یکی از مسائل مهم در سبک زندگی مهدوی، نگهداشتن حرمت مومن است؛ و مسئله مقابل آن، بی حرمتی به مومن و جایگاه وی است.


جایگاه بی حرمتی به مومن

بی حرمتی به مومن از چنان اهمیتی برخوردار است که بی حرمتی به مومن، در برخی از احادیث، به معنای بی حرمتی به ساحت قدسی ذو الجلال بیان گردیده است.

چنانچه امام باقر (علیه السلام) در روایتی در تبیین و جایگاه مومن، فرمودند: «چون پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را به معراج بردند، عرض کرد: پروردگارا! رتبه و منزلت مؤمن در پیش تو چگونه است؟ فرمود: ای محمد، هر که به یکی از دوستان من اهانت کند، آشکارا به جنگ من برخاسته و من به یاری دوستانم از همه شتابانترم.[1]


تبیین حدیث

با توجه به این حدیث، می توان ارزش بی حرمتی به مومن را فهمید، چرا که خداوند متعال، بی حرمتی به مومن را بی حرمتی به خود می داند؛ و علاوه بر بی حرمتی، جنگ با خداست؛ و همچنین خداوند در مقابل این بی حرمتی، انتقام جویی می کند؛ و به داد مومن مظلوم می شتابد.


دعای مظلوم

به داد مظلوم رسیدن و دعای مظلوم مستجاب شدن چنان سریع است که از حضرت صادق (علیه السلام) روایت است که فرمودند: «بترسید از ظلم کردن، به درستی که: دعای مظلوم به آسمان بالا می رود و به محل استجابت می رسد»[2]


مصادیق بی حرمتی به مومن

بی حرمتی به مومن مصادیق مختلفی می تواند داشته باشد که به برخی از آن اشاره می کنیم: 

۱. بی اعتنایی به مومن
از جمله مصادیق بی حرمتی به مومن، بی اعتنایی به اوست؛ این بی اعتنایی نیز مانند مورد قبل، چنان شدید است که خداوند این بی اعتنایی را بی اعتنایی به خود می داند؛ چنانچه امام صادق (علیه السلام) از پدرانش نقل می کند که: پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیث فرموده است: «هر که به فقیر مسلمانی بی اعتنایی کند، به حقوق الهی بی اعتنایی کرده و خداوند روز قیامت به او بی اعتنایی می کند، مگر این که توبه کرده باشد.»[3]

احترام به مومن
این بی اعتنایی، که خداوند آنرا بی اعتنایی به خود می داند، مربوط به فقیر مسلمان است؛ و اگر انسان به همان فقیر مسلمان احترام بگذارد و او را بزرگ بدارد، خداوند از او راضی می شود و در حقیقت خداوند را گرامی داشته است. چنانچه در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هر که به فقیر مسلمانی اکرام کند، روز قیامت خداوند از او راضی خواهد بود. آگاه باشید هر که برادر مسلمانش را اکرام کند، خدای عز و جل او را گرامی می دارد.[4]

از این حدیث شریف، چنین بر می آید، این اکرام در دنیا، ثمره اش در آخرت است؛ و اکرام مسلمان مساوی است با اکرام خداوند متعال.

۲. تحقیر مومن
یکی دیگر از مصادیق بی حرمتی به مومن، تحقیر اوست.


آفت امروز جامعه؛ تحقیر فقرا توسط ثروتمندان

یکی از آفت های موجود در جامعه انسانی و حتی اسلامی این است که برخی ممکن است بخاطر داشتن ثروت یا قدرت یا موقعیت اجتماعی بالای خود، دیگران را تحقیر کنند، قرآن کریم به چنین افرادی بصراحت هشدار می دهد و می فرماید: «إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ.»[5]

قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد؛ ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! (به خاطر آورید) هنگامی را که قومش به او گفتند: «این همه شادی مغرورانه مکن، که خداوند شادی‌کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد!»

تبیین آیه
از این آیه بالا، هم ثروت اندوزی قارون فهمیده می شود و هم زورگویی و تحقیر فقرا توسط غرور او مشهود است و هم مبغوض بودن شادی کنندگان مغرور و  ثروت اندوزان مرفهِ بی درد نزد خدا کاملاً آشکار است.

عاقبت تحقیر کردن مومن
دشمنی خداوند با ثروتمندانی که فقرا را مورد تحقیر قرار می دهند، شدیداً مورد رسوایی و افتضاح قرار می گیرند؛ چنانچه در حدیثی امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل می فرماید: که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «هر که مؤمنی را به خاطر فقر و تنگدستی اش خوار شمارد و یا او را تحقیر کند، خداوند روز قیامت وی را رسوا و مفتضح می کند».[6]

خداوند منتقم بی حرمتی به مومن
و این رسوایی نتیجه ی تحقیر فقیر است؛ و لازم بذکر است که یکی از اسامی خداوند منتقم است؛ چنانچه در این زمینه قرآن می فرماید: «فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ.»[7] یعنی: «پس گمان مبر که خدا وعده‌ای را که به پیامبرانش داده، تخلّف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است.»

در این آیه مبارکه، وعده ی خدا تخلف ناپذیر گفته شده چون خداوند انتقام گیرنده است؛ از این انتقام گیری خداوند، امری است که تخلف نمی پذیرد؛ و معلوم است که امری که انجام شدنش تخلف ناپذیر باشد، قطعاً اجرا می شود؛ چون خداوند بر انجام هر امری قادر است. و زمانی که خداوند بخواهد کسی را رسوا و مفتضح کند، دیری نمی پاید و آن امر یقیناً محقق می شود.

تحقیر کردن مومن فقیر
نظیر این مطلب در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمودند: هرگز مؤمن فقیری را حقیر و ناچیز نشمارید، زیرا هر که مؤمنی را کوچک یا سبک و پست شمارد، خداوند او را کوچک شمارد و همواره نسبت به او خشمناک باشد، تا این که از کوچک شمردن مؤمنان دست بردارد و به آنها احترام کند، و یا این که توبه کند.

کوچک نشمردن هیچ انسانی
کوچک شمردن دیگران، امری ناپسند است که فقط شامل مومن و مسلمان نمی شود بلکه بنابر احادیث وارد شده، حتی نباید هیچ یک از بندگان خدا را خوار و کوچک شمرد. چون در روایتی پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «لا یَزْرَأنَّ أحدُکُم بأحدٍ من خَلقِ اللّه ِ فإنَّهُ لا یَدری أیُّهُم ولیُّ اللّه.»[8] یعنی: «هیچ یک از شما نباید احدى از بندگان خدا را خوار و بى مقدار بشمرد ؛ زیرا نمى داند که کدام یک از آنها دوست خداست.»

تبیین حدیث
با توجه به این حدیث، انسان اجازه ندارد، احدی از بندگان خدا را خوار و بی مقدار بشمارد، چون معلوم نیست کدامیک از اولیای الهی باشد؛ چون خداوند اولیایش را در بین بندگانش پنهان نموده است؛

پنهان شدن چهار چیز در چهار چیز 
چنانچه در حدیثی از امیر المومنین علیه السلام نقل شده که: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَخْفَی أَرْبَعَةً فِی أَرْبَعَةٍ أَخْفَی: 1. رِضَاهُ فِی طَاعَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ رِضَاهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.2. وَ أَخْفَی سَخَطَهُ فِی مَعْصِیَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ شَیْئاً مِنْ مَعْصِیَتِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ سَخَطُهُ مَعْصِیَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.3. وَ أَخْفَی إِجَابَتَهُ فِی دَعْوَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَ‏ شَیْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.4. وَ أَخْفَی وَلِیَّهُ فِی عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا یَکُونُ وَلِیَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.»[9]

خدای تبارک و تعالی چهار چیز را در چهار چیز پنهان داشته است:

1. خوشنودی خود را در میان طاعتها. پس هیچ طاعتی را کوچک مشمار که بسا خوشنودی خداوند در همان باشد و تو ندانی.

2. و خشم خود را در میان گناهان پنهان کرده. پس هیچ گناهی را کوچک مپندارد که شاید خشم خدا در همان باشد و تو ندانی.

3. و اجابت خویش را در میان دعاهایش پنهان نموده. پس هیچ دعائی را کوچک مدار که بسا همان دعای مستجاب باشد و تو ندانی.

4. و ولی خود را در میان بندگان خود پنهان داشته پس به هیچ بنده‏ ای از بندگان خدا با چشم حقارت منگر که شاید همان ولی خدا باشد و تو ندانی.

تبیین حدیث
با توجه به این حدیث زیبا و کاربردی، فهمیده می شود که خداوند برخی از چیزها را پنهان نگه داشته است؛ اما گاهی حکمت پنهان نگه داشتن آن، به خاطر امتحان و آزمایش خود بندگان است، تا روشن شود که آیا این عبادات بندگان برای خداوند است یا برای جلب محبت مردم می‌باشد.

از این رو اگر کسی واقعاً به دستورات الهی پایبند باشد، مهم انجام آن است و نباید بین مردم از این لحاظ تفاوتی قائل شود.

پی نوشت:
[1]  کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 2، ص 352، ح 8، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.
[2]  کنز العمال، ج 3، ص 500، خ 7601.28. غرر الحکم (مترجم) ، ج 2، ص 618، ح 17329
[3]  وسائل الشیعه، حر عاملی، ترجمه:محمد علی فارابی، باب ۱۴۶، ح ۴
[4]  وسائل الشیعه، حر عاملی، ترجمه: محمد علی فارابی، باب ۱۴۶، ح۵
[5]  سوره قصص، آیه 76
[6]  وسائل الشیعه، حر عاملی، ترجمه: محمد علی فارابی، باب ۱۴۶، ح۶
[7]  سوره ابراهیم، آیه ۴۷.
[8]  بحار الأنوار: 75/147/21.
[9] معانی الاخبار، ص111/ وسائل ج1، ص88/ کمال الدین، ص173.