برای یک نمونه، انتقال اعتقاد دینی از مادر به فرزند را کانون بررسی قرار دادیم. ما به این نتیجه رسیدیم که اگر کیفیت تعامل بین خانواده عالی بود، نوجوانان (الف) حقیقتا کمتر ایمان خود را ترک می کردند؛ و (ب) در حقیقت، بیشتر به فرقه مذهبی خویش دلبسته بودند. هر دو نتیجه فرضیات ما را تأیید کردند. بدین لحاظ، این تحقیق اهمیت روابط خوب والدین با فرزند را در طی فرایند اجتماعی شدن بزرگسالان جوان در زمینه انتقال ارزش‌های دینی والدین، به خصوص فرزندانشان را برجسته می سازد. ما معتقدیم که نتایج ما ناشی از علاقه چشمگیر به مطالعات تربیتی - اخلاقی کودکان است. به خوبی معلوم شده است که نوجوانان در مقطع «طغیان دینی» هستند و اینکه «مردم جوان می کوشند تا برخی فاصله‌های اجتماعی را بین خود و ریشه های دینی خویش وضع کنند». به رغم اینکه در این تحقیق و دیگر پژوهشها آشکار شد که دین در بین نوجوانان محبوبیت اندکی دارد، ولی ما قادر به نشان دادن آن بودیم که برجسته ساختن روابط خوب با کودکان، مادران را قادر می سازد تا ارزشهای خویش را به فرزندانشان منتقل کنند. ما حتی انتظار داریم که مادران در صورتی که کمتر به انتقال ارزش‌های ستیزه جویانه اقدام کنند، به توفیق بیشتری دست یابند. نظر به تبیین این اصل، که چشمگیر ساختن روابط خوب یک فرد با فرزند، به تربیت اخلاقی او - که در اینجا ارائه شد - کمک می کند، تأثیر نسبتا ثابتی بر شدت این فرایند نیز برجا می گذارد.
 
ما امیدواریم خاطرنشان سازیم که از بازگشت به ارزش‌های دینی کهن حمایت نمی کنیم، اما جالب است توجه کنیم که بسیاری از - اگر نگوییم همه - «ارزشهای محوری مهم واقعی که به طور گسترده تقسیم شده اند» (همچون مراقبت، محبت، جوانمردی، مسئولیت، حفظ حرمت خود و دیگران) که عینیت تربیت اخلاقی‌اند ( لیکونا، ۱۹۹۹) موضوع ارزش‌های مسیحی تاریخی می باشند. بنابراین، ممکن است فردی انتظار داشته باشد نوجوانانی که در نمونه گیری ما از نظر دینی تسلیم بوده اند نیز برای این ارزش‌های محوری به عنوان بخشی از رفتار» ارزش قائل شوند. البته نمی توان گفت که پیروان غیر ملتزم یا غیر وابسته نیز بر این ارزشها وقعی نمی نهند. اما به نظر می رسد که انتقال کامل و جامع مجموع ارزش‌هایی که دین مسیحی ارائه کرده است، با مشکلات کمتری در مقایسه با انتقال همان ارزشها، بدون چنین اصل راهنمایی همراه باشد. برای پیروانی که از نظر دینی ملتزم اند، روشن است که چرا ارزش‌های خاص ارزشمندند؛ پیروان غیر ملتزم از این نظر، آزادی بیشتری دارند و شاید رفتار مناسب همواره برای آنان روشن نباشد. بنابراین، تا حدی سکولار کردن جامعه غربی - که مستلزم رشد ابزارها» است - برای تربیت اخلاقی کودکان مناسب بود؛ چون به نظر می رسد ابزار سنتی انتقال ارزش‌های «اصلی» اخلاقی از طریق دین، کارایی خود را از دست داده باشد .
 
بنابر این تحقیق، حفظ ارتباطات خوب والدین با فرزند، یکی از مفیدترین وسایل جعبه ابزارهای آنان به منظور انتقال ارزش‌های والدین به فرزندانشان می باشد. اصولا انتظار آن است که این امر نه تنها به انتقال ارزش‌های دینی، بلکه به انتقال ارزش‌های اخلاقی به طور کلی بینجامد خواه این ارزش ها در باور دینی ثابتی قرار گرفته باشند یا خیر. بنابراین، هرچند نتایج ما به طور مستقیم تنها از ارتباط با ارزش‌های دینی سخن می گویند، به انتقال ارزش‌های اخلاقی به طور کلی نیز مرتبط اند. در هر دو مورد، تعامل خوب والدین با فرزند سبب درونی سازی ارزشهای والدین می شود.
 
با استفاده از تحلیل واگشت منطقی، متغیرهایی را بررسی می کردیم که می توانستند بیانگر این موضوع باشند که چرا نوجوانان اعتقاد مادران خود را کنار گذاشته اند. احتمالا در مورد مادران مسن تر، نوجوان نشان می دهد که همان فرقه مذهبی را دارد که مادرش متعلق به آن است. به علاوه، نتایج نشان دادند که احتمالا دختران کمتر از پسران فرقه مذهبی مادران خویش را ترک می گویند. درباره فرضیه ما، تأثیرات مستقیم اعتقاد دینی مادر با کیفیت تعامل بین خانواده را نیافتیم. اما تحلیل ما نشان داد که تعامل این دو متغیر، مهم بود؛ چنانچه کیفیت تعامل خانواده خوب بود و مادر به دین خود التزام داشت، کمتر از دیگر موارد انتظار داشتیم نوجوان وانمود کند که هیچ دینی ندارد. این نتیجه از سایر موارد، به نظر می رسد کیفیت عالی تعامل خانواده حقیقتأ سبب انتقال مؤثر ارزش‌های دینی از مادر به فرزند می شود.
 
ما با تحلیل تأثیرات متغیرهای توضیحی بر متغیر دوم دلبستگی، یعنی اعتقاد دینی نوجوان، چنانچه با یک مورد مفرد سنجیده شده، اقدام کردیم .تنها مشاهداتی در نظر گرفته شدند که نوجوان در آنها به اعتقاد دینی اشاره کرده بود. درباره فرضیة دوم در خانواده‌های برخوردار از کیفیت بالای تعامل خانوادگی، نوجوانان کمتر از خانواده های برخوردار از سطح پایین تعامل خانوادگی به دین خود دلبسته بودند. اما این تأثیر با تأثیر تعامل قوی بین کیفیت تعامل خانواده و اعتقاد دینی مادر تعدیل شده بود، به گونه ای که اگر اعتقاد مادر بالا و تعامل بین خانواده خوب بود، در حقیقت نوجوان بیشتر به دین خود دلبسته. بنابراین، در صورتی که کیفیت تعامل خانواده از اندکی تأثیر مستقیم منفی بر اعتقاد دینی نوجوان برخوردار باشد، در ترکیب با اعتقاد دینی مادر، به نظر می رسد کیفیت تعامل خانواده به اعتقاد دینی بالای نوجوان کمک کند.
 
منبع: مجموعه مقالات تربیتی، عبد الرضا ضرابی، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،432-430، چاپ اول، قم، ۱۳۸۸