مدیریت در اسلام ، قبل از این که ریاستمداری باشد ، خدمتگزاری است و مدیر در این منصب ، باید با تیغ تیز مدیریت در جهت خدمت به خلق خدا ، اقامه عدل و داد و رفع ظلم و تبعیض و بی عدالتی قیام نماید . مدیر نباید مسند مدیریت را وسیله افتخار و نردبان نخوت قرار دهد، زیرا آن دسته از مدیرانی که ، مدیریت بر یک تشکیلات را ، زمینه تجلی خصلتهای ناروای شیطانی می دانند و این میدان را بهترین عرصه برای تاخت و تاز غرورها و شیطنتهای خود به حساب می آورند، هرگز مدیر اسلامی و انسانی نیستند . اینگونه مدیران ، هیچگاه قادر به خدمت نخواهند بود زیرا اینان مدیریت را برای خدمت به دیگران انتخاب نکرده اند بلکه آن را وسیله ای برای ارضای امیال شخصی و نفسانی خویش نموده اند و این که در روایات از « ریاست » به شدت انتقاد شده است ، اشاره به این گونه مدیریت دارد . مولای متقیان حضرت علی (علیه السلام) در مذمت « ریاست » می فرماید : « ریاست ، هلاکت و نابودی است » . البته همانطور که اشاره شد ، منظور از ریاست در این گونه روایات ، ارضای هوسها و خواسته های نفسانی و شیطانی در پوشش مدیریت است.
 
مردی خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام) درباره شخصی که مدیریت را وسیله خودخواهی‌های خویش میدانست ، سخنی به میان آورد و عرض کرد : او در مسند مدیریت ، « ریاست » را دوست دارد نه خدمت به مردم را ، امام رضا (علیه السلام) زیان چنین مدیرانی را برای جامعه در یک تمثیل زیبا و رسا بیان نمود و فرمود : « چنین ریاستی برای دیانت و اعتقاد مسلمان ، زیانمندتر از این است که دو گرگ گرسنه در میان گله گوسفندی بیفتند که چوپان نداشته باشد » . در واقع امام رضا (علیه السلام) در این بیان پر معنای خود ، مدیر را حافظ و نگهبانی برای منافع مردم به حساب می آورد و هر گاه مدیر به جای چوپانی امانتدار و خدمتگزار ، گرگی گرسنه باشد ، بزرگترین زیان و فاجعه برای جامعه اسلامی به وجود می آید.
 
در حکومت علوی ، مدیریت تنها از آن جهت ارزش و اعتبار دارد که وسیله ای برای خدمت به خلق و احقاق حق و رفع ظلم و دفع باطل باشد چنانچه امیر المؤمنین علی (علیه السلام)، خطاب به عبدا ... ابن عباس می فرماید : « به خدا سوگند ، این کفش کهنه پر از وصله ، در نزد من از حکومت بر شما محبوبتر است و من اگر این حکومت را پذیرفته ام ، فقط به خاطر این است که حقی را ثابت کنم و باطلی را از میان بردارم » . بنابراین در حکومت اسلامی ، خدمت نباید وسیله ای برای حاکمیت و ریاست باشد بلکه به عکس حکومت باید وسیله ای برای خدمت باشد.
 
سعدی، شاعر محبوب و بلند آوازه ایرانی در حکایتی زیبا این مطلب را به خوبی تبیین کرده و می فرماید: «درویشی مجرد به گوشه صحرایی نشسته بود، پادشاهی بر او بگذشت، درویش از آنجا که فراغ ملک، قناعت است سر برنیاورد و التفات نکرد. سلطان از آنجا که سطوت سلطنت است، برنجید و گفت: این طایفه خرقه پوشان بر مثال حیوانند و اهلیت آدمیت ندارند! وزیر نزدیکش آمد و گفت: ای جوانمرد، سلطان روی زمین بر تو گذر کرد، چرا خدمتی نکردی و شرط ادب بجا نیاوردی؟ گفت: سلطان را بگوی، توقع خدمت از کسی دار، که توقع نعمت از تو دارد و دیگر بدان که ملوک از بهر پاس رعیت اند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک!
 
پادشه ، پاسبان درویش است گر چه رامش به فر دولت اوست
گوسپند از برای چوپان نیست بلکه چوپان برای خدمت اوست
 
خدمتگزاری مدیران و کارکنان سازمان به عنوان یک اصل در مدیریت اسلامی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته؛ که مدیران علاوه بر اینکه در این رابطه وظیفه خود را انجام می دهند، موجب افزایش بهره وری و کارآیی سازمان خواهند شد. پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله وسلم) در این باره می فرماید:سید القوم خادمهم. رئیس یک گروه خدمتگزار آنها است. از نظر پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) اصل خدمت به مردم وظیفه عمده و اساسی مدیران، کارکنان ودستگاه‌های اداری است و مدیریت نیز خود به خود از نظر اسلام مطلوبیت ذاتی ندارد. حتی در برخی موارد انسانها را از پذیرش آن بر حذر داشته است. چنانکه امام صادق (علیه السلام) می فرماید: کسی که به دنبال ریاست برود هلاک شده است. بنابراین مدیریت در دیدگاه پیشوایان اسلامی به ویژه پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله وسلم) به عنوان امر ثانوی مورد توجه قرار می گیرد و به دنبال استیفای حقوق مسلمانان، خدمت وکمک رسانی، مساعدت در رفع حوائج آنان است.
 
توجه خاص مدیریت سازمان به امر خدمتگزاری در بخش مدیریت منابع انسانی ضمن جلب اعتماد به عنوان سرمایه اجتماعی در سازمان می تواند همکاری گروهی کارکنان و مشارکت آنان را در تحقق اهداف سازمان جلب نموده و موجب افزایش بهره وری و کارایی سازمان شود؛ علاوه بر همه این مزایای دنیوی، جلب رضای خداوند متعال کرده و از پاداش های معنوی و اخروی آن نیز برخوردار گردد.
 

ویژگیهای مدیریت خدمتگزار چیست؟

1- مدیر خدمتگزار باید به انسانها در رسیدن به اهداف الهی, شناخت الگو و مسیر هدایت و در استفاده بهتر از نعمتهای خدادادی خدمت نماید . امام خمینی «ره» در وصیت نامه خویش می فرماید : به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه میکنم که قدر این ملت را بدانند و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشم ما و اولیای نعم ما هستند و جمهوری اسلامی ره آورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرزد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است فرو گذار نکنند.
 
 ۲- مدیران اسلامی توفیق خدمتگزاری را از نعمتهای خدا میدانند و هیچگاه از این خدمتگزاری خسته و ملول نمیشوند . یکی از دعاهایی که بارها امام خمینی تکرار میکردند طلب توفیق خدمتگزاری از خدا بوده است . امام صادق (علیه السلام) می فرماید : نیازمندی که به من مراجعه میکند من زود نیاز او را برطرف میکنم از ترس اینکه مبادا او بی نیاز شود و این کار نیک از دست برود .
 
 ۳- در مدیریت اسلامی هرچه مقام مدیر بالاتر میرود حس خدمتگزاری او بیشتر می شود.
 
 ٤- در مدیریت اسلامی در خدمتگزاری سبقت صورت میگیرد .همانگونه که امام صادق (علیه السلام) می فرماید :در خیر رساندن به برادران خود با یکدیگر مسابقه گذارید و اهل خدمت رسانی باشید .
 
 ٥- مدیر اسلامی مردم را از خود میداند و در خدمتگزاری به آنان شتاب می کند.
 
 6- مدیر اسلامی دیگران را بر خود مقدم می‌شمرد .
 
 ۷- مدیر خدمت‌گزار در مواقع لزوم مقام را فدای خدمت به مردم میکند زیرا ارزش باغ را به گل‌های آن میداند. ما در بین فرائض و سنن کمتر عملی را سراغ داریم که در فضیلت و ثواب به زیارت امام حسین (علیه السلام) برسد اما با وجود این فضیلت ثواب برآوردن حاجت مومن برتر از ثواب زیارت حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است . خدمتگزاری بدین معنا نیست که مدیر اسلامی از روی ناچاری به دیگران خدمت کند یا تنها به شعار و سخن خدمتگزاری اکتفا کند بلکه انگیزه خدمت را در دل و جان خود بپرورد و فرصت را مغتنم شمارد و بدون هیچ انتظاری خدمت کند.
 
منبع: اصول ومبانی مدیریت در اسلام، مهرداد حسن زاده و عبد العظیم عزیزخانی، انتشارات هنر آبی، چاپ اول، تهران، 1390