قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه میداند؛ یعنی امتی که در باورها و کردار خود، نه افراط روا می دارند و نه تفریط، بلکه میانه رو هستند. این کتاب آسمانی، از آن جهت مسلمانان را امت میانه میداند که هم به تقویت جسم و هم به تقویت روح می پردازند؛ نه چون مشرکان حیات اخروی و روح و ماورای طبیعت را انکار می کنند، و نه مانند راهبان و تارکان دنیا به حیات این جهان بی توجه هستند؛ بلکه حد میانه بین دنیا و آخرت، جسم و روح، طبیعت و ماورای طبیعت را برمی گزیند، و در آن طریق، سالک الی الله هستند. شبستری گوید:
 
همه اخلاق نیکو، در میان است ...  که از افراط و تفریطش گران است
میانه، چون صراط المستقیم است ... ز هر دو جانبش، قعر جحیم است
به باریکی و تیزی، موی و شمشیر ... نه روی گشتن و بودن بر او دیر
ظهور نیکویی در اعتدال است ... عدالت جسم را اقصى الکمال است
 
اسلام، دین اعتدال است و پیروانش را به میانه روی سفارش می کند. این دین برای زیبا کردن فرد سفارش می کند در زندگی نه تند باشد نه کند؛ نه انحراف به راست داشته باشد، نه چپ و..؛ زیرا هر چیزی در این عالم اندازه ای دارد و بر نظم و انضباطی استوار است که از آن تجاوز نمی کند. مسلمان نیز از این قاعده مستثنا نیست. پیامبر اعظم فرمود: «همانا این دین، متین و محکم است؛ پس با ملایمت در آن در آیید».
 
اعتدال نه تنها صفتی پسندیده، که اصلی کلی و جامع است که باید در همه جا رعایت شود، و به تعبیر دیگر، نوعی سبک زندگی است. فردوسی گوید:
 
زکار زمانه، میانه گزین ... چو خواهی که یابی ز خلق، آفرین
 
میانه روی، زیبایی ای است که در همه زمینه های فردی، اجتماعی، عبادی، اقتصادی، خانوادگی و حکومتی جلوه گر بوده، بر همه آموزه های اسلام سایه افکنده است. باید گفت این اصل در همه عالم تکوین نمایان است، ولی آنچه بیشتر اهمیت دارد، توجه به ظهور آن در عالم تشریع و زندگی فردی و اجتماعی است.
 
میانه روی و اعتدال، دو طرف نکوهیده دارد، و حالت میانه افراط وتفریط، همان اعتدال است؛ برای نمونه، بخشش به عنوان صفتی پسندیده، بین اسراف و بخل؛ شجاعت، بین تهور (بی باکی) و جبن (ترسو بودن)؛ فروتنی، بین تکبر و حقارت نفس؛ معیشت و حیات طیبه، بین رهبانیت و دنیازدگی و حسن خلق، بین بداخلاقی و لودگی. بر این اساس است که قرآن کریم به پیروانش توصیه می کند: «در مشی و راه رفتن خود میانه رو باش» و «چون انفاق کنند، نه ولخرجی می کنند و نه تنگ می گیرند و میان این دو، حد وسط را برمی گزینند».
 
اعتدال و میانه روی، زیبایی‌ای است که هر کس به آن مزین شود، زیبایی‌های دیگر نیز برایش به دنبال می آید. اسلام به آنها نیز توجه نشان داده است؛ از قبیل:
 
1. میانه روی در خواب: «خواب را برای شما مایه آرامش قرار دادیم»؛ نبأ (۷۸)، ۹. «خداوند (جل جلاله) از بنده پرخواب و بیکار نفرت دارد»؛ و اساسا «پرخوابی از بین برنده دین و دنیای آدمی است»؛
 
٢. اعتدال در خوردن و آشامیدن: «بخورید و بیاشامید، ولی زیاده روی نکنید که او اسراف کنندگان را دوست نمیدارد»؛ «اگر مردم در خوردن اعتدال میورزیدند، بدنهایشان سالم می ماند»؛ «هرکس در خوردن میانه روی کند، تندرستی اش افزایش یابد و اندیشه و خردش سالم می ماند»؛ و اساسا در ارتباط با دیگران «نه چندان شیرین باش که تو را بخورند، نه چندان تلخ که تو را به دور افکند»؛
 
نه چندان بخور کز دهانت برآید ... نه چندان که از ضعف، جانت برآید
 
٣. میانه روی در کار: با وجود اینکه «کار، شعار مؤمن است» و «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، خوشا به حالشان و خوش سرانجامی دارند، ولی « به اندازهای که تاب و توان دارید، کاری را به عهده گیرید»؛
 
۴. اعتدال در رسیدگی به خانواده: «بیشترین اوقات زندگی را به زن و فرزندت اختصاص مده؛ زیرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند، خدا آنها را تباه نخواهد کرد و اگر از دشمنان خدایند، چرا غم دشمنان را می خوری؟»؛
 
۵. میانه روی در بخشش و انفاق: «بخشنده باش، ولی زیاده روی مکن. در زندگی حسابگر باش، ولی سخت گیر مباش»؛
 
۶ اعتدال در دوستی و دشمنی: «در دوستی با دوستت مدارا کن، شاید روزی دشمنت گردد و در دشمنی با دشمنت نیز مدارا کن، شاید روزی دوستت شود»؛" «دوستت را فقط بر اسراری مطلع کن که اگر دشمنت از آن آگاه میشد، برای تو ضرری نداشت؛ چراکه دوست هم گاهی دشمن می شود»؛ «نه چندان درشتی کن که از تو سیر شوند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر گردند»؛
 
۷. میانه روی در عبادت: «در معیشت و زندگی خود میانه رو باش و در عبادت نیز اعتدال و میانه روی را رعایت کن»؛ «دل را روی آوردن و نشاطی است و همچنین دل یک حالت فراری هم دارد. پس آن گاه که نشاط دارد، آن را به انجام مستحبات وادارید و آن گاه که بینشاط است، به انجام واجبات قناعت کنید».
 
اسب تازی دو تک رود به شتاب ... شتر آهسته میرود شب و روز
 
اعتدال و میانه روی، نه اخلاقی زیبا، که رفتار و روشی زیباست که می تواند در هرجا نمود پیدا کند. مسلمان همیشه از این زیبایی و جلوه های آن بهره می گیرد. او موظف شده هر روز بارها از خدا، قرار گرفتن در صراط مستقیم را بخواهد؛ زیرا راه مستقیم، راه به دور از افراط و تفریط و همان راه میانه است که آدمی را به هدف می رساند.
 
خلاصه اینکه اعتدال، مجمع همه خوبی‌ها و زیبایی‌ها و تنها راه نجات آدمی است. «چپ و راست، گمراهی، و راه میانه، جاده مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت آن را سفارش می کنند».
 
منبع: اسلام و زیبایی‌های زندگی: رویکردی تحلیلی و تربیتی به سبک زندگی ، دکتر داود رجبی‌نیا، صص396-391، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، قم، چاپ اول، 1391