متن سند ساواک در مورد امام موسی صدر؛ آقای کیمخی گفت: در مورد لبنان باید به عرض برسانم که فعالیت‌های مهمی داشتیم. به نفع دست راستیها وارد عملیات شدیم و امروز این ارتباطات بسیار قوی هستند. دو هفته قبل من در منزل "پیر جمیل" بودم و هر دو موافق این برنامه بودیم و در ضمن شرط کردیم که اگر قرار است جنگی شروع بشود نباید بین مسلمانان و مسیحیان باشد بلکه بین چپی های افراطی و دست راستیها باید جنگ بشود. در این زمینه مایلیم که همکاری های مؤثری داشته باشیم. لااقل از نظر اطلاعاتی می توانیم همکاری نماییم.
 
پیشنهاد کوچکی دارم. موسی صدر کارش تمام است و امروزه  شیعیان لبنان رهبر ندارند و برای شما فرصت مناسبی است که موسی صدر جدیدی را انتخاب کنید و به لبنان بفرستید. البته این شخص باید در مرحله اول به شما وفادار باشد. گر چه سوری‌ها در داخل لبنان صلح موقتی به وجود آورده اند ولی این پایان جنگ نیست. دست راستیها به هیچ وجه حضور فلسطینی‌ها را در هیچ زمانی تحمل نخواهند کرد و منتظر فرصت هستند که جنگ را دوباره شروع کنند بنابراین ما معتقدیم که تماسهایمان را با گروه‌های دست راستی ادامه بدهیم. منظور ما فقط پیر جمیل و کامیل شمعون نیست بلکه ایجاد یک نیروی دست راستی قوی در داخل لبنان است. تیمسار ریاست ساواک: متأسفانه عوامل ما فعلا بسیار ضعیف شده و ما سفارت را در آنجا جمع کرده ایم.
 
آقای کیمخی: آیا به مصلحت است که به شیعیان جنوب لبنان کمک کنیم و شما مایلید که در این کمکها سهیم باشید.

تیمسار ریاست ساواک: حتما. آقای کیمخی: تلاش‌های ما در بهبود زندگی شیعیان جنوب لبنان مؤثر خواهد بود. فکر می کنید ایجاد جبهه‌ای از میانه روی های معتدل کار مصلحت آمیزی باشد؟
 
تیمسار ریاست ساواک: باید به وجود بیاید در غیر این صورت تجزیه می شود.
 
آقای کیمخی: ما تا آنجا که بتوانیم تلاش می کنیم امیدواریم همکاری شما را هم در بعضی زمینه ها جلب نماییم. ما حتی در مورد همکاریمان با بعضی اعضای جامعه شیعیان لبنان و در داخل لبنان به آمریکایی ها چیزی نگفته ایم . (1)
 
اسرائیلی‌ها با توسل به ترفندها و بهانه های مختلف همواره در صدد یافتن جای پایی در لبنان از جمله نفوذ در میان جامعه شیعیان آن کشور بودند و برای تعقیب این مقصود افرادی را نشان کرده بودند. ساواک به عنوان بازوی اطلاعاتی سلطنت پهلوی نیز، از هیچ گونه مساعدتی به آنها دریغ نمی کرد. متن مذاکرات رئیس موساد با رئیس ساواک در خصوص همکاری سرویس اطلاعاتی رژیم پهلوی با موساد به منظور تحقق برنامه ها و اهداف اسرائیل خواندنی است.
 
متن سند ساواک در مورد همکاری اطلاعاتی رژیم پهلوی با موساد ژنرال زامیر: ما همیشه می خواستیم با سازمان امنیت لبنان به طور جدی صحبت کنیم ولی تا کنون نتوانسته ایم و باید به عرض برسانم تا این لحظه لبنان از تروریستهای فلسطینی - ترک - ایرانی - ژاپنی و حتى اندونزی پذیرایی می کند. دولت ما می داند لبنان نقطه حساسی است و مانند یک بچه باید از آن حمایت شود. ما در عملیات خود سعی می کنیم حداقل فشار بر دولت لبنان وارد شود. دولت لبنان اگر جدی در مورد کمک صحبت کند ما به هر نوع کمک حاضریم چه از طریق شما و چه از طریق دیگر، ما آشکارا گفته ایم که اگر سوریه به لبنان حمله کند مابه سوریه حمله خواهیم کرد .
 
تیمسار ریاست ساواک: کشور لبنان یک کشور تاجری است که نمی تواند منافع تجارتی خود را زیر پا بگذارد. در حال حاضر علاوه بر سوریه، عراق نیز در لبنان پول خرج می کند. نخست وزیر قبلی جدة تصمیم داشت که فلسطینی ها را شدیدا محدود نموده و خارجیان را از اردوگاه های فلسطینی خارج نماید. ولی متأسفانه دوام نیاورد و استعفا داد و دولت فعلی هم معلوم نیست به چه صورتی در خواهد آمد. در موقعیت مناسب در زمانی که احساس کنیم آنها آمادگی دارند پیشنهادات شما را با آنها در میان خواهیم گذاشت. (2)
 
وقایع و رویدادهای جنگ داخلی: شکل گیری و تشدید جنگ داخلی لبنان تا زمان اشغال نظامی این کشور در سال ۱۹۸۲ را می توان به دو مرحله تقسیم کرد: مرحله اول - ۱۹۷۵ مرحله دوم (۱۹۸۲–۱۹۷۶)
 
الف- مرحله اول جنگ داخلی -۱۹۷۵: این مرحله هر چند در ابتدا، شکل و شمایل یک جنگ تمام عیار داخلی را به خود نگرفت اما حوادث و رویدادهایی آغاز شد و شکل گرفت که بعضی آنها لبنان را در گرداب جنگ داخلی تمام عیار فرو برد و برخی دیگر سبب تقویت جریان مقاومت به ویژه شیعیان در لبنان گردید. دو حادثه صیدا ( ترور معروف سعد نماینده پارلمانی لبنان) و عین الرمانه (تیراندازی به سمت اتوبوس حامل ساکنان اردوگاه فلسطینی تل الزعتر) در سال ۱۹۷۵، نخستین جرقه های جنگ داخلی لبنان به شمار می آید. مهم ترین رویدادهای مرحله اول جنگ داخلی لبنان عبارتند از:
 
ترور معروف سعد نماینده پارلمان لبنان در صیدا:  در تاریخ ۱۹۷۵ / 2 / ۲۶ یک تظاهرات مردمی در صیدا به درخواست ماهیگیران و به رهبری معروف سعد نماینده پارلمان و رئیس حزب ناصری )طرفدار جمال عبدالناصر) بر ضد شرکت "پروتئین " بر پا شده بود شرکتی که در صدد انحصاری کردن صید ماهی و در نتیجه به خطر افتادن منبع در آمد ماهیگیران بود. اما راهپیمایی آنان با دخالت ارتش لبنان به خشونت گرایید. (3)
ادامه دارد..
 
پی‌نوشت‌ها:
1. محمد تقی تقی پور، ۱۳۸۵، صص ۴۳۱- ۴۳۰
2. محمد تقی تقی پور، ۱۳۸۵،ص ۴۳۲
3. حرب لبنان، ص۲۹
 
منبع: تاریخچه‌ی سیاسی لبنان، مجید صفاتاج، صص 80-77، ناشر: آفاق رمشن بیداری، تهران، چاپ اول، 1396