کلمه انسان از انس گرفته‌شده؛ و این یعنی داشتن مونس، بیش از هر چیز برای انسان ضروری است، حتی بیش از آب و غذا. نمونه‌اش را می‌توانید در کسی ببینید که با کسی انس ندارد و یا با مونسش به مشکل برخورده است! چنین شخصی نه لب به غذا می‌زند و نه گلویش را تازه می‌کند به آب. البته اصل انس داشتن یک مسئله است و با چه کسی انس داشتن یک مسئلهٔ دیگر.

درست است که ما انسان‌ها موجودات اجتماعی هستیم و اهل انس با دیگر انسان‌ها، ولی تفاوت زیادی وجود دارد بین اطرافیان ما. به طور مثال میزان علاقه و محبت متقابل و تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ما از پدرمان، خیلی بیشتر است از شاگرد سوپری محله که فقط در حد یکی دو بار با او سلام‌علیک کرده‌ایم. البته این تفاوت اطرافیان، در قضیه دلسوزی و تلاش برای رفع ناراحتی‌ها هم خودش را نشان می‌دهد و بدون شک اگر مشکلی برای ما پیش بیاید هرگز شاگرد سوپری محله به اندازه یک پدر برای ما دلسوزی نمی‌کند.

اما چرا پدر؟ شاید بسیاری از ما و حتی بعضی پدرها از جایگاه ویژه‌ای که پدر نسبت به فرزندانش دارد غافل باشیم. تا امروز راجع به جایگاه و اهمیت مادران زیاد شنیده و خوانده‌ایم، اما خوب است به بهانه دعای امام سجاد علیه‌السلام برای فرزندانش که دعای یک پدر است، کمی راجع به ارزش دعای پدر برای فرزندش بخوانیم و بدانیم. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در حدیثی زیبا فرموده‌اند:‌ أَرْبَعَةٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَةٌ وَ تُفَتَّحُ لَهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَصِیرُ إِلَی الْعَرْشِ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ؛ چهار دعا هستند که رد نمی‌شوند و درهای اجابت آسمانی به روی آن‌ها باز می‌شود و به عرش می‌رسند، اولینشان دعای پدر برای فرزندش است[1]. حتماً تمامی کسانی که برای اولین بار چنین حدیثی را خواندند تعجب کردند از جایگاه دعای پدر و خوب است برای افزایش تعجب، این حدیث دیگر که باز هم از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله است را هم بخوانیم. ایشان فرموده‌اند:‌ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ کدُعَاءِ النَّبِی لِأُمَّتِهِ؛ دعای پدر برای فرزندش مانند دعای پیامبر برای امتش است[2]. یعنی همان‌طور که دعای پیامبر برای امتش ردخور ندارد، دعای پدر برای فرزند هم رد خود ندارد.

با این نگاه جدید به جایگاه دعای پدر، شروع کنیم به خواندن دعای 25 صحیفه. امام سجاد در اولین فراز از این دعا فرموده‌اند:

اللَّهُمَّ وَ مُنَّ عَلَی بِبَقاءِ وُلْدی؛ خداوندا بر من منت گذار به بقای فرزندانم[3].

به امید خدا در قطعات بعدی پیرامون اهمیت فرزند و تداوم نسل، بحث مهم فرزندآوری و مسئلهٔ تأسف‌برانگیز سقط‌جنین بیشتر می‌خوانیم؛ اما فعلاً در همین حد بدانیم که ارزش بقای فرزندان در نگاه امام آن‌قدر بالاست که ایشان به‌عنوان یک پدر، چنین خواسته‌ای را از خداوند طلب می‌کنند. البته باید فرازهای بعدی را هم بخوانیم تا با دعای کامل حضرت آشنا شویم.
 

گل بهشتی

دومین فراز از دعای امام سجاد علیه‌السلام این است:

وَ بِاصْلاحِهِمْ لی؛ خداوندا بر من منت گذار به شایسته‌نمودن ایشان برای من[4].

اصلاح یعنی صالح کردن و امام در این فراز از خداوند می‌خواهد که فرزندانش را صالح کند. پس ارزش هر فرزندی به میزان صلاح اوست و البته در روایات ما نیز در موارد متعددی به فرزند صالح و ارزش او اشاره شده است. ازجمله حدیث زیبای پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که فرموده‌اند: إِنَّ اَلْوَلَدَ اَلصَّالِحَ رَیحَانَةٌ مِنْ رَیاحِینِ اَلْجَنَّةِ؛ فرزند صالح، گلی از گل‌های بهشتی است[5]. جایگاه این گل بهشتی آن‌قدر بالاست که ایشان در حدیث زیبای دیگری فرموده‌اند: مِنْ سَعَادَةِ اَلرَّجُلِ اَلْوَلَدُ اَلصَّالِحُ؛ از نیک‌بختی و سعادت انسان داشتن فرزند صالح است[6].

و در مقابل نیز در مورد فرزندان بد نیز روایات متعددی آمده که توجه به این دو حدیث از امیرالمؤمنین علیه‌السلام کافی است: وَلَدُ السَّوْءِ یهْدِمُ الشَّرَفَ وَ یشِینُ السَّلَفَ؛ فرزند بد شرافت را خراب می‌کند و پیشینیان خود را عیب‌ناک می‌گرداند[7]. و حدیث دوم: وَلَدُ السَّوْءِ یعَرُّ السَّلَفَ وَ یفْسِدُ الْخَلَف؛ فرزند، بد پدران و پیشینیان خود را آلوده می‌کند و بازماندگان فاسد می‌گرداند[8]. خلاصه فرمایش حضرت این است که فرزند بد نه‌تنها شرافت انسان را از بین می‌برد که باعث از بین بردن احترام و اعتبار و آبروی پیشینان هم می‌شود و برای بازماندگان هم جز فساد چیزی ندارد، یعنی در یک‌کلام نسل انسان را نابود می‌کند.

با این توصیفات، ارزش صالح بودن فرزندان بیشتر روشن می‌شود و البته متأسفانه باید گفت که امروزه بیش از آنکه والدین نگران صالح بودن فرزندانشان باشند، فقط و فقط نگران سالم بودن آن‌ها هستند.

اما راهکار داشتن فرزند صالح چیست؟ خوب است این حدیث زیبا از امام باقر علیه‌السلام را با دقت بیشتری بخوانیم: یُحفَظُ الأَطفالُ بِصَلاحِ آبائِهِم؛ اطفال در سایه صلاحیت و شایستگی پدرانشان [از انحرافات] مصون می‌مانند[9]. باز هم صحبت از پدر است و نقش اساسی او در تربیت فرزند. البته در آموزه‌های دینی دستورهای متعددی پیرامون روش تربیت فرزند صالح بیان شده که اگر با ادامهٔ فرازهای دعا همراه باشید، آن‌ها را می‌خوانیم اما مختصراً بدانیم که دستورات اسلام از پیش از انتخاب همسر آغاز می‌شود و مرحله‌به‌مرحله تا زمان عقد و عروسی و زمان و شرایط انعقاد نطفه و دوران بارداری و زایمان و دوران شیردهی و دوران نوزادی و کودکی و نوجوانی و بزرگ‌سالی ادامه پیدا می‌کند که اگر موفق به انجام آن‌ها شویم، از نعمت فرزند صالح هم بهره‌مند خواهیم شد.
 

بهترین بهره

سومین فراز از دعای حضرت را بخوانیم: وَ بِامْتاعی بِهِمْ؛ خداوندا بر من منت گذار به بهره‌مند شدنم از فرزندانم[10]. شاید در نگاه اول تنها برداشتی که از این فراز از دعا بکنیم این باشد که فرزندان بشوند عصای دست پیری پدرها و مسئول خرید خانه و انجام کارهای روزمره. البته بدون شک این موارد جزء وظایف فرزندان است و هر فرزندی که از تربیت درست ـ که راجع به بایدها و نبایدهایش خواهیم خواند ـ بهره‌مند باشد، به‌صورت خودکار تمام تلاشش را می‌کند برای خدمتِ هر چه بیشتر به پدر و مادر؛ اما برای فهم بهتر این دعا باید سراغ آموزه‌های دین برویم و ببینیم که والدین چگونه از فرزندانشان بهره‌مند می‌شوند.

امام باقر علیه‌السلام در حدیثی زیبا یکی از مهم‌ترین بهره‌هایی که انسان از فرزندانش می‌برد را بیان فرموده‌اند: مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذنِ الله عَزَّوَجَل؛ هر کس فرزندانی را تربیت کند که آن‌ها را برای خدا به حساب بیاورد، این فرزندان به اذن خداوند او را از عذاب آتش مانع می‌شوند[11]. برای فهم بهتر این حدیث پای صحبت مقام معظم رهبری بنشینیم و بیانات ایشان در شرح این حدیث را بخوانیم:

«یَحتَسِبُهُم عِندَالله» یعنی جوری این فرزندان را، این اولاد را بار بیاورد که بتواند آن‌ها را به حساب خدا بگذارد. طبعاً فرزندی را انسان می‌تواند به حساب خدا بگذارد که او تربیت الهی پیدا کرده باشد؛ متدیّن باشد؛ اهل فسق و فجور و تضییع اوقات و این‌ها نباشد. این [فرزند] را انسان می‌تواند به حساب خدا بگذارد و الّا اگر یک فرزندی بود که انسان یا او را بد تربیت کرد، [یا] گاهی تربیت بد هم نمی‌کند بچه را، لکن رها می‌کند. خیلی از ماها گرفتار این معنا هستیم؛ نه اینکه بچه را بد تربیت کنیم، نه، اما رهایش می‌کنیم؛ احساس مسئولیتی کانّه نسبت به او نداریم. گاهی اوقات برای درس خواندن و مشق نوشتنش صرف وقت می‌کنیم اما برای نمازخواندنش، برای آشنا شدنش با قرآن، با مسائل دینی، نه، هیچ انسان وقتی نمی‌گذارد. این رها کردن بچه است. این‌ها را نمی‌شود انسان به حساب خدا بگذارد؛ یعنی بگوید خدایا این بچه را من تربیت کردم برای تو، در حساب تو؛ نمی‌شود. حالا، اگر «مَن قَدَّمَ اَولَاداً یَحتَسِبُهُم عِندَالله»، اگر [انسان] تقدیم کند اولادی را -تقدیم کند یعنی بار بیاورد، پرورش بدهد، ارائه بدهد فرزندانی را- که بتواند آن‌ها را پای خدا حساب بکند، «حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذنِ الله عَزَّوَجَل» این فرزندان، او را از آتش الهی، از عذاب الهی دور نگه می‌دارند، مانع می‌شوند. این یکی از این چیزهای مهم است. خدای متعال به ما می‌گوید که عمل صالح کنید تا پیش خدای متعال مأجور باشید، از عذاب الهی مأمون باشید؛ اما به این اکتفا نمی‌کند؛ می‌فرماید اگر چنانچه نسل بعد از خودتان را هم تربیت کردید، این هم یک حسنه‌ای است، یک عمل صالحی است که می‌تواند شما را حاجب از آتش باشد[12].


پی‌نوشت:
[1]. امالی صدوق، صفحه 265.
[2]. مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، صفحه 162.
[3]. صحیفه سجادیه، صفحه 120، دعای 25.
[4]. صحیفه سجادیه، صفحه 120، دعای 25.
[5]. الکافی، جلد 6، صفحه 3.
[6]. الکافی، جلد 6، صفحه 3.
[7]. غرر الحکم: صفحه 407، حدیث 9356.
[8]. غرر الحکم: صفحه 407، حدیث 9357.
[9]. بحارالانوار، جلد ۶۸، صفحه ۲۳۶.
[10]. صحیفه سجادیه، صفحه 120، دعای 25.
[11]. امالی شیخ صدوق، صفحه ۶۳۴.
[12]. مقام معظم رهبری مدظله‌العالی، شرح حدیث در ابتدای درس خارج، 15/9/95.