سپاس‌مندی، به ویژه در ارتباط با خانواده و سلامت آن، جایگاه والایی دارد. هر انسان سپاسگزاری که در برابر خداوند و دیگران حق شناسی دارد، خردمندی و خود آگاهی اش را می نمایاند. محبوبیت خانوادگی و اجتماعی قدرشناسان، در نگاه و احساس و رفتار دیگران نمایان است، همان گونه که نفرت دیگران از قدر ناشناسان پیداست.
 
همسران موفق، بیش از هر چیز به سپاس‌مندی بها داده و سعی در داشتن رفتاری قدرشناسانه دارند. آنان به کوچکی و بزرگی حرکتی مهرآمیز از سوی همسرشان نمی نگرند و هماره گفتار و رفتاری سپاس آمیز دارند. پس از نوشیدن لیوان آبی که از دست همسرشان می گیرند، عبارتی به زبان می آورند که از حق شناسی شان حکایت دارد. وقتی همسری از زبان همسرش، «سپاس»، «سپاسگزارم»، «دست شما درد نکند» یا «دست مریزاد» را می شنود، محبت و صمیمیت او به همسرش افزون تر می گردد.
 
بر اثر همین روحیه و شیوۂ سپاس‌مندی است که همسران از هیچ گونه فداکاری برای همسرشان دریغ نمی ورزند. وقتی همسری باور کند که همسرش قدر محبت و خدمات خالصانه اش را می داند و به آن اقرار می کند، چگونه می تواند در حضور و غیاب همسر، او را دوست نداشته باشد؟
 
قدرشناسی، راه دوست داشتن همسران را هموار می سازد. پس، رفتار و گفتار حق شناسانه زنان و مردان است که آنان را از لحاظ عاطفی به یکدیگر نزدیک تر می سازد. از آن پس است که آنان در سایه عواطف صادقانه و مشترک و پایدارشان می توانند خانواده ای شاد و سالم بیافریند.
 
سپاس و عاطفه انسانی، سخت به هم گره خورده اند. چرا نباید از همراهی این دو عنصر بهره نگیریم؟ شاید گمان می کنیم که قدرشناسی از همسر یا گفتن «سپاس» با مقام و منزلت مرد ناساز می افتد. چرا خود را جنس برتر می شناسیم؟ تکبرهای بی جا به روحیه همسر لطمه های جبران ناپذیر می زند.
 
خانمی می گفت: هر وقت شوهرم از من تقاضای آب خنک می کند، مجبور می شوم که کیسه نایلونی روی سر و صورتم بکشم و لیوان به دست سراغش بروم؛ چون لیوان آب را از دستم می گیرد و به جای تشکر، باقی مانده آب لیوانش را توی صورتم می پاشد و می گوید: صد دفعه گفتم به اندازه برایم آب بیار!
 
وقتی می گویم حالا مسأله ای نیست! بعدش هم، من چه میدانم که چقدر تشنه ای! یک بار شد که از من تشکر کنی آقا؟
خنده زنان می گوید: زنها ظرفیت ندارند! اگر بگویم دستت درد نکند، بی هوا می پری روی کولم! حالا بیا کولی هم به خانم بده! آخرش هم می میری و حسرت شنیدن «متشکرم» را از زبان من به گور می بری!
 
برخی مردان، تصورها و پندارهای نادرستی درباره جنس مخالف دارند و برخی مردان نیز در قدرشناسی از همسران خویش افراط دارند و از آن سر بام سقوط می کنند.
 
مقصود از طرح سپاس‌مندی همسران این است که خدمت های یکدیگر را نادیده نگیریم و خویشتن را از عواطف پاک و خالصانه ای که در کانون گرم خانواده است، بی نصیب نسازیم.
 
ناگفته نماند که رشد ویژگی سپاس‌مندی همسران، در گرو حرکت گفتاری و رفتاری دو سویه است. وقتی همسری با عبارت هایی در ارتباط با قدرشناسی ما از او، رو به رو می شود و گفتن حتی یک بار «سپاسگزارم برای او دشوار است، پیداست که خانواده از مدار فرهنگ سپاس‌مندی بیرون خواهد رفت.
 

توجه داشتن به همدیگر

دوست داشتن همسران در توجه کردن به آنان جلوه می کند. همسری که اثری از توجه شوهرش به خودش نمی یابد، احساس ناخوش آیندی پیدا میکند. انگار که وجود خارجی ندارد، اما آنگاه که نشانه های توجه مردان در گفتار و رفتارشان به زنان آشکار می گردد، مثل گل نوشکفتهای خواهند شد.
 
زن، با توجه داشتن مرد است که زندگی را حس می کند و عشق در درونش نیرو می گیرد و از آن پس عواطف نهانی اش را در حرکت های گفتاری و رفتاری بروز می دهد. بدین سان، می توان گفت که توجه به زنان، چون دریچه ای است که به عاطفه سرشارشان راه دارد.
 
مردی که به همسرش می گوید «چه لباس قشنگی پوشیده ای!» او را به سمت خویش می کشاند، چرا که زن توجه مرد را به خود احساس می کند. اما مردی که به خانه می آید و متوجه هیچ تغییری در وضع ظاهری زن و خانه نمی شود، در نظرگاه زن، مردی بی احساس به حساب می آید.
 
زنان دوست دارند که مردان، همواره تغییرها و تفاوت هایی را که آنان بر اثر سلیقه و علاقه شان پدید می آورند، حس کنند. هر چه میزان توجه مرد به دگرگونی های فراهم آمده از جانب زن بالاتر رود، عشق و عاطفه زن بیشتر می گردد. ورنه، اندک اندک زن از اندیشیدن و کوشیدن در جهت تغییر و تنوع پوشاک و آرایش و چینش اسباب خانه دور و بی رغبت می شود.
 
آیا خانواده ای که اثری از زیبا سازی زن و جاذبه های هنرمندانه اش نداشته باشد بستر ظهور دوست داشتن خواهد بود؟ وقتی همسران دوست دار یکدیگر نباشند، سلامت شخصیت و روانشان چگونه خواهد بود؟ باید باور کنیم که آسیب پذیری موفقیت هر خانواده، از گام های کوچکی می آغازد که شاید چندان به نظر مردان نیاید.
 
مردی از این که همسرش بی احساس شده بود، گلایه داشت. وقتی او را با خواهرش مقایسه کرد که زنی پر شور و هیجان است، زن گفت: وقتی اجاره نشین بودیم چقدر در دکور آپارتمان، تغییر ایجاد کردم؟ مرد شگفت زده گفت: مرده دلی تو، چه ربطی به اسباب و اثاثیه خانه مان دارد؟ زن گفت: اعتراف میکنم که در زندگی ات یک مرده دل هستم. آیا شهامت داری که مثل من اعتراف کنی؟ آیا می توانی اعتراف کنی که سال ها آدم بی احساسی بودی؟ اصلا به من توجه داشتی؟ وقتی از آرایشگاه به خانه می آمدم تا خودم را به تو نشان دهم. تو هرگز متوجه شدی؟ گفتی که امشب چقدر زیبا شده ای؟ این قدر تابلو به در و دیوار خانه زدم، یک بار توجه کردی؟ حالا توقع داری که روح داشته باشم؟ روح مرا با بی توجهی هایت کشتی آقا!
 
مرد که حالا متوجه اشتباه خودش شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: اعتراف می کنم عزیزم! اصلا نمیدانستم که خانم ها این قدر حساس هستند. کاش کسی به من می گفت. بعد با لبخند به سبد تزئینی کوچکی اشاره کرد که پای یک تابلو بود. و گفت: چه سبد زیبایی! تا حالا آن را ندیده بودم! گمان نمیکنم که آن را از بازار خریده باشی!کی آن را ساختی عزیزم؟
 
زن لبخند زد و گفت: درست، شب اولین سالگرد ازدواجمان! مرد با کف دستش به پیشانی اش کوبید و خنده زنان گفت: اصلا نمی دانم چه شبی ازدواج کردیم!
 
زن خندید و گفت شب یلدا آقا! خوش به حال این سبد بی جان که تو آن را دیدی! ای کاش مرا نیز یک بار دیده بودی! امیدوارم از این به بعد تفاوت ها را حس کنی عزیزم!

منبع: بایسته های زناشویی، ابوالفضل هدایتی فخر داوود، قم: موسسه بوستان کتاب، 1393.