اگرچه عقل فطری از نعمت های الهی است، باید برای رسیدن به مراحل بالای هدایت، به پرورش و بارور کردن آن به وسیله آگاهی از کشفیات و اطلاعات جدید توجه کرد. عقل فطری و خدادادی آدمی، این توانایی را دارد که به علوم و معارف روی آورد و با فراگیری تجربه های علمی و معرفتی زمانه، باعث وسعت دید و آگاهی بیشتر شود؛ چنان که سنایی، شاعر خوش ذوق، می گوید: «زینت مرد، دانش است و هنر».
 
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید: أکثر الناس قیمة أکثرهم علما؛ «ارزشمندترین مردم کسی است که دانشش بیشتر باشد». امام علی (علیه السلام) نیز می فرماید: قیمة کل امرى ما یعلم «ارزش هر کس به مقدار دانش اوست».
 
قیمت هرکس به قدر علم اوست ... همچنین گفته است امیرالمؤمنین
 
تفاوت عالم و عاقل: در بینش اسلامی، هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان عالم، عاقل هم باشد. عقل و علم بر هم تأثیر دارند، اما لزوما با توسعه اطلاعات علمی، عقل انسان شکوفا نمی شود. چه بسیار دانشمندانی که از علم خود در راه انحراف افکار یا نابودی انسانها بهره برده اند.
 
قرآن کریم این گونه انسانها را به دسته هایی تقسیم می کند: گروهی با وجود آگاهی و اطلاع، حق را کتمان می کنند؛ برخی به خدا نسبت دروغ میدهند؛ دسته ای نیز با آگاهی، بین خود آتش اختلاف و تفرقه را شعله ور می سازند. اگر تمام نادانسته های عالم بر انسان آشکار شود، باز هم نمی توان دانش او را مفید به حال خود او دانست؛ زیرا علم در صورتی می تواند مفید باشد که تحت سیطرة عقل قرار گیرد.
 
دشمن دانا بلندت می کند ... بر زمینت می زند نادان دوست
 
آلبرت انیشتین، فیزیکدان آلمانی، در این باره می گوید: «وقتی تو با یک انسان دوست داشتنی صحبت می کنی، یک ساعت چون یک ثانیه می گذرد، اما اگر یک ثانیه روی بخاری بنشینی، یک ثانیه مثل یک ساعت است. این، مفهوم نسبیت است». به تعبیر قرآن کریم، کسانی که از امور دنیا آگاه، و از معاد و سرانجام انسان ناآگاه هستند، عالم نامیده نمی شوند. از این رو، این افراد از آخرت که به تعبیری کنه عالم دنیاست، غافل اند: یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا وهم عن الآخرة هم غافلون؛ « آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت (و پایان کار) بی خبرند».
 
ایشان به زندگی و علوم ظاهری دنیا قناعت کرده اند. دست کم اگر به باطن و درون این زندگی دنیا نیز توجه می کردند، برای شناخت آخرت کافی بود؛ چراکه دقت کافی در این زندگی زودگذر، نشان میدهد که حلقه ای است از یک سلسله طولانی و مرحله ای است از یک مسیر بزرگ، همان گونه که دقت در زندگی دوران جنینی، نشان می دهد که این زندگی، هدف نهایی نیست، بلکه مرحله ای مقدماتی برای زندگی گسترده‌ای است.
 
از این رو، توجه به عقل فطری و پربار کردن آن با علوم و معارف بشری، به زیبایی توانایی انسان می افزاید و به عبارتی، علم و عقل با دغدغه مذهبی ثمر می دهد؛ چنان که تفکر مذهبی - از هر نوع که باشد باعث ظهور اندیشه‌های ژرف درباره نظام جهان شده است. انیشتین می گوید:
 
به سختی می توان در میان مغزهای متفکر جهان، کسی را یافت که دارای یک نوع احساس مذهبی مخصوص به خود نباشد. این مذهب، با مذهب شخص عامی فرق دارد. . مذهب این دانشمند، تحیری شعف آور از نظام عجیب و دقیق کائنات است که گهگاه پرده از روی اسراری برمی دارد که در مقایسه با آن، تمام تلاش‌ها و تفکرات منظم بشری، انعکاسی ناقابل بیش نیست. او در جایی دیگر می گوید: «اصلا چیزی که سبب شد دانشمندان و متفکران و مکتشفان در تمام طول قرون و اعصار در گوشه تنهایی به مطالعه اسرار دقیق جهان هستی بپردازند، همین اعتقاد مذهبی آنان بود».
 
از توانایی فراگیری علوم و معارف، تا تعمیق آن و صعود به قله تکامل: همان طور که نشو و نمای یک گیاه یا تقویت اعضا و جوارح یک حیوان و سلامت آن، به تغذیه مناسب بستگی دارد، علو مرتبه انسان نیز در گرو تغذیه روح و روان است. اینجاست که نقش آگاهی، دانش و معرفت آشکار می شود؛ زیرا «علم چو آید به تو گوید چه کن»

علوم و معارف، زینتی است که تنها بر درخت زیبای قوه و وجودی مینشیند که بتواند او از آن استفاده کند و ثانیا سبب رشد و تعالی خود را در مسیر تکامل فراهم آورد. خداوند افزون بر فراهم کردن امکان رشد نباتی و حیوانی، زمینه های رشد انسانی و تکامل ابعاد روحی و روانی، و شکوفایی عقلی را نیز در وجود ما قرار داده، و ما را به فتح قله های والای تکامل انسانی تشویق کرده است. رشد نباتی و حیوانی، نظامی تکوینی دارد، و این دو مرحله از رشد در حیات موجودات، به تناسب حاصل می گردد؛ اما در انسان، افزون بر اینکه گرایش به کسب دانش و زدودن نادانی به طور تکوینی وجود دارد، نظام تشریع نیز بر مبنای تحریص و تشویق به دانش اندوزی پی ریزی شده است.؟ حال که تکوین و تشریع در پی تعالی انسان است و آدمی با توانایی فراگیری علوم که دارد، همواره با دانش زندگی می کند، چه بهتر که موجبات رشد خود را با تعمیق معارف فراهم آورد؛ چنان که امام علی (علیه السلام) می فرماید: العلم حیاة" «دانش، زندگی است». ناصرخسرو گفت :

مرگ جهل است و زندگی دانش ...  مرده نادان و زنده دانایان .
 
منبع: اسلام و زیبایی‌های زندگی: رویکردی تحلیلی و تربیتی به سبک زندگی ، دکتر داود رجبی‌نیا،صص197-192، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، قم، چاپ اول، 1391