اندیشه مهدویت وآسیب ها

مقوله مهم مهدویت، به دلیل اثرات بسیار حیاتبخش وبهجت زایى که دارد؛ در معرض خطرات وآسیب هایى است. نوشتار حاضر بدنبال طرح برخى آسیب ها، با ذکر پیامدها وخاستگاه هر یک بوده ودر پایان به مبارزه ودرمان آن همّت گمارده است؛ این آسیب ها به قرار ذیل اند:

۱. برداشت هایى انحرافى از مقوله انتظار فرج؛

۲. افراط وتفریط در ارائه چهرة مهر وقهر از امام عصر (عجل الله فرجه)؛

۳. طرح مباحث غیرضرورى؛

۴. شتابزدگى وتعجیل؛

۵. توقیت وتعیین وقت ظهور؛

۶. تطبیق نادرست نشانه هاى ظهور؛

۷. افراط وتفریط در تبیین مفهوم غیبت؛

۸. ملاقات گرایى؛

۹. آرزوگرایان بى عمل؛

۱۰. عاشق نمایان دنیاخواه؛

۱۱. مدعیان دروغین مهدویت ونیابت خاصه وعامه؛

۱۲. عدم پیروى از ولایت فقیه ونواب عام؛

۱۳. فعالیت هاى غرب ومستشرقان.

هر امر مهمى به نسبت اهمیتش، در معرض خطرها وآسیب هایى است.مقوله مهم مهدویت هم با اثرات بسیار حیاتبخش وبهجت زاى خود که کمترین آن ها، امید به آینده وسر فرو نیاوردن در مقابل حوادث، ستم ها وسختى هاست، از این قاعده مستنثى نیست.

آنچه بدنبال طرح آنیم؛ آسیب هایى است که پیش از ظهور ودر دوران غیبت رخ مى نماید. سخن از آسیب هاى دیگر مانند آنچه در مقابل جریان قیام مهدوى رخ مى نماید، را به وقتى دیگر وا مى گذاریم.

هدف این نوشتار، بررسى برخى آسیب ها با تبیین آثار وخاستگاه هر یک است تا راه مبارزه ودرمان آنها روشن گردد.
 

۱. برداشت هاى انحرافى از مقوله انتظار فرج

۱ـ۱ـ برخى انتظار فرج را در دعا براى فرج، امر به معروف ونهى از منکرهاى جزئى منحصر دانسته وبیش تر از آن، وظیفه اى براى خویش قائل نیستند.

۱ـ۲ـ گروهى دیگر، حتى امر به معروف ونهى از منکرهاى جزئى را نیز بر نمى تابند. چون معتقدند در دوران غیبت، کارى از آن ها بر نمى آید وتکلیفى به عهده ندارند، وامام زمان علیه السلام خود، هنگام ظهور کارها را اصلاح مى کند.

۱ـ۳ـ پندار گروه سوم چنین است که جامعه بایستى به حال خود رها شود وکارى به فساد آن نباید داشت تا زمنیه ظهور ـ که دنیایى پر از ظلم وفساد است ـ فراهم آید.

۱ـ۴ـ گروه چهارم، انتظار را چنین تفسیر مى کنند: نه تنها نباید جلوى مفاسد وگناهان را گرفت، بلکه بایستى به آن ها دامن زد تا زمینه ظهور حضرت حجّت هر چه بیش تر فراهم گردد.

۱ـ۵ ـ دیدگاه پنجم، هر حکومتى را به هر شکل ، باطل وبرخلاف اسلام مى داند ومى گوید: (هر اقدامى براى تشکیل حکومت در زمان غیبت، خلاف شرع ومخالف نصوص وروایات معتبر است) به این استدلال که در روایات آمده است: (هر عَلَم وپرچمى قبل از ظهور قائم علیه السلام باطل است).(۱)
 
پیامدها
پیش از طرح منشأ وعلل چنین دیدگاه هایى، لازم است برخى از پیامدهاى این نظریات گفته شود تا مشخص گردد که چرا این برداشت ها، برداشت انحرافى (انتظار تلخ یا منفى) نامیده مى شود:

۱- قانع بودن به وضع موجود وعدم کوشش براى تحقق وضعى برتر

۲- عقب ماندگى توده

۳- تسلّط بیگانگان وزبونى در مقابل آن ها (نبودن استقلال وآزادى)

۴- ناامیدى وپذیرش شکست در حوزه فرد واجتماع

۵- ناتوانى دولت ونابسامانى کشور

۶- فراگیر شدن ستم وانفعال وبى تحرّکى در مقابل ظلم

۷- قبول ذلّت وبدبختى در حوزه فرد واجتماع

۸- تنبلى وبى مسؤولیتى

۹- مشکل تر ساختن حرکت وقیام امام زمان علیه السلام چرا که هر چه فساد وتباهى بیش تر شود، کار امام علیه السلام در مبارزه سخت تر وطولانى مى گردد
۱۰- تعطیلى محتواى بسیارى از آیات وروایات مانند: امر به معروف ونهى از منکر، سیاست داخلى وخارجى، چگونگى برخورد با کفار ومشرکان، دیه، حدود، دفاع از محرومان عالم و... .
 
خاستگاه
منشأ برداشت هاى انحرافى عبارت است از:

۱- کوته فکرى وعدم بصیرت کافى نسبت به دین

۲- انحرافات اخلاقى (برخى از قائلان دیدگاه دوم)

۳- انحرافات سیاسى (برخى از قائلان دیدگاه چهارم وپنجم)

۴- توهم این که امام زمان علیه السلام کارها را به وسیله اکراه واجبار یا فقط از طریق معجزه انجام مى دهد؛ پس نیاز به مقدمات وزمینه سازى نیست.

۵- توهم این که غیر از امام زمان علیه السلام هیچ کس نمى تواند همه فسادها وتباهى ها را به صورت کامل بر چیند وتمامى خیرها وصلاح ها را در همه ابعاد وزمنیه ها حاکم سازد؛ پس کارى از دیگران بر نمى آید.

۶- هدف، وسیله را توجیه مى کند: (الغایات تبرّر المبادى؛ هدف ها، وسیله هاى نامشروع را مشروعیت مى بخشد). پس بهترین کمک به تسریع در ظهور وبهترین شکل انتظار، ترویج واشاعة فساد است.

۷- عدم فهم صحیح روایت هایى که ظلم وجور آخرالزمان را مطرح مى کنند واین اشتباه که پس بایستى، یا کارى به فساد وتباهى نداشت ودر قبال آن، موضعِ بى طرفى اتخاذ کرد (دیدگاه چهارم) یا حتى دیگران را به گناه فرا خواند (دیدگاه پنجم).

۸- جداى از مسایل سیاسى واهل سیاست که به دنبال رکود جوامع اسلامى اند، عدم فهم روایات (بطلان هر عَلَمى قبل از ظهور) نیز، زمینه ساز دیدگاه پنجم است.
مبارزه ودرمان

قبل از پاسخ تفصیلى به دیدگاه ها وعلل اشتباهات، چند نکته را که در حل زیربنایى مطالب مذکور مفید است، یادآورى مى کنیم:

۱- علم وبصیرت در دین، در مقابل کج اندیشى ها وبرداشت هاى غلط

۲- تقوا در مقابل هوى وهوس

۳- علم وبصیرت در حوزه سیاست واجتماع براى تشخیص دوستان ودشمنان وروشن شدن عملکرد سیاست بازان

۴- تبیین وروشنگرى اندیشمندان وعلما در حوزه مسائل دینى وسیاسى واجتماعى

۵- پیروى از علماى راستین که مصداق نایبان عام امام زمانند

۶- به حاشیه راندن تفکرات متحجرانه وجمودگرا.
 
پاسخ تفصیلى
۱. حرکت امام زمان علیه السلام مانند امور دیگر، روال طبیعى دارد وقرار نیست همه امور، معجزه آسا صورت پذیرد. امام صادق علیه السلام فرمود:

(لو قد خرج قائمنا علیه السلام لم یکن الا العلق والعرق والنوم على السروج(۲)؛ قائم ما که قیام کند، جز عرق ریختن وخواب (از فرط خستگى ومبارزه پى در پى) بر روى زین ها نیست).

۲. قیام امام زمان علیه السلام زمینه سازى وآمادگى مى طلبد. چنان که در روایات، عده ای به عنوان زمینه سازان حکومت مهدى علیه السلام نام برده شده اند: (فیُوطِئُون لِلمهدىّ یَعنى سُلطانه).(۳) 

در روایات دیگر، در توصیف منتظران واقعى آمده است: انّ اهل زمان غیبته والقائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان... اولئک المخلصون حقّاً وشیعتنا صدقاً والدُّعاة الى دین الله سرّاً وجهر(۴). ...آنان خستگى ناپذیر، در آشکار ونهان دیگران را به دین خدا فرا مى خوانند.

۳. اگر اصلاح به صورت کامل مقدور نیست، اصلاح در حد توان، ساقط نشده است.

۴. این دیدگاه (هدف، وسیله را توجیه مى کند) از نظر دین کاملا اشتباه است؛ زیرا همان طور که حکومت حضرت مهدى علیه السلام ریشه کن کننده ظلم وجور وبرپا کننده عدل است واز قلدرى وقساوتْ تهى مى باشد، راه پیدایش این مقصود نیز بایستى چنین باشد: از ظلم وجور دور، از قساوت وقلدرى برکنار واز دروغگویى وریاکارى خالى باشد. قداستْ مجوّز گناه نمى شود؛ چرا که گناه جز گناه نمى زاید وبا ظلم نمى شود عدل به پا کرد وبا عقیدة انتقام نمى توان دادگرى کرد.(۵)

۵. بدیهى است که لازم نیست همه مردم ظالم یا فاسد گردند تا (ظلم فراگیر) به وجود آید. آرى، نگاهى کوتاه وگذرا به جهان نشان مى دهد که ظلمْ عالم را فرا گرفته است، عده اى ظالمند وبسیارى مظلوم. از طرفى هیچ منافاتى ندارد که در کنار این ظلم وجور، دوستان ومنتظران آن حضرت با زمینه سازى مثبت وآینده ساز، در اندیشه مقدمه چینى براى انقلاب جهانى ایشان باشند. پس ظلم وفساد به صورت نسبى در جهان شیوع دارد. امام صادق علیه السلام مى فرماید:

(...لاوالله لایأتیکم حتّى یشقى من شقى ویسعد من سعد(۶)؛ این امر (فرج) تحقق نمى پذیرد تا این که هر یک از شقى وسعید به نهایت کار خود برسند).

پس سخن در این است که گروه سعادتمند وشقاوتمند هر کدام باید به نهایت کار خود برسند. نه این که (سعید)ى در کار نباشد وفقط اشقیا به منتها درجه شقاوت برسند.

از سوى دیگر، بدیهى است که آیات وروایات ما را به مبارزه با ظلم وستم فرا خوانده اند. پیامبر گرامى اسلام فرموده اند:

یکون فى آخر الزمان قوم یعملون المعاصى ویقولون انّ الله قد قدرها علیهم، الرادّ علیهم کشاهر سیفه فى سبیل الله؛(۷) در آخرالزمان، گروهى معصیت مى کنند ومى گویند: (خدا براى آنان چنین مقدّر کرده است). (کنایه از جبر) کسى که این ها را رد کند مانند کسى است که در راه خدا شمشیر کشیده است.

۶ . در مورد (بطلان هر عَلَمى قبل از ظهور) گفتنى است که این روایات مانند احادیث دیگر لازم است بر قرآن، سنّت وعقل عرضه گردند تا مواردى مانند: (حکومت)، (تخصیص)، (تخصّص) و(ورود) وراه هاى دیگرِ جمع، اِعمال شود. حتى در روایات آمده است که اگر روایتى مخالف صریح قرآن بود، بایستى کنار نهاده شود.

به هر حال آنچه آیات وروایات وعقل ما را به آن رهنمون مى شوند، بطلان همه قیام ها، فعالیت ها وجریان هاى قبل از ظهور نیست، بلکه منظور از بطلان قیام وعَلَم در روایات، بطلان قیامى است که به نام حضرت مهدى علیه السلام صورت گیرد ـ چنان که قیام زید وامثال آن در روایات معتبر، تأیید شده اند(۸) ـ به عنوان نمونه به ذکر روایاتى بسنده مى کنیم:

امام کاظم علیه السلام فرمود: رجل من اهل قم یدعو الناس الى الْحقِّ یجتمع معه قوم کزبر الحدید لاتزلّهم الریاح العواصف ولایملّون من الحرب ولا یجبنون وعلى الله یتوکلون والعاقبة للمتقین(۹)؛ مردى از اهل قم، مردم را به حق دعوت مى کند. طرفداران ویاران او، مردمى استوارند وآهنین که از جنگ خسته نمى شوند واز دشمن نمى هراسند وتنها به خدا توکل مى کنند وعاقبت نیز از آن کسانى است که اهل تقوا هستند.

در روایت دیگر، امام باقر علیه السلام کشتگان مبارزان قبل از ظهور را به عنوان شهید یاد مى کند: (...قَتْلاهْم شُهَداء)(۱۰).
 
دیدگاه صواب
در مقابل دیدگاه هاى مطرح شده، نگرش دیگرى هم وجود دارد که انتظار را به معناى فراهم آوردن زمینه هاى ظهور، ظلم ستیزى به مقدار توان وآمادگى براى ظهور حضرت مى داند.

در این دیدگاه، فرد بایستى عالم را براى آمدن حضرت مهیا کند ونه تنها امر به معروف ونهى از منکر نماید، بلکه باید به دنبال تشکیل حکومت صالح وحفظ وحراست از کیان اسلامى نیز باشد.

حضرت امام(ره) در این باره مى فرماید: البته پرکردن دنیا از عدالت، این را ما نمى توانیم بکنیم. اگر مى توانستیم مى کردیم. اما چون نمى توانیم باید ایشان بیایند. الان عالم پر از ظلم است، اگر ما بتوانیم جلوى ظلم را بگیریم، تکلیفمان است. ضرورت اسلام وقرآن (است) و... باید چنین کنیم. اما چون نمى توانیم باید وبیاید. اما باید فراهم کنیم کار را . فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک کنیم. کارى کنیم که عالم مهیا شود براى آمدن حضرت.(۱۱)

این هایى که مى گویند هر عَلَمى بلند شود وهر حکومتى، خیال کردند که هر حکومتى باشد. این برخلاف انتظار فرج است. این ها نمى فهمند چه مى گویند. این حرف ها را به این ها تزریق کردند، امّا خودشان نمى دانند دارند چه مى گویند. نبودن حکومت، یعنى این که همه مردم به جان هم بریزند. بکشند هم را، بزنند هم را، از بین ببرند، برخلاف نص آیات الهى رفتار کنند. ما اگر فرض کنیم دویست تا روایت هم در این باب داشتند، همه را به دیوار مى زدیم. براى این که برخلاف آیات قرآن است. اگر هر روایتى بیاید که نهى از منکر نباید کرد، این را باید به دیوار زد. این گونه روایات قابل عمل نیست.(۱۲)

شما باید زمینه را فراهم کنید براى آمدن او. فراهم کردن این است که مسلمین را با هم مجتمع کنید. همه با هم بشوید. ان شاء الله ظهور مى کند ایشان.(۱۳)

اکنون که دوران غیبت امام علیه السلام پیش آمده وبناست احکام حکومتى اسلام باقى بماند واستمرار پیدا کند وهرج ومرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم مى آید. عقل هم به ما حکم مى کند که تشکیلات لازم است تا اگر به ما هجوم آورند، بتوانیم جلوگیرى کنیم. اگر به نوامیس مسلمین تهاجم کردند، دفاع کنیم.(۱۴)

از غیبت صغرا تا کنون که هزار وچند صد سال مى گذرد ـ وممکن است صد هزار سال دیگر بگذرد ومصلحت اقتضا نکند که حضرت تشریف بیاورند ـ در طول این مدت مدید، احکام اسلام باید زمین بماند واجرا نشود؟! وهر که هر کارى خواست بکند؟! وهرج ومرج است؟!

اعتقاد به چنین مطلبى یا اظهار آن ها بدتر از اعتقاد واظهار منسوخ شدن اسلام است. هیچ کس نمى تواند بگوید دیگر لازم نیست از حدود وثغور وتمامیت ارضى وطن اسلامى دفاع کنیم یا امروز مالیات وخرید وخراج وخمس وزکات نباید گرفته شود، قانون کیفرى اسلام ودیات وقضا باید تعطیل شود. هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامى ضرورت ندارد منکر ضرورت اجراى احکام اسلام شده وجامعیت احکام وجاودانگى دین مبین اسلام را انکار کرده است.(۱۵)

اکنون که شخص معینى از طرف خداى تبارک وتعالى براى احراز امر حکومت در دوره غیبت تعیین نشده است، تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمى خواهیم؟ اسلام فقط براى دویست سال بود؟ یا این که اسلام، تکلیف را معین کرده است، ولى تکلیف حکومتى نداریم؟

معناى نداشتن حکومت این است که تمام حدود وثغور مسلمین از دست برود وما با بى حالى دست روى دست بگذاریم که هر کارى مى خواهند بکنند وما اگر کارهاى آنها را امضا نکنیم رد نمى کنیم. آیا باید این طور باشد؟(۱۶)
 
نتیجه
دلایل عقلى ونقلى که معیار درستى دیدگاه هاى متفاوت در انتظار فرج مى باشند بیانگر مطالب زیر مى باشند:

از سویى سخن آیات وروایات درباره امر به معروف ونهى از منکر، حدود، دیات، دفاع، جهاد،کمک به محرومان ، چگونگى برخورد با ظلم وعدم تسلیم در برابر ستم (مانند پیمان خداوند از دانشمندان که بر شکم بارگى عده اى وگرسنگى عده اى دیگر آرام نگیرند وحق مظلومان را از ظالمان بستانند و...)(۱۷) ودیگر مواردى که دین مورد تأکید قرار داده، ما را به انتظار مثبت رهنمون مى شود.

از سوى دیگر، پیامبر درون یعنى عقل، نیز تکلیف ما را کاملاً مشخص نموده است:

الف) آیا مى شود همة احکام ودستورهاى الهى در دوران غیبت تا زمان ظهور، تعطیل وبدون متولى ومجرى بماند؟ بدیهى است کسى بایستى عهده دار وحافظ شریعت الهى بوده وپناهگاه ایتام آل محمد صلى الله علیه وآله وسلم باشد. بایستى به قدر توان کوشید وزمینه را فراهم کرد وعالم را براى آمدن حضرت مهیا نمود: (فیوطئون للمهدىّ یعنى سلطانه).(۱۸)

ب) برنامه امام زمان علیه السلام بسیار عالى، امّا دشوار است؛ زیرا باید تمام جهان را اصلاح کند. از سوى دیگر، از روایات استفاده مى شود که امام زمان علیه السلام ویارانش به وسیلة جنگ وجهاد بر کفر ومادّیگرى وبیدادگرى غلبه مى کنند وبه واسطه نیروى جنگى، سپاه دشمن وطرفداران بى دینى وستم را مغلوب مى سازند.

با توجه به این دو مطلب، وظیفه مسلمانان این است که:

اولاً: در اصلاح خود بکوشند وبه اخلاق اسلامى آراسته گردند. وظایف فردى واحکام ودستورهاى قرآن را عمل کنند.

ثانى: دستورهاى اجتماعى اسلام را استخراج وبین خود به طور کامل اجرا کنند تا نتایج درخشان آن را عملاً در پیش جهانیان مجسم سازند.(۱۹)

آرى، منتظر مصلح، خود بایستى صالح باشد وکار بزرگ امام زمان علیه السلام انتظارى گسترده مى طلبد وبرنامه ریزى هاى کلان وجهانى: (انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است وباید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند ومقدمات ظهور ان شاء الله تهیه شود).(۲۰) (*)
 

۲. افراط وتفریط در ارائه چهره مهر وقهر از امام عصر (عجل الله فرجه)

انحراف دیگر، افراط وتفریط در تبیین قتل ها ودرگیرى هاى آغاز قیام است.

۱-۲. برخى هر گونه مبارزه ومجاهدت را از حضرت نفى مى کنند وصرفا به دنبال حل معجزه آساى امورند ومهربانى حضرت را به معناى عدم اجراى هر گونه کیفرى مى دانند. این تفکر انحرافى در زمان خود اهل بیت علیهم السلام نیز وجود داشت:

معمر بن خلاد مى گوید: نزد امام رضا علیه السلام سخن از حضرت قائم علیه السلام مطرح شد. حضرت فرمودند:

(... لو قد خرج قائمنا علیه السلام لم یکن الا العلق والعرق والنوم على السّروج(۲۱)؛ شما امروز سبکبال تر از آن زمانید. قائم که قیام کند، جز عرق ریختن وخواب (از فرط خستگى ومجاهدت هاى پى در پى) روى زین ها نیست).
 
پیامدها
۱. عدم آمادگى وکوشش براى زمینه سازى ظهور.

۲. امید کاذب که بسیارى از افراد را در انجام وظایف سست مى کند. 
 
خاستگاه
۱. معجزه آسا پنداشتن همه امور

۲. عدم درک عمیق مهربانى حضرت که با حکمت توأم است.

۳. عدم نگاه جامع به دین (صریح آیات وروایات وسیره اهل بیت علیهم السلام).
 
مبارزه ودرمان
علم وبصیرت در دین، بررسى آیات وروایات وسیره اهل بیت علیهم السلام به ویژه درک مطالب ذیل:

۱. روشن شدن مسأله امداد غیبى وجایگاه آن در قیام.

۲. بررسى رابطه حکمت ومحبت، که حکیم، مهربانى اش هم از حکمت وسرچشمه

مى گیرد وحکمت هیچ گاه نمى پذیرد بر گرگ صفتان ـ که خویى جز وحشیگرى وجنایت ندارند وهیچ موعظه اى در آن ها اثر ندارد وبه هیچ صراطى مستقیم نیستند ـ ترحم شود:

۲-۲. دیدگاه دیگر، ارائه چهره اى خشن ووحشت آفرین است که توأم با قتل وخون ریزى مى باشد. این مطلب با روح آیات ورسالت پیامبران واوصى: سازگارى ندارد.
 
پیامدها
۱. ایجاد دلزدگى ونفرت نسبت به امام.

۲. ترس وخوف از حضرت وعدم پذیرش امام به عنوان پدرى مهربان.

۳. ناامیدى از انجام اعمال صالح به جهت ترس از عدم پذیرش توسط امام، با این تصور که اکثریت کشته خواهند شد وحضرت اعمال ورا نیز نخواهد پذیرفت.

نتیجه این که نفرت وخشونت ویأس، باعث عدم انگیزه براى درک وحتى تأمل درباره حضرت وراه ومرام ومى گردد.
 
خاستگاه 
۱. عدم بصیرت کافى ونگاه جامع به دین.

۲. عدم بررسى دلالى وسندى روایات.
 
مبارزه ودرمان
۱. با بررسى روایات روشن مى گردد که بسیارى از مطالب ارائه شده (قتل هاى آغازین، جوى خون، کشته شدن دو سوم مردم و...) دچار اشکالات بسیار از ناحیه سند ودلالت مى باشند.(۲۲)

۲. روشنگرى توسط اندیشمندان، جنگ تنها با کسانى است که جز زبان زور چیزى نمى فهمند، نه عموم مردم که با جان ودل سراغ حضرت مى آیند.

۳. حضرت با مردم مهربان، بلکه مهربان ترین افراد است.

(جواد بالمال، رحیم بالمساکین، شدید على العمال.(۲۳) ونسبت به مال ودارایى، کریم وگشاده دست، با مسکینان، مهربان وبا کارگزاران، سخت گیر است).

در روایتى، امام رضا علیه السلام در بیان صفات امام معصوم فرمود: یکون اعلم الناس واحکم الناس واتقى الناس واحلم الناس واشجع الناس واسخى الناس... ویکون اولى بالناس منهم بانفسهم واشفق علیهم من آبائهم وامهاتهم و...؛(۲۴) امام، سرآمد مردم در دانش، قضاوت وحکمت، پرهیزکارى، حلم، شجاعت وسخاوت است... ونسبت به مردم از خودشان سزاوارتر واز پدر ومادرشان دلسوزتر است و... . 

۳. در نهایت گفتنى است وظیفه یک عالم ـ چنان که روایات مى گویند ـ ایجاد تعادل در خوف ورجا است، نه این که دچار افراط وتفریط شده ومخاطبان خویش را به ورطه افراط وتفریط افکند.
 

۳. طرح مباحث غیر ضرورى

یکى دیگر از انحرافات در مقوله مهدویت، پرداختن به مباحثى است که هیچ ثمره اى ندارد. در روایت آمده است: (فاغلقوا ابواب السؤال عما لا یعنیکم(۲۵)؛ از آنچه ثمره اى برایتان ندارد، بیهوده نپرسید). مسکن، ازدواج ، همسر، تعداد همسران، تعداد فرزندان و... از مباحثى هستد که اذهان افراد را به خود مشغول ساخته واز مباحث مهم باز داشته است.

معرفت امام، وظیفه ما نسبت به امام، تبیین وترسیم استراتژى آینده وارائه آن براى زمینه سازى وفراهم آوردن شرایط ظهور و... مسایلى است که پرداختن به آن اهمیت فراوانى دارد.
 
پیامدها
۱. بازماندن از مباحث مهم، کاربردى وضرورى.

۲. بستر سازى براى ورود خرافات وسخنان بى دلیل وغیر مستند که در نتیجه، سوداگران براى مطرح کردن خویش یا فریفتن مردم از بازار گرم این مباحث بهره مى جویند.
 
خاستگاه
۱. عدم تشخیص وظیفه دینى.

۲. هواى نفس که در عوام فریبى بروز مى یابد.

۳. توهم وخیال پردازى که زمینه داستان سرایى هایى چون جزیره خضرا و... است.

۴. عدم بررسى سندى ودلالى روایات (چنانکه تأمل وبررسى، به خوبى جزیره خضرا را نفى مى کند وبا نفى آن، بطلان وجود هزاران فرزند براى حضرت یا تطبیق خضرا بر مثلث برمودا، کاملا روشن مى گردد).(۲۶)

۵. عدم تبیین وروشنگرى اندیشمندان وعالمان دینى.
 
مبارزه ودرمان
۱. علم وبصیرت در دین.

۲. روشنگرى توسط اندیشمندان در موضوعات مرتبط با مهدویت وذکر مسایل مهم وکاربردى وتبیین وظایف.

۳. حساسیت علما نسبت به عوام فریبان وورود خرافات به ساحت دین ومقوله هاى دینى نظیر مهدویت.

۴. تقوا در مقابل هواى نفس وعوام فریبى.

۴. تعجیل

یکى دیگر از آسیب ها، عجله داشتن در تحقق امر ظهور است. شتاب زدگى در این امر، در روایات ما بسیار نکوهش شده است:

مرحوم صدوق در کمال الدین نقل کرده که امام جواد علیه السلام فرمود: (یهلک فیها المستعجلون(۲۷)؛ در دوران غیبت، شتاب زدگان در امر ظهور هلاک مى شوند).

امام صادق علیه السلام فرمود: انما هلک الناس من استعجالهم لهذا الامر. ان الله لایعجل لعجلة العباد ان لهذا الامر غایة ینتهى الیها فلو قد بَلَغوها لم یستقدموا ساعة ولم یستأخروا.(۲۸)

شتاب مردم براى این کار، آن ها را هلاک ساخت. خداوند به جهت شتاب مردم، شتاب نمى کند. براى این امر مدتى است که باید پایان پذیرد. اگر پایانش فرا رسد، آن را ساعتى پیش وپس نیفکنند.
 
پیامدها
۱. ناسپاسى واعتراض وعدم رضایت به مصلحت الهى

۲. رویکرد به منحرفان ومدعیان دروغین مهدویت

۳. یأس وناامیدى در اثر عدم تحقق ظهور

۴. شک وتردید

۵. دست به اقدام ناشایست زدن

۶. استهزا وتمسخر آیات وروایات ومعتقدان به غیبت وظهور.
 
خاستگاه
۱. عدم درک جایگاه مصلحت وحکمت الهى

۲. عدم تسلیم نسبت به اراده خدا

۳. بى طاقتى وبى ظرفیتى وعدم صبر در سختى ها، اذیت ها وطعنه هاى دشمنان

۴. تنها خود را معیار دیدن. لذا پایان عمر وزندگى خود را ملاک مى داند، نه سیر تاریخ را. 
 
مبارزه ودرمان
۱. تسلیم اراده وحکمت الهى بودن همراه با آرزوى ظهور وداشتن آمادگى.

امام جواد علیه السلام فرمودند: (... یهلک فیها المستعجلون وینجو فیها المُسلِمون(۲۹)؛ در دوره غیبت، شتاب زدگان در امر ظهور هلاک مى شوند واهل تسلیم نجات مى یابند).

ایمان به غیب وایمان به حکمت الهى، سبب صبر وتسلیم به جاى تعجیل خواهد شد. 

طوبى للصابرین فى غیبته، طوبى للمقیمین على محبته، الذین وصفهم الله فى کتابه وقال: (هدى للمتقین الذین یؤمنون بالغیب).(۳۰)

خوشا به حال صابران در دورة غیبت او، واستواران در محبت او! همانان که خداى تبارک وتعالى در کتابش چنین توصیفشان فرموده است: این قرآن، هدایت است براى پرهیزگاران، همان کسانى که به غیب ایمان دارند.

در روایت دیگر آمده است: ... ومتى علمنا انه عزوجل حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة وان کان وجهها غیر منکشف لنا.(۳۱)

هنگامى که خداى تبارک وتعالى را حکیم بدانیم، همه افعال خدا را مطابق حکمت ومصلحت خواهیم دانست، گرچه سبب آن ها براى ما روشن نباشد.

در روایت دیگر آمده که امام سجاد علیه السلام فرمودند: وان للقائم منّا غیبتین ... وامّا الاخرى فیطول امدها حتى یرجع عن هذا الامر اکثر من یقول به، فلا یثبت علیه اِلاّ من قوى یقینه وصحت معرفته ولم یجد فى نفسه حرجا مما قضینا وسلّم لنا اهل البیت.(۳۲)

براى قائم ما دو گونه غیبت است:... امّا زمان غیبت دوم به درازا مى کشد تا جایى که بیش تر کسانى که به وایمان داشتند، از اعتقاد خود بر مى گردند. فقط کسانى در اعتقاد خود ثابت قدم مى مانند که یقینى محکم واستوار وشناختى صحیح داشته وتسلیم ما اهل بیت باشند وسخنان ما بر آن ها گران نباشد.
 

4.علم وبصیرت در دین

در دو مقولة عواقب تعجیل وآثار صبر، روایات بسیارى آمده است. به مناسبت، به برخى از آن ها اشاره مى شود:
 
الف) عاقبت عجله، پشیمانى است
(لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا؛(۳۳) پیش از رسیدن این امر، شتاب مکنید که پشیمان مى شوید).
 
ب) فضیلت صبر وشتابزده نبودن
۱. جهاد در کنار رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم:

(... اما ان الصّابر فى غیبته على الاذى والتکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدى رسول الله.(۳۴)

آن ها که در زمان غیبت وبرآزار وطعنه وتکذیب دشمنان صبر کنند، مانند کسانى هستند که در حضور رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم شمشیر زده اند).

۲. در زمره اهل بیت علیهم السلام ودر علیین بودن: ان من انتظر امرنا وصبر على ما یُرى من الاذى والخوف، هو غداً فى زمرتن(۳۵).

کسى که منتظر امر ما باشد ودر این راه، بر آزار وترس ووحشت صبر کند، روز رستاخیز در جرگه ما خواهد بود.

امام حسن عسکرى علیه السلام فرمودند: یا احمد بن اسحاق ، هذا امر من امر الله وسرّ من سرّالله وغیب من غیب الله فخذ ما آتیتک واکتمه وکن من الشاکرین ، تکن معنا غدا فى علّیین.(۳۶)

اى احمد بن اسحاق، اینْ امر وسرّ وغیبى است از جانب خداوند. آنچه به تو ارزانى داشتیم فراگیر واز نااهل پوشیده دار وسپاسگزار باش، تا فرداى قیامت در مقامات علّیین با ما باشى.

۳. تبیین وروشنگرى اندیشمندان نسبت به عواقب تعجیل وآثار صبر وتسلیم ورضا وتذکر به این نکته که مهم، انجام وظیفه است وحرکت در این مسیر ومعرفت به امام وراه ومرام وبا چنین حالتى، ظهور مقدّم شود یا به تأخیر افتد، هیچ ضرر نکرده ودر رکاب ودر زمره اهل بیت علیهم السلام قرار داریم.

امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: (یا ایها الذین آمنوا اصبروا وصابروا ورابطوا)(۳۷) فرمودند:

یا ایها الذین آمنوا اصبروا على اداء الفرائض وصابروا على عدوکم ورابطوا امامکم المنتظر(۳۸).

اى مؤمنان، در بجا آوردن امور واجب خود، صبر وتحمل داشته باشید ودر برابر دشمنانتان، پایدارى ورزید ویک دیگر را به شکیبایى سفارش کنید وبا امام منتظَر خود، پیوند ورابطه ناگسستنى داشته باشید.

همچنین فرموده اند: من مات وهو عارف لامامه، لا یضرّه تقدّم هذا الامر وتأخّر ومن مات وهو عارف لامامه کان کمن هو مع القائم فى فسطاطه.(۳۹)

هر کس با شناخت امامش بمیرد، پیش افتادن این امر یا به عقب افتادن آن به وضررى نرساند. کسى که با معرفت امامش بمیرد مانند کسى است که با حضرت قائم علیه السلام در خیمه اش باشد.

تعجیل، یکى از آفت ها وآسیب هایى است که فرا روى منتظر قرار دارد، اما برخى در نقطه مقابل دچار آسیب شده اند وآن دور شمردن وقت ظهور است که پیامد آن، بى تفاوتى وقساوت قلب مى باشد. در روایتى فرموده اند:

لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا ولا یطولن علیکم الامد فتقسو قلوبکم.(۴۰)

پیش از رسیدن این امر شتاب نکنید که پشیمان مى شوید وآن را دور نشمارید که دلتان قساوت مى گیرد.

در روایات دیگر، تکلیف مشخص شده است: اهل عجله هلاکند. اهل نجات، کسانى اند که تسلیم اراده خدایند(۴۱)، وامر ظهور را نزدیک مى شمارند.(۴۲) (وآن که امر ظهور را نزدیک داند، خویشتن را آماده مى سازد).
 

۵. توقیت

یکى دیگر از آسیب ها ، تعیین وقت ظهور است. چرا که حکمت الهى بر این است که وقت ظهور امام زمان علیه السلام بر بندگان مخفى بماند. لذا احدى نمى تواند زمانى براى ظهور تعیین کند. مفضل بن عمر گوید: از مولایم امام صادق علیه السلام پرسیدم:

هل للمأمور المنتظر المهدیّ علیه السلام من وقت موقّت یعلمه الناس؟ فقال: حاش لله أن یوقّت ظهوره بوقت یعلمه شیعتنا... فقال: یا مفضل، لا اوقّت له وقتا ولا یوقّتُ له وقت، انّ من وقّت لمهدیّنا وقتاً فقد شارک الله تعالى فى علمه وادّعى انّه ظهر على سِرّه ...(۴۳)

آیا ظهور حضرت مهدى علیه السلام وقت معینى دارد که مردم آن را بدانند؟ فرمودند: این چنین نیست که خداوند براى آن وقتى تعیین کرده باشد که شیعیان ما آن را بدانند. اى مفضل، براى آن وقتى تعیین نمى کنم. وقتى هم نمى شود براى آن معین کرد. آن که براى ظهور ما وقتى تعیین کند، خود را در علم خداوند شریک دانسته ومدعى شده که از اسرار خداوند آگاه گشته است.

فضیل از امام باقر علیه السلام پرسید: هل لهذا الامر وقت؟ فقال: کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون(۴۴).

آیا براى این امر وقتى معیّن است؟ آن حضرت سه مرتبه فرمود: آنان که وقتى براى آن تعیین مى کنند، دروغ مى گویند.

ابى بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره امام زمان علیه السلام پرسیدم. فرمود: کذب الوقاتون، انا اهل بیت لانوقّت، ثم قال: اَبى الله الاّ أن یخلف وقت الموقّتین.(۴۵)

آنان که وقتى براى آن تعیین مى کنند، دروغ مى گویند. ما اهل بیت، زمانى براى آن تعیین نمى کنیم. آن گاه فرمود: خداوند چنین اراده کرده است که با هر وقتى که تعیین کنند، حتما مخالفت نماید وظهور را در آن وقت قرار ندهد.

در روایت دیگر فرموده اند: (کذب الموقتون، ما وقّتنا فیما مضى ولا نوقّت فیما یستقبل؛(۴۶)

آن که براى آن وقتى تعیین کند دروغ گفته است... ما در گذشته وقتى تعیین نکرده ایم ودر آینده نیز هرگز وقتى براى آن تعیین نخواهیم کرد).

در برخى روایات، علت عدم تعیین وقت، چنین بیان شده است: امام جواد علیه السلام فرمودند:

لو عُیّن لهذا الامر وقت لقست القلوب ولرجع عامّة الناس عن الاسلام ولکن قالوا: ما اسرعه! ما اقربه! تألفاً لقلوب الناس وتقریبا للفرج(۴۷)؛

اگر براى این امر وقتى تعیین شود دل ها را قساوت مى گیرد وتوده مردم از اسلام بر مى گردند. بگویید: چه زود است! چقدر نزدیک است! تا دل مردم آرام گیرد وفرج نزدیک شود.
 
پیامدها
این عمل ـ جداى از این که ادعایى است بى دلیل ودروغى است آشکار؛ چرا که اهل بیت فرموده اند: کسى از زمان آن آگاه نیست. ـ پیامدهاى متفاوتى دارد که به ذکر آن مى پردازیم:

۱. ایجاد یأس وناامیدى به سبب عدم تحقق ظهور در وقت تعیین شده.

۲. ایجاد بدبینى نسبت به اصل ظهور.

۳. ایجاد بدبینى به شخصیت امام در اثر عدم تحقق ظهور.

۴. قساوت قلب ها.

۵. برگشتن مردم سست ایمان از دین.
 
خاستگاه
۱. تعجیل وشتاب کردن در امر فرج.

۲. عوام فریبى در اثر هوى وهوس.

۳. توهم وخیال پردازى.

۴. عدم تطبیق صحیح آثارى که بر اثر قدرت هاى روحى وریاضت ها به دست مى آورند. یعنى چیزهایى را در آینده پیش بینى مى کنند، امّا در تطبیق آن ها اشتباه نموده وخیال مى کنند ظهور است. لذا وقتى تعیین مى کنند.
 
مبارزه ودرمان
 
۱. تکذیب
محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: یا محمد، من اخبرک عنا توقیتا فلاتهابن ان تکذبه فانا لانوقت لاحد وقتا.(۴۸)

اى محمد، هر کس از جانب ما به تو خبر دهد که ما وقتى براى ظهور تعیین کرده ایم، بى مهابا وترس ورا تکذیب کن. زیرا ما براى هیچ کس (حتى خواص) وقتى تعیین نمى کنیم.

نکته قابل توجه این است که در روایت آمده است: (بى مهابا ورا تکذیب کن) از این تفسیر به خوبى بر مى آید که نباید شخصیت زده شد. ابهت وبزرگى افراد نباید مانع تکذیب شود. هر کس با هر مقام وجایگاهى که دارد اگر براى ظهور وقتى معین کرد، بایستى تکذیب گردد.(۴۹)
 
۲. نزدیک دانستن ظهور همراه با تسلیم
راه چاره این است که انسان ظهور را نزدیک بداند، هر لحظه منتظر ظهور باشد وبا این حال، تسلیم اراده وامر الهى باشد وهیچ امرى، پرده صبر ورا ندرد که: (نجى المقربون)(۵۰) و(نجا المسلمون).(۵۱)

۳. روشنگرى وتبیین علما واندیشمندان دینى.
 

۶. تطبیق

پس از توقیت وتعجیل، آسیبى که قابل ذکر است، تطبیق ناصواب است. به این توضیح که عده اى با خواندن یا شنیدن چند روایت در علایم ظهور، آن ها را بر افراد یا حوادثى تطبیق مى دهند. البته خودِ تطبیق روایات بر حوادث، آفت وآسیب نیست، بلکه آفت، مطالب وادعاهایى است که افرادى به صرف خواندن یک یا دو روایت وبدون بررسى آیات وروایات ومطالب تاریخى وقدرت تشخیص صحیح وسقیمِ روایات مطرح مى کنند، یعنى بدون داشتن تخصص به اظهار نظر مى پردازند.

این تذکر لازم است که در روایات، تشخیص مؤلّفه ها وعلایم سپاه حق وباطل به عهده علماى راستین گذاشته شده است؛ همان ها که در عصر غیبت کبرا به عنوان (نواب عام) عهده دار امور گشته اند.
 
پیامدها
۱. پیامد تطبیق، توقیت وتعجیل است.

۲. نومیدى ویأس در اثر عدم اتفاق ظهور.

۳. به دلیل عدم تحقق تطبیق هاى مطرح شده، باعث بى اعتقادى افراد نسبت به اصل ظهور مى گردد وافراد در اصل ظهور وروایات به شک وتردید مى افتند.
 
خاستگاه
۱. توهم زدگى.

۲. هوى وهوس ومشکل مطرح سازى خود (بیمارى روانى هیسترى).

۳. دخالت افراد غیر متخصص در مطالب کاملا فنّى وتخصصى.

۴. عدم روشنگرى کافى توسط علما:

الف) عدم تبیین علایم حتمى وغیر حتمى، عدم طرح مسأله بداء ومسایل مرتبط با علایم ظهور.

ب) نداشتن عکس العمل مناسب در مقابل مدّعیان.
 
راه درمان
۱. تبیین وروشنگرى.

۲. تکذیب ومبارزه با انحرافات.

۳. کار کارشناسى در مورد علایم وویژگى ها توسط علما.
 

۷. افراط وتفریط در تبیین مفهوم غیبت

 
۱-۷. نظریه تفریطى
برخى غیبت حضرت را به معناى عدم حضور معنا کرده اند. گروهى از اینان عالَمى توهم کرده وآن را (هورقلى)(۵۲) نام گذارده وحضرت را در آن جا مکان داده اند. برخى دیگر حضرت را در دور دست ها (جزیره خضر(۵۳) و...) پنداشته اند. برخى هر گونه دیدارى با حضرت را نفى کرده اند.(۵۴)

این دیدگاه ها نادرست است وبا روایات ما سازگار نیست. مطابق روایات، حضرت بر خلاف عیساى پیامبر علیه السلام به آسمان نرفته، در میان مردمان است، در شهرها وبازارها و... قدم مى نهد:

... صاحب هذا الامر یتردد بینهم ویمشى فى اسواقهم ویطأ فرشهم ولایعرفونه ... .(۵۵)

صاحب الامر در میان مردم رفت وآمد مى کند، به بازارهایشان مى رود وبر فرش هایشان قدم مى نهد، ولى ورا نمى شناسند.

هر ساله در مراسم حج حاضر مى شود، مردم را مى بیند ومى شناسد ومردم هم ورا مى بینند ولى نمى شناسند: والله ان صاحب هذا الامر لیحضر الموسم کل سنة فیرى الناس ویعرفهم ویرونه ولایعرفونه(۵۶).

به خدا سوگند که صاحب الامر، هر سال در مراسم حج حاضر مى شود، مردم را مى بیند وآن ها را مى شناسد، ولى مردم ورا با آن که مى بینند نمى شناسند.(۵۷)
جزیره خضرا،(۵۸) عالم هور قلى(۵۹) ومانند این ها توهم هایى هستند رد شده وافسانه هایى هستند بى دلیل.
 
پیامدها
۱. دور از دسترس قراردادن امام.

۲. کم رنگ جلوه کردن تأثیر وجود امام، در اثر عدم اعتقاد به حضور ملموس ایشان.
 
خاستگاه
۱. عدم درک دقیق مفهوم غیبت.

۲. دورى از آیات وروایات.

۳. هواى نفس.

۴. اطمینان به برخى نقل هاى غیر معتبر مثل جزیره خضرا.

۵. عدم بصیرت کافى وتفقّه در دین.

۶. بدگمانى وعدم اطمینان به نقل هاى معتبر. (کسانى که هر نوع دیدارى را نفى مى کنند).
 
۷-۲. نظریه افراطى
در مقابل این دیدگاه، دیدگاه دیگر هیچ تفاوتى بین غیبت وحضور قائل نیست. توقع دارد حضرت در هر امرى دخالت نماید. این دیدگاه نیز به خطا راه پیموده است. اگر قرار بود حضرت مستقیماً در هر کارى دخالت کنند یا همه به محضرشان مشرف شوند، دیگر غیبت معنایى نداشت.
 
پیامدها
۱. رویکرد وتوجه زیاد مدعیان ارتباط وملاقات.

۲. توهم زدگى وخیال پردازى.

۳. ناامیدى ویأس در اثر عدم ملاقات.
 
خاستگاه
۱. عدم درک دقیق مفهوم غیبت.

۲. توهم وخیال پردازى.

۳. عدم درک جایگاه معجزات، امدادهاى غیبى واسباب وعلل مادى.

۴. عدم تفقّه وتخصّص در دین.

۵. هواى نفس.
 
راه درمان افراط وتفریط 
۱. دورى از خیال پردازى وتوهمات.

۲. رویکرد به معارف ناب دینى وعلماى ربّانى.

۳. مقابله با انحرافات وبدعت ها وتوهم گراها.

۴. تبیین وروشنگرى توسط علماى دین.
 

۸. ملاقات گرایى

از آسیب هایى که در عصر غیبت براى منتظران اتفاق مى افتد، مدعیانى هستند که بى دلیل یا به ساده ترین اتفاق، ادعاى ملاقات مى کنند، یا کسانى که تمام وظیفه خویش را رسیدن به دیدار حضرت مى پندارند واز باقى وظایف غافل شده وافراد را تنها به این عمل، به عنوان برترین وظیفه، فرا مى خوانند.
 
پیامدها
۱. یأس وناامیدى در اثر عدم توفیق دیدار.

۲. توهم گرایى وخیال پردازى.(۶۰)

۳. رویکرد به شیّادان ومدّعیان مهدویت، نیابت ومدّعیان ملاقات.

۴. دور ماندن از انجام وظایف اصلى، به دلیل اهتمام بیش از اندازه وغیر متعادل به دیدار.

۵. بدبینى به امام علیه السلام به علت عدم دیدار.(۶۱)
 
خاستگاه
۱. نبود بصیرت وآگاهى نسبت به دین ونشناختن وظایف اصلى وفرعى.

۲. توهم وخیال پردازى.

۳. هواى نفس.
 
درمان
مهم ترین راه درمان این آسیب، توجه ورویکرد به منابع اصیل، معارف ناب دین در پرتو مراجعه به علماى راستین است که در این صورت، براى ما روشن مى شود که بسیارى امور مطلوب وخوب هستند، امّا خداى متعال آن ها را به عنوان وظیفه بر دوش ما ننهاده (مانند ملاقات حضرت ولى عصر (عجل الله فرجه)) یا این که در میان تکالیف ووظایف دینى رتبه بندى وجود دارد ودر مقام عمل، لازم است به درجه اهمیت وضرورت آن ها توجه شود. به راستى در میان وظایفى مانند تقوا، خودسازى، تکالیف اجتماعى، انتظار و... ملاقات چه جایگاهى دارد؟!
 

۹. آرزوگرایان بى عمل

برخى گمان مى کنند که تنها اعتقاد به اهل بیت علیهم السلام ومحبّت امام زمان علیه السلام کافى است. اینان مى پندارند که در قبال گناهشان عذابى نخواهد بود. این توهم که در قرآن وروایات مردود شمرده شده است، تمنّى یا امید کاذب نام دارد. اینان چون اهل کتاب فکر مى کنند همین که نام دین ومذهب را بر خود نهاده اند، اهل سعادتند وعذاب نخواهند شد:

(وقالوا لن یدخل الجنة إلاّ من کان هودا ونصارى تلک امانیهم قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین)؛(۶۲)

وگفتند: هرگز هیچ کس به بهشت نمى رود مگر آن که یهودى یا مسیحى باشد. این از آرزوهاى آن هاست. بگو : اگر راست مى گویید، دلیلتان را بیاورید.

در روایات نیز این گروه تکذیب شده اند: (کذب المتمنون(۶۳)؛ آرزومندان خیال پرداز دروغ مى گویند).

اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام گوید: از پدرم پرسیدم:

یا ابتاه، ما تقول فى المذنب منّا ومن غیرنا؟ قال علیه السلام: ...(لیس بامانیکم ولا امانى اهل الکتاب من یعمل سوءاً یُجز به ...).(۶۴)

در مورد گناهکاران ما وغیر ما چه مى گویید؟ حضرت فرمود: (فضیلت وبرترى) به آرزوهاى شما وآرزوهاى اهل کتاب نیست؛ هر کس عمل بدى انجام دهد، کیفر داده مى شود... .

قلت له: قوم یعملون بالمعاصى ویقولون نرجو، فلا یزالون کذلک حتى یأتیهم الموت. فقال: هولاء قوم یترجَّحون فى الامانى، کذبوا، لیسوا براجین، انّ من رجا شیئاً طلبه ومن خاف من شیء هرب منه.(۶۵)

به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: گروهى معصیت مى کنند ومى گویند ما امید ورجا داریم. پیوسته چنین باشند تا این که مرگ آنان را دریابد. امام علیه السلام فرمود: اینان گروهى اند که در آرزوهاى خویش غوطه ورند وآرزوهایشان آنان را از راه استوار منحرف کرده است. دروغ مى گویند. اهل رجا وامید نیستند.

قطعاً کسى که به چیزى امید داشته باشد، به دنبال تحقق آن است ودر طلب آن برآید وآن که از چیزى بیمناک باشد، از آن پرهیز مى کند ومى گریزد.

امید ورجاى واقعى چیز دیگرى است. مفضل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ایاک والسفلة، فانما شیعة علیّ من عف بطنه وفرجه واشتد جهاده وعمل لخالقه ورجا ثوابه وخاف عقابه، فاذا رأیت اولئک فاولئک شیعة جعفر.(۶۶)

از فرومایگان بپرهیز! تنها کسانى شیعه على مى باشند که در باب شکم وشهوت خویش، عفّت ورزند واهل تلاش وکوشش باشند وبراى خدا به عمل پردازند وثواب الهى را امید برند واز عذاب وبیمناک باشند. این افراد، شیعه واقعى جعفر (بن محمد‌‌ علیه السلام) هستند.

متأسفانه، برخى افراد در قالب سخن یا شعر وبدون توجه به جایگاه وضوابط توسل وشفاعت اهل بیت علیهم السلام ایجاد کننده یا تقویت کننده این آسیب وطرز تفکرند.
 
پیامدها
۱. عمل نکردن به وظایف فردى واجتماعى (واجبات، محرمات و...).

۲. انتظار منفى وعدم اقدام عملى وانجام وظیفه در قبال امام علیه السلام.

۳. توهم بى جا (رضایت از خویشتن وعملکرد خود).
 
خاستگاه
۱. تفاوت نگذاشتن میان امید ورجاى واقعى با خیال پردازى وآرزوگرایى وعدم شناخت جایگاه آن.

۲. هواى نفس، به عنوان ریشة توجیهات: (بل یرید الانسان لیفجر امامه)؛(۶۷) (انسان در معاد شک ندارد) بلکه ومى خواهد (آزاد باشد وبدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند.

۳. عدم شناخت خدایِ مهربان وحکیم که خداوند گرچه مهربان است، حکیم وعادل هم است. 

۴. دیدگاه احساسى وغیر منطقى نسبت به ائمه: وعدم درک قهر ومهر که قبلا اشاره شد.
 
درمان
۱. تأمل وتدبّر در آیات وروایات نظیر: (ان اکرمکم عند الله اتقاکم)(۶۸)؛ گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.

۲. توجه به این نکته که: میزان ومعیار اعمال، نیت خالص همراه با انجام وظایف فردى واجتماعى است:

(بسم الله الرحمن الرحیم، والعصر، ان الانسان لفى خسر الا الذین آمنوا وعملو الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر)(۶۹)؛

به نام خداوند بخشنده مهربان. به عصر سوگند که انسان ها همه در زیانند، مگر کسانى که ایمان آورده واعمال صالح انجام داده اند ویکدیگر را به حق سفارش کرده ویکدیگر را به شکیبایى واستقامت توصیه نموده اند.
 

۱۰. عاشق نمایانِ دنیاخواه

برخى، ائمه وامام زمان را صرفا براى دنیا ومنافع آن ورسیدن به جاه ومنصب مى خواهند. حتى اگر براى ظهورش دعا مى کنند، صرفاً براى خویش ومطامع دنیوى است(۷۰) واگر امام، بنا به دلایلى، به آن ها توجه نکند، با امام به دشمنى برمى خیزند که طلحه وزبیرها در طول تاریخ بسیار بوده وخواهند بود. اما آنچه به عنوان آسیب در این جا مطرح مى گردد وبیش تر حالت عمومى دارد، نگاهى است که بسیارى نسبت به امام دارند.

توسّل به امام وخواستن حوایج دنیوى وواسطه ساختن امام به درگاه پروردگار عظیم، امرى است صحیح ومورد تأکید روایات، اما امام را صرفاً براى این امور خواستن، نشانه عدم درک درست از جایگاه امام در نظام هستى است ومتاسفانه باید گفت نشانه این است که هنوز عطش واقعى نسبت به ظهور پیدا نشده است وآمادگى بشر هنوز تحقق نیافته است.
 
پیامدها
۱. دشمنى وستیز با امام.

۲. کم اعتقادى یا بى اعتقادى به امام در اثر عدم تحقق خواسته هاى پایان ناپذیر وگاه بى مصلحت.
 
خاستگاه
۱. عدم درک جایگاه امام وامامت.

۲. خود محورى وخودخواهى.
 
راه درمان
۱. معرفت در اثر تدبّر در دین.

۲. تربیت وتمرین نفس بر مقدّم ساختن خواسته امام بر خواستة خویش.

یکى از ویژگى هاى سلمان که ورا ممتاز نمود، این بود که خواستة امام را بر خواستة خویش مقدّم مى ساخت:

عن منصور بزرج قال: قلت لابى عبدالله الصادق علیه السلام: ما اکثر ما اسمع منک یا سیّدى ذکر سلمان الفارسى! فقال: لاتقل الفارسى ولکن قل سلمان المحمّدى، أتدرى ما کثرة ذکرى له؟ قلت: لا. قال: لثلاث خصال: احدها ایثاره هوى امیرالمؤمنین علیه السلام على هوى نفسه والثانیة حبّه للفقراء واختیاره ایّاهم على اهل الثروة والعدد والثالثة حبّه للعلم والعلماء. ان سلمان کان عبداً صالحاً حنیفاً مسلما وما کان من المشرکین.(۷۱)

منصور بزرج گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: سرورم، چه بسیار مى شنوم از شما یاد کرد سلمان فارسى را! فرمود: نگو سلمان فارسى، بلکه بگو سلمان محمّدى مى دانى چرا بسیار از ویاد مى کنم؟ عرض کردم: نه. فرمود: براى سه صفت:

۱. مقدّم داشتن خواستة امیر مؤمنان بر خواستة خویش.

۲. دوست داشتن فقرا ومقدم داشتن آن ها بر ثروتمندان.

۳. دوست داشتن علم وعلما.
 

۱۱. مدّعیان دروغین مهدویت ونیابت خاصه وعامه

در هر عصرى عده اى به دروغ، ادّعاى مهدویت نموده یا دیگران چنین نسبتى به آنان داده اند وبدین وسیله فرقه هایى ایجاد کرده اند. چه در دوره غیبت صغرا وچه در دوره غیبت کبرا، کسانى بوده اند که نیابت خاصه یا وکالت امام را به دروغ، ادعا مى کرده اند. البته ادعاهاى این افراد به صورت هاى متفاوتى، ارائه شده است:

۱. مهدویت(۷۲).

۲. نیابت خاصه، وکالت، بابیت یا ... افرادى که مدعى اند هر موقع بخواهند امام را  مى توانند ببینند، مشکلات به واسطه آنان حل مى شود، آن ها واسطه وباب میان مردم وامام هستند، پیامى را از امام آورده اند یا پیامى را براى امام مى برند.(۷۳)

۳. نیابت عامه: عده اى خود را به جاى علماى ربّانى، مراجع عظام تقلید وفقها و... معرفى مى کنند با این که در این دوران، عقل ونقل، وظیفه همه را روشن ساخته است وآن، مراجعه به علما وفقها است. اینان راهى جداى از قران وسنت وعقل برگزیده وسیر وسلوکى معرفى مى کنند ورهْ نرفته، ره مى آموزند.(۷۴)
 
پیامدها
۱. گمراهى مردم.

۲. دورى از مسیر اهل بیت علیهم السلام.

۳. به بازى گرفته شدن دین.

۴. اختلافات دینى در اثر متابعت از فرقه هاى انحرافى.
 
خاستگاه
۱. مشکلات روحى وروانى، عقده خود کم بینى، هیسترى ومطرح کردن خود.(۷۵)

۲. نفسانیات ومشکلات اخلاقى وضعف ایمان.

۳. توهم وخیال پردازى.

۴. هوى وهوس وخواسته هاى دنیوى وجاه ومقام.

۵. جهل وناآگاهى.

۶. سکوت اندیشمندان وعالمان یا به موقع ومناسب تصمیم نگرفتن.

۷. مشکلات سیاسى، تأثیر اَیادى اجانب مثل فریفتن محمد على باب و...(۷۶).

۸. عدم معرفت به جایگاه وشأن امام وجانشینى ایشان.
 
درمان
۱. تقوا وتهذیب نفس.

۲. علم وبصیرت دینى وسیاسى علما، اندیشمندان، دولت مردان ومردم.

۳. روشنگرى علما واندیشمندان، تکذیب منحرفان.

۴. برخورد دولت مردان جامعه اسلامى (مثل برخورد امیرکبیر با بابیت که ستودنى است).(۷۷)

۵. عدم تسامح واغماض در برخورد با انحرافات وبدعت ها.
 

۱۲. عدم پیروى از ولایت فقیه ونواب عام

یکى دیگر از آسیب هایى که وحدت جامعه اسلامى را خدشه دار ساخته وزمینه را براى فعالیت دشمنان دین ومهدویت (به صورت هاى مختلف مانند دشمنى روشن وبى واسطه، فرقه سازى، مدعیان و...) فراهم مى آورد، عدم پیروى از نوّاب عام امام عصر علیه السلام است با آن که اطاعت از این بزرگواران، در عقل ونقل تأکید شده است.
 
پیامدها
۱. گمراهى وضلالت.

۲. پراکندگى افراد وعدم وحدت در سایه رهبرى واحد.

۳. شکست پذیر بودن در مقابل دشمن وعدم مقاومت.
 
خاستگاه
۱. عدم بصیرت کافى در دین.

۲. توجه نکردن به دلایل عقلى ونقلى.

۳. توهم پیروى مستقیم وبى واسطه از امام عصر علیه السلام.

۴. توقع نیابت خاصه در عصر غیبت کبرا.

۵. هوى وهوس.

۶. اغراض سیاسى وشیطنت هاى استکبار.
 
درمان
تبیین عقلى ونقلى ضرورت رویکرد به نوّاب عام

تبیین ادله عقلى در آسیب اول، بررسى شد وگذشت.
 
ادله نقلى
امام صادق علیه السلام فرمودند: فاما من کان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظا لدینه مخالفا على هواه، مطیعاً لامر مولاه فللعوام ان یقلّدوه وذلک لا یکون الا بعض فقهاء الشیعة لا کلّهم.

از میان فقیهان، فقیهى که نفس ودین خود را ـ نه دنیایش را ـ نگاهدار باشد (پرهیزگار)، با هوى وهوس هایش مخالفت نماید وفرمان مولایش را اطاعت کند، باید مردم از وتقلید کنند وداراى چنین صفات والایى نباشد مگر برخى از فقهاى شیعه، نه همه آنان.(۷۸)

در توقیع محمد بن عثمان عمرى خطاب به اسحاق بن یعقوب از امام زمان علیه السلام چنین آمده است:

اما الحوادث الواقعة فارجعوا الى رواة احادیثنا، فانهم حجتى علیکم وانا حجةالله علیکم.

در حوادث وپیشامدها به راویان احادیث ما (فقها) مراجعه کنید؛ چرا که آنان حجت من بر شما ومن حجّت خدا بر شمایم.(۷۹)

۲. بصیرت دینى وسیاسى.

۳. هماهنگى ووحدت رویه بین اندیشمندان وعلما در حمایت از فقیهى که عهده دار امور گشته است.

۴. تلاش براى حل مشکلات دینى، فکرى، سیاسى واجتماعى جامعه با همفکرى اندیشمندان وعلما.
 

۱۳. فعالیت هاى غرب ومستشرقان

یکى دیگر از آسیب ها وتخریب ها، تحریف هایى است که توسط مستشرقان در مقولة مهدویت پدید آمده است. آنان مغرضانه یا بدون مراجعه به منابع اصیل، مطالبى را به نام دین ومهدویت ارائه مى دهند ودر پى آن، افرادى نیز با مطالب ومقاله هاى آنان برخورد علمى کرده وآن را یک کار علمى وتحقیقى وبدون هیچ عیب ونقص مى پندارند ودر کتاب ها ومقالات خویش از آن بهره مى گیرند.(۸۰)
 
پیامدها
۱. دورى گزیدن جوامع غیر اسلامى از مطالب اصیل اسلامى به طور کلى ومهدویت به طور خاص که مورد بحث است.

۲. ایجاد شک وتردید یا تنفّر در میان معتقدان کم اطلاع.
 
خاستگاه
۱. بى اطلاعى از منابع اصیل.

۲. مراجعه به منابع دست چندم به جاى منابع اصیل ودست اول. 

۳. مراجعه به منابع وآراى مخالفان شیعه، مثلا در بررسى دیدگاه مهدویت شیعى به جاى مراجعه به منابع اصیل شیعى، آن را در میان دیدگاه هاى اهل سنت جست وجو مى کنند. (قاعده این است که براى شناخت اندیشه وآراى مذهبى، به کارشناسان ومتخصصان خود آن ها رجوع شود).

۴. جدایى از علما وکارشناسان مذهب یا آن مقوله، بى اعتنایى یا بى اطلاعى یا عدم طرح توضیحات کارشناسان مربوط.

۵. برخورد مغرضانه وجانبدارانه به جاى بى طرفى با مقولات علمى.

۶. سیاست بازى وشیطنت هاى استکبار.
 
درمان
۱. تبیین، روشنگرى، حل شبهات و... توسط علما واندیشمندان مانند ارائة دائرة المعارف ها با توضیحات کافى ودلایل معتبر واصیل و... .

۲. هوشیارى در مقابل غرض ورزى ها وسیاست زدگى ها.

۳. مبهوت نشدن در مقابل غرب، مستشرقان و... .
 
پى نوشت ها:
(۱) برگرفته از صحیفه امام، پاییز ۱۳۷۸، چاپ اول، ج ۲۱، ص ۱۳-۱۴. 
(۲) نعمانى، الغیبة، باب ۱۵، ص ۲۸۵. 
(۳) اربلى، کشف الغمة، ج ۲، باب ۵، ص ۴۷۷.
(۴) طبرسى، الاحتجاج، ج ۲، ص ۳۱۷. 
(۵) سید رضا صدر، راه مهدى، ص ۸۷ و۸۸. 
(۶) صدوق، کمال الدّین وتمام النعمة، ج ۲، باب ۲۳، ما اخبر به الصادق علیه السلام عن وقوع الغیبة، حدیث ۳۲، ص ۳۴۶. 
(۷) سید بن طاووس، الطرائف، ج ۲، ص ۳۴۴.
(۸) براى توضیح بیشتر وبررسى سندى ودلالى چنین روایاتى رجوع کنید: ابرهیم امینى، دادگستر جهان؛ فصلنامه انتظار، ش ۵، مقاله (نهى از قیام) در بوته تحلیل روایى، نجم الدین طبسى؛ فصلنامه انتظار، ش۷، مقاله نقد وبررسى روایات نافى حکومت وقیام در عصر غیبت، محمدعلى قاسمى.
(۹) شیخ عباس قمى، سفینة البحار، ج ۷، ماده قم ، ص ۷؛ مجلسى، بحارالانوار، ج ۵۷ ، ص ۲۱۶، باب ۳۶. 
(۱۰) نعمانى، الغیبة، باب ۱۴، ص ۲۷۳. 
(۱۱) صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۶ و۱۷ با اندکى تصرف.
(۱۲) همان، ص ۱۶، با اندکى تصرف.
(۱۳) صحیفه نور، ج ۱۸ ، ص ۱۹۵. 
(۱۴) امام خمینى، ولایت فقیه، انتشارات ناس، چاپ اول، ص ۵۳ و۵۴ . 
(۱۵) همان، ص ۲۶ و۲۷.
(۱۶) همان، ص ۵۴.
(۱۷) (اما والذى فلق الحبة وبرأ النسمة، لولا حضور الحاضر وقیام الحجة بوجود الناصر وما اخذ الله على العلماء الاّ یُقارّوا على کظَّة ظالم ولاسغب مظلوم، لالقیت حبلها على غاربها ولسقیت آخرها بکأس اوّلها...؛ سوگند به خدایى که دانه را شکافت وجان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود، ویاران حجّت را بر من تمام نمى کردند واگر خداوند از علما عهد وپیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگى ستمگران وگرسنگى مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته، رهایش مى ساختم، وآخر خلافت را به کاسة اول آن سیراب مى نمودم ...) نهج البلاغه ، خ ۳.
(۱۸) اربلى، کشف الغمة، ج ۲، باب ۵، ص ۴۷۷.
(۱۹) امینى، دادگستر جهان، ص ۲۵۱.
(۲۰) صحیفه امام ، ج ۸، ص ۲۷۴.
(*) مجله تخصصى کلام اسلامى، شماره ۴۳، مقالة انتظار فرج ۲، ص ۱۴۵، از همین نگارنده.
(۲۱) نعمانى، الغیبة ، باب ۱۵ ، ۲۸۵.
(۲۲) براى توضیح بیشتر مراجعه کنید: فصلنامه انتظار ، شماره۶ ، مقاله درنگى در قتل هاى آغازین، ص ۳۵۶ ، نجم الدین طبسى.
(۲۳) عماد الدین طبرى، بشارة المصطفى، ص ۲۰۷ .
(۲۴) صدوق، من لا یحضره الفقیه ، ج ۴، ص ۴۱۸.
(۲۵) طوسى، الغیبة، فصل ۴، ص ۲۹۰.
(۲۶) براى توضیح بیشتر مراجعه کنید: جعفر مرتضى عاملى، جزیره خضراء، افسانه یا واقعیت، مترجم: ابوالفضل طریقه دار؛ فصلنامه انتظار، ش ۱ و۲ و۳ و۴، مجتبى کلباسى، بررسى افسانه جزیره خضراء.
(۲۷) صدوق، کمال الدین ، ج ۲ ، باب ۳۶ ، ص ۳۷۸.
(۲۸) کلینى، الکافى، ج۱، ص ۳۶۹.
(۲۹) صدوق ، کمال الدین، ج ۲، باب ۳۶، ص ۳۷۸.
(۳۰) محمد بن خزاز قمى، کفایة الاثر، ص ۵۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، باب ۲۲، ص ۱۴۳.
(۳۱) صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۴۵.
(۳۲) همو، کمال الدین، ج ۱، باب ۳۱، ص ۳۲۳.
(۳۳) همو، الخصال، ج ۲، ص ۶۲۲.
(۳۴) صدوق، کمال الدین ، ج ۱، باب ۳۰ ، ص ۳۱۷.
(۳۵) الکافى، ج ۸، ص ۳۶.
(۳۶) صدوق، کمال الدّین، ج ۲، باب ۳۸، ص ۳۸۴.
(۳۷) آل عمران، ۲۰۰.
(۳۸) نعمانى، الغیبة، باب ۲۵، ص ۳۳۰.
(۳۹) همان، باب ۲۶، المقدمه، ص ۱۷ وباب ۲۵، ص ۳۳۰.
(۴۰) صدوق، الخصال ، ج ۲، ص ۶۲۲.
(۴۱) نعمانى، الغیبة، باب ۱۱، ص ۱۹۷.
(۴۲) کلینى ، الکافى ، ج ۳، ص ۱۳۲.
(۴۳) مجلسى، بحارالانوار ، ج ۵۳، ص ۲، باب ۲۸.
(۴۴) طوسى، الغیبة، ص ۴۲۵.
(۴۵) نعمانى، الغیبة، ص ۲۹۳.
(۴۶) طوسى، الغیبة، فصل ۷ ، ص ۴۲۶.
(۴۷) الکافى، ج ۱، باب کراهیة التوقیت، ص ۳۸۹؛ نعمانى، الغیبة، ص ۲۹۶.
(۴۸) نعمانى، الغیبة، ص ۲۸۹ ، فى النهى عن التوقیت والتسمیة.
(۴۹) گاهى حرف هایى از برخى بزرگان وعلما نقل مى شود که نشانگر توقیت است، در حالى که با کمى تحقیق معلوم مى گردد این مطلب صرفاً شایعه بوده وهیچ پایه واساسى ندارد. یعنى آن بزرگواران اصلا چنین چیزى نگفته اند.
(۵۰) الکافى، ج ۳، ص ۱۳۱.
(۵۱) همان، ج ۱، ص ۳۶۸.
(۵۲) شیخ احمد احسایى ،جوامع الکلم، رساله رشتیه، قسمت ۲، ص ۱۰۳.
(۵۳) ناجى نجار، جزیره خضراء وتحقیقى پیرامون مثلث برمودا، مترجم: على اکبر مهدى پور.
(۵۴) على اکبر ذاکرى، چشم به راه مهدى، مقاله ارتباط با امام در عصر غیبت.
(۵۵) نعمانى، الغیبة، ص ۱۶۴.
(۵۶) صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۲ ، باب نوادر الحج، ص ۵۲۰.
(۵۷) گرچه برخى روایات گفته اند: حضرت دیده نمى شود، ولى راه جمع این روایات با روایاتى که در آن ها به دیده شدن حضرت اشاره شده این است که حضرت دیده مى شود ولى توسط مردم شناخته نمى گردد، چنان که سید صدرالدین صدر (المهدى، ص ۲۰۶ و۲۰۷) مرحوم مجلسى (ذیل روایت) شهید سید محمد صدر (تاریخ الغیبة الکبرى، ص ۳۱) همین وجه را پذیرفته اند.
(۵۸) سید جعفر مرتضى عاملى، جزیره خضراء افسانه یا واقعیت، مترجم: ابوالفضل طریقه دار.
(۵۹) فصلنامه انتظار، ش ۲، مقاله فرقه شیخیه، احمد عابدى.
(۶۰) مدتى قبل، در نشریه خورشید مکه، (ش ۱۷ و۲۱) آیه وعبارتى منسوب به امام زمان۴ چاپ شده بود وبه خط ایشان، (با تصریح این که دقیقاً از روى خط امام، تصویر گرفته اند) اما متوهّمان غافل از این بودند که آیة نوشته شده کاملا اشتباه است. (یعنى نعوذ بالله امام آیه را اشتباه نوشته است).
(۶۱) همایشى دانشجویى در یکى از شهرها برقرار شده بود. پس از پایان همایش، دانشجویى مى گفت: مدتى جمکران مى آمدم براى این که آقا را ببینم، چون موفق نشدم قهر کردم.
(۶۲) بقره، ۱۱۱.
(۶۳) نعمانى، الغیبة، باب ۱۱ ، ص ۱۹۷.
(۶۴) نساء، ۱۲۳.
(۶۵) الکافى، ج ۲، باب خوف ورجاء، ص ۶۸.
(۶۶) حر عاملى، وسائل الشیعة، ج ۱، ب ۲۰ ، ص ۸۶.
(۶۷) قیامة، آیه ۵.
(۶۸) حجرات، ۱۳.
(۶۹) عصر.
(۷۰) ر.ک: تحف العقول، ص ۵۱۳؛ روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام بدین مضمون که: مردم درباره ما سه گروه اند: دو گروه به دنبال جاه ومقامند وبراى این که مردمان را بدرند، محبت ما اهل بیت علیهم السلام را اظهار مى دارند وگروه سوم که (این گونه نیستند) از ما اهل بیت مى باشند وما از آنهاییم.
(۷۱) طوسى، امالى، مجلس ۵ ، ص ۱۳۳.
(۷۲) طوسى، الغیبة، فصل ۶، باب ذکر المذمومین الذین ادعوا البابیة والسفارة کذبا وافتراء لعنهم الله، ص ۳۹۷؛ فصلنامة انتظار، ش ۸ و۹ و۱۰، مقاله: متمهدیان ومدعیان دروغین مهدویت، محمد رضا نصورى.
(۷۳) همان.
(۷۴) مانند دراویش، صوفیه و... .
(۷۵) فصلنامه انتظار، ش ۵، مقاله: از شیخى گرى تا بابى گرى، عزالدین رضانژاد.
(۷۶) فصلنامه انتظار، ش ۱، مقاله: از بابى گرى تا بهایى گرى، عزالدین رضانژاد.
(۷۷) فصلنامه انتظار، ش ۵، از شیخى گرى تا بابى گرى؛ عزالدین رضانژاد.
(۷۸) وسائل الشیعة، ج ۲۷ ، باب ۱۰، ص ۱۳۱.
(۷۹) طوسى، الغیبة، فصل ۴، ص ۲۹۰.
(۸۰) دایرة المعارف بریتانیکا، واژة مهدى واسلام وزرتشت؛ دایرة المعارف دین واخلاق، واژة مهدى؛ موسوعة المورد، منیر بعلبکى.


منبع: سایت مرکز پژوهشهای تخصصی امام مهدی(عج)