استفاده‌ی بیمار از راهبردهای کنترل فکر. استفاده‌ی ناسازگارانه از راهبردهای کنترل فکر اغلب شامل سرکوب کردن برانگیزاننده‌های نگرانی و ناتوانی در رها شدن از فرایند نگرانی به هنگام فعال شدن آن است. سرکوب کردن به تلاش برای فکر نکردن در مورد افکاری که ممکن است نگرانی را برانگیزند، اطلاق می شود. بنابراین، برای مثال، فردی که در حال حاضر دربارهی عملکرد شغلی خود نگران است، تلاش می کند همهی افکار مربوط به کار را که به هنگام دوری از آن محیط به ذهنش می آیند، سرکوب کند. متأسفانه سرکوب کردن کاملا مؤثر نیست و شکست آن می تواند باورهای فرد در مورد از دست دادن کنترل را تقویت نموده و یا موجب افزایش اهمیت برانگیزاننده های افکار منفی شود. دومین فرایند مهم، ناتوانی فرد در درگیر نشدن در فرایند نگرانی به هنگام فعال شدن آن است. این ناتوانی به صورت تفکر مداوم دربارهی نگرانی، به منظور مقابله با آن یا تلاش برای اطمینان دادن به خود از طریق خودگویی ظاهر می شود. این کار نوعی فعالیت مفهومی مداوم است که در آن بیمار قادر به متوقف کردن فرایند مقابلهی دایمی خود نیست. چندین عامل در این ناتوانی نقش دارند. برای مثال، اغلب فرد بر این باور است که نگران نبودن برابر با عدم تلاش برای مقابله است (برای این که نگرانی یک راهبرد مقابله ای مهم است) یا فرد با این تصور که مشکل غیر قابل کنترل است (برای مثال، نگران بودن بخشی از شخصیت من است)، از کنترل خود آگاهی ندارد. اغلب فرد تجربه ی شخصی محدودی در مورد خود کنترلی فرایند نگرانی دارد که می تواند باور او دربارهی کنترل ناپذیری آن را به چالش بکشد.
 
مروری بر نحوه‌ی عملکرد مدل فراشناختی در یک برههی نگرانی، نقش هر یک از مؤلفه های آن را نشان خواهد داد. یک برهه‌ی نگرانی پریشان کننده توسط یک فکر مزاحم اولیه که معمولا به صورت سؤال چه می شود، اگر...؟» (برای مثال، اگر همسرم تصادف کند، چه میشود؟)، و گاهی هم به شکل یک تصویر ذهنی منفی است، فعال می شود. این برانگیزاننده، باورهای فراشناختی مثبت خاموش در مورد لزوم تفکر فاجعه ساز مداوم (نگرانی نوع ۱) به عنوان روشی برای پیش بینی و مقابله با مسایل را فعال می سازد. نگرانی نوع ۱ بی درنگ به افزایش علایم هیجانی منجر می شود، اما اگر فرد از هدف نگرانی اش راضی باشد، ممکن است متعاقبا به کاهش هیجانهای منفی منجر شود. هدف، اغلب احساسی است مبنی بر این که فرد می تواند مقابله کند، یا یک ارزیابی است مبنی بر این که همه ی احتمالات خطرناک مورد توجه قرار گرفته اند.
 
در جریان زنجیرهی نگرانی در اختلال اضطراب فراگیر، باورهای منفی دربارهی کنترل ناپذیری و ماهیت خطرناک نگرانی، فعال می شوند. این وضعیت به تعبیر منفی نگرانی (یعنی نگرانی نوع ۲) و افزایش اضطراب منجر می شود. در این نقطه، فرد دست یابی به هدف را دشوار می یابد که نشان می دهد متوقف کردن نگرانی و در نظر گرفتن خود به عنوان ناتوان در مقابله، ایمن تر است.
 
در این جا، رفتارها و راهبردهای کنترل فکر با هدف اجتناب از نگرانی و جلوگیری از اثرات منفی آن آغاز می شوند. بسیاری از این راهبردها بی فایده اند، با نتیجه ی عکس میدهند و به اشتغال ذهنی بیشتر و تقویت باورهای منفی دربارهی کنترل ناپذیری و خطر نگرانی منجر می شوند. بنابراین، احتمال این که باورهای مذکور در برهه های بعدی نگرانی پذیرفته شوند، افزایش می یابد. نمونه ای از این مدل برای یک برههی نگرانی اخیر که توسط بیماری گزارش شده است، در شکل ۲-۶ ارایه شده است.
 
فرایند درمان را می توان به خوبی به صورت عبور از یک رشته مراحل متوالی تصور کرد. تعداد جلسات مورد نیاز برای رسیدن به هر مرحله، با توجه به عوامل مربوط به بیمار و درمانگر متفاوت است. عوامل مربوط به بیمار شامل سطح بینش، انگیزه و درگیر شدن در تکالیف خانگی است. عوامل مربوط به درمانگر شامل میزان مهارت و تجربه ی فرد در اجرای درمان فراشناختی است. ترتیب مراحل درمان فراشناختی اختلال اضطراب فراگیر به شرح زیر است:
 
1- مفهوم سازی case conceptualization موردی ۲- آماده سازی بیمار برای شروع درمان- socialization ۳- ترغیب سبک فراشناختی ۴- چالش با باورهای فراشناختی دربارهی کنترل ناپذیری ۵- چالش با باورهای فراشناختی دربارهی خطر نگرانی ۶- چالش با باورهای فراشناختی مثبت دربارهی نگرانی ۷- تقویت برنامه های جدید برای پردازش نگرانی. ۸- پیش گیری از عود relapse prevention .
 
 به طور معمول، درمان پنج تا ده جلسه طول می کشد، در صورتی که درمان توسط درمانگران با تجربه در زمینهی درمان فراشناختی انجام شود، تعداد معمول جلسات درمانی هشت جلسه است. در ادامه ی همین فصل، شیوهی اجرای هر یک از این مراحل به تفصیل شرح داده میشود.
 
درمانگر این مرحله را با اجرای مقیاس تجدیدنظر شدهی اختلال اضطراب فراگیر Generalized Anxiety Disorder Scale-Revised (GADS - R ) و ارزیابی باورهای فراشناختی مثبت و منفی، برای رسیدن به درک مقدماتی از انواع باورهایی که باید در فرمول بندی مورد توجه قرار گیرند، شروع می کند. مقیاس تجدیدنظر شدهی اختلال اضطراب فراگیر (GADS - R ). هم چنین این پرسش نامه یک برداشت کلی از انواع رفتارهایی که برای اجتناب از نگرانی و خطر مورد استفاده قرار می گیرند و ممکن است در اختلال اضطراب فراگیر به صورت ظریف و زیرکانه باشند، فراهم می سازد.
 
گام بعدی تدوین نسخه‌ی فرد - ویژه ای از مدل فراشناختی است که رخدادهای دورهی اخیر نگرانی پریشان کننده را به صورت نموداری نشان می دهد. بسیار مهم است که درمانگر به جای تلاش برای مفهوم سازی کلی تر فرایندها که از عوامل عمدهی انحراف از اهداف جلسه محسوب می شود، بر دوره ی واقعی اخیر متمرکز شود.
 
منبع: راهنمای علمی درمان فراشناختی اضطراب و افسردگی،آدریان ولز، دکتر شهرام محمد خانی، انتشارات ورای دانش، چاپ دوم، طهران 1390