پس از رابطه فرزند با پدر و مادر، طبیعی‌ترین رابطه انسان‌ها، رابطه همسران با یکدیگر است که فرزند نیز ثمره همین ارتباط می باشد؛ اما از آنجا که رابطه فرزند با پدر و مادر اهمیت بیشتری دارد، آن را پیش از رابطه همسران مطرح کردیم. در فقه، ازدواج، به تناسب شرایط گوناگون، احکام مختلفی دارد، و احکام خمسه بر آن بار می شود. از آیه های قرآن کریم، مطلوب بودن ازدواج را میتوان به روشنی دریافت؛ مطلوبیتی که در بعضی شرایط، به حد وجوب می رسد. از نظر سنت نیز روایات در زمینه مطلوبیت ازدواج فراوان است.
 
بدیهی است هدف اصلی از تشکیل خانواده، بقای نسل، تشکیل جامعه سالم و زیبا، و تأمین سلامت روانی افراد است. در مرحله بعد، یکی از اهداف زندگی خانوادگی، تأمین نیازهای افراد خانواده در سایه زندگی مشترک است. هر کاری به نسبت مقدار تأثیری که در برآوردن این هدف داشته باشد، ارزشمند خواهد بود. کارهایی که اعضای خانواده در مسیر تأمین این هدف انجام میدهند، دو گونه است: کارهایی که از همه اعضای خانواده ساخته است، و کارهایی که از همه اعضا ساخته نیست:
 
مثلا ایفای نقشی که زن در محیط خانواده می تواند داشته باشد، هیچ گاه در توان مرد نیست. زن با توجه به ویژگی ساختمان طبیعی و جسمانی اش می تواند باردار شود و پس از وضع حمل، قادر است کودک خود را با شیری که در سینه دارد، تغذیه کند و با توجه به خصوصیات روانی مادرانه، او را پرورش دهد؛ اما این گونه کارها از مرد برنمی آید. متقابلا، مرد نیز، با توجه به خصوصیات جسمانی و روانی خود، وظایفی را می تواند به عهده بگیرد که زن قادر به انجام آنها نیست. پس تفاوت ارزش مرد و زن در تأمین اهداف خانواده، به تفاوت ویژگی‌های روحی و جسمی آنان مربوط می شود، و در یک سنجش کلی می توان گفت زن از نظر احساسات و عواطف معمولا قوی تر است و مرد از نظر تدبیر و عقل و تعقل؛ و از آنجا که محیط خانواده، هم به تدبیر نیاز دارد و هم به پرورش و تربیت، تقسیم کار به شکل طبیعی به وجود می آید که مرد به اداره خانواده و تأمین نیازهای اقتصادی آن بپردازد، و زن، که از عشق و احساس به فرزندان خود لبریز است و بیشتر می تواند آنها را تحمل کند، پرورش فرزندان را بر عهده گیرد.(1)
 
به همین علت، اسلام وظیفه سرپرستی خانواده را به مرد داده است: الرجال قوامون على النساء؛ «مردان در خانواده، بر زنان سرپرستی دارند» (نساء، ۳۴). زیرا هر جمعی به مدبر نیاز دارد، و یک نفر باید در موارد لازم تصمیم بگیرد، و گرنه جمع به پراکندگی می گراید و از هم گسسته می شود. پیدایش اختلاف در خانواده، امری طبیعی است. مواردی که مشکلات خانوادگی و اختلاف ها از راه برخوردهای عاطفی برطرف نشود، باید از طریق مدیریت سرپرست خانواده برطرف شود. البته بر مرد لازم است از حق سرپرستی خود سوء استفاده نکند و جز در محدوده شرع و قانون اسلام، گامی برندارد و با شیوه ای صحیح و رفتاری عاقلانه زندگی را اداره کند؛ چنان که بر زن نیز لازم است محیط عاطفی و محبت و مودت خانواده را برهم نزند و با احترام به حق مرد، از پاشیده شدن خانواده جلوگیری کند (2).
 
 از این رو، دستیابی به زیبایی‌های اخلاقی خانواده در پرتو شناخت احکام و ارزش‌هایی که اسلام در این زمینه مطرح کرده است، تا حد بسیاری به شناخت ویژگی‌های جسمی و روحی هریک از همسران بستگی دارد؛ زیرا رابطه با همسر، در اعماق گرایشها و نیازهای روحی و روانی انسان ریشه دارد. نفس ارتباط و کیفیت آن، تحت تأثیر بایدهاونبایدهای شرعی، شکل ویژه و زیبایی به خود می گیرد، و صرفا در این شکل خاص و جذاب است که می توان به هدف مورد نظر دین از برقراری این گونه ارتباط رسید. هدف ازدواج و تشکیل خانواده، تداوم نسل، سیراب گشتن عواطف و احساسات، و آرامش یافتن است.
 
از بحث‌های آغازین در این زمینه، آگاهی یافتن از عوامل دخیل در تقویت نظام خانواده و حفظ ارکان آن است، و اینکه از نظر اسلام، چه عواملی در استواری روابط خانوادگی مهم ترین نقش را ایفا می کنند. به طور کلی، نیازهای همسران به یکدیگر، به دو دسته روحی و مادی تقسیم می شود، و به تبع آن، عوامل دخیل در رفع آن نیز به دو دسته عوامل روحی و مادی تقسیم می گردد.
 

الف - نیازهای روحی

نیازهای روحی انسان در اعماق جان او ریشه دارد و از راه عوامل و ابزاری خاص تأمین می شود. آتشفشان نیازهای سرکش انسان، تنها با نوازش و مهر و محبت آرام می گیرد. در دیدگاه دین، کسب آرامش و محبت، دو عامل اساسی زیبایی آفرین در ایجاد پیوند و استمرار آن است:
 
اول. محبت: نیاز به محبت و محبوب بودن، جزء نیازهای اساسی انسان است. پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «این گفتار که مرد به همسرش بگوید من تو را دوست دارم، هرگز از دل او بیرون نمی رود». این رفتار زیبا سفارش شده است که ترک نشود و استمرار داشته باشد
 
دوم. آرامش: رسیدن به آرامش، یکی از اهداف اساسی ازدواج است؛ زیرا آرامش ایجادشده در پرتو این رفتار زیبا، فرد را از برخی رفتارهای نازیبا به دور داشته و به کمال مطلوب الهی نزدیک تر می کند: ومن آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجا لتسکنوا إلیها وجعل بینکم مودة ورمة إن فی ذلک لآیات لقوم یتفگرون؛ و از نشانه های او آن است که از جنس خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و میان شما و همسرانتان علاقه شدید و رحمت قرار داد؛ بی شک در این نعمت الهی برای گروهی که می اندیشند، نشانه های قطعی است.
 

ب - نیازهای مادی

اول. نیاز جنسی: از ابتدایی ترین نیازها، که حتی یکی از تأویل‌های بارز در باب کسب آرامش و سکون در کنار همسر است، تأمین نیاز جنسی است. امام سجاد در زمینه حق همسر می فرماید: حق همسر که با پیوند ازدواج زیر دست و در اختیار تو قرار گرفته، آن است که بدانی خدا او را دلارام، راحت بخش، انیس و نگهدار تو ساخته، و هرکدام باید نعمت وجود دیگری را به درگاه خدا شکر گویید و بدانید این نعمتی است که خدا به شما داده و باید با نعمت وی خوش رفاقتی کنید و احترام او را نگه دارید، با او بسازید. هرچند بخواهد یا نخواهد، حق تو بر او بیشتر، و اطاعت تو بر او لازم تر است، جز آنجا که معصیت خدا باشد. حق او این است که با او مهربانی کنی؛ همدم و آرامش وی باشی؛ کامجویی و لذتی را که به ناچار باید در بین باشد رعایت کنی؛ و البته این حق بزرگی است.

دوم. نیاز اقتصادی: رفع نیازهای اقتصادی همسر، مانند خوراک، پوشاک، ایجاد رفاه در خانواده، ساماندهی وضع تغذیه، آسان گیری و مانند آن، از جمله رفتارهای قابل توجه است که در اسلام بر ضرورت آن تأکید شده است.
 
پی‌نوشت‌ها:
1. محمد تقی مصباح یزدی، اخلاقی در قرآن، ج ۳، ص ۷۳ و ۷۴.
2.محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج ۳، ص۸۲-۸۴
 
منبع: اسلام و زیبایی‌های زندگی: رویکردی تحلیلی و تربیتی به سبک زندگی ، دکتر داود رجبی‌نیا، صص411-406، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمة الله علیه، قم، چاپ اول، 1391