راهکارهای ایجاد ارتباط افقی، ساختن فضای انس، دوستی و صمیمیت است. امام علی (علیه السلام) گام‌های ارتباط عاطفی خود را در برخی از بخش‌های نامه 31 که یکی از نامه‌های امام علی در نهج البلاغه ، با به کارگیری واژه «یا بنی» برداشته اند. این واژه ۱۲ یا ۱۳ بار در این نامه تکرار شده است. عبارت یا بنی در زبان و ادبیات عرب برای «تحبیب» یعنی ابراز و جلب محبت و یا جلب گرایش های عاطفی به کار برده می شود. حضرت می توانستند بگویند:
 
«ای پسرم» یا «ای بزرگ شده من» یا واژه ای به کار برند که هیچ پیامی عاطفی دربرنداشته باشد، اما ایشان ظریف ترین ارتباط عاطفی را با فرزند خود، این چنین برقرار می کنند. ای دلبندم، ای عزیزم، ای کسی که دوستت دارم: أی بنی، اتی لما رأیتنی قد بلغت ستا، ورأیتنی أزداد وهنا بادرت بوصیتی الیک. بنابراین، مربی و آموزشگر هنگامی در کار تربیتی خود، به ویژه در برخورد با جوان، موفق است که بتواند پل ارتباطی تفاهم آمیز و افقی ایجاد کند، به گونه‌ای که فراگیر احساس کند که مربی او نه تنها از دانش تربیتی برخوردار است، بلکه ابعاد وجودی و ظرافت های وجودی و منزلت متربی خود را شناخته و به خوبی وی را درک کرده است و می تواند به راحتی و به گرمی با او ارتباط برقرار کند.
 
مدد رسانی شناختی متربی: جوانی و به ویژه نوجوانی دورانی است که در آن بسیاری از قابلیت‌ها و توانایی های جوان و نوجوان ناشکفته است؛ آنان هنوز نوش و نیش دنیا، تلخ و شیرین، و سرد و گرم زندگی را نچشیده اند و برای پوییدن راه زندگی آینده و درک از خود، قابلیت ها و بایدها و نبایدها، نیازمند آگاهی های بی شماری هستند. معمولا برای به دست آوردن اطلاعات، در راه اساسی وجود دارد:
 
الف- روش آزمون و خطا: برخی از دانشمندان علوم طبیعی می گویند: بهترین راه تسخیر و مهار طبیعت و منابع طبیعی، بهره برداری از روش آزمون و خطاست، رفتن به سمت طبیعت و آزمون کردن گزینه های احتمالی و به دست آوردن بهترین راهی که پاسخ بهتری می دهد.
 
ب- روش بهره بری از تجربه ها، دانش و اطلاعات ناب دیگران: امیر مؤمنان  (علیه السلام) در این نامه می فرمایند که عمر جوان و نوجوان عزیزتر از آن است که برای تکرار و تجربه دوباره تلخیها صرف شود. یکی از دغدغه هایی که مربی باید داشته باشد، این است که از اطلاعات و داشته های خود و دیگران متربی را امدادشناختی کند و او را از تکرار تک تک تلخیها و شیرینی ها و فراز و نشیب ها بی نیاز سازد. این نکته را حضرت چنین بیان می فرمایند:
 
أی بنی، إنى وإن لم أکن عمرت عمر من کان قبلی فقد نظرت فی أعمالهم، وفکرت فی أخبارهم، وسرت فی آثارهم حتى عدت کأحدهم، بلی کأنی بما إنتهى إلى من أمورهم قد عمرت مع أولهم الى آخرهم، فعرفت صفو ذلک من کدره، ونفعه من ضرره، فاستخلصت لک من کل امر نخیله.( کلمات القصار، ص ۲۹۷، ): «پسرکم، با آنکه من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند نزیسته ام، اما در کارشان نگریسته ام و در سرگذشت هاشان اندیشیده و در آنچه از آنان برجای مانده، فرورفته و درنگ نموده ام تا چون یکی از ایشان گردیده ام، بلکه با دانشی که از کارهاشان به دست آورده ام، گویی که با نخستین تا پسینشان به سر برده ام. پس، از آنچه دیدم، روشن را از تار و سودمند را از زیان بار باز شناختم و برای تو از هر چیز زبده آن را جدا ساختم».
 
گرچه عمر پدر تو به درازای عمر آدمیان روی این کره خاکی نیست، اما من در داستان زندگی ساکنان این کره اندیشیدم و در اخبار زندگی آنان اندیشیدم و در آثارشان سیر کردم؛ چنان که گویی با این مراجعه و بازنگری، پدر تو بازمانده ای است از  زمان حضرت آدم - علیه سلام الله - که تاکنون همچنان شاهد حوادث و فراز و نشیب های زندگی آدمیان بوده است. در سایه اندیشیدن من در راز شکست و پیروزی آنها، گویا از آغاز هبوط آدم بر روی این کره خاکی همراه با همه عصرها و نسل ها بوده ام. من این اطلاعات را دسته بندی کرده ام و برای تو به یادگار می گذارم.
 
امدادشناختی مربی زمانی کامل است که در آغاز، خود اطلاعات را دریافت کند، آنگاه آنها را بازنگری و پالایش نماید و سرانجام، اطلاعات پالایش یافته و برگزیده را به گونه‌ای دسته بندی شده و با توجه به ظرفیت های شناختی و عاطفی مخاطب خود در اختیار وی قرار دهد. حضرت نیز در این زمینه می فرماید: من چکیده پالایش یافته ترین اطلاعات و داده های مربوط به گذشتگان را در اختیار تو قرار میدهم. دانش و اطلاعات من در هم ریخته و گیج کننده نیست، به خوبی طبقه بندی شده و جهت دهنده است. دوست ندارم تو را با انبوه گیج کننده ای از اطلاعات و تجربیات درست و نادرست مواجه کنم که دچار شوک یا درهم ریختگی اطلاعاتی بشوی!
 
ناگفته نگذارم که نکات و گوشزدهای امام به خوبی برای مخاطبان نوجوان تعمیم پذیر است. از این رو، از آغاز این نوشته کوشیده ام برداشتهای تربیتی از نامه امام را به گستره نوجوانی که سیزده تا بیست سالگی است، تعمیم دهم.
 
همچنین امدادرسانی شناختی در تعلیم و تربیت معمولا هنگامی به خوبی اجرا می شود که مربی در نظر متربی دارای حیثیت و منزلتی برتر باشد و در نتیجه، به سبب این احساس اعتماد و اعتبار، از مربی اثر بپذیرد و به سخنان او گوش فرا دهد. به همین دلیل، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نخست خود را در موقعیتی قرار می دهند که متربی و فراگیرشان متوجه باشد که طرف آموزشگر و مربی او فردی عادی و بی اطلاع و ناپخته نیست؛ کسی است که بهترین و پالایش یافته ترین اطلاعات تربیتی را در اختیار دارد. بنابراین، اصل یا پیش نیاز دوم برای ایجاد ارتباط درست و بهینه با جوانان عبارت است از ارائه ناب ترین و پالوده ترین اطلاعات و آگاهی های ضروری به نسل نو با هدف بی نیازسازی آنان از تکرار و تجربه دوباره تلخیها و شیرینی هایی که مربی و پیشینیان او پشت سر گذاشته اند. به انجام رساندن این مهم هم معمولا پس از جلب اعتماد متربی هموارتر است.
 
منبع: مجموعه مقالات تربیتی، عبد الرضا ضرابی، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، قم، ۱۳۸۸