اطلاعات فعلی از کشورها به ما اجازه میدهد تا طیف گسترده‌ای از تمام مناطق فرهنگی جهان و نیز رژیم‌های دموکراتیک و خودکامه که سطوح آزادی مطبوعاتی و حمایت از تجارت فرهنگی متفاوتی دارند را با چین، ویتنام و روسیه مقایسه کنیم که محدود کننده‌ترین سیاست گذاری ها را دارند و جریان اطلاعات را در سراسر مرزهای ملی خود کنترل می کنند. موج پنجم پیمایش ها، شواهدی در مورد استفاده منظم از وسایل ارتباط جمعی، از جمله رسانه‌های چاپی (روزنامه، مجلات و کتابها)، رسانه‌های جمعی پخش گسترده اخبار و برنامه های مربوط به امور عمومی در رادیو و تلویزیون، رسانه‌های جدید اینترنت و ایمیل و ارتباطات شخصی صحبت با دوستان و همکاران را جمع آوری کرده است. پژوهش حاضر، به بررسی تأثیر دسترسی به انواع مختلف ارتباطات جمعی (به عنوان متغیر مستقل) بر ابعاد متعدد تغییر فرهنگی می پردازد. در اینجا ابعاد تغییر فرهنگی شامل احساس هویت ملی، نگرش نسبت به بازار و دولت، نگرش نسبت به ارزش‌های اخلاقی سنتی و حمایت از دموکراسی و حقوق بشر می شوند. مجموعه ای از داده ها در سطح اجتماعی برای مقایسه الگوی آزادی رسانه‌ای، جریان‌های اطلاعاتی جهانی و گشودگی تجارت فرهنگی در دولت‌های مستقل معاصر در سراسر جهان، مورد استفاده قرار گرفته اند.
 
سطوح میانگین جامعه‌ای دسترسی به رسانه‌ها بر حسب سطوح آزادی مطبوعاتی و نوع اقتصاد سطوح میانگین جامعه‌ای دسترسی به رسانه‌های خبری از جمع مقیاس مرکب ۱۰۰ نقطه ای (پیمایش جهانی ارزش‌ها ۲۰۰۵ - ۲۰۰۷) بدست آمده است. سطوح آزادی مطبوعاتی (۲۰۰۶) نمرات Z استانداردشده خانه آزادی هستند. نوع اقتصاد نیز بر حسب سرانه تولید ناخالص ملی(GDP) بر اساس برابری قدرت خرید(PPP) طبقه بندی شده اند. (بانک جهانی، ۲۰۰۷)
 
پایش استفاده از رسانه‌های خبری: ما به منظور بررسی این موضوعات در سطح فردی بر موج پنجم پیمایش جهانی ارزشها تکیه می کنیم که به سنجش استفاده منظم از روزنامه‌ها، اخبار رادیو یا تلویزیون، مجلات، کتاب ها و اینترنت یا ایمیل برای پی بردن به تحولات هر کشور و کل جهان پرداخته است. استفاده منظم از هر یک از این منابع در قالب یک گویه دو شقی ساده مطرح شد که شاخصی مقایسه ای برای متغیر قرار گیری در معرض اخبار» فراهم می کرد، هر چند که هیچگونه اطلاعاتی در مورد شدت استفاده (مانند اینکه افراد چند ساعت به دیدن یا شنیدن اخبار می پردازند؟)، نوع علاقه و توجه مانند اینکه آیا مردم به مطالعه رخدادهای سیاسی می پردازند یا اقتصادی؟)، نوع روزنامه با ایستگاه تلویزیونی تلویزیون دولتی یا تجاری)، سطوح قرار گیری در معرض دیگر انواع ارتباطات جمعی (مانند سرگرمی های عامه پسند تلویزیونی با فیلم ها ارائه نمی دهد. از آنجا که مردم در مقایسه با ساعاتی که به دیگر انواع برنامه های رادیویی یا تلویزیونی اختصاص می دهند زمان کمتری را صرف تماشا یا شنیدن اخبار می کنند، این سنجش احتمالا برآورد ناقصی از تمام تأثیراتی است که قرار گیری در معرض رسانه‌های جمعی دارد و احتمالا گویه های جامع تر، تأثیرات قوی تری را می توانند آشکار سازند. ضمنا، اگر قرار گیری مداوم در معرض اخبار، اثرات معناداری داشته باشد. این اثرات را می توان نشانه غیر مستقیمی برای عادات رسانه‌ای دانست.
 
افرادی که به شکل منظم، اخبار را تماشا می کنند یا می شنوند، احتمالا سایر برنامه های تلویزیونی و رادیویی را نیز تماشا یا گوش می کنند. این داده ها به ما اجازه می دهند که یک مقیاس کلی برای استفاده از رسانه‌های خبری بسازیم که از جمع نمرات مربوط به استفاده هفتگی از روزنامه‌ها، اخبار رادیو و تلویزیون، اینترنت، کتاب ها و مجلات ایجاد می شود. این مقیاس به منظور تسهیل مقایسه. در قالب یک مقیاس ۱۰۰ نقطه ای استاندارد طراحی گردیده است.
 
تحلیل عامل مولفه های اصلی نشان داد که تمام این گویه ها قویا با هم همبستگی دارند و یک مقیاس متوازن با توزیع نرمال ایجاد می کنند. همانگونه که تحقیقات پیشین نشان داده اند، این تجزیه و تحلیل تأیید می کند که الگوهای استفاده از اینترنت، نه تنها از الگوهای استفاده از سایر رسانه‌های خبری مجزا نیستند، بلکه به طور معناداری با این الگوها همبستگی دارند. این الگو دلالتهای عمده ای برای تفسیر شکاف دیجیتال به همراه دارد.
 
روی هم رفته، همانگونه که تحقیقات متعدد نشان داده اند، از میان تمام رسانه‌های مورد مقایسه اخبار رادیو و تلویزیون به واسطه اینکه ۸۸ درصد از پاسخگویان اعلام کرده اند که از این منبع به صورت منظم برای کسب اطلاعات استفاده می کنند، عامه پسندترین رسانه محسوب می گردد. دسترسی به اخبار رادیو و تلویزیون در کشورهای مرفه، فراگیر بود، اما حتی در فقیرترین کشورها، نظیر رواندا، هند، و بورکینو فاسو، حدود دو سوم جمعیت اعلام کرده اند که اطلاعات خود را به طور منظم از این منابع دریافت می کنند. روزنامه نیز به طور منظم توسط اکثریت پاسخگویان مورد استفاده قرار می گرفت، هر چند که میانگین کلی استفاده کنندگان (۵۷ درصد)، تفاوت عمده بین کشورهایی مانند نروژ و سوئد (با نرخ ته دهم استفاده منظم از روزنامه) و جوامع کم سوادتر و فقیرتر مانند مالی و مراکش (با نرخ یک سوم استفاده منظم از روزنامه) را پنهان می کند. تفاوت در زمینه دسترسی به اینترنت و ایمیل با هم برابر بود؛ به طور کلی، حدود یک سوم از پاسخگویان (۳۰ درصد)، از این دو رسانه به عنوان منبع کسب اطلاعات استفاده کرده اند. میزان استفاده از مجلات نیز ۳۴ درصد و کتاب ۳۲ درصد بود.
 
اغلب کشورهایی که بالاترین میزان استفاده از رسانه‌ها را دارند که در ثلث بالای کشورهای رتبه بندی شده در این مقیاس قرار دارند) همان جوامع پساصنعتی ثروتمند مانند کشورهای نوردیک (نروژ، فنلاند و سوئد)، دولت های رفاه اروپایی کوچکتر (سوئیس، هلند و آلمان و کشورهای انگلو - امریکن (استرالیا، ایالات متحده، بریتانیا و کانادا) بودند. در ایتالیا، فرانسه و به ویژه اسپانیا، میزان استفاده از روزنامه و اینترنت اندکی پایین تر است. چنین تفاوت هایی در کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تحقیقات پیشین را تأیید می کند؛ این تفاوت ها را می توان در سطح کلان به ساختار صنعت روزنامه و شکل انتشار آن (ملی یا منطقه ای، کامل یا نیم قطع) و نیز سیاست گذاری های عمومی (برای مثال تخصیص یارانه برای انتشار روزنامه در کشورهای اسکاندنیاوی با هدف حفظ پلورالسیم رسانه‌ای) نسبت داد.
 
منبع: جهانی شدن و تنوع فرهنگی، پیپا نوریس و رونالد اینگلهارت، ترجمه: عبدالله فاضلی و ساجده علامه،صص72-96، چاپ و نشر سپیدان، تهران، چاپ اول، ۱۳۹۵