آسمان و زمین چهل روز بر مصیبت امام حسین(علیه السلام) گریست

برخی اشکال می کنند که مگر می شود آسمان و زمین گریه کند! مگر آسمان چشم دارد؟ این با عقل جور در نمی آید. عقل هر انسانی اذعان دارد چیزی که ابزار گریه کردن را ندارد قادر بر گریه کردن نیست. از طرفی این مطلب در روایات آمده است: ابن قولویه در کتاب کامل الزیارات در باب بیست و ششم - گریستن تمام مخلوقات بر حضرت حسین بن على علیهماالسلام- به سندش از زراره نقل نموده که وى گفت: امام صادق علیه السلام فرمودند: اى زراره آسمان تا چهل روز بر حسین بن على علیهماالسّلام خون بارید و زمین تا چهل روز تار و تاریک بود و خورشید تا چهل روز گرفته و نورش سرخ بود و ... (۱)

۱- در تفسیر على بن ابراهیم از حضرت على بن ابى طالب علیه السلام روایت می کند که فرمود: مردى که دشمن خدا و رسول بود به وى امر کرد حضرت امیر این آیه را خواند: فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما کانُوا مُنْظَرِینَ‏(۲)  پس از آن مُرد، امام حسین علیه السلام از نزد حضرت امیر عبور کرد و حضرت امیر فرمود: ولى آسمان و زمین براى این حسین گریان خواهند شد. سپس فرمود: آسمان و زمین جز براى یحیى بن زکریا و حسین بن على علیهم السلام براى کسى گریان نشدند. (۳)

جبله مکیه گوید شنیدم میثم تمار قدس اللَّه روحه می گفت بخدا این امت پسر پیغمبر خود را در دهم محرم بکشند و دشمنان خدا این روز را روز برکت گیرند ... میدانم آن را از سفارشى که مولایم امیر المؤمنین(علیه السلام) به من نموده و به من خبر داده که همه چیز بر آن حضرت بگریند تا وحشیان بیابان و ماهیان دریا و پرندگان هوا و خورشید و ماه و ستارگان و آسمان و زمین و مؤمنان انس و جن و همه فرشته‏هاى آسمانها و رضوان و مالک و حاملان عرش بر او بگریند و آسمان خاکستر و خون گرید… (۴)

گریه هر موجودی به حسب خودش است. به اصطلاح کل شئی بحسبه؛ نه این که مثلا آسمان چشم پیدا کند و بعد مانند انسان بگرید.

با ذکر نمونه های روایات وارده در این زمینه که بیش از اینهاست روشن می شود که این مطلب مطلب غریبی در بین راویان حدیث نبوده است. پس چگونه این روایات را با عقل تطبیق دهیم؟ اولا باید گفت: لازم نیست همه چیز با عقل انسانی که مشرف به بسیاری از علوم عالم نیست تطبیق کند. زیرا به اعتراف دانشمندان بزرگ، انسان آگاهی بسیار اندکی از اسرار عالم دارد. همانطور که فلسفه بسیاری از دستورات شرع برای ما روشن نیست.

ثانیا: در قضیه مورد بحث باید گفت: گریه هر موجودی به حسب خودش است. به اصطلاح کل شئی بحسبه؛ نه این که مثلا آسمان چشم پیدا کند و بعد مانند انسان بگرید. در روایتی که در بالا بیان شد آمده بود که آسمان و زمین خون گریه کردند که معنای آن، این می تواند باشد که بارانی به رنگ خون داشت و زمین نیز آب خود را به صورت رنگ ارغوانی بر روی زمین چوشاند.

ثالثا: روایت را خود حضرت امیرالمؤمنین بر قرآن تطبیق داد و به اصطلاح عرضه کرد که قرآن هم تأیید می کند که ممکن است آسمان و زمین بگریند. آیه می فرماید: «نه آسمان بر آنان گریست و نه زمین، و نه به آنها مهلتى داده شد!» هر چند آیه گریه کردن آسمان و زمین را نفی می کند. اما این نفی برای این گروه خاص است. یعنی آسمان و زمین برای این گروه گریه نمی کند اما امکان دارد برای گروه دیگری بگرید.
 

فصلی از حماسه امام حسین(علیه السلام)

در نهایت اگر برای انسان مطلبی روشن نشد و با عقلش جور در نیامد نمی تواند به صرف روشن نشدن، منکر آن شود بلکه باید آن را به عالمانش ارجاع دهد و واگذارد و ما که معتقد به علم مطلق خدا در درجه اول هستیم و بعد از آن امامان را  آگاه به اسرار الهی می دانیم باید زمانی که اینان مطلبی را بیان کردند که برای ما روشن نبود متعبدا بپذیریم که این پذیرفتن نیز مقبول عقل سلیم خواهد بود.

سؤال دیگری که در این جا مطرح می شود این است که آیا ممکن است جمادات مانند زمین که در ظاهر احساس ندارند متأثر از حادثه ای دلخراش شوند؟

در جواب باید گفت: در قرآن آمده است که:تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ‏ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلیماً غَفُوراً (۵)؛ آسمانهاى هفتگانه و زمین و کسانى که در آنها هستند، همه تسبیح او مى‏ گویند؛ و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏ گوید؛ ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است‏. این آیه صراحت بر تسبیح کردن آسمان و زمین دارد.

اگر آنان احساس و شعوری نداشته باشند پس چگونه تسبیح خدا می نمایند؟ از این آیه و آیات دیگر که در ذیل می آید اصل وجود احساس در جمادات ثابت می شود. حال یکی از احساسات، متأثر شدن از حوادث و وقایع و جنایاتی است که در عالم رخ می دهد. نمونه های دیگر از آیات قرآن:

هُوَ اللَّهُ الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ یُسَبِّحُ‏ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ.(۶)

یُسَبِّحُ‏ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ.(۷)

یُسَبِّحُ‏ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ.(۸)

امام علی(علیه السلام): حضرت محمد(صلّى الله علیه و آله) ... در روز حنین سنگى را در دست گرفته بود که ما صداى تسبیح‏ و تقدیس را از آن مى ‏شنیدیم، سپس به سنگ‏ گفت: شکافته شو! بى‏درنگ سه قطعه شد، و ما از هر قطعه تسبیحى غیر از تسبیح دیگرى مى‏شنیدیم

این تنها ادله ای بود که از قرآن این کتاب آسمانی ارائه شد. روایات زیادی نیز در این زمینه وجود دارد به عنوان مثال: حضرت على علیه السلام فرمود: حضرت محمد(صلّى الله علیه و آله) ... در روز حنین سنگى را در دست گرفته بود که ما صداى تسبیح‏ و تقدیس را از آن مى‏شنیدیم، سپس به سنگ‏ گفت: شکافته شو! بى‏درنگ سه قطعه شد، و ما از هر قطعه تسبیحى غیر از تسبیح دیگرى مى‏شنیدیم. و نیز در روز بطحاء در پى درختى فرستاد و آن اجابت نمود، و هر کدام از شاخه‏هاى آن به طرق مختلف تسبیح و تهلیل و تقدیس مى‏کرد. (۹)  

با توجه به این روایت می توان گفت: گریه آسمان و زمین برای مصیبت امام حسین علیه السلام خود معجزه ای بود که نشان از بزرگی این واقعه داشته است.

البته جمادات طبق بیان بالا نسبت به اتفاقات واکنش نشان می دهند اما دامنه این واکنش مختلف است؛ و چون هیچ حادثه ای شکننده تر از کربلا نبود نهایت واکنش خود را نشان دادند. بنابراین روایت داریم که آسمان خون نبارید مگر برای دو نفر یکی یحیی بن زکریا و دیگری حسین بن علی صلوات الله علیه.

سعد اسکاف روایت کرده که امام باقر(علیه السلام) فرمود: کشنده حضرت یحیى‏ بن زکریا زنازاده بود، و کشنده حسین بن على علیهماالسلام نیز زنازاده بود، و آسمان سرخ نشد مگر براى آن دو .(۱۰)

پی نوشت ها:
۱. کامل الزیارات، ترجمه ذهنى تهرانى‏، حدیث ۶، ص ۲۵۸، انتشارات پیام حق‏
۲. دخان، آیه ۲۹
۳. زندگانى حضرت امام حسین علیه السلام، محمد جواد نجفى‏، ص: ۲۴۲ ناشر: اسلامیه‏
۴. امالى شیخ صدوق-ترجمه کمره‏اى، مجلس بیست و هفتم ، ص: ۱۲۷ ، ناشر: اسلامیه‏
۵. سوره إسراء، آیه ۴۴
۶. سوره حشر، آیه ۲۴
۷. سوره جمعه،آیه۱
۸. سوره تغابن، آیه۱
۹. احتجاج،ترجمه جعفرى، ج‏۱، ص: ۵۰۲  و ۵۰۳، ناشر: اسلامیه‏
۱۰. ارشاد،ترجمه رسولى محلاتى، ج‏۲، ص: ۱۳۵، ناشر: اسلامیه‏


منبع: سایت عصر شیعه