بابت همین ما تصمیم گرفته‌ایم برخی نکات در مورد کتابخوانی را در این‌جا مورد بررسی قرار دهیم.
 

گام اول این است که باید ببینیم چه عواملی مانع مطالعه ما می‌شوند  تا آن‌ها را رفع کنیم. شما کدامیک از حالات زیر را دارید؟

 
 احساس می‌کنید سرعت خواندن‌تان کند است و خواندن یک کتاب، یک قرن طول می‌کشد؟
 شروع به خواندن آسان است ولی به پایان بردن سخت!
 در زمان مطالعه کردن، تمرکز لازم را ندارم و کتاب خواندنم طول می‌کشد.
 کتابخوانی در کل امری خسته کننده است!
 حوصله وقت گذاشتن روی متن های طولانی را ندارم.
 خواندن کتاب در زمان کوتاه لذتی ندارد.
 کتاب‌های در دست خواندنم را کسان دیگری انتخاب کرده‌اند.
 کتاب خواندن به تنهایی برایم سخت است.

 کتاب‌های مورد علاقه‌ام معمولا در دسترسم نیستند.
 

 

تند خوانی همیشه یک مزیت نیست

درست است که خواندن تند کتاب یکی از مهارت‌هایی است که در سراسر جهان حتی برایش کلاس‌ها می‌روند و حرف‌ها گوش می‌دهند اما این کلاس‌ها قرار نیست برای همه یک نوع جواب داشته باشد.

برای مثال خود من وقتی کتابی را که دوست دارم، به سرعت بخوانم، احساس خوشایندم نسبت به خواندن را از دست می‌دهم و هم سردرد می‌شوم. از طرفی این شیوه خواندن برای همه کتاب‌ها توصیه نمی‌شود. اگر دانش‌آموز هستید، انتظار نداشته باشید که مطالب کلاس درسی‌تان را با یک بار تندخوانی متوجه شوید.

مسلما این‌گونه خواندن باعث یادگیری ناقص می‌شود و از هدفتان دور می‌مانید.

شاید بعضی بگویند که ما در مورد هیچ کتابی این مهارت را نداریم. شاید با چرخاندن چشم‌هایتان روی پاراگراف‌ها مشکلتان برطرف شود. امتحان کنید.

از طرفی با تندخوانی بعضی کتاب‌ها شما در حق آن کتاب و نویسنده جفا کرده‌اید؛ چرا که شاید لازم باشد شما آن را جرعه جرعه بنوشید تا از زیبایی‌اش لذت ببرید و منظور نویسنده را بفهمید. تصور کنید کسی که کتاب شعری را تند تند می‌خواند چقدر خنده‌دار است!

شاید این روش در مورد داستان‌ها و رمان‌ها صادق باشد، اما به هیچ‌وجه مناسب کتاب‌های آموزشی نیستند. پس در این فرآیند یادگیری است که اولویت دارد و نه سرعت خواندن! نگران کند خوانی‌تان نباشید و با انرژی به خواندن ادامه دهید.
 

آیا حتما باید کتابی را که خریده‌اید، به پایان برسانید؟

به خودتان اطمینان داشته باشید. اگر بعد از خرید یک یا چند کتاب، نصفه خوانده همه را رها کرده‌اید به معنی این است که کتاب‌ها جذابیت لازم را نداشته‌اند؛ نه این‌که شما مشکلی دارید. بعد از چند مورد بالاخره می‌توانید کتاب مورد علاقه‌تان را پیدا کنید و رنج کتاب‌های دوست‌داشتنی‌تان معلوم می‌شوند. بعد از شناخت خود، مطمئن باشید، تعداد این کتاب‌ها به حداقل خواهند رسید. اما خودتان را از خواندن همه کتاب‌ها که نباید محروم کنید.
 

حواس پرت‌کن‌ ‎ها را دور بریزید

حتمایاد کنکور و داستان‌هایش افتادید! بله این‌جا هم همین‌طور است. برای کتاب‌تان اهمیت قائل شوید. اجازه ندهید که موبایل و لپ‌تاپ جای او را بگیرند. وقتی حس کردید که همه کارها را به خوبی انجام داده‌اید سراغ کتابتان بروید، اگر لازم است تلگرامتان را چک کنید، تماس‌های مهم‌تان را بگیرید، ایمیل‌هایتان را چک کنید و … هر وقت حس کردید آمادگی لازم را دارید به کتابتان مراجعه کنید.
 

مکان ثابت و مشخصی را برای مطالعه داشته باشید


 
بهترین مکان را برای ملاقات با کتابتان در نظر بگیرید، جایی که هم نور خوبی دارد، هم آرامش دارد و هم یک لیوان آب همیشه در دسترستان است)

مطمئنا ما نمی‌خواهیم شما خود را در اتاقتان حبس کنید و شرایط را برای همه اعضای خانواده سخت کنید. خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های مورد علاقه‌تان را با خود ببرید و در یک جای مشخص بنشینید. مغزتان به محض نشستن در آن مکان متوجه می‌شود که برای چه کاری این‌جا آمده‌اید و بعد از مدتی، برای این‌کار، ترین (train) می‌شود.

مغزتان نیز این لحظات را به عنوان لحظات خوب ثبت می‌کند و کم کم کتاب‌خوانی جزء عادات همیشگی شما خواهد شد.
 

تا حد امکان از فضاهای شبکه‌های اجتماعی و این سبک متون فاصله بگیرید

معمولا انسان‌ها در این دوره، به متن‌های کوتاه علاقه دارند. این جمله را شاید کسی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت می‌کند، بهتر درک کند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که جمله‌های کوتاه، یعنی بازدید بیشتر. اما اگر متن کمی طولانی‌تر و محتوای آن غنی‌تر شود، مخاطب کمتری پیدا می‌کند.

اما حقیقت این است که جملات کوتاه در اکثر موارد به شما چیز خاصی یاد نمی‌دهند و آن اثرگذاری لازم را ندارند. اگر به این متن‌ها عادت کرده باشید، دیگر حوصله خواندن کتاب‎های طولانی و بلند را نخواهید داشت و دوست دارید به سرعت آن را تمام کنید. پس بهتر است خودتان را به این فضاها عادت ندهید و تا حد ضرورت وارد این فضاها شوید.
 

در مورد کتاب‌هایتان با دوستانتان صحبت کنید

برای باهوش ماندن ما به شما توصیه کرده‌ بودیم که هر چه را که در طول روز یاد می‌گیرید، یادداشت کنید و یا با دیگران در مورد آن صحبت کنید.

اگر این کار را ادامه داده باشید متوجه شده‌اید که این کار چقدر موثر و مفید است و می‌تواند به شما کمک کند. وقتی یک کتاب خوب را می‌خوانید نیز خوب است تجربه‌تان را با آن کتاب، با دیگران به اشتراک بگذارید. یک ایده می‌تواند راه‌اندازی یک سایت یا وبلاگ خوب برای دیده شدن تجربیاتتان باشد.
 

سلیقه‌ی ما در کتاب خواندن شبیه هم نیست

بعضی عادات بسیار زیبایی که در جمع‌های دوستانه وجود دارد، همیشه برای من دوست‌داشتنی بوده‌ است. افرادی هستند که دوست دارند دست جمعی کتاب بخوانند. آن‌ها با هم قرار می‌کنند که فلان کتاب را بخوانند و اتفاقی که می‌افتد این است که بعد از مدتی در این حلقه کوچکشان کلی کتاب خوانده‌اند و توانسته‌اند در موردش هم بحث کنند.

اما باید به این نکته هم توجه داشت که سلیقه هر کس متفاوت است. شاید دوست من کتابی را به من پیشنهاد کند ولی من کاملا مختارم که آن را به دست بگیرم یا نه. اصلا خواندن مطالبی که دیگران ما را مجبور به خواندن آن‌ها کرده‌اند، جالب نیست.

امیدوارم این مطلب برایتان مفید باشد و بتوانید با استفاده از این نکات عادات مطالعه‌تان را اصلاح کنید. کتاب‌هایی که به دیگران می‌خواهید معرفی کنید را برای ما بنویسید تا از نظراتتان استفاده کنیم.


منبع: رازینه