غیبت امام زمان علیه السلام موضوع تازه ای نیست؛ یعنی در طول تاریخ پیامبرانی بوده اند که برای حفظ جان، آزمایش الهی و حکمت های دیگر، غیبت کرده و از دید مردم پنهان شده اند. یکی از حکمت های غیبت این پیامبران این است که مردم بدانند غیبت امام زمان علیه السلام اتفاق عجیبی نیست.
 
سال ها از ظهور موسی علیه السلام و دین یهود میان قوم بنی اسرائیل می گذشت. در طی این سال ها دین یهود دچار تحریف زیادی شده بود؛ برخی حلال ها حرام و بعضی حرام ها حلال شده بودند، تا این که خداوند عیسی علیه السلام را به پیامبری برگزید.

عیسای «نجات دهنده» با کتابش -انجیل- آمده بود تا دینی را که پیامبران گذشته برای هدایت انسان آورده بودند، با توجه به مقتضیات زمان، کامل تر کند. او رسالت خود را میان مردم اعلام کرد و از آن‌ها خواست از دستورات خدا پیروی کنند.

سال ها پیش از آمدن او، حضرت موسی علیه السلام ظهورش را پیش گویی کرده بود و یهودیان منتظرش بودند؛ اما وقتی ظهور کرد، بسیاری از مردم با او مخالفت کردند. عیسی و دستورات الهی اش، منافع افراد ستم گر و منحرف قوم بنی اسرائیل را به خطر انداخته بود؛ برای همین عده کمی از او اطاعت کردند.

بزرگان دین یهود وقتی دیدند عیسی علیه السلام تلاش می کند آن ها و کارهای خلاف شان را رسوا کند، از او خواستند پیامبری خود را اثبات کند. عیسای پیامبر علیه السلام به اراده ی خدا برای آنان معجزات فراوانی آورد؛ او از گِل پرنده ساخت، سپس در آن دمید و به اذن خدا به پرنده‌ای تبدیل شد، کور مادرزاد را بینا کرد، بیماران را شفا داد، مردگان را زنده کرد و از آنچه می‌خوردند و در خانه خود ذخیره می‌کردند خبر داد.

عیسی علیه السلام پس از تلاش های بسیار برای هدایت مردم، فهمید که آنان بر گمراهی و دشمنی خود اصرار دارند. او برای هدایت مردم به سرزمین های بسیاری رفت تا آن ها را به سوی خدا دعوت کند؛ برای همین بیش تر زمان پیامبری خود، از میان قومش غایب بود و فقط حواریون می دانستند او کجاست و چه می کند.

وقتی آزار و اذیت و سنگ اندازی قوم بنی اسرائیل بی‌نتیجه ماند، قیصر روم را تحریک کردند و به او گفتند: «اگر این وضع ادامه یابد، سلطنت تو واژگون خواهد شد؛ برای حفظ سلطنت خود چاره‌ای جز کشتن عیسی نداری.

حضرت عیسی علیه السلام از توطئه ی دشمن باخبر شد؛ او همراه یاران مخصوصش در باغی مخفی شد؛ اما یکی از حواریون به نام یهودای اسخریوطی، با گرفتن مقداری نقره، مخفیگاه حضرت عیسی علیه السلام را به دشمن نشان داد.

ولی معجزه ی بزرگی اتفاق افتاد.

با اراده ی خدا، مسیح پیامبر از دید مأموران مخفی شد، یهودای خائن به شکل حضرت عیسی علیه السلام درآمد و مأموران او را دستگیر کردند و به صلیب کشیدند.

حضرت عیسی علیه السلام به آسمان ها عروج کرد؛ ولی پیش از آن یکی از حواریون مخلصش به نام شمعون را وصی خود قرار داد. حضرت شمعون غیبتی نداشت؛ امّا همه ی اوصیای پس از او، در غیبت بودند تا زمانی که حضرت محمد صلی الله علیه و آله به پیامبری مبعوث شد.

اوضاع مردم در این پانصد سال، آشفته و پریشان بود. شیخ صدوق، دوران سخت را برای مردم 250سال دوم غیبت می داند. او اوضاع مردم را چنین وصف می کند: «...گرفتارى بزرگ شد و دین کهنه گردید و حقوق ضایع شد و واجبات و سنن الهى از میان رفت. مردم بى ‏رهبر به راست یا چپ پیوستند و حقى را از باطل نمى ‏شناختند.»

خداوند می فرماید: «و می گفتند ما بودیم که عیسی بن مریم رسول خدا را کشتیم. آن ها هرگز مسیح را نکشتند و به دار نیاویختند؛ بلکه دیگری را به جای حضرت عیسی، که خیلی شبیه حضرت بود، اشتباهاً به صلیب کشیدند... و قطعاً او را نکشتند، بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد.»

حضرت عیسی علیه السلام در زمان ظهور امام زمان علیه السلام از آسمان پایین می آید و او را یاری می کند. او پشت سر امام زمان علیه السلام نماز می خواند و بسیاری از مسیحیان با وجود ایشان به امام زمان علیه السلام می پیوندند.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «و از ذریه ی من، مهدی است. آن هنگام که ظهور کند، عیسی بن مریم برای یاری او نازل خواهد شد؛ پس مهدی را مقدم داشته، پشت سر او نماز می گزارد.»

امام صادق علیه السلام درباره ی شباهت غیبت حضرت عیسی علیه السلام با غیبت امام زمان علیه السلام می فرماید: «و امّا غیبت عیسى علیه السلام: یهود و نصارى گفتند که او کشته شده است؛ اما خداى تعالى با این قول خود آنان را تکذیب فرمود: او را نکشتند و به صلیب نکشیدند، بلکه به اشتباه افتادند و غیبت قائم علیه السلام نیز چنین است؛ زیرا این امّت به واسطه ی طول مدّتش آن را انکار مى‏ کند، پس گوینده ‏اى به هذیان گوید او متولّد نشده و گوینده ‏اى دیگر گوید: او مرده است و گوینده‏ اى دیگر این کلام کفرآمیز را گوید که یازدهمین ما ائمّه ی عقیم بوده و گوینده ‏اى دیگر با این کلام از دین خارج شود که تعداد ائمّه به سیزده یا بیش تر رسیده و گوینده‏ اى دیگر به‏ نافرمانى خداى تعالى پرداخته، گوید: روح قائم در جسد دیگرى سخن مى گوید.»

 
 پی نوشت:
1. عیسی به معنی نجات دهنده.
2. اقتباس از سوره ی آل عمران، آیات 52-53؛ به نقل از: سخن رانی حجت الاسلام رفیعی.
3. حواریون یاران خاص حضرت عیسی علیه السلام بودند.
4. کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، ترجمه کمره‏اى، ج‏1، ص266؛ به نقل از: مستور.
5. سوره ی نساء، آیه ی 157- 158.
6. مقتدای مسیح: فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان.
7. الامالی، شیخ صدوق، ص181، ح 4؛ به نقل از: مقتدای مسیح: فرهنگ نامه مهدویت، خدامراد سلیمیان.
8. کمال الدین و تمام النعمه، همان.


 منبع:
مجله باران