اهمیت ازدواج

در اهمیت ازدواج همین بس که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ؛(1) هر کس ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفاظت کرده [و نگهداشته است ].»

این روایت زیاد شنیده شده، اما لوازم این روایت دیده نشده و به آن کم توجهی شده است.

اگر نگران مشکلات دینی جامعه هستیم، باید به ازدواج بیندیشیم، که نیمی از مشکلات جامعه و همینطور مشکلات و نگرانیهای فرهنگی و دینی با آن حل می شود. هم مسئولین و هم والدین باید به این مهم توجه کنند.

در قرآن مجید می خوانیم: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»؛(2) «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می سازد.»

خیلی از مواقع ما فقر را مانع ازدواج می دانیم اما در فرهنگ و جهان بینی دینی ازدواج عامل فقر زدایی است نه تشدید فقر.

فرهنگ ما به گونه ای شده که اگر به جوانی گفته شود ازدواج کن، من تو را تأمین اقتصادی می کنم، به حرف ما بیشتر اعتماد می کند تا به فرموده خداوند. آیا این شخص می تواند ادعای ایمان داشته باشد؟!

در روایت داریم: «مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ؛(3) کسی که از ترس مخارج زندگی ازدواج نکند، به خداوند سوء ظن برده است.»

نظام جمهوری اسلامی برای اینکه بخواهد نیمی از دین مردم را حفظ کند، باید به ازدواج جداً بپردازد.

جمهوریت و تکیه بر آراء مردم با بار فرهنگی اسلام است و اگر همراه بار فرهنگی بود و آن فرهنگ فرهنگ دین بود، نیمی از فرهنگ دینی نظام در گرو ازدواج است.

متأسفانه امروزه در بسیاری از موارد به جای پرداختن به خود مسئله، صورت مسئله را پاک می کنیم و فکر می کنیم مسئله حل شده است. یکی از این موارد، مسئله ازدواج است. در قرآن می خوانیم: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ و... (4)»؛ «محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و... در نظر مردم جلوه داده شده است.»

در بین تمام جاذبه هایی که برای انسان ایجاد شده جاذبه زن اولین است. و همینطور جاذبه مرد برای زنان اولین جاذبه است.

در روایات بر برآورده کردن نیازهای مردم بسیار سفارش شده است. آیا نیاز به همسر از مهم ترین نیازها نیست؟!

در روایتی داریم که اگر کسی موجبات ازدواج فردی را با در گرو گذاشتن آبرویش فراهم کند در قیامت خداوند به او نظر رحمت می افکند.

همچنین در روایتی آمده است که همانطور که از مال و عمر و... سؤال می شود، از آبرو هم سؤال می شود که آیا از این آبرو در جهت حل مشکل دیگران استفاده کردی؟! چون آبرو یک نعمت است؛ اما در فرهنگ امروز به جهت ترس از ناموفق شدن ازدواج، افراد حاضر نیستند پا پیش بگذارند و دو جوان را به ازدواج هم در آورند. آبرو برای چنین افرادی به مانند بت است.


آسیبهای ازدواج

ازدواج در شرایط فعلی و جامعه امروز ما به آسیبهایی مبتلا شده است که برخی از آنها در ذیل مطرح می شود:

1. مهریه سنگین
در روایت آمده است که: «خَیْرُ النِّکَاحِ اَیْسَرُهُ؛ بهترین ازدواج آن است که آسانتر برگزار شود.»

باید به جای اینکه در خواستگاریها از مهریه و... حرف بزنند، از جاذبه های معنوی سخن بگویند؛ همانطور که در جریان خواستگاری حضرت زهراعلیها السلام بیان شده که خواستگاران قبل از علی علیه السلام، سخن از جاذبه های مادی به میان می آوردند تا آنها را مهریه حضرت زهراعلیها السلام کنند؛ اما علی علیه السلام اول جاذبه های معنوی خودش را بیان می کند که در جنگها و حوادث تلخ و شیرین اسلام همراه پیامبرصلی الله علیه وآله بودم و...

این به ما می آموزد که شخصیت یک انسان در گرو جاذبه های معنوی است؛ نه مادی و خانواده ها نیز باید همین را سرلوحه کار خود قرار دهند.

2. انتظارات بیش از حد از پسران
یکی از آسیبهای جدی و مشکلات فراروی ازدواج جوانان، انتظارات بیش از حد از پسران مثل انتظار داشتن مسکن، ماشین و... است که موجب تأخیر در ازدواج و یا ترک آن می شود.

3. شغل
شغل مهم است، اما نه در حدی که مانع ازدواج شود؛ بلکه باید با راهکارهایی این مشکل را حل کرد و برای حل آن فرهنگ سازی نمود.

4. زیبایی
یکی از معیارهایی که گاهی در ازدواج مانع ایجاد می کند زیبایی است. زیبایی مهم است امّا نقش تعیین کننده ندارد. در روایات داریم که اگر کسی برای زیبایی و مال ازدواج کند، خدا او را به همان واگذار خواهد کرد و در زندگی دچار مشکل خواهد شد.

5. چشم و هم چشمیها
بعضی از سنتها خوب است مثل جهیزیه و کمک مالی به فرزند و...؛ اما در حدی که مشکل فرزندان برطرف شود، نه اینکه تبدیل به چشم و هم چشمی شود. در کنار جهیزیه و کمک مالی ضروری، گاهی چشم و هم چشمیها و خرافات غوغا می کنند و نتیجه شوم آن دامنگیر جوانانی می شود که در شرف ازدواج بوده و امکانات مادی زیادی ندارند.

بعضی از طوایف رسومات خوبی برای یاری رساندن به داماد و عروس دارند مثلاً هدیه ازدواج روستائی به داماد، دادن یک رأس گوسفند از طرف هر خانواده است. با این هدیه هم شغل داماد مشخص شده و هم کمک به وضعیت اقتصادی او کرده اند. در جای دیگری رسم بر این است که همگی جمع می شوند و خانه ای برای داماد می سازند. اینها رسومات خوبی است و ازدواج جوانان را تسهیل می کند.

6. عدم اذعان به جامعیت دین
بعضی از مردم دین را قبول دارند اما همه ابعاد آن را نمی پذیرند. اگر همه ابعاد دین را بپذیریم، مشکلات جامعه تا حد بسیار زیادی حل خواهد شد. اسلام یک دین جامع است، ولی ما مشکل داریم و سلیقه های خود را دخیل می کنیم و در این صورت مشکل پیدا می شود.

اسلام می گوید این زنان می توانند ازدواج کنند، و ما باید با فرهنگ غلط موجود مخالفت کرده و راه را برای زندگی شیرین تر، هماهنگ با دستورات اسلام هموار نماییم.

هر کسی باید خودش را بنگرد، اگر کسی نمی تواند یا نمی خواهد ازدواج مجدد یا موقت داشته باشد، اشکالی ندارد؛ اما چرا با حکم خدا مخالفت می کند؟ اگر کسی حکم خدا را قبول نکند و بر اساس دستور خدا حکم نکند خداوند در مورد او سه تعبیر دارد: کافر، ظالم و فاسق.

«وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ»؛ (5) «و آنهایی که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی کنند، کافرند.»

«وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛ (6) «و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.»

«وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»؛ (7) «و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی کنند، فاسقند.»

در مقابل حکم خدا نباید کج دهنی کرد، اگر نمی خواهیم احکام الهی را انجام دهیم حداقل کج دهنی نکنیم.

امروزه در کشورهای عربی که متعه را به تبعیت از خلیفه دوم حرام می دانستند بسیاری از دانشمندان اهل سنت ازدواج موقت را با عنوان نکاح میسار مطرح می کنند. دلیل این امر آن است که برای حل بعضی از معضلات اجتماعی گریزی جز گردن نهادن به این حکم الهی نیست.

امام باقرعلیه السلام از امیر المؤمنین علیه السلام نقل می کند که می فرمود: «لَوْ لَا مَا سَبَقَنِی بِهِ بَنِی الْخَطَّابِ مَا زَنَی إِلَّا شَقِیٌّ؛ (8) اگر خلیفه دوم ازدواج موقت را حرام نمی کرد، زنا نمی کرد مگر آدم شقی [و بسیار رذل و پست].»

کسی نمی گوید ازدواج موقت در بین پسران و دختران رواج یابد؛ اما اگر این هجمه ارتباط نامشروع بین پسران و دختران تنها با خواندن صیغه عقد موقت سامان پذیرد، جامعه به سوی سلامتی پیش می رود و به گناه مبتلا نمی شود.

یکی از برادرانی که در اینترنت کار می کند، گفت: جوانی با من ارتباط داشت، انواع ازدواج را برایش توضیح دادم. یکبار به من گفت: من تا دیروز نماز نمی خواندم اما از امروز نماز خوان شده ام. گفتم چطور شده؟ گفت: من تا حالا فکر می کردم دین برای ما محدودیت آور و مشکل ساز است؛ اما فهمیدم که این مائیم که دین را محدود می کنیم، ما مشکل داریم نه دین.

نظر مقام معظم رهبری این است که جوانان امروز با ایمان تر از جوانان اول انقلابند و این حرف در حد یک ادعا نیست؛ بلکه یک واقعیت است؛ اما ما چقدر توانسته ایم زمینه ای فراهم کنیم تا نیازهای جوانان به صورت مشروع حل شود. و این گرایش افزایش یابد.


پیامدهای سختگیری مفرط


1. پذیرش فساد
اگر باب ازدواج به تمام انواع آن را بستیم، باید فساد را بپذیریم. اگر می خواهیم زنا نباشد، باید ازدواج به تمام معنا و با همه گستردگی که در دین بیان شده است، پذیرفته شود. متأسفانه امروز در بسیاری از رسانه ها موضع گیری شدیدی نسبت به مردان چند همسر می شود؛ اما با کسانی که از طریق نامشروع ارتباط دارند برخورد تبلیغی جدّی صورت نمی گیرد.

بیشترین آمار وبلاگ نویسی و استفاده از چت در تهران است؛ اما آیا برای مبادله اطلاعات درست و در راه صحیح به کار گرفته می شود؟! اکثر آنها در راههای نادرست و منفی است.

2. پذیرش تبعات سیاسی
جوانی که می بیند در خارج از کشور هر نوع ارتباطی می تواند داشته باشد؛ اما در داخل کشور امکانی برای ارضاء غریزه خود از راه صحیح و معقول و مشروع ندارد، نسبت به نظام و کشور بدبین می شود و دائم حرف از دمکراسی می زند؛ در حالی که بسیاری از کسانی که امروزه در میادین سیاسی با شعار دمکراسی خواهی به جنگ نظام آمده اند، معنای دمکراسی را نمی فهمند. وقتی حرف از آزادی می زنند دنبال این جور مسائل است نه آزادی سیاسی.

3. پر جاذبه کردن احزاب دگراندیش
احزاب دگراندیش در فکر و ذهن جوانها راه ندارند؛ اما وقتی جوان می بیند امکان ارضای غریزه جنسی، آن هم به صورت مشروع را ندارد، هنگامی که صدای یک معاند بر ضد نظام بلند می شود، با او هم سو می گردد و زمینه جذب این گونه افراد به چنین حزبهایی که معاندند فراهم می شود.

برای چاره اندیشی و تشخیص معضلات باید راحت فکر کنیم و در فکر کردن خودمان را فریب ندهیم تا بتوانیم درست تصمیم بگیریم.

4. ایجاد جاذبه برای خروج از کشور
جاذبه خروج از کشور را خواسته یا ناخواسته خودمان ایجاد کرده ایم. بسیاری از مسافرانی که به خارج از کشور می روند، اهداف پاک و مقدسی ندارند. گرچه ظاهر مسافرت، تجارت و امثال آن است؛ اما واقعیت آن است که اهداف دیگری را تعقیب می کنند.

در بعضی کشورهای همسایه، برخی از بازرگانان ایرانی چندان موفق نیستند، اما تجار دیگر کشورها موفقند؛ به خاطر اینکه بازرگانان ایران اشباع شده نیستند و وقتی به این کشورها می آیند بازرگانی و تجارت در حاشیه قرار می گیرد و جای خود را به کارهای دیگر می دهد و بعد این سؤال مطرح می شود که چرا این همه ارز از کشور خارج می شود.

اسلام مشکل ندارد و می تواند به بهترین و متین ترین شکل ممکن، نیاز جامعه را برآورده کند؛ اما رفتارها، خرافات، سنتهای غلط اجتماعی و فرهنگ آسیب دیده اجتماعی ما باعث شده که این همه به دین انگ بزنند.

مردم برای دین هر کاری می کنند؛ اما با کسانی که سمبل محدودیت دین هستند، رابطه خوبی ندارند و بخشی از فرار مغزها و سرمایه ها، مربوط به این معضل است.
بخشی از خروج ارز و مشکلات سیاسی کشور در بیرون از مرزها، به واسطه جاذبه های جنسی است.

نظام جمهوری اسلامی کمکهای زیادی در زمینه ازدواج کرده است؛ مثل خدمات کمیته امداد امام خمینی رحمه الله در زمینه ازدواج، وامهایی که دولت می دهد، و...؛ اما همه این اقدامات کم است و مقررات آن زیاد. دولت اسلامی باید زمینه شغل و کار و کسب در آمد، ازدواج آسان و تأمین حداقلها برای ازدواج را فراهم کند و البته نظام در صدد است که این مهم انجام شود.

در زمینه ازدواج آسان، طرحی از سوی معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم تدوین و به مراجع ذی ربط ارسال شده است. بعضی از مواد و پیشنهادهای موجود در این طرح، در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است و خوب است کارشناسان محترم نیز نظرات اصلاحی خود را در مورد آن بیان کنند تا پس از اصلاح برای مسئولین فرستاده شود.


پی نوشت:
1)- الکافی، ج 5، ص 328، ح 2.
2)- نور / 32.
3)- الکافی، ج 5، ص 330، ح 1.
4)- آل عمران / 14.
5)- مائده / 44.
6)- مائده / 45.
7)- مائده / 47.
8)- الکافی، ج 5، ص 448، ح 2.

منبع: مرکز مطالعات شیعه