کوچک شماری داشته‌ها موجب ناسپاسی و نارضایتی می‌شود. این امر، به دلیل آن است که در اندازه سنجی پدیده ها، از الگوی «معطوف به ماده» آن استفاده می‌شود. پدیدها، از نظر ماده، طیف گسترده‌ای را از کوچکترین تا بزرگ‌ترین تشکیل میدهند و همه آن‌ها در زندگی وجود دارند. به همین جهت، اگر از الگوی معطوف به ماده استفاده شود، برخی امور، کوچک ارزیابی می‌شوند و ناسپاسی و نارضایتی را به دنبال می‌آورند. در مقابل، از عواملی که موجب شکر می‌شود، بزرگ شمردن داشته است. وقتی انسان، آنچه را که در اختیار دارد، بزرگ بشمارد، موجب احساس برخورداری می‌شود و همین امر، رضامندی را به همراه می‌آورد. بنابراین، برای رسیدن به رضامندی باید داشته‌های خود را بزرگ شمرد. البته بزرگ شماری مبنا می‌خواهد و مبنای بزرگ شماری نعمت، می‌تواند نعمت دهنده باشد، نه خود نعمت. پدیده‌ها بعد دیگری نیز دارند. این بعد، مربوط به «دهنده نعمت» است.
 
بزرگ شماری، موجب برکت نعمت و افزایش روزی نیز می‌شود و از این طریق نیز بر میزان رضامندی می افزاید. کسی که روزی اندک را کم بشمارد، از روزی فراوان محروم می‌شود. عبد الرحمان بن عبد الله بن قریب و زید بن اخرم نقل می‌کنند که سفیان بن عیینه از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که در حالی به نزد ابوجعفر منصور رفت که مردی از فرزندان زبیر بن عوام نزد او بود و از او چیزی می‌خواست. منصور فرمان داد که چیزی به وی بدهند؛ مرد زبیری آزرده خاطر شد و آن را اندک شمرد. منصور از این رفتار آن زبیری، خشمگین شد، چندان که آثار خشم در چهره‌اش نمودار گشت. امام صادق (علیه السلام) به او روی نمود و فرمود:« ای حاکم مؤمنان! پدرم از پدرش علی بن حسین، از پدرش، از علی، از پیامبر خدا(صلی الله علیه و اله و سلم) روایت کرد: هرکس هدیه‌ای را با خشنودی خاطر ببخشد، بخشنده و بخشیده برکت می‌یابند». منصور گفت: به خدا سوگند! من با ناخشنودی، آن را بخشیدم؛ ولی با این سخنت، خشنود شدم.
 
سپس امام صادق (علیه السلام) به آن زبیری روی کرد و فرمود: «پدرم از پدرش از جدش از امیرمؤمنان على (علیه السلام) از پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله و سلم) روایت کرد:« هر کس روزی کم خدا را کوچک بشمرد، خداوند، او را از روزی فراوان محروم می‌کند». مرد زبیری گفت: به خدا سوگند! آن بخشش نزد من کم بود؛ اما با این سخنت، برایم بسیار شد. از آن پس، آن زبیری را دیدم و از آن هدیه پرسیدم. گفت: مالی بس اندک بود؛ آن را پذیرفتم و اکنون در دست من به پنجاه هزار درهم رسیده است. حسن بن بسام جمال نیز نقل می‌کند که نزد اسحاق بن عمار صیرفی بودم که مردی آمد و مقداری غله به یک دینار خواست، حال آن که وی در دکان را بسته و صندوق را مهر زده بود. پس قدری غله به یک دینار به وی داد. به او گفتم: وای بر تو ای اسحاق! با کشتی برای تو هزاران درهم کالا می‌آید. گفت: می بینی که من چنین کردم؛ اما بدان این از آن روست که من از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «هر که روزی اندک را کم بشمارد، از روزی بسیار محروم می‌شود. سپس روی به من کرد و فرمود: «ای اسحاق! روزی اندک را کم مشمار؛ که از بسیار آن، محروم خواهی شد». تأمین نیاز، از عوامل مهم رضامندی در خوشایند است. بخشی از داشته‌های مادی، نیازمند تأمین است. در ادبیات دین از آنچه نیازهای انسان را برآورده می‌سازد به عنوان «رزق» یاد می‌شود. از این رو، بررسی موضوع رزق، یکی از مسائل مهم در رضامندی است.
 
آنچه مهم است این که این عامل، تک عنصری نیست؛ بلکه باید به صورت یک بسته به آن نگریست. رزق با نیازهای مادی انسان، ابعاد مختلفی دارد که هر کدام از آن‌ها به عنصر خاص خود نیاز دارد. نخستین پرسشی که در باره روزی مطرح است و اتفاقا پرسشی پایه‌ای است، این است که وقتی صحبت از روزی می‌شود، مراد چیست؟ روزی مؤثر در زندگی کدام است؟ تعریف روزی مورد قبول دین کدام است و چه مؤلفه‌ها و ویژگی‌هایی دارد؟ این بحث از آن جهت مهم است که بدانیم انسان به عنوان یک موجود، با چه میزان از روزی، نیازهای مادی‌اش برطرف می‌گردد و با چه روزی ای می‌تواند به احساس رضامندی دست یابد؟ این مطالب را به عنوان واقعیت‌های زندگی باید به دست آورد تا در مرحله بعد، انسان، خود را با آن‌ها تنظیم کند. معمولا انسان‌ها در حوزه روزی به دنبال روزی فراوان‌اند و فراوانی را نیز با مقیاس خواسته‌های سیری ناپذیر و فزاینده خود طلب می‌کنند و هر آنچه را که غیر از آن باشد، نمی‌پذیرند و از آن دچار فشار روانی می‌شوند. این وضعیت، با تقدیر الهی ناسازگار است و موجبات نارضایتی از آن را فراهم می‌آورد. تصور این افراد، آن است که خوشبختی در داشتن «روزی فراوان با مقیاس خواسته‌های من» است و روزی کم، عامل بدبختی و ناشادکامی است. نخستین گام این است که معنای روزی مناسب برای انسان، آن گونه که هست، شناخته شود. این که انسان بداند اقسام روزی چیست و کدام روزی، موجب خوش بختی انسان می‌شود، نقش مهمی در اصلاح باورها و تنظیم خود با قوانین زندگی دارد. نتیجه این آگاهی، آن است که انسان، ویژگی مهم روزی را «کفاف» دانسته و روزی بسنده را بهترین نوع روزی می‌داند. در روایات مربوط به این موضوع، سه مفهوم وجود دارند که فهم و تحلیل آن‌ها می‌تواند دیدگاه دین در این باره را روشن سازد و به آن پرسش‌ها پاسخ دهد و عامل مزاحم را از بین ببرد. این سه مفهوم، عبارت‌اند از: «کفایت»، «کثرت» و «قلت». بنابراین، با سه گونه روزی رو به رو هستیم: «روزی قلیل»، «روزی کثیر» و «روزی کافی». برای فهم معنای این سه مفهوم باید «نیازهای مادی» را مد نظر قرار داد و سپس معنای آن‌ها را بررسی کرد.
 
منبع: الگوی اسلامی شادکامی، دکتر عباس پسندیده، صص311-307، مؤسسه علمی فرهنگی دار‌الحدیث، قم، چاپ دوم، 1394