الگوی اصلاح طلبی در مقابل غرب موضع‌گیری منحصر به فردی دارد چرا که در برابر آن تجاهل نمی کند و از ارزش و نقاط قوت آن نمی کاهد. و در عین حال بر شکاف تمدنی میان دو الگو و ویژگیهای هویت اسلامی و میراث و امکانات مستقل رشد آن تأکید می کند. جریان اصلاح طلب از الگوی فعال غرب روی بر نمی تابد، بلکه تجربه خود را در برابر آن از دیدگاه حمیت و نه الگو قرار میدهد. و به این ترتیب از مسیر جریان غرب گرایی خارج می شود اگرچه به کارایی الگوی غرب اذعان دارد اما می کوشد .
 
منابع قدرت  آن را تحلیل و بررسی کند تا سرچشمه های قدرت در فرهنگ خودی اسلامی را فعال نماید از قبیل بهره گیری از تجربه دیگران و نه دنباله روی از آن. می توان این روحیه اصلاح طلبانه را به طور دقیق و موشکافانه از مشهورترین کتاب رفاعة رافع طهطاوى (شیخ رفاعه طهطاوی ۱۸۷۳ - ۱۸۰۱ از برجسته ترین روحانیان نواندیش مصری که با تسلط کامل به زبان فرانسه و تحصیل در علوم جدیده به یکی از سرشناس ترین چهره های نهضت فکری - علمی مصر در قرن ۱۹ به ویژه در حوزه ترجمه، تعلیم و تربیت و روزنامه نگاری تبدیل شد.)طهطاوى تخلیص الإبریز فی تلخیص باریز مورد بررسی قرار داد که حاوی دیدگاه این منتقد اصلاح طلب در جهات مختلف از جمله مسئله زن نسبت به خود و غرب است. این جریان به نوبه خود ادامه می یابد تا پیشوای جریان اصلاح طلبی اسلامی نوین، امام محمد عبده که نسبت به یافتن راه ها و نقاط ضعف خودی در فرهنگ اسلامی و روشهای متحول ساختن آن از طریق احیای فرهنگ و روح اجتهاد بسیار توجه داشت اما محقق ساختن دیدگاه اصلاحی درباره مسئله زن و ارائه طرحی متفاوت در مورد جایگاه مسئله زن میان دوگانگی غرب/ اسلام فقط در آثار تعداد اندکی تجلی یافت که در رأس آنها قاسم أمین و آثار بانوان پیشگام جنبش زنان است که به مسئله زن پرداخته اند.
 
قاسم امین میان فرهنگ خودی و بیگانه: درخصوص هیچ نویسنده و اندیشمندی - و از جمله در زمینه تعیین هویت فکری - به اندازه قاسم امین اختلاف نظر وجود نداشته است. تفاوت دیدگاه او نسبت به جامعه و زن در سه اثر مشهورش: مصریان، آزادسازی زن و زن نوین به این اختلاف نظرها دامن زده است. ارزیابی ها و قضاوتها درباره او متفاوت است به خصوص از جانب دشمنان سنت گرای او، که او را در گروه اندیشۂ لائیک غرب گرا قرار میدهند. و با اینکه او پیشگام آزادی زن در جهان عرب بود اما حتی رویکردهای فمینیستی توافقی درباره او نداشتند. بلکه برخی از آن گرایش ها (دوران پس از استعمار قدیم) او را مظهر مزدوری فرهنگی برای غرب میدانستند. به دور از تنگنای قضاوت در مورد قاسم امین و تحولات با نوسانهای فکری او می بینیم که دیدگاه اصلاح طلبانه او تا آنجا که به دو موضوع بغرنج آن مربوط می شود، یعنی ارتباط با غرب و ارتباط با اسلام به عنوان منبع هویت تمدنی در کتاب بسیار مهم او آزاد سازی زن تجلی یافته است.
 
علی رغم اینکه قاسم أمین در کتاب آزاد سازی زن به طور واضح شیفته کارآمدی الگوی غرب در حل و فصل مسئله زن است اما به هیچ عنوان در کتاب خود، اندیشه ترک میراث اسلامی و از خود بیگانگی فرهنگی نسبت به الگوی غرب و پذیرش آن را مطرح نمی کند بلکه می بینیم او بر روی معایب جامعه و زنان مانند جهل، بیسوادی، دوری از مشارکت اجتماعی، سیطره مفاهیم سطحی نگرانه درباره فضیلت و قوانین مغرضانه برضد زن که حتی از برخی از اجزاء شرع و مقاصد آن غفلت می کند انگشت می گزارد. او در مقابل، معادله اصلاح طلبانه ای برای خروج از تنگنای عقب ماندگی فرهنگی موجود مطرح می کنند و آن پالایش دین است از سنتها و عرفهای اجتماعی از یک سو و تفسیرها و قرائت های تاریخی متعصبانه که در خلال فقه گریبانگیر آن شده، از سوی دیگر. (شاید اینجا مکان مناسبی باشد برای اشاره به ملاحظاتی در این مورد درخصوص نقش تعدیل کننده ای که استاد امام محمد عبده به عنوان پیشگام مکتب اصلاح طلبی - که قاسم امین در آن فعالیت می کرد . در آغاز این قرن [۲۰] با مشارکت خود در تألیف بخش فقهی این کتاب ایفا نمود و تأثیری که این امر در ابقای مرجعیت اسلام در گفتمان اصلاحی قاسم أمین در این مرحله داشت، اگر آن را مقایسه کنیم با موضع متفاوت او در کتاب زن نوین که یک سال پس از کتاب آزادسازی زن منتشر شد به طوریکه در آنجا صراحتا اقتدا کردن به زن اروپایی را به عنوان الگوی پیشرفت و مدنیت اعلام می دارد. برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به مقدمه محمد عماره بر آثار قاسم امین. )
 
هنگامی که امین از رویارویی حتمی میان استعمار و مسلمانان تحت استعمار و اهمیت به کار انداختن و فعال کردن نیروهای پیشرفت مسلمانان به منظور بقا و پیروزی در این درگیری حتمی سخن می گوید تا وضعیت مسلمانان مانند وضعیت اقوام منقرض شده مانند سرخپوستان و دیگران نشود، موضع صریحی اتخاذ می کند. او در این زمینه می گوید: «برای نجات از اضمحلال و نابودی هیچ راهی وجود ندارد جز یک راه که هیچ گریزی از آن نیست و آن این است که امت خود را برای این نبرد آماده کند و چنان قدرتی پیدا می کند که با هر نوع قدرتی که آن را مورد هجوم قرار دهد برابری کند خصوصا أن قدرت معنوی که عبارت است از قدرت عقل و علم که اساس هر قدرت دیگری است. پس اگر امت همانند حریفان خود، علم بیاموزد و روشهای تربیتی آنها را در پیش گیرد، در اعمال خود از آنها پیروی کند و برای مبارزه به بهانه های آنان متوسل شود؛ می تواند در کنار آنها زندگی کند، حتی می تواند با آنها رقابت کند و از آنها پیشی جوید و رفاه و آسایش را به انحصار خود در آورد زیرا سرزمین، سرزمین خودش است و زمینش به خود او از بیگانه سزاوارتر است و فرزندانش برای زندگی بر روی آن قدرتمندتر از دیگران هستند و بخش عمده را تشکیل می دهند، پس چگونه ممکن است که اگر خود به آن وضعیت خوب برسند خوشبخت نشوند؟». همانطور که از سخنان قاسم امین پیداست او به رویارویی شرق و غرب قبل از اینکه به عنوان رویارویی مادی بنگرد در درجه اول به عنوان رویارویی تمدنی می نگرد، اگر چه هم دیدگاه او نسبت به این رویارویی و هم تأویل او از بعد معنوی تمدن، از اثرات دورانی که امواج غرب گرایی فرهنگی، آن را درنوردیده و فلسفه های معرفتی اثبات گرایی را به همراه آورده - که هیچکدام از رویکردها و انواع گوناگون جریانهای فکری در محیط اجتماعی تمدنی جهان اسلام، چه اصلاح طلب چه غرب گرا از آن در امان نماندند - خالی نیست.
 
منبع: زن و جوامع عرب در طول یک قرن، منی ابوالفضل، مترجم دکتر هومن ناظمیان، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، چاپ اول، طهران، 1394