شما حاضر شود و بلافاصله ناپدید گردد؛ و در این مورد داستان هاى فراوانى نقل مى کنند که هر یک از آن‌ها هر چند قابل خدشه است ولى در مجموع مى تواند ما را به امکان این مسئله مطمئن سازد؛ در این صورت تصدیق وحى آسان خواهد بود. وقتی که بشر عادى، اشیاء را از دور، و صدا‌ها را از دورتر مى بیند و مى شنود، چه مانعى دارد که برگزیدگان خدا، حقایق عالم بالا را دریافت کنند؟
 
این طرق ششگانه و نظایر آن، انحصار ابزار معرفت در حس و عقل را می‌شکند، و ثابت مى کند که ممکن است برای انسان، علاوه بر این دو، درک مرموزی به دست آید ولى نتیجه هیچ یک از این دو عامل نیست.

البته باید بگوییم که هرگز هدف این نیست که وحى نبوت را از این مقوله‌ها بدانیم، ولى هر یک از آن‌ها مى تواند زمینه ساز تصدیق امکان وحی آسمانى بوده و حداقل ممکن بودن چیزی به نام «وحی» را اثبات کند. [۶]


پی نوشت:
1. اشارات ابن سینا، ۳/۳۹۹
2. برای نمونه کتاب‌های «دار السلام»، نوشته محدث نوری و «آیات بینات» نوشته محقق شوشترى، صد‌ها رؤیاى صادق از شخصیت هاى مختلف نقل مى کنند.
3. یوسف/۴
4. قصص/۷
5. رازى، مفاتیح الغیب:۳۰/ در تفسیر «فالمدبرات امراً»، نازعات/۵
6. برگرفته از کتاب مسائل جدید علم کلام، تألیف آیت الله جعفر سبحانی، ج. ۲

منبع: سایت ستاره