کسانی که اهل ورزش هستند، به خوبی می‌دانند مسابقاتی مانند جام جهانی یا المپیک، خودش یک چیز است؛ اما حواشی آن چیزهایی بسیار مُفصّل تر؛ نمونه ی آن همین مقدمات عجیب و غریب این بازی ها است؛ از برنامه ریزی دقیق برای نوع خوراک و پوشاک تیم‌ها گرفته تا مهیا کردن متخصصان روان شناس برای همراهی آن ها و برپا کردن مراسم بدرقه و خلاصه هرکار برای آماده سازی جسمی و روحی بازیکنان انجام می‌شود تا نتیجه ی بهتری گرفته شود؛ حالا اصل قضیه چقدر ارزش دارد و به کجا ختم می‌شود بماند؛ اما این نکته روشن است که وقتی یک مقصد و هدف برای انسان مهم و بزرگ شد، او نهایت تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار می‌بندد و از مدت ها قبل تلاش می‌کند موانع آن را برطرف نماید.

این روزها که بوی خوش ماه رمضان، حال و هوایی معنوی به جامعه بخشیده، عده ای تازه به این فکر افتاده اند که: «اِه، ماه رمضان شده ؟ چه زود! حالا چطور توی این گرما سی روز روزه بگیریم؟»

اما بندگان خوب خدا از مدتی قبل، خودشان را برای این میهمانی مهم آماده و فکر و جسم خود را با این عنایت بزرگ الهی همراه و هماهنگ می‌کنند؛ ما هم بد ندیدیم مقدماتی را در این باره خدمت دوستان عرض ‌کنیم.


روزه و گناه

روشن است که گناه  نقطه ی مقابل بندگی خدا و تسلیم بودن در برابر دستورهای اوست؛ درنتیجه روزه دار باید دور گناه را خط بکشد و خود را دربست در اختیار خدای متعال قرار بدهد؛ اما آیا هر گناهی باعث باطل شدن روزه است؟ در رساله‌های مراجع تقلید، تنها گناهان مشخصی مانند دروغ بستن به خدا و پیامبرصلی الله علیه و آله به عنوان باطل کننده ی روزه معرفی شده است؛ اما برای بسیاری از افراد، به خصوص نوجوان‌ها، این سؤال به  صورت جدّی مطرح است که آیا در حال روزه، انجام برخی گناهان مانند نگاه به نامحرم یا غیبت کردن یا گوش دادن به برخی آهنگ‌های مشکل دار باعث باطل شدن روزه نمی‌شود؟ اگر نه، پس چرا این‌ قدر در روایات گفته شده روزه‌ دار باید چشم و گوش و زبان و حتی پوست و مویش هم روزه ‌دار باشد؟

در پاسخ به این سؤال باید گفت: هر عبادتی دارای دو بخشِ صحیح بودن عمل و قبولی آن نزد خداوند است که احکام فقه تنها به بخش اول (صحیح بودن) آن می‌پردازد؛ یعنی در فقه، صحیح یا باطل بودن یک عمل بررسی می شود و اگر روزه دار شرایط صحیح بودن روزه را رعایت کند، روزه‌اش صحیح است و به قضا و تکرار نیاز ندارد؛ اما این غیر از قبول شدن عمل در پیشگاه خداوند است؛ چون قبولی، شرایط بیش تر و دقیق تری می‌خواهد.

مثلاً در روایات آمده اگر انسان غیبت کند، خداوند تا چهل روز نمازهایش را قبول نمی کند؛ البته این گونه نیست که اگر خدای نکرده غیبت کردیم تا چهل روز بی  خیال نماز خواندن شویم؛ بلکه باید تلاش کنیم علاوه بر انجام تکلیف نماز، با توبه و استغفار و حلالیت گرفتن از فرد غیبت شده، امکان قبولی نمازهای مان را فراهم آوریم.

 

بیست یا صفر

حالا که بحث صحیح بودن عمل یا قبولی را مطرح کردیم، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که نمره ی صحت عبادات برعکس نمره ی قبولی عبادات، معمولاً یا بیست است یا صفر؛ یعنی روزه ی یک انسان روزه دار اگر دارای همه ی شرایط صحت باشد، نمره‌اش بیست است؛ ولی اگر یک اشکال در آن باشد نمره‌اش صفر است؛ مثلا اگر روزه دار در تمام روز، شرایط روزه داری را رعایت کند؛ اما در دقیقه ی نود و نزدیک اذان مغرب در یک اشتباه و بی توجهی وسوسه شود و جرعه ای آب بنوشد، روزه اش دیگر ارزشی ندارد و باطل شده، نه این که روزه اش تنها یک غلط دارد و کماکان نمره ی قبولی را داراست؛ اما از آن طرف نمره ی قبولی روزه از صفر تا بیست متغیّر است؛ یعنی اگر در کنار صحیح بودن عمل همه ی دستورات خداوند و ترک گناهان را رعایت کردیم، نمره ی قبولی عمل مان هم بسیار بالا خواهد بود و با هر اشتباه و کم توجهی این نمره ممکن است پایین و پایین تر بیاید؛ به هر حال در روز قیامت وقتی کارنامه‌ها داده شود، تازه معلوم می‌شود نمره ی قبولی روزه ی انسان‌ها چقدر مختلف و متفاوت است؛ بعضی‌ها نمره 20 می‌گیرند، برخی 18 و برخی12/5!

نویسنده: روح الله حبیبیان

منبع: مجله باران